Warning: include_once(/home/lgzteimp/public_html/wp-content/plugins/loginizer/IPv6/IPv6.php): failed to open stream: No such file or directory in /home/lgzteimp/public_html/wp-content/plugins/loginizer/functions.php on line 3

Warning: include_once(): Failed opening '/home/lgzteimp/public_html/wp-content/plugins/loginizer/IPv6/IPv6.php' for inclusion (include_path='.:/usr/lib/php:/usr/local/lib/php') in /home/lgzteimp/public_html/wp-content/plugins/loginizer/functions.php on line 3
درباره زبان اسپرانتو – برگه 2 – اسپرانتو در ایران

اسپرانتو؛ از آغاز تا اکنون

خبرگزاری پانا: اسپرانتو؛ از آغاز تا اکنون                       شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۴  ساعت ۱۴: ۱۸

هرچند تاریخ زبان بین‌المللی اسپرانتو در ایران بیش از یک قرن عمر دارد- و ایران و اسپرانتودانان‌اش نقش‌های مهمی در پیش‌برد این زبان مشترک جهانی داشته‌اند – با این وجود، نخستین همایش اسپرانتو در ایران – با حضور بیش از ۱۰۰ شرکت‌کننده – تنها در فروردین‌ماه سال ۱۳۹۳ در تهران برگزار شد. درحالی که در سال ۱۳۹۳، برای نمونه، ژاپن ۱۰۱امین، انگلستان ۹۵امین، آلمان ۹۲امین، ایتالیا ۸۱امین، اسپانیا ۷۳امین، برزیل ۴۹امین، و مکزیک ۱۴امین کنگرهٔ اسپرانتوی خود را برگزار کردند.
هم‌اکنون، صد‌ها همایش و نشستِ علمی و فرهنگی در سطوح ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی هرساله در سراسر جهان به (و در مواردی، درباره‌ی) زبان اسپرانتو برپا می‌شود.
در بین تمامی این گردهمایی‌ها، «همایش جهانی اسپرانتو» که هرساله توسط «سازمان جهانی اسپرانتو» (دارای روابط رسمی با «سازمان ملل متحد» و «یونسکو») در کشورهای گوناگون جهان برگزار می‌شود، بزرگ‌ترین کنگرهٔ اسپرانتو در دنیا محسوب می‌شود. این همایشِ بین‌المللیِ بی‌نظیر، که در آن هیچ مترجمی وجود ندارد، به‌عنوان نمونه در سال ۲۰۰۳ در شهر گوتِن‌بورگِ سوئد با حضور ۱۸۰۰ شرکت‌کننده از ۶۲ کشور، در سال ۲۰۰۴ در شهر پکنِ چین با ۲۰۳۱ نفر از ۵۱ کشور و در سال ۲۰۰۵ در شهر ویلینیوسِ لیتوانی با شرکت ۲۳۴۴ اسپرانتودان و در سال ۲۰۰۶ در شهر فلورانس ایتالیا با شرکت ۲۲۰۹ اسپرانتیست برپا شد. در صدمین سال ابداع زبان اسپرانتو، یعنی سال ۱۹۸۷همایش ۷۲ام جهانی اسپرانتو در زادگاه مؤلف آن، دکتر زامنهوف، در کشور لهستان برگزار شد و تعداد بی‌نظیر ۵۹۴۶ اسپرانتودان از سراسر دنیا در آن شرکت کردند. تعداد شرکت‌کنندگان یک‌صدمین همایش جهانی اسپرانتو نیز، که مرداد ماه سال جاری در شهر لیل (Lille) فرانسه برگزار شد، رقم چشم‌گیر ۲۸۰۰ نفر بود. (نخستین همایش جهانی اسپرانتو نیز در سال ۱۹۰۵ در همین کشور برگزار شده بود).
سازمان‌دهی «همایش‌ جهانی اسپرانتو» با «سازمان جهانی اسپرانتو» است، که مقر آن در شهر رتردام کشور هلند قرار دارد و دارای روابط رسمی با سازمان ملل متحد و یونسکو است. سعی این سازمان، برگزاری این همایش در کشورهای گوناگون جهان است تا از نظر جغرافیائی توزیع عادلانه‌ای در این زمینه صورت گیرد. تا سال ۱۹۱۲ نام این همایش‌ها «همایش بین‌المللی اسپرانتو» بود، از سال ۱۹۱۳ تاکنون عنوان آن «همایش‌ جهانی اسپرانتو» بوده است.
گفته می‌شود با جهانی شدن بهره‌گیری از زبان بین‌المللی اسپرانتو، زمان و هزینهٔ بسیار زیادی که تا کنون صرف فراگیری زبان‌هائی مثل فراسوی، روسی و انگلیسی می‌شده است، صرفه‌جوئی خواهد شد، چراکه فراگیری زبان اسپرانتو به‌مراتب سریع‌تر و آسان‌تر از دیگر زبان‌های جهان است.
زبان اسپرانتو در سال ۱۸۸۷ توسط دکتر لودویگ لازاروس زامِنهوف (۱۹۱۷-۱۸۵۹) چشم‌پزشک و زبان‌دان لهستانی اِبداع شد. یونسکو نیز به‌خاطر عظمتِ شخصیت و عمرآورد وی (۱۹۱۷-۱۸۵۹)، سال ۱۹۸۷ را که مصادف با صدمین سال تولد اسپرانتو بود، «سال زامنهوف» اعلام کرد. این زبان در طول ۱۲۸ سال عمر خود- که در مقایسه با زبان‌های چندهزارسالهٔ موجود، بسیار کوتاه است – چنان پیشرفت کرده است که:
۱. آثار علمی بی‌شماری به اسپرانتو نگاشته یا ترجمه شده‌اند، از جمله توسط برندگان جوایز علمی نوبل، مانند پروفسور رِینهارد زِلتِن (-۱۹۳۰) آلمانی، که نخستین کتابش را درمورد «تئوریِ بازی‌ها» به زبان اسپرانتو نگاشته است. گفتنی است که پروفسور زلتن اینجایزه را برای ابداع همین تئوری برنده شدند. این نکته را نیز باید اضافه کرد که بسیاری از کتاب‌های علمی که به زبان اسپرانتو نگاشته شده‌اند، به بسیاری از زبان‌های ملی دنیا ترجمه گشته‌اند.
۲. آثار ادبی فراوانی از کشور‌ها، فرهنگ‌ها و زبان‌های گوناگون به نظم و نثر به زبان اسپرانتو ترجمه و منتشر شده است، مانند آثار شیلر، خیام، حافظ، شکسپیر، دانته، تولستوی و تالکین.
۳. آثار ادبی زیاد و باارزشی به این زبان نگاشته شده، که به‌خاطر آن‌ها تاکنون بار‌ها نویسندگان اسپرانتوزبان نامزدِ دریافت جایزهٔ ادبی نوبل شده‌اند (موفقیتی که هنوز بسیاری از زبان‌های چندهزارسالهٔ ملی جهان به آن دست پیدا نکرده‌اند).
۴. کتب، مجلات و سایت‌های علمی، ادبی، و تخصصی زیادی به اسپرانتو وجود دارد، و بسیاری از آن‌ها توسط اینترنت و به‌رایگان نیز قابل بهره‌برداری و استفاده است.
۵. یونسکو تا به‌حال دو قطع‌نامه در بارهٔ بزرگ‌داشت و مزایای زبان بین‌المللیِ اسپرانتو برای کمک به ایجاد تفاهم، دوستی و صلح و ارتباطات بین فرهنگ‌های مختلف جهان، تصویب کرده است و به کشورهای عضو خود توصیه کرده است که آموزش آن‌را وارد مدارس و دانش‌گاه‌های خود سازند.
۶. سادگی، آسانی و منطقی و قابل‌تعمیم‌بودن قواعد محدود دستوری زبان اسپرانتو تا حدی است، که بسیاری از اسپرانتودانان مشهور جهان، آن‌را نزد خود و تنها توسط یک کتاب، سایت یا برنامهٔ کامپیوتری آموزش اسپرانتو فراگرفته‌اند.
علل اصلی سادگی و درعین‌حال قدرتمندی زبان اسپرانتو را در بیان ظرایف ادبی و جزئیات علمی، به‌طور خلاصه می‌توان چنین فهرست کرد:
۱. آوائی بودن صددرصدیِ الفبای آن، که به‌تَبَع آن، شخص تنها با فراگیری ۲۸ حرف آن، قادر به خواندن (تلفظ) و نوشتن (دیکته) کاملاً صحیح تمامی کلمات این زبان می‌گردد. نکتهٔ مهم دیگر این‌که، برخلاف اکثر زبان‌های ملی – مانند انگلیسی – در اسپرانتو، سیلابی که تکیه‌ی‌صدا (اِستِرس یا آکسان) بر روی آن اِعمال می‌شود، کاملاً قانونمند و مشخص است: آکسان همیشه بر روی سیلاب ماقبل‌آخر هر کلمه قرار داده می‌شود.
۲. محدود بودن و فراگیربودن قواعد دستوری این زبان: قواعد بنیادین اسپرانتو تنها ۱۶ عدد است، که حدوداً یک‌صدم تعداد قواعد دستوری زبان‌های دیگر است. در ضمن، هیچ استثنائی – ازجمله هیچ فعل بی‌قاعده‌ای، یا جمع مُکثّری – در این زبان وجود ندارد.
۳. سامانهٔ نبوغ آمیز و صددرصد چسبانشی اسپرانتو در واژه‌سازی این امر را می‌سر ساخته تا شخص با فراگیری تعداد بسیار کمی واژه‌بخش یا جزء‌کلمه (ریشه، پیشوند، پسوند و پایانه)، قادر به ساختن تعداد نامحدودی کلمه شود که لزومی به حفظ کردن معنی آن‌ها ندارد، چراکه معنی دقیق آن‌ها را با دانستن‌‌ همان واژه‌بخش‌های محدود، می‌تواند به‌راحتی و به‌درستیِ تمام، حدس بزند.
۴. نظم آزاد اجزای اصلی جمله (فاعل، مفعول، فعل) در جمله‌سازی، به این معنی که در اسپرانتو هر یک از این سه جزء اصلی جمله را می‌توان در هر جای آن قرار داد، بدون‌آن‌که معنی جمله مخدوش شود یا تغییر یابد.
در زبان اسپرانتو، به‌دلیل وجود پایانهٔ مفعولیِ n─ (به معنی «را» در فارسی)، در هر جمله می‌توان محل مفعول را تغییر داد؛ بدون آن‌که مفعولِ جمله تفاوت کند. به عبارتِ دیگر، در این زبان، به‌خاطر وجود پایانهٔ مفعولی، کلمات از نظر نحوی (یا ترکیبی) ارزش مکانی ندارند.

اسپرانتو در دنیای علم
نخستین نهادهائی که در جهان از زبان بین‌المللی اسپرانتو استقبال کردند، آکادمی‌ها یا فرهنگستان‌های علمی در کشورهای گوناگون بودند. شاید علت اصلی این امر، علمی‌بودن یا طراحیِ علمی شدنِ زبان اسپرانتو توسط خالق آن، دکتر زامِنهوف، بوده است. به‌عنوان نمونه، در یکم ماه جون سال ۱۹۲۶، ۴۲ تن از اعضای «آکادمی علوم فرانسه» – که شکل نخستین آن از قرن هفدهم به‌وجود آمده است و یکی از آکادمی‌های ۵گانهٔ «انستیتوی فرانسه» است – این بیانیه را در مورد اسپرانتو امضا کردند:
از آن‌جا که این امضاکنندگان، اعضای «آکادمی علوم»، معتقدند که به‌کارگیری زبان کمکی و بین‌المللی اسپرانتو در ارتباطات بین‌المللی:
• دارای ثمرات بسیار بزرگی از نقطه‌نظر پیش‌برد علم و کاربرد آن خواهد بود؛
• و جریان یافتن وسیع علم فرانسه را به خارج می‌سر خواهد ساخت، و درنتیجه، تأثیر عقلائیِ (اَنتلِکتوئِلیِ) کشور ما را (بر روی کشورهای دیگر) ممکن خواهد کرد، خواستهٔ خود را چنین بیان می‌کنند که:
۱. آموزش این زبان، که شاه‌کار منطقی بودن و ساده‌بودن است، دستِ‌کم به‌صورت اختیاری، در برنامه‌های رسمی کلاس‌های علوم تمامیِ نهادهای آموزشی وارد گردد؛
۲. در طول همایش‌های بین‌المللی، اسپرانتو زبانِ رسمی – دقیقاً با‌‌ همان حقوق زبان‌های ملی – باشد، تا لحظه‌ای که تجربیات تأیید کرد که اسپرانتو برای تبدیل‌شدن به تنها زبانِ رسمی (همایش‌های بین‌المللی) مناسب است.
۳. مدیران انتشارات علمی و فنی به کششی، که به‌کارگیری زبان اسپرانتو در رابطه با چیزهائی که به‌منظور ارسال به خارج، منتشر می‌سازند، برای آن‌ها به‌ارمغان می‌آورد، توجه کنند؛
۴. از هم‌اکنون، دانش‌مندان و فناوران خود را برای به‌کارگیری از اسپرانتو در ارتباطات خود با هم‌کاران خارجی خویش آماده سازند، و سپس به آنان اطلاع دهند، که ایشان آمادهٔ استفاده‌کردن از اسپرانتو هستند.
۵. کمیسیونی برای تهیه و توسعهٔ واژه‌نامه‌های تخصصیِ علوم پایه به اسپرانتو تشکیل گردد، و از انجمن‌های فنی (برای این منظور) دعوت به‌عمل آید. «
همان‌طور که اشاره شد، بیانیه‌های مشابهی توسط نهادهای علمی و دانشمندان دیگر کشور‌ها نیز صادر شده است؛ برای مثال ۸۵ دانشمند ژاپنی در سال ۱۹۵۰، ۲۰ پروفسور دانشگاهی چین در سال ۱۹۵۱ و… اما نکات جالبی که در مورد این استقبال علمی از اسپرانتو، و پیامدهای آن می‌توان گفت، (بهترتیب موارد اعلام‌شده در بیانیهٔ فوق) این است که خوشبختانه در حال حاضر:
۱. آموزش (اختیاری) اسپرانتو در بسیاری از نهادهای آموزشی جهان وجود دارد.
۲. به‌طور متوسط، هر چند روز یک همایش ملی، منطقه‌ای یا بین‌المللی در نقطه‌ای از جهان به و/یا درمورد زبان اسپرانتو برگزار می‌شود، که بسیاری از آن‌ها علمی و تخصصی‌اند.
۳. در انتشار کتاب‌ها و مجلات علمی و تخصصی در سطح جهان با مقیاس قابل‌توجهی وجود دارد.
۴. بسیاری از دانشمندان برای انتشار یافته‌های علمیِ خود، و یا هم‌فکری و ارتباط با هم‌کاران خارجی خود، از زبان اسپرانتو بهره می‌جویند.
۵. تعداد بی‌شماری واژه‌نامه‌های عمومی و تخصصی به زبان اسپرانتو و در رشته‌های گوناگون تألیف و نتشر گردیده است.

بهره‌‌‌گیریِ دانشمندان از زبان اسپرانتو
وجود کتاب‌ها، مجلات، همایش‌ها و سایت‌های بی‌شمار اسپرانتو در زمینهٔ علم و فناوری، گویای توانائی و قدرت این زبان در بیان مفاهیم علمی است. ولی شاید درمورد توانائی‌های زبان بین‌المللی اسپرانتو برای بیان موضوعات دقیق علمی، و غنی بودن انبان واژگان و کلمات تخصصی آن برای این منظور، شاید این نیز کافی باشد که به دانش‌مندان برندهٔ جایزهٔ نوبل اشاره کرد، که یا زبان اسپرانتو را می‌دانند و از آن برای نگاشتن و منتشر کردن مطالب و کتب علمی خود بهره جسته‌اند، یا در خصوص شایستگی‌ها و قدرت اسپرانتو در این زمینه، لب به سخن گشوده و توصیه کرده‌اند که از این زبان به‌عنوان زبان مشترک در دنیای علم و فناوری استفاده شود تا سرعت پیشرفت آن‌ها در جهان به‌مراتب بیشتر گردد. برای نمونه، پروفسور رِینهارد زِلتن (-۱۹۳۰) آلمانی، برندهی جایزهٔ نوبل ۱۹۹۴ در رشتهٔ اقتصاد است، که از جوانی اسپرانتو را آموخت و نخستین کتابش را درمورد «نظریهٔ بازی‌ها» به اسپرانتو نوشت.
پروفسور رِینهارد زِلتن، مُبدع «تئوری بازی‌ها»، و برندهٔ جایزهٔ نوبل در سال ۱۹۹۴ به‌خاطر ارائهٔ همین تئوری، نخستین کتابش را در بارهٔ این نظریه به زبان اسپرانتو نوشته است.

جوایز نوبل برای اسپرانتو و اسپرانتودانان
در حالی که بسیاری از زبان‌های ملیِ جهان با وجود سابقهٔ چندهزارسالهٔ خود هنوز موفق به ارائهٔ نویسندهاى نشده است که نامزد جایزه‌ى ادبیِ نوبل گردد، زبان اسپرانتو بار‌ها موفق به کسب چنین افتخار بزرگی شده است. برای مثال، در سال‌های ۱۹۹۹، ۲۰۰۰ و ۲۰۰۵ میلادی ویلیام اُلد، نویسندهٔ توانای اسکاتلندی به پاس تألیف بیش از پنجاه کتاب به زبان بین‌المللی اسپرانتو، کاندیدای دریافت جایزهٔ ادبیِ نوبل گردید. از زمان انتشار زبان اسپرانتو، یعنی سال ۱۸۸۷ تا هنگام به‌وقوع پیوستنِ این واقعهٔ زبان‌شناسی و ادبیِ بزرگ و بی‌نظیر در جهان، تنها ۱۱۲ سال گذشته بود! این امر خود به‌تنهایی گویای نبوغ بسیار زیاد دکتر زامنهوف در ساخت زبان اسپرانتو نیز هست، چرا که زبان‌های ابداعیِ فراوانی، چه قبل از پیدائیِ اسپرانتو، و چه پس از آن وجود داشته است، که حتی نام اکثریت قریب به‌اتفاق آن‌ها را نیز کسی به‌یاد ندارد. در سال ۲۰۰۷ هم بالدور راگنارسون (-۱۹۳۰)، شاعرِ اسپرانتودان ایسلندی، نامزد دریافت جایزهٔ ادبی نوبل از طرف کانون نویسندگان اسپرانتوزبان گردید.
«سازمان جهانیِ اسپرانتو» که مهم‌ترین و بزرگ‌ترین نهاد در ارتباط با زبان اسپرانتو در دنیا است و دارای روابط رسمی با «سازمان ملل متحد» و «یونسکو» است و در راه ترویج زبان اسپرانتو و صلح و دوستی در جهان نقش غیرقابل‌انکاری داشته، بار‌ها نامزد کسب جایزهٔ صلح نوبل شده است و قطعنامه‌هایی که یونسکو و دیگر نهادهای بین‌المللیِ دنیا در جهت بزرگداشت و پیش‌برد زبان اسپرانتو به‌تصویب رسانده‌اند، تا حدود بسیار زیادی مدیون فعالیت‌های UEA است. مقر اصلی یا دفتر مرکزیِ (Centra Oficejo) این سازمان در شهر روتردامِ هلند است.
از بین دانشمندان اسپرانتودانی که موفق به دریافت جایزهٔ صلح یا علمی نوبل شده‌اند، می‌توان به پروفسور رِینهارد زِلتن آلمانی (نوبل اقتصاد در سال ۱۹۰۴)، که نخستین کتابش را درمورد «تئوریِ بازی‌ها» به زبان اسپرانتو نگاشته است، اشاره کرد. وی در خودزندگی‌نامه‌اش در سایت نوبل چنین نوشته است:
» در سال ۱۹۵۹ با الیزابت لانگ‌رِینِر ازدواج کردم، که در طول تمامی این سال‌ها به من برای تبدیل شدن به کسی که هم‌اکنون هستم، کمک کرده است. ما دوست داشتیم بچه داشته باشیم ولی هیچ بچه‌ای نداریم. هردوی ما به نهضت اسپرانتو تعلق داریم، و توسط‌‌ همان نیز با یک‌دیگر آشنا شدیم. زبان بین‌المللی اسپرانتو هنوز هم تأثیر به‌سزائی بر زندگی ما دارد. «
ده‌ها برندهٔ جایزهٔ نوبل دیگر نیز بوده‌اند که یا مانند پروفسور زلتن اسپرانتو را فراگرفته‌اند و از آن در تألیفات خود استفاده کرده‌اند، مانند جوزف تامسون (برندهٔ نوبل فیزیک در سال ۱۹۰۶)، دانیل باوِت (نوبل پزشکی در سال ۱۹۵۷)، ایزاک بشویس سینگر (نوبل ادبیات در سال ۱۹۷۸)؛ و یا اسپرانتو را فراگرفته و در تحسین و توصیهٔ آن زبان گشوده‌اند، مثل ویلهِلم اُستوالد (نوبل شیمی در سال ۱۹۰۹)، رابیندرانات تاگور (نوبل ادبیات در سال ۱۹۱۳)، و لینوس پائولینگ (نوبل شیمی در سال ۱۹۵۴ و نوبل صلح در سال ۱۹۶۲)؛ و یا با اسپرانتو آشنائی داشتند و استفاده از آن‌را به مردم جهان توصیه کرده‌اند، همانند: ویلیام رَمزی (نوبل شیمی در سال ۱۹۰۴)، بِرتا فون سوتنِر (نوبل صلح در سال ۱۹۰۵)، سِلما لاگِرلوف (نوبل ادبیات در سال ۱۹۰۹)، هنری لافونتِن (نوبل صلح در سال ۱۹۱۳)، رومَن رولان (نوبل ادبیات در سال ۱۹۱۵)، فریتیوف نانسِن (نوبل صلح در سال ۱۹۲۲)، هیدکی یوکاوا (نوبل فیزیک در سال ۱۹۴۹)، برتراند راسِل (نوبل ادبیات در سال ۱۹۵۰)، یاروسلاو هیروفسکی (نوبل شیمی در سال ۱۹۵۹)، آلفرد کاستلِر ‌ (نوبل فیزیک در سال ۱۹۶۶)، ویلی برانت (نوبل صلح در سال ۱۹۷۱)، و…

منابع رایگان فراگیری اسپرانتو در اینترنت
در اینترنت منابع بسیار زیادی برای آشنا شدن و فراگیریِ کامل زبان اسپرانتو وجود دارد. اسپرانتو ثابت کرده است که تنها زبانی است، که هرکسی می‌تواند آن‌را بدون کلاس و استاد – و تنها به‌یاری یک کتاب، یک برنامهٔ کامپیوتری، یا یک سایت آموزشی – موفق به فراگیریِ آن تا حد استادی گردد. شاهد این امر، تعداد بسیار زیاد شعرا و نویسندگان اسپرانتو در کشورهای گوناگون در سراسر جهان است، که آن را نزد خویش یاد گرفته‌اند.
به‌عنوان مثال، در سایت http://www.espero.ir/persa منابع فارسی برای آشنا شدن با این زبان و فراگیری آن – به‌صورت کامل و رایگان – وجود دارد. همان‌طور که در بالا گفته شد، سایتِ بین‌المللی www.lernu.net نیز با روش جذابی این زبان جدید را به حدود ۴۰ زبان زندهٔ دنیا (ازجمله: فارسی، عربی، ترکی، انگلیسی، آلمانی، اسپانیائی، ایتالیائی فرانسوی و اسپرانتو) آموزش می‌دهد.

احمدرضا ممدوحی

مقاله از: احمدرضا ممدوحی، سرنمایندهٔ «سازمان جهانی اسپرانتو» دارای روابط رسمی با «سازمان ملل متحد» و «یونسکو»

اسپرانتو در انتظار جایزه نوبل

اسپرانتو در انتظار جایزه نوبل

مریم رستگار،  بی‌بی سی

به روز شده: ۱۵: ۳۷ گرینویچ – دوشنبه ۱۹ آوریل ۲۰۱۰ – ۳۰ فروردین ۱۳۸۹

در بریتانیا هشت نفر از نمایندگان پارلمان، با ارسال درخواست‌نامه‌ای به دفتر جایزه نوبل در نروژ، انجمن جهانی اسپرانتو را نامزد دریافت جایزه صلح نوبل سال ۲۰۱۰ میلادی کرده‌اند. در نامه هشت نماینده پارلمان بریتانیا آمده است: «فعالیت‌های انجمن جهانی اسپرانتو (Universala Esperanto-Asocio) به تنوع زبانی، حفظ دموکراسی، آزادی بشر و ایجاد فرهنگی

جهانی کمک می‌کند که همه این‌ها در ایجاد و حفظ صلح مؤثر است. درنتیجه با توجه به تأثیر فعالیت‌های این انجمن در ایجاد تفاهم بین‌المللی که عاملی اساسی در برقراری

لودویک لازاروس زامنهوف، پزشک و زبان‌شناس لهستانی، زبان اسپرانتو را در سال ۱۸۸۷ میلادی به جهان معرفی کرد

صلح جهانی است، این انجمن نامزد دریافت جایزه صلح نوبل می‌شود
اسپرانتو، زبانی بین‌المللی است که در سال ۱۸۸۷ میلادی از طرف دکتر لودویک لازاروس زامنهوف، پزشک و زبان‌شناس لهستانی به جهان معرفی شد. آقای زامنهوف معتقد بود که داشتن زبان بین المللی مشترک به برقراری ارتباط بین مردم کشورهای مختلف کمک می‌کند. او با در نظر گرفتن محدودیت‌های مربوط به یادگیری زبان‌های مختلف و نیز نظراتی که درباره تسلط فرهنگی کشورهای استعماری در جهان وجود داشت، به فکر ابداع زبانی جدید افتاد که به هیچ کشور یا ملیت خاصی وابسته نباشد.
آقای زامنهوف با چندین زبان از جمله روسی، لهستانی، آلمانی، فرانسه، لاتین، یونانی، عبری، انگلیسی، ایتالیایی، اسپانیایی و لیتوانیایی آشنا بود و با در نظر گرفتن شرایط و ویژگی‌های هر یک از این زبان‌ها، توانست ساختار و قوانین دستوری ساده‌ای را برای زبانی جدید تعریف کند. واژه‌های مورد استفاده در این زبان هم ابداعی یا برگرفته از زبان‌های دیگر است.

پرینوش صنیعی، نویسنده و از کسانی که سال‌ها پیش زبان اسپرانتو را فراگرفته و به این زبان مسلط است، با این توضیح که معمولاً دستور زبان و گرامرهای سنگین، از مشکلات افرادی است که می‌خواهند زبان جدیدی یاد بگیرند، می‌گوید: «اسپرانتو ۱۶ قاعده دستوری اصلی دارد که می‌توان آن‌ها را در مدتی کوتاه یاد گرفت. برای یادگیری واژه‌ها هم کافی است که ریشه اصلی کلمه یاد گرفته شود و بعد، با استفاده از دستورهایی ساده، این ریشه را به صورت اسم، صفت یا قید درآورد و دایره واژگان را به طور تصاعدی گسترش داد. قوانین ساده‌ای هم برای ترکیب کلمه‌ها در جمله‌های اسپرانتویی وجود دارد که می‌توان در مدتی کوتاه آن‌ها را یاد گرفت.»
او آغاز دوره انسان‌گرایی در جهان و توجه به این‌که تمام انسان‌ها، حقوق مساوی دارند را زمینه‌ساز تعریف و ابداع زبان اسپرانتو می‌داند و اضافه می‌کند: «با شروع نهضت انسان‌گرایی در جهان، این دیدگاه به وجود آمد که انسان‌ها برای برقراری ارتباط با هم، باید در شرایط مساوی باشند و از آنجا که زبان، مهم‌ترین وسیله ارتباطی است، باید شرایط به گونه‌ای فراهم شود که یک ابزار ارتباطی با شرایط مساوی در اختیار همه قرار بگیرد، یعنی زبانی وجود داشته باشد که زبان دوم همه و نه زبان مادری کسی باشد.»
خانم صنیعی اضافه می‌کند: «این بحث‌ها در حدود ۱۰۰ سال پیش مورد توجه روشنفکران قرار گرفت و در ‌‌نهایت دکتر زامنهوف در لهستان که به بیش از ۲۰ زبان دنیا مسلط بود، زبان جدیدی را به نام اسپرانتو تدوین کرد و گروه‌های روشنفکر هم هرکدام به نوعی به او پیوستند.»
او درباره زمان و چگونگی ورود زبان اسپرانتو به ایران می‌گوید: «به دنبال به وجود آمدن یک دیدگاه روشنفکرانه و انسانگرایانه، این زبان جدید تعریف شد و روشنفکران همه جا با آن ارتباط برقرار کردند. چنین شرایطی در ایران هم حاکم بود. ولی مسئله این است که باید دید در حدود ۱۵۰ سال پیش، چند نفر روشنفکر در ایران حضور داشتند و به همین نسبت هم زبان اسپرانتو وارد ایران شد.»
پرینوش صنیعی می‌گوید: «برخی معتقدند که اعتصام الملک، پدر پروین اعتصامی، واردکننده یا معرف زبان اسپرانتو به ایران بوده است. احمد کسروی هم برای چندین سال مجله‌ای منتشر می‌کرد که مطالبی درباره اسپرانتو در آن چاپ می‌شد. در زمان افتتاح دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳ خورشیدی هم زبان اسپرانتو از مطالب درسی دانشگاه بود و کلاً جامعه روشنفکری ایران به زبان اسپرانتو تمایل داشت.»
با این حال، زبان اسپرانتو همیشه با استقبال روبه‌رو نبود. در دوره‌ای از تاریخ، میزان اقبال به این زبان به حدی بود که مسولان برخی کشور‌ها را به تردید در باره ماهیت آن انداخت و طبیعتاً مقابله با آموزش این زبان هم شروع شد. در دوره حکومت هیتلر در آلمان، برخی از افرادی که به زبان اسپرانتو صحبت می‌کردند (اسپرانتیست‌ها) و آن را آموزش می‌دادند، زندانی شدند و مواردی از اعدام اسپرانتیست‌ها در دوره حکومت استالین در روسیه هم گزارش شده است.
به گفته پرینوش صنیعی، آن زمان به اسپرانتیست‌ها حمله می‌شد، چون زبان جدیدی بلد بودند که با آن می‌توانستند با افرادی از کشور‌ها و جوامع دیگر ارتباط برقرار کنند و به دلیل همین ارتباطات بین‌المللی، به آن‌ها اتهام جاسوسی زده می‌شود. او می‌افزاید: «در ایران هم تقریباً چنین شرایطی حاکم بود و می‌گفتند که اسپرانتو زبان بهایی‌ها است و هرکس آن را یاد می‌گیرد، بهایی است
برخورد با آموزش و یادگیری زبان اسپرانتو در سطح جهانی، باعث شد این زبان در لایه‌های زیرین جوامع باقی بماند، ولی به مسیرش ادامه دهد. خانم صنیعی درباره این روند در ایران یادآور می‌شود: «در اوایل دهه ۱۳۵۰ خورشیدی، اقدامات ناصرالدین صاحب زمانی، نویسنده و روان‌شناس ایرانی، باعث شد زبان اسپرانتو دوباره در ایران موردتوجه قرار بگیرد.» او توضیح می‌دهد: «بررسی مسائل مربوط به ایران و جوانان، محور اصلی فعالیت‌های دکتر صاحب زمانی بود. او اعتقاد داشت که جوانان ایران فقط یک چیز کم دارند و آن وسیله‌ای است که بتوانند با جهان در ارتباط باشند تا با آخرین دستاوردهای علمی و فرهنگی دنیا آشنا شوند و داشته‌هایشان را هم به راحتی به جهانیان عرضه کنند. او معتقد بود که این وسیله باید به حدی ساده باشد که جوانان ایران آن را زود یاد بگیرند و از آنجا که او خودش در دوره جوانی با زبان اسپرانتو آشنا شده بود، به این نتیجه رسید که این زبان می‌تواند وسیله ارتباطی خوبی برای جوانان ایران باشد، چون هر وقت یک ابزار بین‌المللی به جوانان ایران داده‌شده است، درخشیده‌اند و نشان داده‌اند که توانایی‌های بالایی دارند.»
به گفته پرینوش صنیعی، «در حدود سال‌های ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۴ خورشیدی، کلاس‌های آموزش اسپرانتو به طور محدود، خیلی خصوصی و با حضور عده کمی تشکیل می‌شد، ولی بعد در مدرسه» روش نو «تحت ریاست یمینی شریف، کلاس‌های بزرگی برای آموزش اسپرانتو تشکیل شد که به‌شدت مورد استقبال قرار گرفت و خیلی از اسپرانتیست‌های قدیمی ایران، در همین کلاس‌های آموزشی این زبان را یاد گرفتند.»

پرینوش صنیعی نویسنده و اسپرانتودان

او اضافه می‌کند: «میزان استقبال از زبان اسپرانتو و نوشته‌ها و مقاله‌هایی که در باره این زبان در ایران منتشر شد، به حدی بود که مسئولان سازمان جهانی اسپرانتو در هلند متعجب شده بودند و به طور مرتب به ایران می‌آمدند تا بدانند چه اتفاقی افتاده است که این همه آدم با زبان اسپرانتو ارتباط برقرار کرده‌اند.» اما دوره این روند و استقبال شدید از زبان اسپرانتو در ایران هم به پایان رسید و به تدریج دایره علاقه مندان به این زبان، محدود به کسانی شد که به زبان‌های جدید علاقه‌مند هستند. در شرایط کنونی هم انجمن اسپرانتوی ایران، در زمینه آموزش این زبان فعالیت می‌کند.
زبان اسپرانتو در دیگر کشورهای دنیا هم تقریباً روند مشابهی طی کرده است، هرچند آمار دقیقی در باره تعداد افرادی که به این زبان مسلط هستند، وجود ندارد و این تعداد بین ۱۰۰ هزار تا ۲ میلیون نفر برآورد می‌شود. پرینوش صنیعی درباره علت تفاوت زیاد این آمار می‌گوید: «افرادی هستند که در زمان یادگیری اسپرانتو، در آمار به حساب می‌آیند، ولی کسانی مثل من که بعد از سال‌ها فعالیت در زمینه‌های مختلف مرتبط به زبان اسپرانتو، دیگر عضو انجمن جهانی اسپرانتو نیستم، در محاسبات جایی ندارند.»
او اضافه می‌کند: «ارتباط با دنیاهای جدید، علت اصلی گرایش من برای یادگیری اسپرانتو بود. الان من ارتباطات گسترده‌ای با افراد مختلف در سراسر دنیا دارم و دوستانی دارم که از طریق زبان اسپرانتو با آن‌ها آشنا شده‌ام.»
البته فقط خانم صنیعی چنین نظری ندارد. تأکید بر گسترده شدن روابط اجتماعی و بین‌المللی افراد با یادگیری زبان اسپرانتو، محور اصلی فعالیت‌های تبلیغی انجمن جهانی اسپرانتو است. الان اسپرانتیست‌های دنیا در نشست‌هایشان سرود مشترکی را سر می‌دهند که شعرش با الهام از نظرات دکتر زامنهوف، مبدع اسپرانتو، سروده شده است. آن‌ها پرچم مشترکی به رنگ سبز و سفید هم دارند و ادبیات اسپرانتو در بیش از یک قرن اخیر، پیشرفت قابل‌توجهی داشته است و نویسندگان و هنرمندانی بنام، آثارشان را به این زبان منتشر کرده‌اند. درواقع می‌توان گفت اسپرانتو زبان مشترک گروهی است که بدون آنکه از یک کشور مشخص یا وابسته به یک موقعیت جغرافیایی خاص باشند، با وابستگی‌های زبانی و تا حدی فرهنگی، کنار هم جمع شده‌اند.
برایان بارکر، هماهنگ‌کننده امور پارلمانی انجمن اسپرانتو در لندن هم زبان اسپرانتو را دارای ماهیت بین‌المللی می‌خواند و می‌گوید: «با آموزش این زبان، به ملت‌ها کمک می‌شود به درک متقابلی برسند. افرادی در سراسر جهان هستند که با این زبان ارتباط برقرار می‌کنند و با هم صحبت می‌کنند، بدون آنکه کشور یا فرهنگ مشترکی داشته باشند. اسپرانتو یک زبان واقعی است که به ایجاد چنین ارتباط و تفاهمی در سراسر دنیا کمک می‌کند. با این حال، در شرایط کنونی، سخنرانان بیشتر نشست‌ها و کنفرانس‌های بین‌المللی در سراسر جهان به انگلیسی صحبت می‌کنند و حتی گفته می‌شود که انگلیسی زبان بین‌المللی غالب در دنیا است.
برایان بارکر در مقابل طرح این دیدگاه، می‌گوید: «زبان انگلیسی یک زبان امپریالیستی است و زبان‌های امپریالیستی بر این اساس در سراسر دنیا گسترش پیدا کرده‌اند که هرچه پول بیشتر و قدرت بیشتری داشته باشید، زبانی که به آن صحبت می‌کنید، بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرد. ولی اسپرانتو یک زبان بی‌طرف است و گرایش سیاسی ندارد. آیت‌الله خامنه‌ای مشکلی با آموزش این زبان ندارد. در چین هم‌چنین نظری وجود دارد و کنفرانس امسال اسپرانتو در کوبا برگزار می‌شود. در آخرین کنفرانسی هم که داشتیم آقای کاسترو، رییس جمهوری کوبا به نشست آمد. در واقع زبان اسپرانتو کاملاً در سراسر دنیا بی‌طرف است و ارتباط بین‌المللی منصفانه‌ای را شکل می‌دهد که تمام طرف‌های درگیر در آن، در سطح برابری هستند.»
شاید به همین دلیل است که گروهی از نماینده‌های پارلمان بریتانیا، انجمن جهانی اسپرانتو را برای دریافت جایزه صلح نوبل نامزد کرده‌اند. آقای بارکر از نامزد شدن انجمن جهانی اسپرانتو برای دریافت این جایزه دفاع می‌کند و می‌گوید: «سال قبل، باراک اوباما، رییس جمهوری آمریکا این جایزه را دریافت کرد. ولی بحث‌های زیادی مطرح است که جایزه صلح نوبل بر اساس دستاوردهای افراد به آن‌ها داده می‌شود، ولی آقای اوباما فقط در انتخابات برنده‌شده بود و برای صلح جهانی کاری نکرده بود. با این حال، جایزه صلح نوبل را گرفت و این موضوع، با اینکه تاکید می‌شود برای دریافت جایزه صلح نوبل باید حتماً افراد اقدام عملی انجام دهند، درست در نمی‌آید.»
او اضافه می‌کند: «باراک اوباما در زمان دریافت جایزه صلح نوبل، هیچ کاری برای صلح نکرده بود، ولی سازمان ما، سال‌ها به‌سختی تلاش کرده است تا با آموزش زبانی مشترک و بی‌طرف، شرایط برای درک متقابل و تفاهم افراد از ملت‌ها و کشورهای مختلف فراهم شود. به خاطر همین تلاش‌ها هم نامزد دریافت جایزه صلح نوبل شده است.»

پدیده اسپرانتو

رادیو گفتگو: برنامه‌ی اندیشه‌های روبرو، درباره‌ی کتاب “پدیده اسپرانتو

روز شنبه ۱۸ آبان ماه ۱۳۸۷ رادیو گفتگو در برنامه‌ی “اندیشه‌های روبرو” با احمدرضا ممدوحی مترجم کتاب “پدیده‌ی اسپرانتو” گفتگویی را انجام داد که در سه نوبت پخش شد. علاقه‌مندان برای شنیدن این گفتگو، که مطالب جالبی را درباره‌ی زبان اسپرانتو و کتاب مذکور در بر دارد، می‌توانند در پیوندهای زیر فایل‌های صوتی را دریافت کنند.

بخش ۱روز شنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۴۵ رادیو گفتگو
بخش ۲ روز شنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۴۵ رادیو گفتگو
بخش ۳ روز چهارشنبه ۲۲ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۴۵ رادیو گفتگو
بخش ۴ روز چهارشنبه ۲۲ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۴۵ رادیو گفتگو
بخش ۵ روز پنج‌شنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۴۵ رادیو گفتگو
بخش ۶ روز پنج‌شنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۴۵ رادیو گفتگو

لازم به ذکر است که گفتگوکننده این برنامه آقای حسین علیزاده بودند.

اسپرانتو، زبانِ بى مرز

اشاره:
در تیرماه ۱۳۸۶ سایت ارجمند “جدید آنلاین” به‌منظور معرفی و انتشار مطلبی گزیده درباره زبان اسپرانتو برای مخاطبان خود ابراز علاقه‌مندی کرد. مصاحبه‌ای کوتاه با رضا ترابی و مطلبی درباره اسپرانتو از احمدرضا ممدوحی حاصل این اقدام بود که در  اینجا می‌توان به اصل آن مراجعه کرد. چون آرشیو این وبلاگ به‌هم‌ریخته است برای حفظ این مطلب و آرشیو مجددآن، بازنشر می‌شود.

اسپرانتو، زبانِ بى مرز

اسپرانتو، زبانِ بى مرز

احمدرضا ممدوحی، سرنماینده انجمن جهانی اسپرانتو در ایران
 هرچند داشتن یک زبان مشترک جهانی، آرزوی دیرینه بشر بوده، اما نیاز واقعی به چنین زبانی در زمان حاضر – که عصر ارتباطات و تماس‌های فراملی و بین‌المللی است – بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود.
وسایل ارتباط سریع، مانند مسافرت‌های هوایی، اینترنت، تلفن راه دور، تلویزیون‌های ماهواره‌ای و مانند آن، مدت زیادی نیست که در اختیار عموم مردم جهان قرار گرفته و تمامی این پدیده‌های جدید ارتباطی نیاز به زبانی مشترک در بین انسان‌ها را دوچندان ساخته است.
یکی از این زبان‌های اختراعی یا فراساخته، زبان اسپرانتو است که طرفداران و متکلمین میلیونی در سراسر جهان دارد و علاوه بر ترجمه شدن بسیاری از شاهکارهای علمی و ادبی جهان به آن زبان، ادبیات مستقل خود را نیز پیدا کرده است.
زبان اسپرانتو – که در ابتدا ” اینترناتسی‌آ لینگوو” یا زبان بین‌المللی نامیده می‌شد – در سال ۱۸۸۷ توسط دکتر لودویک زامنهوف ابداع شد. واژه‌ی “اسپرانتو” به معنی “امیدوار” نام مستعار دکتر زامنهوف در زمان انتشار خودآموز این زبان جدید بوده است. وی امیدوار بود که زبان فراساخته‌ی او هر چه زودتر به‌عنوان زبان مشترک در بین تمامی انسان‌های دنیا مورد استفاده قرار گیرد تا سبب ارتقای تفاهم و دوستی هرچه بیشتر در میان ایشان گردد.
در پاسخ به این سؤال که چرا زبان اسپرانتو از تمامی زبان‌های ابداع شده‌ی پیش و پس از خود موفق‌تر بوده، نظرات گوناگونی بیان شده، که احتمالاً هر یک از آن‌ها نمایانگر بخشی از علل واقعی این پدیده است. برخی، علت موفقیت اسپرانتو را در ساختار آسان و منطقی آن دیده‌اند، در حالی که برخی دیگر منش و رهبری دکتر زامنهوف را در نحوه‌ی پیشبرد این زبان در جهان مؤثر دانسته‌اند. گروهی نیز غنا و قدرت بیان علمی و ادبی آن را علت اصلی موفقیت آن دانسته‌اند.
در این ارتباط گفتنی است که ویلیام اولد (William Auld) نویسنده، روزنامه‌نگار و شاعر اسکاتلندی به خاطر نگارش بیش از ۵۰ کتاب به زبان اسپرانتو نامزد دریافت جایزه‌ی ادبی نوبل گردید. از جمله ترجمه‌های او به زبان اسپرانتو، می‌توان از سونات‌های ویلیام شکسپیر و ارباب حلقه‌های تالکین نام برد. وی اشعار خیام و حافظ را نیز با حفظ وزن به زبان اسپرانتو ترجمه کرده است.
در حال حاضر زبان اسپرانتو زبانی زنده و پویا به شمار می‌رود: انتشار صدها مجله و هزاران کتاب گوناگون به این زبان در سراسر دنیا، برگزاری سمینارها و همایش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی به این زبان و وجود میلیون‌ها صفحه‌ی اینترنتی، حاکی از این امر است.
انتشار فصل‌نامه‌ی “سبزاندیشان” به زبان اسپرانتو و فارسی در ایران و نیز خودآموز فارسی تحت عنوان “آسان‌ترین زبان دنیا”، نشان‌دهنده‌ی رشد این زبان در ایران است.
در زبان اسپرانتو هر کلمه دقیقاً همان‌طور نوشته می‌شود، که خوانده می‌شود، یعنی الفبای آن کاملاً آوائی یا فونتیک است.
قواعد دستوری این زبان نیز بسیار ساده و آسان است و هیچ یک از آن‌ها – برخلاف زبان‌های طبیعی – دارای استثنا نیست. هرچند دایره واژگان این زبان، از هر زبان دیگری وسیع‌تر است، اما فراگیری آن به‌مراتب آسان‌تر از یادگرفتن کلمات دیگر زبان‌هاست، چرا که در زبان اسپرانتو اکثریت قاطع واژه‌ها از تعداد محدودی ریشه‌ی کلمه، آوند و پایانه ساخته می‌شود. مانند تعداد بی‌نهایت زیاد اعداد که تنها با ده رقم صفر تا ۹ ساخته می‌شود. به این دلایل، فراگیری اولیه‌ی اسپرانتو در ظرف چند ماه، و تسلط کامل به آن در ظرف یک یا حداکثر دو سال میسر است.
برای دانلود مصاحبه رضا ترابی با جدید آنلاین روی تصویر کلیک کنید!

درباره نهج‌البلاغه به زبان اسپرانتو و باقی قضایا …

از زمانی که اسپرانتو آموختم و به یاد داشته‌ام، همیشه در برشورهای تبلیغاتی اسپرانتو که بیشتر از سوی انتشارات عطایی چاپ می‌شد خیلی در مورد این‌که نهج‌البلاغه به زبان اسپرانتو چاپ شده است تبلیغ می‌شد اما هیچ‌کس نمونه‌ای از آن را سراغ نداشت! تا همین اواخر داشتم به این نتیجه می‌رسیدم که نکند کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه است. در سفر اخیری که به لهستان داشتم، در بلاد کفر جمالم به کتاب مستطابی منور شد که حقیقت را کمی تا قسمتی بر من هویدا کرد. در فروشگاه کتاب‌های اسپرانتویی چشمم به این کتاب افتاد:

حکم عربیه
اللام علی
بلغته الاسپرانتو الدولیه
Imamo Ali
Arabaj Maksimoj de la sepa jarcento kaj aliaj diversaj maksimoj
Husen Al-Amili

                            
کتاب در سال ۱۹۶۷ (۱۳۴۵ شمسی) در بغداد به چاپ رسیده است. دارای ۷۸ صفحه و در قطع رقعی است. ناشر انجمن عربی اسپرانتو است (نامی که من برای اولین بار و فقط در این کتاب تاکنون دیده‌ام). ۲۹ صفحه‌ی اول کتاب سخنان برگزیده‌ای از امام اول شعیان علی ابن ابیطالب است که در ۳۴۶ بند گردآوری‌شده است. بقیه‌ی مطالب کتاب گزیده‌ای از سخنان بزرگان عرب است که شامل شکسپیر هم می‌شود! (باید یادآوری کنم که من سال ۱۹۹۸ دیداری با نویسنده‌ی این کتاب که ساکن لندن است داشتم و ۲ روزی را میهمان وی بودم. در طی این ۲ روز یکی از بحث‌های شورانگیز من با حسین العمیلی همین عرب بودن شکسپیر بود. ایشان به ضرس قاطع معتقد بودند که شکسپیر همان شیخ پیر هستند و البته دلایلی هم داشتند که از ادبیات اسلامی و عربی در آثار شکسپیر بسیار می‌توان نمونه آورد و ….).
ازنظر ترجمه کتاب در حد مطلوبی است و ارزش ادبی آن‌هم بی‌نظیر است چون در زبان اسپرانتو از ادبیات دنیای عرب ترجمه‌های بسیار محدود و پراکنده‌ای وجود دارد.
اما آنچه برای من جالب بود تبلیغی بود که درباره‌ی این کتاب در ایران شده بود. وقتی ادعا می‌شود نهج‌البلاغه به اسپرانتو ترجمه‌شده است انتظار این است که حداقل بخش عمده‌ای از آن (اگر نه همه‌ی آن) ترجمه‌شده باشد نه این‌که با ترجمه‌ی جملات محدود و برگزیده‌ای ادعای ترجمه‌ی آن شود. به نظرم این ایراد بر مبلغین اسپرانتو در ایران وارد است که ادعای گزاف نکنند و حقیقت‌گو باشند. چه ایرادی دارد درباره‌ی چیزی که نمی‌دانیم سخنی نگوییم.
در هر حال نسخه‌ای از این کتاب ارجمند در انجمن اسپرانتو ایران موجود است و علاقه‌مندان می‌توانند کپی چاپی یا الکترونیکی آن را دریافت کنند.
حال که صحبت از نهج‌البلاغه شد لازم می‌دانم دراین‌باره خبری اختصاصی هم بگویم:
از چند سال قبل جانبازی نجف‌آبادی که نویسنده‌ی کتاب‌های مذهبی هم هست (آقای محمدرضا کریمی بختیاری) با فراگیری اسپرانتو اقدام به ترجمه‌ی متن کامل نهج‌البلاغه کرده است و حتی بخشی از دست‌نویس ایشان در دفتر انجمن اسپرانتوی ایران موجود است اما هنوز ویرایش نهایی صورت نگرفته است. امیدوارم این کار به سرانجام برسد و ترجمه‌ی نهج‌البلاغه (واقعی) را به اسپرانتو شاهد باشیم.  +

اسپرانتو و بهاییت

هر از چند گاهی از گوشه و کنار برخی نداهایی درباره‌ی این‌که اسپرانتو زبان “بهاییان” هست شنیده می‌شود و طبیعتاً این زمزمه‌ها موجب “هراس” خیلی‌ها می‌شود.
خوب یادم هست زمانی که بیش از ۶ سال بود اسپرانتو می‌دانستم برای اولین بار فردی به من گفت که: “اسپرانتو زبان بهائیت است”، من با شنیدن این جمله یکه خوردم چون در مدت‌زمانی که اسپرانتو می‌خواندم و می‌دانستم به موردی برنخورده بودم که به چنین برداشتی برسم … لاجرم شروع کردم به تحقیق درباره‌ی صحت‌وسقم این موضوع و این‌که این پندار یا شایعه از کجا نشأت می‌گیرد. اینک آنچه که من توانستم بفهمم:
گروه‌ها و کسانی که به هر دلیلی از اسپرانتو خوششان نمی‌آید برای مقابله با گسترش آن، اسپرانتو را به “اقلیت نامطلوب آن جامعه” تعمیم داده‌اند. مثلاً در ژاپن و ایالات‌متحده آمریکا شایعه کرده بودند که اسپرانتو زبان مشترک “کمونیست‌ها” هست و یا در اتحاد جماهیر شوروی ده‌ها روشنفکر به صرف دانستن اسپرانتو به اعدام محکوم شدند و یا به سیبری تبعید شدند چون در آنجا “شایعه” شده بود که اسپرانتو زبان “امپریالیسم” است و … نتیجه این که در دوره‌ای اسپرانتو در هر جامعه‌ای منتصب و منصوب به “گروه نامطلوب” شده است. در ایران نیز اسپرانتو از این آسیب مصون نبوده است و کسانی که به عللی از آن خوششان نیامده است در انتصاب آن به “صهیونیسم” و “بهائیت” کم کوشش نکرده‌اند، اما واقعیت چیست؟
واقعیت این است که در ایران از اولین کسانی که به ترویج اسپرانتو اهتمام ورزیدند گروهی از بهاییان ایرانی نیز دخیل بوده‌اند، اما آیا صرف این‌که چون بهاییان در ترویج چیزی مشارکت داشته‌اند “حتماً آن چیز امری مذموم است” دور از خردورزی است. گفتنی است که یکی از بزرگ‌ترین چهره‌های فعالِ گسترشِ زبانِ اسپرانتو در ایران، “احمد کسروی” است که هیچ‌کس در ضدیت او با بهائیت تردیدی ندارد اما بااین‌همه کسروی در همان زمانی که بهاییان ایرانی برای پیشبرد اسپرانتو تلاش می‌کردند، او نیز به طور مستقل به کار خود می‌پرداخت.
اگر فرض را بر این بگذاریم که هر آنچه را بهاییان بدان اهتمام می‌ورزند نامطلوب است باید دست از زندگی شست! چون بهاییان از اتومبیل استفاده می‌کنند، سوار هواپیما می‌شوند، سوادآموزی می‌کنند و …
اسپرانتو یک ابزار رسانه‌ای است و نه چیزی بیشتر. همگان حق دارند از آن استفاده کنند و یا استفاده نکنند. در روزگار ارتباطات لحظه‌ای “برچسب‌های کهنه” را خریداری نیست.
طنز روزگار این که زمانی در اروپا آنتی اسلامیست‌ها می‌گفتند پرچم اسپرانتو، پرچم اسلام است چون سبز است.
و اینک خلاصه آنچه من فهمدم:
ارتباط زبان اسپرانتو با بهائیت به‌اندازه‌ی ارتباط زبان ژاپنی با بهائیت است!

 +

زبان خطرناک!

در اینجا کتابی معرفی می‌شود درباره‌ی اعدام، شکنجه و تبعید اسپرانتودانان در کشورهای مختلف و به ویژه در آلمان نازی و شوروی استالینیستی که تاریخ خونباری را از اسپرانتو و جنبش آن مستند کرده است.
مشخصات کتاب:

La Danĝera Lingvo
Studo pri la persekutoj kontraŭ Esperanto

زبان خطرناک (پژوهشی درباره‌ی پیگردها علیه اسپرانتو)
نویسنده: دکتر اولریش لینز (Ulrich Lins) اسپرانتوشناس آلمانی و محقق برجسته‌ی تاریخ زبان اسپرانتو

                                             
این کتاب که بالغ‌بر ۵۶۰ صفحه می‌باشد به‌گونه‌ای مستند به بررسی اقدامات حکومتی برعلیه اسپرانتو و اسپرانتودانان در کشورهای گوناگون پرداخته است. در ارزشمندی این کتاب همین بس که هیچ تحقیق دانشگاهی درباره‌ی زبان اسپرانتو و تاریخ آن یافت نمی‌شود، که به این کتاب رفرنس داده نشده باشد.
این کتاب تحقیقی شامل اقدامات حکومتی علیه اسپرانتو تا جنگ جهانی دوم را می‌شود و خوشبختانه بعد از جنگ جهانی دوم از موج توطئه‌چینی علیه اسپرانتو و توطئه بینی درباره‌ی اسپرانتو به‌شدت کاسته شد و می‌توان گفت هیچ مورد جدی در این باره پس از دهه‌ی ۱۹۵۰ مشاهده نشده است.
اگر از دیدگاه “دشمن‌شناسی اسپرانتو” بخواهیم به موضوع بنگریم، اسپرانتو سه دشمن بزرگ داشته است:
۱- فاشیست‌ها
۲-کمونیست‌ها
۳- صهیونیست‌ها
خوشبختانه جهان امروز ما نه آن چیزی است که قبلاً بوده است و حالا دیگر موضوع “دشمنی” به “دنیای گذشته” تعلق دارد. جنبش پویای زبان بین‌المللی هوشمندتر از آن است که بخواهد برای خود “دشمن‌تراشی” کند.
کم نیستند کسانی که می‌پندارند “اسپرانتو تهدیدی علیه انگلیسی است” و یا “انگلیسی‌ها نمی‌گذارند اسپرانتو پیشرفت کند”. اما حقیقت این است که این‌ها فقط توهم است. اسپرانتو قرار نیست زبانی را تهدید کند، جانشین زبانی شود و …
اسپرانتو به رشد منطقی خود در تمام ابعادی که لازمه‌ی یک زبان جامع و پویاست ادامه می‌دهد و هیچ‌کس هم نمی‌تواند جلوی رشد آن را بگیرد (همان‌طور که نمی‌توان جلوی آمدن بهار را گرفت).
زبان بین‌المللی یک نیاز است و اسپرانتو زبانی بین‌المللی است. زبانی برای همه و هیچ‌کس!
همگان حق‌دارند آن را بیاموزند و یا نیاموزند. همین!     +

سمبل‌های اسپرانتو

ستاره سبز یکی از سمبل‌های مشهور اسپرانتو است و در پرچم اسپرانتو نیز در گوشه‌ی سمت چپ و بالای آن قرار دارد.
دلیل انتخاب ستاره‌ی پنج پر و رنگ سبز، بدان علت است که ستاره‌ی پنج پر نمادی از پنچ قاره‌ی زمین و در عین حال، یگانگی آن‌هاست. تک ستاره است، که نمادی از ستاره به‌عنوان راهنماست و سبز است که رنگ سبز تقریباً در تمامی فرهنگ‌ها نشانه‌ی امید و آشتی است.


ستاره‌ی سبز را گروهی از اسپرانتودانان به اشکال گوناگون همچون گل سینه و مدال در پوشش خود به مناسبت‌های مختلف استفاده می‌کنند اما این حالت عمومیت ندارد و در استفاده از آن طبیعتاً هیچ‌گونه اجباری وجود ندارد. زامنهوف خود از کاربران این‌گونه مدال‌ها بوده است اما نسل‌های جدید اسپرانتودانان چندان علاقه‌ای به این‌گونه مسائل ندارند گرچه امروزه در همایش‌ها و کنگره‌های اسپرانتویی افراد را می‌توان مشاهده کرد که بنا به “سنت دیرینه” به لباس خود ستاره‌ی سبزی را آویخته‌اند.
انتقادی که نسل‌های جدید به “سنتی‌ها” می‌گیرند این است که آویختن ستاره به‌نوعی “جداسازی” است و این‌که “دیگران” فکر می‌کنند ما یک فرقه هستیم درحالی‌که ما فقط کاربران زبان بین‌المللی و افرادی کاملا عادی هستیم.
کوتاه‌سخن این‌که ستاره‌ی سبز سمبل زبان بین‌المللی اسپرانتو است و همچنان در دنیای اسپرانتو پرتوافشانی می‌کند.

پرچم اسپرانتو
پرچم اسپرانتو سبزرنگ است و گوشه‌ی سمت چپ بالا مربعی سفیدرنگ قرار دارد که در مرکز آن ستاره‌ی سبز قرار دارد.
این پرچم از سال ۱۹۰۵ که اولین کنگره‌ی جهانی اسپرانتو برگزار شد به‌عنوان پرچم رسمی اسپرانتو انتخاب‌شده است و به ثبت رسیده است. در اروپا بعضی از گروه‌ها نسبت به پرچم اسپرانتو خرده گرفته‌اند و بدان انتقاد داشته‌اند چراکه آن را مشابه “پرچم مسلمانان” قلمداد کرده‌اند اما انتقادات فوق هرگز باعث نشد که تغییراتی در پرچم اسپرانتو ایجاد شود.

                                                                                      

سمبل سده‌ی اسپرانتو
از اوایل دهه‌ی ۱۹۸۰ سمبل جدیدی در جنبش اسپرانتو رایج گشت که به مناسبت صدمین سالگرد انتشار اسپرانتو طراحی‌شده بود. این نماد را یک طراح برزیلی منتشر کرد و امروزه بسیاری از انجمن‌ها سازمان‌های اسپرانتویی به شکل‌های گوناگون از آن استفاده می‌کنند. این نماد در خود چند ویژگی بارز دارد که مختصراً بازگو می‌شود: ۱- حرف اول اسپرانتو و آینه آن را نشان می‌دهد. ۲- سمبل کره‌ی زمین است. ۳- تخم‌مرغی را نشانگر است (ققنوس زبان؟، امید به زایش؟)

+

قطعنامه‌های یونسکو در رابطه با زبان اسپرانتو


در دو مورد، کنفرانس عمومی یونسکو قطعنامه‌ی ویژه‌ای را در رابطه با اسپرانتو تصویب نموده است. قطعنامه‌ی چهارمین کنفرانس عمومی (مونته ویدئو ۱۹۵۴) حاصل تلاشی چندین ساله با هماهنگی سازمان جهانی اسپرانتو به‌ویژه عضو هیأت رئیسه آن پروفسور Ivo Lapenna بود. قطعنامه گرامی‌داشت صدمین سال تولد اسپرانتو، که در بیست و سومین کنفرانس عمومی (سوفیا ۱۹۸۵) تصویب شد، ثمره‌ی همکاری سی ساله و تماس‌های خوب هیأت‌های نمایندگی چندین ملیت بود. این دو قطعنامه با هم، پذیرش ارزشمندی اسپرانتو را تشکیل می‌دهد، که توسط این سازمان جهانی مهم صادرشده است. هرچند در سال ۱۹۹۳ کنفرانس عمومی مجدداً درباره اسپرانتو به بحث پرداخت، اما قطعنامه‌ی‌پیشنهادی ایتالیا به حد نصاب نرسید و به‌عنوان سندِ کاری باقی ماند.

کنفرانس عمومی یونسکو
IV.1.4.422 کنفرانس عمومی پس از بحث درباره‌ی گزارش دبیرکل درباره‌ی درخواست جهانی برای حمایت از اسپرانتو:
IV.1.4.4221 نتایج حاصله از به‌کارگیری اسپرانتو در زمینه تبادلات تفاهم‌آمیز بین‌المللی و برای نزدیک کردن مردم جهان به یکدیگر را موردتوجه قرار می‌دهد،
IV.1.4.4222 تأیید می‌کند که این نتایج با اهداف و آرمان‌های یونسکو هم‌خوانی دارد.
IV.1.4.4223 یادآوری می‌کند که بسیاری از دولت‌های عضو آمادگی خود را برای اجرا یا پذیرش آموزش اسپرانتو در مدارس یا مؤسسات آموزش عالی اعلام نموده‌اند، و از این دولت‌های عضو می‌خواهد که دبیرکل را در جریان نتایج حاصله در این زمینه قرار دهند.
IV.1.4.4224 به دبیرکل مأموریت داده می‌شود تا پیشرفت حاصل از به‌کارگیری اسپرانتو را در زمینه علوم، آموزش و فرهنگ پیگیری نموده، و با این هدف با سازمان جهانی اسپرانتو در زمینه‌های مشترک مربوط به هردو سازمان همکاری نماید.
                               کنفرانس عمومی یونسکو، مونته ویدئو، ۱۹۵۴

جشن صدمین سال اسپرانتو
کنفرانس عمومی،
با در نظر گرفتن این‌که در نشست سال ۱۹۵۴، که در مونته ویدئو برگزار گردید، توسط قطعنامه‌ی IV.1.4.422-4224 نتایج حاصله از زبان بین‌المللی اسپرانتو در زمینه تبادلات تفاهم‌آمیز دوجانبه میان مردم جهان را موردتوجه قرار داد و تأیید نمود که این نتایج با اهداف و آرمان‌های یونسکو هم‌خوانی دارند،
با یادآوری این‌که اسپرانتو در طی این فاصله زمانی پیشرفت قابل‌توجهی به‌عنوان ابزار تفاهم بین مردم و فرهنگ کشورهای گوناگون داشته، و در اغلب مناطق جهان و اغلب فعالیت‌های انسانی توسعه یافته است.
با تشخیص قابلیت‌های عظیمی، که اسپرانتو برای تفاهم بین‌المللی و ارتباطات بین مردم با ملیت‌های مختلف عرضه می‌دارد،
با تأکید بر مشارکت بسیار مهم جنبش اسپرانتو، و به‌ویژه سازمان جهانی اسپرانتو، در پیشبرد آگاهی‌ها درباره فعالیت‌های یونسکو و همچنین همکاری در این فعالیت‌ها، آگاه از این واقعیت که در سال ۱۹۸۷ صدمین سال حیات اسپرانتو جشن گرفته خواهد شد.
۱- به جنبش اسپرانتو به خاطر صدمین سالگردش تبریک می‌گوید.
۲- از دبیرکل می‌خواهد که به‌دقت تکامل اسپرانتو را به‌عنوان ابزاری برای بهبود تقاهم بین ملت‌ها و فرهنگ‌های مختلف دنبال نماید.
۳- از دولت‌های عضو دعوت می‌نماید صدمین سالگرد اسپرانتو را با برگزاری گردهمایی‌ها، صدور بیانیه‌ها، چاپ تمبرهای ویژه، و موارد مشابه گرامی داشته، و تشکیل گروه تحقیقاتی درباره مشکل زبان و درباره اسپرانتو را در مدارس و مؤسسات آموزش عالی خود ترغیب نمایند.
۴- به سازمان‌های غیردولتی توصیه می‌نماید در جشن صدمین سال اسپرانتو شرکت نموده، و امکان به‌کارگیری اسپرانتو به‌عنوان ابزاری برای گسترش هرگونه اطلاعات بین اعضای خود، و نیز اطلاع رسانی درباره فعالیت‌های یونسکو، را بررسی نمایند.
                                       کنفرانس عمومی یونسکو، سوفیا، ۱۹۸۵

هدف زبان بین‌المللی چیست؟

 در اول آذرماه ۱۳۸۰ سمیناری جهت آشنایی با زبان اسپرانتو در خانه فرهنگ مهرآباد برگزار شد که یکی از سحنرانان آن خانم فریبا نوری مجد صاحب‌امتیاز و مدیرمسئول مجله پیام سبراندیشان بود. اینک متن سخنرانی ایشان:

به نام خدا

 با سلام و خیرمقدم به همه حضار گرامی؛ سخنم را درباره ضرورت زبان بین‌المللی با دو سؤال آغاز می‌کنم که:

هدف زبان بین‌المللی چیست؟ و آیا ایجاد یک زبان بین‌المللی ضرورت دارد؟ پاسخ این دو سؤال کاملاً آشکار است. چرا که زبان بین‌المللی وسیله‌ای است که برای ارتباط افکار و احساسات بین مردم بکار می‌رود و همانند سایر وسایل ارتباط جمعی به‌عنوان ابزاری استفاده می‌شود که جای آن در زندگی اجتماعی جامعه متمدن بشری نمی‌تواند خالی باشد. هیچ‌کس نسبت به ضرورت وسایل ارتباط جمعی در برقراری ارتباط تردید ندارد. در نتیجه هیچ‌کس درباره ضرورت ایجاد یک زبان بین‌المللی نیز شک ندارد.
ولی برخی فکر می‌کنند زبان بین‌المللی غیرضروری است. زبانی بازدارنده است و به روح ملی خلل وارد می‌کند. شاید دلیل مخالفت آنها با زبان بین‌المللی این است که آرمان و ایده زبان بین‌المللی را درک نکرده‌اند. گاهی آنها تصور می‌کنند که آرمان نهایی زبان بین‌المللی این است که زبان‌های ملی و سرزمینی را از دور خارج کند و همه ساکنان کره زمین به یک زبان سخن بگویند و بنویسند. این یک سوءتفاهم است. ایده زبان بین‌المللی هرگز آن طور نیست. زبان بین‌المللی هرگز قصد ندارد مانع وسدی در برابر زبان‌های ملی و محلی باشد؛ بلکه برعکس هدف آن این است که به زبان‌های ملی یاری برساند. بشر به واسطه زبان است که تبادل افکار می‌کند. زبان بین‌المللی هرگز بر آن نیست که خود را بر زندگی داخلی مردم تحمیل کند. ازآنجا که زبان بین‌المللی بی‌طرف است هرگز خود را بر امور داخلی مردم تحمیل نمی‌کند و از آنجا که زبان کمکی است هرگز مانعی برای زبان ملی یا سرزمینی نخواهد بود. به‌طورکلی در دنیای جدید زبان بین‌المللی به هیچ وجه امر پیش پا افتاده‌ای نیست و بر اساس نیاز عصر پدید آمده است.
ارتباط بین‌المللی مردم در عصر حاضر آن چنان پیچیده است که هر شخصی به یادگیری چند زبان نیازمند است. زبان خارجی یکی از مواد اصلی دروس مدارس در کشورهای گوناگون شده است. در حال حاضر تسلط بر تنها یک زبان ملی خارجی امری بیهوده است. خواه‌ناخواه باید زبان دوم و سوم و حتی چهارم را نیز آموخت. البته به نظر یک فرد عادی آموختن تمام زبان‌های ملی الزامی نیست. اما برای آنها که از آموزش عالی بهره‌مند هستند یا کسانی که باید در عرصه‌های سیاست بین‌الملل یا تجارت بین‌الملل فعالیت نمایند؛ لازم است به چند زبان خارجی مسلط باشند. این بدان معناست که برای آنها فراگیری زبان‌های ملی اصلی جهان ضرورت دارد.
افراد یک کشور مدت مدیدی را وقف فراگیری زبان کشور دوم؛ سوم و حتی چهارم می‌کنند. درحالی‌که در همین هنگام افرادی از کشور دوم سال‌های بسیاری را برای آموزش زبان کشورهای دیگر هدر می‌دهند و مردمی از کشور سوم یا چهارم به ترتیب ناچارند سال‌های بسیاری را صرف یادگیری زبان‌های بیگانه نمایند. این موضوع ازنقطه‌نظر اقتصاد زمان عاقلانه نیست. در طول زندگی بشر اختراعات زیادی برای صرفه‌جویی در زمان انجام گرفته؛ ماشین‌ها اختراع شده‌اند که زمان را ذخیره کنند. راه‌آهن؛ کشتی؛ و وسایل این قبیل را بکار گرفته‌اند که در مسافرت صرفه‌جویی شود ولی موفق نشدند چاره‌ای بیندیشند تا از مدتی که صرف فراگیری زبان‌های گوناگون می‌شود کاسته شود. دقیقاً به دلیل چنین نیازی آرمان زبان بین‌المللی به وجود آمد. به بیان دیگر زبان بین‌المللی ابزاری است برای زندگی اجتماعی جدید به منظورصرفه جویی در زمان و کارایی مؤثرتر.
حالا باید ببینیم چه زبانی شایستگی دارد بین‌المللی شود؟ آیا می‌توان یک زبان ملی را به‌عنوان زبان بین‌المللی پذیرفت؟ ظاهراً درست‌ترین راه حل انتخاب یکی از زبان‌هایی است که بیشترین مردم از آن استفاده می‌کنند و سپس اطلاق زبان بین‌المللی به آن است. بر اساس این دیدگاه فقط زبان چینی شایستگی آن را دارد که بین‌المللی محسوب شود چون افزون بر یک میلیارد نفر به زبان چینی سخن می‌گویند که در مقایسه با آن سخنگویان زبان انگلیسی یا اسپانیولی خیلی کمتر است. اما فراگیری زبان چینی بسیار مشکل است؛ به‌طوری‌کهیک اروپایی حداقل به هفت یا هشت سال وقت نیاز دارد تا آن را کامل بیاموزد. در نتیجه زبان چینی شایستگی آن را ندارد که زبان بین‌المللی باشد. از زبان چینی که بیشترین کاربرد را دارد بگذریم آیا امکان دارد که زبان انگلیسی؛ فرانسوی؛ روسی یا اسپانیولی را به‌عنوان زبان بین‌المللی پذیرفت؟ اینک مشکل دیگری به وجود می‌آید. ازآنجاکه همیشه زبان با قدرت سرزمینی مربوط است؛ اگر یک زبان ملی به‌عنوان زبان بین‌المللی پذیرفته شود؛ سرزمینی که در آن به آن زبان سخن می‌گویند موقعیت مناسبی در زمینه فرهنگ جهانی به‌دست می‌آورد که برای ملت‌ها و سرزمین‌های دیگر اصلاً قابل‌تحمل نیست. اگر یک زبان ملی معین به‌عنوان زبان بین‌المللی پذیرفته شود ملت‌های دیگر با آن مخالفت می‌ورزند. همچنین هر زبان ملی حتی اگر به‌عنوان زبان بین‌المللی پذیرفته‌شده باشد؛ برای مردم سرزمین‌های دیگر به سختی قابل یادگیری است. می‌توان گفت که پذیرفتن هریک از زبان‌های ملی موجود به‌عنوان زبان بین‌المللی کاملاً غیر دمکراتیک است.
اولین شرط زبان بین‌المللی سادگی و آسانی یادگیری آن است. زبانی که یادگیری‌اش مشکل باشد هرگز نمی‌تواند در سراسر جهان گسترش یابد. درحالی‌که هر زبان قومی بر اساس عادات ملی گسترش‌یافته و
بی‌قاعده و غیرمنطقی است بنابراین به‌آسانی قابل یادگیری نیست. تنها زبان فرا ساخته واجد ویژگی‌های سادگی و آسانی آموزش است. پس می‌توان نتیجه گرفت که زبان فرا ساخته شایسته است که زبان بین‌المللی شود.

حال کدام زبان فرا ساخته می‌تواند بین‌المللی شود؟ کاملاً روشن است. آن زبانی می‌تواند پذیرفته شود که به بهترین صورت به‌عنوان زبان بین‌المللی گسترش‌یافته باشد.
طی چند دهه گذشته طرح‌های بسیاری در زمینه زبان بین‌المللی به وجود آمده‌اند که اکثر آنها هرگز مورد استفاده واقع نشدند و بعضی از آنها پس از اندک مدتی به کار بردن از میان رفتند. فقط این اسپرانتو است که توسط میلیون‌ها نفر طی چند دهه گذشته عملاً مورد بهره‌برداری قرارگرفته است. در نتیجه اسپرانتو یگانه زبان بین‌المللی مناسب است و پذیرفتن اسپرانتو به‌عنوان زبان بین‌المللی تنها راه حل مشکل زبان بین‌المللی است.
زبان اسپرانتو در دوران جوانی یک انسان آفریده شد. مخترع آن کهلودویکلازارزامنهوف نام داشت نخستین طرح زبان جهانی را در سن ۱۹ سالگی و اولین کتابچه مربوط به آن را به نام زبان بین‌المللی در ۲۸ سالگی با نام مستعار دکتر اسپرانتو منتشر ساخت. وی در دوران طفولیت با چندین زبان مختلف آشنا شد ولی از همان ابتدا مسئله تعدد زبان‌ها؛ احساسات او را جریحه‌دار نمود. زامنهوف در شهر بیالیستوک لهستان به دنیا آمد شهری که در آن ۴ قوم روس-لهستانی-آلمانی و کلیمی سکونت داشتند و هر قوم به زبان خود سخن می‌گفت و با اقوام دیگر روابط خصمانه‌ای داشتند. او احساس می‌کرد در چنین شهری بیش از هرجای دیگری به دلیل تنوع زبان‌ها در فشار قرار گرفته و فکر می‌کرد این تنوع و کثرت زبانی یکی از پایه‌های عمده اختلاف و نزاع در بین اقوام است. و از همین جا طرح زبان بین‌المللی واحد به ذهن او رسید.
علت اینکه اسپرانتو بر از مرحله آزمون به در آمد و در سراسر گسترده شد به علت ساختار منطقی آن است. به ساری متقاعد شدند که پدیده اسپرانتو یکی از عجایبی است که در عصر جدید به وقوع پیوسته است. هرچند زامنهوف زبان‌شناس نبود بلکه چشم پزشک بوده ولی بر اساس نبوغ زبانشناسی خود طرح بسیار کاملی را برای اسپرانتو ریخته است. برتری اسپرانتو به خاطر منطقی بودنش است و به این خاطر یادگیری آن بهتر و راحت‌تر و کاربرد آن امکان‌پذیر می‌شود. یکی از خصوصیات آن آسانی و تغییرناپذیر بودن تکلم آن است.
چرا ساده؟ ازآنجاکه هر کلمه بی‌استثنا همان‌طور که به صدا درمی‌آید نوشته می‌شود.
قواعد پیچیده ندارد و استثنایی در آن به چشم نمی‌خورد؛ همچنین به دلیل وجود پساوندها و پیشاوندها ساخت کلمات جدید راحت تراست بنابراین تعداد لغت‌ها هم کمتر می‌شود. دلایل دیگری نیز برای اثبات سادگی این زبان وجود دارد که هنگام یادگیری با این زبان خود شاهد آن خواهید بود.
با صرف کمتر از ۱۰۰ ساعت می‌توان در سطح قابل قبولی این زبان را فراگرفت و برای آموزش آن به سال‌ها وقت و صرف هزینه‌های گزاف نیاز نیست. کسی که اسپرانتو می‌آموزد زبان‌های دیگر را بهتر یاد می‌گیرد. استفاده از اسپرانتو باعث می‌شود که ما بتوانیم با ملت‌های مختلف و فرهنگ‌های آنان آشنا شویم و به راحتی با آنها ارتباط برقرار کنیم. و با خدمات و امکاناتی که در اختیار ما قرار می‌گیرد مسافرت‌های راحت‌تر و کم هزینه‌تری داشته باشیم.
در اینجا لازم است این را نیز بگویم که در سال‌های ۱۹۵۴ تا ۱۹۵۸ تحت نظر یونسکو ۲ سری تحقیقات در مورد ارزش آموزشی اسپرانتو در کشورهای اروپایی انجام شده که در آن تحقیقات ثابت‌شده یادگیری اسپرانتو ۱۰ برابر آسان‌تر از هر زبان دیگر است.
به لطف یک سلسله اقدامات منظم و با بسیج گرایش‌های مختلف فکری اسپرانتو توانسته است تاکنون نظر برخی محافل رسمی و سازمان‌های معتبر بین‌المللی را به خود جلب کند. ازجمله: سازمان علمی – فرهنگی و آموزشی یونسکو در سال ۱۹۵۴ عریضه‌ای در جهت دفاع از منافع اسپرانتو دریافت کرد که توسط انجمن و سازمان‌های مختلف و شخصیت‌های برجسته که بین آنها زبان‌شناس‌های بسیاری هم بود امضا شده بود. این سازمان پس از بررسی‌های کامل و وقوف به کارایی‌های اسپرانتو با اکثریت مطلق آرا قطعنامه‌ای را در جهت اشاعه این زبان صادر کرد و همکاری خود را با انجمن جهانی اسپرانتو اعلام نمود. چرا که نتایج حاصل از توسعه زبان بین‌المللی با اهداف و آرمان‌های یونسکو هماهنگی کامل دارد.
اسپرانتو امروزه در همه کشورهای اروپایی و بسیاری از دیگر کشورهای جهان نظیر ژاپن؛ کره؛ چین – کانادا- کوبا-برزیل –استرالیا-آمریکا و غیره پدیده‌ای کاملاً شناخته‌شده است و در سطحی وسیع تدریس می‌شود ولی متأسفانه باآنکه هزاران اثر ارزشمند علمی و ادبی به اسپرانتو تألیف یا ترجمه شده است و صدها مجله و نشریه در زمینه‌های گوناگون به این زبان ترجمه می‌شود و ده‌ها فرستنده رادیویی در این سو و آن سوی جهان به اسپرانتو برنامه پخش می‌کنند؛ این پدیده هنوز در ایران برای همگان شناخته شده نیست. با این حال با توجه به کمبود امکانات آموزشی و کتاب‌های درسی اسپرانتو از سالیان پیش بسیاری افراد به یادگیری این زبان پرداختند و از میان آنه
ا برخی کوشیدند این زبان را به دیگر ایرانیان معرفی کنند. در سال‌های اخیر روند آشنایی با اسپرانتو و گسترش آن در کشورمان از شتاب امیدوارکننده‌ای برخوردار شده است.

در پایان جا دارد جملاتی را از روح بلند ملت هند – گاندی – بیان کنم:
“من شایسته می‌دانم که هرکس در زادگاه خود پول بومی خویش را خرج کند؛ طبق تقویم سنتی خود گاه‌شماری کند و به زبان مادری خود سخن بگوید. ولی در روابط میان ملت‌ها من طرفدار یک پول بین‌المللی – یک تقویم بین‌المللی و یک زبان بین‌المللی همانند اسپرانتو هستم. من اسپرانتو را خوانده‌ام آن را بسیار آسان یافته‌ام. اسپرانتو به خاطر هدفی نجیب و انسانی بنیان‌گذاری شده است و شایسته رویارویی با مهربانی و لطف است.”

فریبا نوری مجد صاحب‌امتیاز و مدیرمسئول مجله پیام سبراندیشان