انتشار رباعیات حکیم ع‍م‍ر خیام به ۳۰ زبان از جمله اسپرانتو در ایران

انتشار رباعیات حکیم ع‍م‍ر خیام به ۳۰ زبان از جمله اسپرانتو در ایران

یکی از کارهای فرهنگی و ارزشمند نیمه دوم دهه ۶۰ جنبش اسپرانتو در ایران انتشار رباعیات حکیم ع‍م‍ر خیام به ۳۰ زبان بود که اتفاقی بس بزرگ به نوبه خود بوده است. همزمان با پایان جنگ هشت ساله و به مناسبت اولین نمایشگاه بین‌المللی کتاب در تهران به ابتکار دکتر ناصرالدین صاحب الزمانی  انتشارات پدیده اقدام به انتشار این کتاب می‌کند که با پروپاگاندای مناسب در دنیای اسپرانتو به بمب خبری فرهنگی در دنیای اسپرانتو تبدیل می‌شود.

رباعیات خیام به ۳۰ زبان اسپرانتو

رباعیات خیام به ۳۰ زبان +اسپرانتو

نامه انجمن جهانی اسپرانتو به کمیسیون ملی یونسکو در ایران

 در سال ۱۳۷۹ زمانی که رضا ترابی معاونت سازمان جهانی جوانان اسپرانتودان را بر عهده داشت در دیداری با رئیس انجمن جهانی اسپرانتو پرفسور رناتو کوروسه تی در هلند، ایشان ابراز علاقه کرد که با توجه به بحث داغ آن روزگار یعنی گفتگوی تمدن‌ها همایشی بین‌المللی در ایران  برگزار شود و انجمن جهانی اسپرانتو هم در آن مشارکت کند. پس از رایزنی و بررسی‌های لازم بنا شد که انجمن جهانی اسپرانتو با کمیسیون ملی یونسکو در ایران مکاتبه کند و نسبت به اعلام علاقه خود دراین‌باره اقدام کند. نامه ارسال شد و چندی بعد رضا ترابی همراه با خانم ناهید فریدی نیا (اسپرانتودان و نویسنده کودکان) برای پیگیری آن مراجعه حضوری به دفتر کمیسیون ملی یونسکو هم انجام دادند اما این طرح همچون ده‌ها طرح دیگر مشمول زمان شد و در پیچ و خم دالان بروکراسی و دیگر مسائل حاکم بر کمیسیون، صورت تحقق به خود نگرفت. این سند را منتشر می‌کنیم تا گواهی باشد بر کارهایی که در گذشته اقدام به انجام شده‌اند. لازم به ذکر است که همایش اسپرانتویی خاورمیانه  که از سال ۱۳۸۷ برگزار می‌شود، جرقه‌اش حاصل این طرح بود که پرفسور کوروسه تی آن را در چهارچوب انجمن جهانی اسپرانتو عملی کرد.

نامه انجمن جهانی اسپرانتو به کمیسیون ملی یونسکو در ایران مبنی بر برگزاری همایشی بین‌المللی بر مبنای "گفتگوی تمدن‌ها" در ایران
نامه انجمن جهانی اسپرانتو به کمیسیون ملی یونسکو در ایران مبنی بر برگزاری همایشی بین‌المللی بر مبنای “گفتگوی تمدن‌ها” در ایران

اسپرانتو در ایران (۱۲) Esperanto en Irano

علیرضا دولتشاهی

در میان گروندگان ایرانی جنبش زبان جهانی اسپرانتو، تاکنون با چهر ه های گوناگونی آشنا شدیم. این چهره‌ها هریک در عرصه‌های گوناگونی به فعالیت می‌پرداختند. این گروه هر چند در عرصه ادبیات نیز گام‌هایی زده‌اند. اما این عرصه، اصلی‌ترین میدان فعالیت آنان نبوده است.
در این نوبت با چهره‌ای آشنا می‌شویم که ادبیات عرصه اصلی فعالیت وی به شمار می‌آمد. گروهی وی را هیچ‌گاه در زمره اسپرانتودانان نشناخته‌اند، اما بر اساس گزارشی چاپ‌شده از وی، او نه تنها در زمره اسپرانتودانان ایران که در زمره معلمان این زبان به شمار می‌آید و سابقه تدریس زبان جهانی اسپرانتو در فراسوی مرزهای جغرافیایی ایران در پرونده وی موجود است.
این چهره علی شیرازپور پرتو است که بیش‌تر به نام ” شین پرتو “ نامدار است. وی متولد سال ۱۲۸۶ خورشیدی در شهر کنگاور است و به سال ۱۳۷۶ در تهران به دیار باقی شتافت. زمانی که او در سمت دیپلمات ایرانی در هند سرگرم خدمت بود از دوستان نزدیک زنده یادان صادق هدایت و بزرگ علوی بود. مقدمات سفر صادق هدایت به آن دیار را فراهم کرد. اما بعدها از هم مشربی با هدایت فاصله گرفت و تا جایی رفت که در رمان ”بیگانه‌ای در بهشت“ به هجو هدایت پرداخت.
شین پرتو در میان دوستان
شین پرتو در عرصه‌های گوناگون ادبی گام زده، از رمان گرفته تا نمایش و شعر. او در سال ۱۳۰۹ خورشیدی به انتشار نشریه‌ای ادبی، تاریخی و اجتماعی ”آرمان“ پرداخت. اما انتشار این ماهنامه بیش از ده شماره امکان نیافت. از همراهان وی در انتشار آرمان می‌توان به این افراد اشاره کرد: نصراله فلسفی، بدیع‌الزمان فروزانفر، غلامرضا رشید یاسمی، احمد کسروی، صادق رضازاده مشفق، محمد تقی بهار، محمدضیاء هشترودی.

شین پرتو در مقاله‌ای کوتاه به بیان ارتباطش با جنبش جهانی اسپرانتو پرداخته است. این مقاله کوتاه در واقع به بهانه انتشار چاپ دوم خودآموز اسپرانتو تألیف بهمن شیدانی است و در دی‌ماه سال ۱۳۰۸ خورشیدی در روزنامه اطلاعات به چاپ رسیده است. از دیگر آثار شین پرتو می‌توان به پهلوان زند ، (۱۳۱۲)، بهای عشق (۱۳۲۵)، قهرمان ایرانشهر (۱۳۳۲) چشمه سیماب (۱۳۳۸) اشاره کرد.
بازخوانی مقاله شین پرتو می‌تواند نقطه‌ای تاریک از 􀂐 تاریخ جنبش اسپرانتو در ایران را روشن سازد.

این مقاله در صفحه ۱۵ شماره شانزدهم  مجله پیام سبزاندیشان بهار ۱۳۸۵ چاپ شده است.

اولین وبلاگ اسپرانتو زبان یک ایرانی

حمزه شفیعی اولین ایرانی است که وبلاگ به زبان اسپرانتو نوشته است. اولین یادداشت ایشان در تاریخ جمعه ۲۸ آذر ۱۳۸۲ پست شده است.

عکس: آرشیو انجمن اسپرانتوی ایران

ترین‌های اسپرانتو در ایران: ۱۵

احمد کسروی اولین روشنفکر تاثیرگذار ایرانی است که ضمن فراگیری اسپرانتو نسبت به ترجمه و تالیف به زیان اسپرانتو اقدام کرده است. کسروی خودآموخته اسپرانتو بوده است و با استفاده از الگوی اسپرانتو دست به قلم شده و به نگارش کتاب “زبان پاک” اقدام کرده است.

احمد کسروی اسپرانتودان
احمد کسروی اسپرانتودان

عکس از: ویکی پدیا

اسپرانتو در ایران (۱۰) Esperanto en Irano

علیرضا دولتشاهی

پس از انتشار مقاله یوسف اعتصامی در سال ۱۳۲۸ ه. ق که نخستین آشنایی عمومی ایرانیان با زبان جهانی اسپرانتو محسوب می‌گردد، تا سال ۱۳۳۴ ه. ق که نخستین باهمآد اسپرانتو در تهران برپا می‌شود، تا آنجا که نگارنده در روند پژوهش و جست‌وجوی خویش دریافته، زبان جهانی اسپرانتو در گستره همگانی معرفی نگشته است. هر چندکه بهمن شیدانی پس از بازگشت از قفقاز در سال‌های ۲ ـ ۱۳۳۱ ه. ق برابر با ۱۴ ـ ۱۹۱۳ میلادی به انتشار مجدد خودآموز زبان جهانی اسپرانتو، در دو نوبت با عنوان لسان عمومی اسپرانتو با شمارگان ۱۰۰۰ و ۳۰۰۰ نسخه دست‌زده است، اما آن نسخ که به‌رایگان در سراسر ایران به‌دست خواهندگان رسیده است، نمی‌توان معرفی همگانی زبان جهانی اسپرانتو نامید. شیدانی پس از تربیت حدود ده تن اسپرانتودانان که در بخش‌های پیشین این نوشتار با تنی چند از آنان آشنا شدیم در سال ۱۳۳۴ ه. ق (۱۹۱۶ م) به برپایی باهمآد اسپرانتو در تهران دست زد. در این باهمآد انجمن اسپرانتوی ایران نیز اعلام موجودیت کرد. در این مراسم که در روز جمعه ۳۰ ذیقعده در یوسف‌آباد تهران برپا شد، عموم مردم و خبرنگاران نیز حضور داشتند. خبر این مراسم به‌طور نسبتاً کامل در نشریه عصر جدید که خود را جریده ملی مستقل‌الافکار می‌نامید بازتاب یافت. در این گزارش کوتاه سخن‌رانی بهمن شیدانی درج‌گردیده است. از این‌رو این گزارش را می‌توان دومین معرفی همگانی زبان جهانی اسپرانتو در ایران دانست و تا آن‌جا که نگارنده آگاهی دارد خبر برپایی نخستین باهمآد اسپرانتو در تهران در هیچ نشریه دیگری بازتاب نیافته است. پیش از بازخوانی این گزارش بیان نکته‌ای به نظر لازم می‌آید: از خبری که در پایان این گزارش آمده چنین برمی‌آید که فردی به‌نام ابوالقاسم خان رستگار نیز مقاله‌ای دربارهٔ زبان جهانی اسپرانتو برای عصر جدید ارسال داشته ولی به علت «ضیق صفحات» انتشارش در آن شماره مقدور نبوده است. در میان اسناد اسپرانتو مقاله‌ای از رستگار نامی موجود است که به تاریخ ۱۳۱۰ ه. ق در نشریه‌ای دیگر به چاپ رسیده است. آیا این مقاله همانی است که رستگار برای عصر جدید فرستاده است؟ در آینده به بازخوانی مقاله رستگار نیز خواهیم پرداخت.

اولین جشن اسپرانتو در طهران روز جمعه ۳۰ ذی‌قعده اولین مجلس جشن اسپرانتو در طهران خیابان یوسف‌آباد منعقد و برحسب دعوتی که قبلاً شده بود جمعی حاضر و چند خطابه و نطق ایراد و مجلس نزدیک به غروب ختم شد خلاصه خطابه افتتاحیه که از طرف پرنس بهمن شیدانی قرائت شد ذیلاً درج می‌شود: زبان بین‌المللی اسپرانتو افکار نو و جنبش‌های تازه اجتماعی غالباً دچار مخالفت‌های شدیده می‌شود زیرا آن‌ها که مأنوس به زندگانی کهنه و طریق‌های کهن هستند به‌آسانی نهضت‌های جدیده را پیروی نمی‌کنند بخصوص در امر بااهمیتی مثل قبول یک زبان بین‌المللی به این لهجه زبان اسپرانتو که از حرکت‌های تازه اجتماعی است همه‌جا در ابتدا دچار اشکالات شد خصوصاً در ایران که هر نهضت اجتماعی بیشتر از سایر ممالک مصادف با موانع می‌شود. بعلاوه در ایران اشخاص دوربین کم هستند «یکی از اصول اساسی تنزل ما این نکته است» و غالباً مثل معروف سیلی نقد به از حلوای نسیه است متداول بوده زیرا ما در هر قدمی که برمی‌داریم نتیجه آنی آن را طالبیم. خیلی سخت است برای ما که امروز یک زحمتی را متحمل شویم تا در ده سال یا صد سال دیگر منافع آن را هیئت اجتماعی ببرد. این است که زبان اسپرانتو تا این اواخر نتوانست مرکزی برای نشر خود در طهران پیدا کند در صورتیکه هیچ معموره در دنیا یافت نمی‌شود که در آنجا زبان اسپرانتو منتشر نشده باشد مگر در اینجا و بعضی از قارهای افریقا پس قابل‌تقدیر است زحمات آقایان محترمی که بدون تصور منافع آتی دامن همت به کمر زده در صدد تحصیل و ترویج این زبان برآمدند و به‌واسطه جدیت خود ما را به سعادت تشکیل این جشن مفتخر داشتند. بدیهی است اگر ایران در تاریخ اسپرانتو یک صفحه را اشغال کند نام این جوانان باهمت زینت آن صفحه خواهد بود. مختصری از تاریخ اسپرانتو دکتر زامنهوف در ۱۸۵۹ در لهستان متولد شد و در ایام جوانی مدت‌ها برای رفع مخاصمت ملل و استقرار مسالمت بین آن‌ها فکر می‌کرد تا در ۱۸۷۸ اتحاد زبان را مهم‌ترین وسیله دانسته اولین نقشه خود را برای زبان بین‌المللی حاضر کرد و در ۱۸۸۷ موفق به طبع و انتشار کتاب کوچکی در قواعد آن زبان گردید. هرچند تا مدتی دچار تنقید و اعتراضات بود معهذا بنا به قانون طبیعی که هرگاه یک عملی بر روی اساس طبیعی نهاده و موافق احتیاجات وقت باشد بالاخره در سایه جدیت کارکنان ان عمل و مقاومتشان با شداید و موانع پیشرفت خواهدکرد زبان اسپرانتو هم عاقبت بر تعصبات ملی و وطنی و زبانی ملل غلبه و اولین کلوب در باویر (از ممالک آلمان) تاسیس‌گشت. از ۱۸۸۷ تا ۱۹۳۵ نیز هرچند با کمال بطالت و کندی پیشرفت می‌نمود معهذا در ۲۶ مملکت‌های اروپا و آسیا و افریقا و امریکا ۳۰۸ کلوب و مجمع برای نشر این زبان تاسیس‌گرید و از ۱۹۰۵ تا ۱۹۱۰ در عرض پنجسال اسپرانتو به طرزی فوق‌العاده در عالم منتشرگردید و در سنه اختر فوق وضعیت این زبان به‌قرار ذیل بوده عدد کتب طبع شده علمی ادبی اجتماعی فلسفی ۱۸۳۷ جراید ۹۴ مجامع در تمام دنیا ۱۷۹۱ کنگره اسپرانتو که در ممالک متعهده منعقد شد دارای اهمیت زیاد بودند چنانکه پنجمین کنگره در تحت ریاست افتخاری اعلحضرت الفوس پادشاه اسبانی در ۱۹۰۶ منعقد شد. هشتمین کنگره در کراکو با حضور نماینده‌های رسمی دول معظمه و مجامع مهم دنیا در ۱۹۱۲ انعقاد یافت. دهمین کنگره با حضور چهارهزار نفر نمایندگان دنیا در پاریس می‌رفت منعقد شود که متاسفانه اولین روز کنگره با اعلان جنگ اروپا مصادف و کنگره منحل شد. لسان اسپرانتو به‌قدری سهل است که فیلسوف مشهور کنت تولستوی در یک مکتوبی به تاریخ اپریل ۱۸۹۴ می‌نویسد «من در کمتر از دو ساعت توانستم این زبان را بخوانم» آقا باسنیکه در طهران مروری به قواعد این لسان فرموده‌اند مصدق سهولت این زبان می‌باشند. امیدوارم در سایه تشویقات قولی و عملی بزرگان با درایت ایران ما هم موفق شویم یک خشتی از برای سعادت آتیه بشر و اتحاد امم بر روی این بنای مهم کار گذاریم و نیز امیدوارم مدیران معظم جراید امروزه مساعدت قلمی خودشان را دریغ ندارند زیرا جنگ خونخوارانه امروز زمینه صلح پایدار آتیه را تهیه نموده و اسپرانتو یکی از وسایل مهم آن بشمار می‌رود و نشر این زبان خدمت به عالم انسانیت است. بهمن شیدانی *** مقاله مفصل دیگری در همین موضع به قلم آقای ابولقاسم خان رستگار به اداره رسیده است که به‌واسطه ضیق صفحات از درج آن در این شماره معذوریم. عصر جدید * [عصر جدید س ۳، ش ۱۶، ۴ شنبه ۱۲ ذیحجه الحرام ۱۳۳۴ ق مطابق با ۱۱ اکتبر ۱۹۱۶ ص ۵ و ۶]

ادامه دارد

این مقاله در صفحه ۲۳ شماره دهم  مجله پیام سبزاندیشان زمستان ۱۳۸۳ چاپ شده است.

اولین هیئت رئیسه سازمان جوانان اسپرانتودان ایران

اولین انتخابات هیئت رئیسه سازمان جوانان اسپرانتودان ایران در  سال ۱۳۷۴ برگزار شد که هیئت رئیسه انتخابی عبارت بودند از:

رضا ترابی (رئیس) ، فریبا نوری مجد (جانشین)، حمزه شفیعی (روابط عمومی)، عباس باغستانی (صندوقدار)، جمشید احمدی (روابط خارجی)

اولین هیئت رئیسه سازمان جوانان اسپرانتودان ایران

اولین هیئت رئیسه سازمان جوانان اسپرانتودان ایران: رضا ترابی، فریبا نوری مجد، حمزه شفیعی، عباس باغستانی، جمشید احمدی

اسپرانتو در ایران (۹) Esperanto en Irano

علیرضا دولتشاهی

تاکنون با تاریخچهٔ کوتاهی از جنبش اسپرانتو در ایران آشنا شدیم. سیر حوادث و روند شکل‌گیری این جنبش را دانستیم و چهره‌های نامدار و گمنام این جریان را شناختیم. اما هنوز هستند چهره‌هایی که نامی از آنان نبرد‌ه‌ایم و یا هنوز مجالی به باز‌شناسی آنان نبوده است.
در بخش‌های پیشین این تاریخ‌نگاری کمتر از متون مربوط به جنبش اسپرانتو نمونه‌هایی به‌دست داده شد و آنچه ارائه گشت بیشتر شاهد مثالی بود برای بیان سیر حوادث. از این شماره در پی آن هستیم تا با ارائهٔ متن مقالات گام در باز‌شناسی اسناد تاریخ جنبش اسپرانتو در ایران برداریم، تا رهروان این راه- به‌ویژه جوانان- امکان بازخوانی متون مربوط به زبان جهانی اسپرانتو را فراجنگ داشته باشند و از سوی دیگر بستری برای انتشار کرونولوژیک اسناد جنبش اسپرانتو ایران فراهم آید.
نخستین مقاله‌ای که به بازخوانی آن خواهیم پرداخت، نخستین سند شناخته‌شده دربارهٔ زبان جهانی اسپرانتو به زبان فارسی است و به قلم یوسف اعتصامی. این مقاله در شماره ۳ سال اول نشریه بهار به تاریخ ۱۲ جمادی الاخر ۱۳۲۸ هجری قمری نشر یافته است، که پیش‌تر از آن سخن بسیار گفته‌ایم و گفته‌اند.
یوسف اعتصام‌الملک آشتیانی که به یوسف اعتصامی نامدار است‌زاده ۱۲۹۱ و درگذشته ۱۳۵۶ هجری قمری است. او در زمره نویسندگان و مترجمان نامدار عصر قاجار به شمار  می‌آید. او سال‌ها ریاست کتابخانه مجلس شورای ملی را نیز بر عهده داشت. شاعر نامدار، پروین اعتصامی دختر وی است.
یوسف اعتصامی به‌جز ترجمه‌هایی که از زبان‌های ترکی، عربی و فرانسوی منتشر کرد، به انتشار نشریهٔ بهار نیز همت کرد و اکثر مقالات آن تألیف یا ترجمه خود او بوده است. با توجه به این نکته که شیدانی – نخستین آموزگار شناخته‌شده ایرانی زبان جهانی اسپرانتو – فعالیت خود را نزدیک به یک دهه پس از انتشار مقاله اعتصامی آغاز می‌کند، آشکار نیست که یوسف اعتصامی چگونه با زبان جهانی اسپرانتو آشنا گشته است. آیا وی نیز اسپرانتو می‌دانسته است؟ یا تنها این مطلب را از زبانی دیگر (و کدام زبان؟) به فارسی ترجمه کرده است؟ هرچند مقاله اعتصامی در جاهایی دارای اشتباه است و آگاهی برآمده از آن آشکارا نادرست می‌باشد، ولی ازآنجاکه این نوشته نخستین معرفی زبان جهانی اسپرانتو به فارسی‌زبانان است، دارای ارزش می‌باشد.
پیش از بازخوانی مقاله اعتصامی تذکر ۲ نکته لازم به نظر می‌رسد:
۱ -برخلاف آنچه در مقاله اعتصامی آمده دکتر زامنهوف لهستانی است. درست است که در آن روزگار، کشور لهستان برای سومین بار تجزیه گشته بود و آن بخش از سرزمین لهستان که زامنهوف در آن‌زاده گشته بود در قلمروی روسی‌ها قرارگرفته بود، اما لهستانیان هیچ‌گاه خود را چیزی جز لهستانی ندانسته‌اند.
۲ -قواعد دستوری زبان جهانی اسپرانتو برخلاف آنچه اعتصامی در مقاله‌اش آورده شانزده قاعده است و نه سیزده.
۳ – Mi amos  به معنای دوست خواهم داشت است و نه آن‌چنان که در مقاله اعتصامی آمـده «مـن زود دوسـت می‌دارم». 

لغت جدید اسپرانتو

اسپرانتو اسم لغت تازه ایست که برای سهولت تکلم و رهایی یافتن از صعوبت‌های یادگرفتن السنه مختلفه وضع‌شده. این لغت سهل‌ترین و ساده‌ترین لغات است و به کلّی از تراکیب مشکله صرف و نحو و سایر تعلقات لُغوی عاری است.
دوکتر زامنهف، مبتکر این لغت، امروز در عالم تمدن از مشاهیر رجال محسوب می‌شود. این شخص از زمان طفولیّت، وقت خود را صرف این کار کرده که لغتی بین‌المللی ایجاد نماید تا زحماتی را که از اختلاف السنه روی می‌دهد از میان بردارد. زامنهف اصلاً روسی است. سه سال بعد از جنگ کریمه متولّد شده، الان چهل و نه سال دارد. برای ترتیب و طرّاحی و جمع و تلفیق قواعد و اصطلاحات و لغات این زبان از بدو عمر تاکنون به تتّبع تمام لغت‌ها اشتغال ورزیده، هنوز هم باصلاحات آن می‌پردازد.
روزی بیکی از دوستان خود گفت: من نمی‌توانم انگلیسی حرف بزنم اما با این لغت می‌نویسم، کتابی از انگلیسی به اسپرانتو ترجمه کرده‌ام و از شما پنـهـان نمی‌کنم که در تألیف اسپرانتو از لغت انگلیسی بسیار اسـتـفـاده نموده و مساعدت‌ها دیده‌ام. و تاکیداً به شما مـیـگـویـم کـه اگـر امروز به اسپرانتو نگاه کنید تعجب خواهید کرد، بجهت اینکه این لغت سیزده قاعده بیشتر ندارد!
در دسامبر ۱۸۷۸ که اسپرانتو را به اهل علم نشان داد، با رفقای خودش این سرود را فرو خواند که ما اصل و ترجمهٔ آن را بدون مراعات وزن و قافیه می‌نویسیم:
La Espero in Esperanto.
En la mondo venis nova sento،
Tra la mondo iras forta voko،
Per flugiloj de facila vento
Nun de loko flugu ĝi al loko
(ترجمهٔ سرود:) آرزو در اسپرانتو،
«شعور تازه به عالم آمده است،
در عالم دعوت با قوتی منتشر می‌شود،
در روی بال بادهای سبک، بگذار آنرا پرواز کند از مکانی به مکانی
دیگر»
در ۱۸۸۷ زامنهف اولین جزوه‌ای را که عنوان آن «لغت عامّه» بود با مخارج خود طبع و نشر نمود.
تا مدّتی هیچ کس به نوشتجات و اظهارات او اعتنا ننمود. تا این تاریخ تمام دارائی او به مصرف ترویج این کار رسید و اولین کسی که در هنگام تنگدستی از معاونت به وی دریغ نکرد، مسیو گاستون موش بود.
اسپرانتو اندازه‌ای آسان و خالی از تکلّف است که همه کس در ظرف یکساعت می‌تواند قواعد آن را یاد بگیرد. عدد کلمات آن از دوهزار نمی‌گذرد. در مدّت چهار یا پنج هفته آن را می‌توان خواند و نوشت. لغات آن از یونانی و لاتن، آلمانی، روسی، انگلیسی، فرانسوی استخراج شده. این لغت کلمات شاذّ و نادر و بیصدا ندارد. y، x، Q در آن یافت نمی‌شود. حرف تعریف در آن la است. اقسام الفاظ را در آن از اواخر آن‌ها می‌شناسند. مثلاً پدر=Patro، حرف o علامت اسم است a در Patra یا لفظ را صفت می‌کند یا نسبت به چیزی می‌دهد. حرف e ظرف است:
Patre یعنی «در پدر».
حروف مصوّته a، e، i، o وقتی‌که به اصل اضافه شوند، در این حالت کلمه یا صفت با ظرف یا با فعل یا با اسم خواهد بود.
ترکیب فعل از این قرار است:
دوست داشتن (مصدر) = Ami
من دوست می‌دارم = amas Mi
من زود دوست می‌دارم = amos Mi
ممکن است که دوست بدارم = amus Mi
من دوست داشتم = amis Mi
دوست بدار =! Amu

نشریه بهار
نشریه بهار

ادامه دارد

این مقاله در صفحه ۱۷ شماره نهم  مجله پیام سبزاندیشان پاییز ۱۳۸۳ چاپ شده است.

استاد احسان یارشاطر در خانواده‌ای اسپرانتودان پرورش یافته است

از نکات جالب روند اسپرانتو در ایران، رشد و نمو دانشمند برجسته‌ای همچون احسان یارشاطر در خانواده‌ای اسپرانتودان است. پدر و مادر وی اسپرانتودان بوده‌اند و احسان یارشاطر هم در کودکی اسپرانتو فراگرفته است به‌طوری که مادرش هنگام سفر، به او به اسپرانتو نامه نوشته است.

احسان یارشاطر
احسان یارشاطر

سندی تاریخی از جنبش اسپرانتو در شهر همدان

سندی تاریخی از جنبش اسپرانتو در شهر همدان

عکسی از اسپرانتودان‌های همدان در دههٔ بیست سدهٔ گذشتهٔ میلادی در همان سال‌ها که نمسه‌چی گزارش خویش را ارائه می‌کند. از تصویر موجود چنین برمی‌آید که اسپرانتودان‌های همدان از اقشار مختلف جامعه و سنین مختلف بوده‌اند. بی‌شک از این عده امروز کسی در قید حیات نیست. اما شاید آن پسرک کوچک که در تارک تصویر قرار دارد، امروزه خود بی‌شک پیرمردی است و هنوز در میان ما باشد. به راستی کسی هست که این نام‌های گمنام را به یاد داشته باشد؟ به نام بشناسد؟ آیا در شهر همدان هنوز از فرزندان این عده کسانی زندگی می‌کنند؟ این افراد هنوز برای ما بی‌بعد هستند آن‌ها تنها یک چهرهٔ بی‌نام و بی‌تاریخ هستند. ای کاش توان بعد دادن به آنان را داشتیم! بعدی که زندگی است. به این هم‌آرمان‌های گمنام، به خاطرهٔ آنان سلام می‌کنیم.

اسپرانتو در شهر همدان کتاب عکس سال ۱۹۱۷ سازمان جهانی اسپرانتو

عکس از:  کتاب عکس سال ۱۹۱۷ سازمان جهانی اسپرانتو صفحهٔ ۲، کتابخانه ویکتور هودلرروتردام، هلند