آغاز جهان بدون امبرتو اکوی اسپرانتو دوست …

 آغاز جهان بدون امبرتو اکوی اسپرانتو دوست …

پیام رضایی

امبرتو اکو دیروز (جمعه ۳۰ بهمن ۱۳۹۴) در ۸۴ سالگی درگذشت. نویسنده، اندیشمند و منتقد ادبی مورد احترام ایتالیایی و خالق رمان‌های پرفروشی چون «نام گل سرخ»، به گفته ناشرش به دلیل سرطان از دنیا رفته است. امبرتو اکو به دلایل فراوان یکی از جذاب‌ترین چهره‌هایی بود که مخاطبان بسیارش حیات فکری و ادبی‌ او را در دهه‌های اخیر پیگیری می‌کردند. تکثر آثار اکو و نوشتن‌ در حوزه‌های مختلف، شخصیت او را در جهانی رازآمیز همچون جهان رمان‌هایش قرار داده است. می‌دانیم اکو فیلسوف و نشانه‌شناس بود و ناگهان در میانسالی تصمیم به نوشتن رمان گرفت و باز به ناگاه با انتشار «نام گل سرخ» به شهرتی جهانی دست یافت. این شهرت به حدی بود که گاهی حضور او در یک خیابان به دلیل ازدحام مردم گرداگردش، باعث بسته شدن خیابان می‌شد. اکو نه به اندازه ژیژک پرگو و پرحاشیه بود و نه به اندازه بورخس گوشه‌نشین و جدی. او جایی میانه این دو می‌زیست. فیلسوف نشانه‌شناس برای کودکان هم قصه نوشت، اکو حتی درباره فوتبال هم قلم زد. امروز می‌دانیم شهرت عمومی او به خاطر رمان‌هایی است که نوشت و شهرت علمی‌اش بیشتر به خاطر آثارش در حوزه نشانه‌شناسی بود. با این همه او بیش از هر چیز عاشق فهرست ساختن بود و در طول زندگی‌اش به شکلی خستگی‌ناپذیر در این کار جد و جهد داشت. امبرتو اکو خود نیز یک فهرست عجیب بود.
اکوی روشنفکر
با وجود تکثر حوزه‌هایی که در آن کار کرد، اکو جزو کسانی بود که روحی یگانه و عمیق بر همه آثارش سایه افکنده بود. او همواره دغدغه صلح داشت. مساله مهاجرین همواره برای او امری جدی بود. تا آنجا که به گفته غلامرضا امامی، مترجم برخی آثارش «او می‌کوشید مسلمانان به جرم مسلمان بودنشان در اقلیت قرار نگیرند. یک‌بار گفت مسلمانان باید مسجد داشته باشند و هنگامی که برخی گفتند با وجودی که در کشورهای مسلمان مسیحیان به جرم مسیحیت به قتل می‌رسند و مجسمه بودا در افغانستان به وسیله داعشیان و طالبان نابود می‌شود، چرا باید مسلمانان مسجد داشته باشند در جواب گفت: جهان اسلام مردانی مثل ابن‌سینا و ابن‌خلدون و… را به جهان عرضه داشته است و اگر ما اجازه ندهیم که مسلمانان در کشورهای اروپا به ویژه ایتالیا مسجد داشته باشند، ماهم‌‌‌ همان طالبان هستیم.» او یک روشنفکر اجتماعی تمام‌عیار بود و ماتئو رنتسی، نخست‌وزیر ایتالیا در مصاحبه‌ای با رسانه دولتی این کشور گفت: دلم برای نوشته‌ها و نگرش، افکار برنده و شفاف و انسانیت او تنگ می‌شود.
اکوی فیلسوف و نشانه‌شناس
تا پیش از چاپ رمان‌هایش اکو را به عنوان یک فیلسوف نشانه‌شناس می‌شناختند. اکو پس از گرفتن مدرک دکترا در دانشگاه تورینو، در دانشگاه‌های میلان، فلورانس، بولونیا و کولژ دو فرانس تدریس کرد و در طول سال‌ها بیش از ۴۰ کتاب علمی و صد‌ها مقاله نوشت که اثر گشوده (۱۹۶۲) نظریه نشانه‌شناسی (۱۹۷۶)، نقش خواننده (۱۹۷۹)، نشانه‌شناسی و فلسفه زبان (۱۹۸۴) و حدود تاویل (۱۹۹۰) از آن جمله‌اند. او از جمله مهم‌ترین زبان‌شناسان و نشانه‌شناسان ساختارگرا بود که علاقه وافری به ترویج زبان بین‌المللی «اسپرانتو» داشت. علاقه وافر او به این زبان بین‌المللی دقیقا در راستای نگاه نقادانه او به وضعیت غرب و شرق بود. او علیه استیلای زبان انگلیسی و فراموشی زبان‌های دیگر حرف می‌زد و اسپرانتو از دید وی راهی بود برای غلبه بر چنین وضعیتی؛ «من آشکارا این عقیده را بیان داشته‌ام که اسپرانتو باید نقش مهم‌تری را بازی کند- اسپرانتو به‌خودی خود برای حفاظت از زبان‌های ملی سودمند است. بله، باید راه موثر‌تر و مستحکمتری پیدا کرد. من از روی تجربه شخصی‌ام می‌گویم که در طول مسافرت‌های زیادی که به کشورهای فراوان دارم، به‌ویژه در فرانسه و آلمان شکوه و شکایت‌هایی را برضد زبان انگلیسی می‌شنوم، مبنی بر اینکه نقش این زبان دیگر از حد یک زبان واسطه و پل، گام جلو‌تر گذاشته و تبدیل به یک خطر بزرگ امپریالیستی برای زبان‌های ملی اروپا شده است؛ زبان‌هایی که دیگر تسلیم این جریان شده‌اند اما من می‌گویم: این موضوع ساده‌ای است: از کودکان خودتان آغاز کنید! آموزش اسپرانتو را به ایشان شروع کنید و دیگر خطری وجود نخواهد داشت!»
اکوی رمان‌نویس
«ناشر امریکایی‌ام به من گفت با اینکه عاشق کتابم شده اما انتظار ندارد که بیش از سه‌هزار نسخه فروش کند، آن هم در کشوری مثل امریکا که هیچ‌کس صومعه ندیده یا زبان لاتین نخوانده است. برای همین به من پیش‌پرداختی برای سه‌هزار نسخه داد. کتابم در‌‌نهایت در امریکا دو تا سه میلیون نسخه فروش کرد. کتاب‌های زیادی پیش از این درباره قرون وسطی نوشته شده‌اند. من فکر می‌کنم موفقیت این کتاب، یک راز است. هیچ‌کس نمی‌توانست موفقیتش را پیش‌بینی کند.» درباره رمان‌نویسی اکو همه‌چیز‌‌ همان طور که خودش در جملات قبل گفت اتفاق افتاد. رمان‌های اکو اغلب ترسیم دنیایی اسرارآمیز هستند. سرشار از نام‌ها و هزارتوهایی در‌هم تنیده که سرخوشی شگفتی را در مخاطب برمی‌انگیزند. آثار داستانی او اغلب یادآور قصه‌گویی‌های شرقی است و از این نظر او وامدار بورخس بزرگ است. خواندن رمان‌های اکو تجربه قدم‌زدن در اروپای قرون وسطی، جنگ‌های صلیبی، فرقه‌های اسرارآمیزی که از نیرویی خاص محافظت می‌کردند و به طور خلاصه تجربه لذت جهان اسرارآمیز کهن است. جهانی که تنها به مدد تسلط مرعوب‌کننده‌ اکو بر این دوره از تاریخ، فهرست‌های بی‌پایانی از نا‌م‌ها، شیوه روایت‌گری شرقی، تیزهوشی یک فیلسوف و در ‌‌نهایت بازی آزاد نشانه‌ها خلق شده است. اکو گرچه با «نام گل سرخ» ناگهان تبدیل به یک ستاره در جهان ادبیات شد، اما با وجود تصور اثر بعدی او «آونگ فوکو» که شش سال بعد نگارش یافت همچنین سرنوشتی پیدا کرد و سبب درخشش بیش از پیش اکو شد.

خودِ امبرتو اکو
«من نوه یک کودک سرراهی هستم: پدربزرگم، که این نام خانوادگی عجیب را به او دادند. پس از انتشار یکی از رمان‌هایم

امبرتو اکو نشانه‌شناس ایتالیایی

خانمی برایم نامه نوشت. پدربزرگ او نیز والدین نامعلومی داشت. سه، چهار سال پیش دوست مردم‌شناسی، که در کتابخانه واتیکان مشغول پژوهش بود، فهرستی را یافت که مربوط به قرن هفدهم بود و در آن از کودکان سرراهی با این عنوان یاد شده بود: «Ex Celis Oblatus» هدیه آسمان. خب من عاقبت دریافتم که از آسمان می‌آیم!» توجه رسانه‌های عمومی به اکو بیهوده نبود. مردی که در سراسر زندگی‌اش همچون نویسنده محبوبش بورخس علاقه وافری به فهرست داشت، زندگی خودش نیز سرشار از فهرست‌ها بود. اومبرتو اکو بیش از ۳۰ تا ۴۰ دکترای افتخاری از دانشگاه‌های مختلف دنیا دریافت کرد. «به نام گل سرخ» بیش از ۱۰ میلیون نسخه فروش داشته است. سیارک ۱۳۰۶۹ به نام اوست و… علاوه بر این‌ها می‌توان فهرستی بورخسی از اکو به دست داد: «اکو پس رمان گل سرخ»، «اکو قبل از رمان گل سرخ»، «اکو وقتی خیابان را بند می‌آورد»، «اکو در کتابخانه غبطه برانگیزش»، «اکو وقتی هنوز رمان‌نویس نشده بود»، «جهان قبل از اکو»، «اکو قبل از جهان»، «اکو و جهان خاص خودش»، «آغاز جهان بدون اکو» و…! گفت‌وگوهایی که اکو در طول زندگی‌اش انجام داد غالبا بسیار خواندنی هستند و حس خوشایندی از سرخوشی را القا می‌کنند. او برخلاف آدورنو، هنر مردمی و هنر مدرن را واقعیت‌های روزگار به حساب می‌آورد. اکو در آثار خود با رسیدن به توانایی بیانی منحصر به فرد، توانست راهی زیبایی‌شناختی برای نگاه نقادانه‌اش به جهان بیابد. او همچون یک کودک نابغه ریاضی که بازیگوشانه قصه‌های پریان را با نبوغ خود تعریف می‌کند همگان را در موقعیت تازه‌ای قرار داد. موقعیتی که مخاطبان آثارش و آن‌ها که او را به عنوان فیلسوف و اندیشمند می‌شناختند کاری جز شنیدن از دستشان برنمی‌آمد. این موقعیت تازه‌‌ همان وضعیت آنارشسیتی انتقادی بود که امبرتواکو دنبال می‌کرد. او زیرک‌تر از ژیژک نظراتش را می‌گفت، بیش از آدورنو فرزند زمان خویش بود و در روایت‌هایش بیش از بورخس در سطح حرکت می‌کرد و همه این‌ها در کنار هم او را بدل به یکی از جذاب‌ترین شخصیت‌های جهان معاصر کرد. با خاموش شدن او، جهان یکی از جذابیت‌های انسانی‌اش را از دست داد و با اینهمه همچون همه اهالی اندیشه و هنر که حرفی داشتند او هم لابه‌لای تمام سطرهایی که نگاشت با‌‌ همان تیپ و قیافه جذاب و پدرخوانده‌وارش قدم می‌زند. با لبخندی رندانه که شایسته نبوغ اوست.

این مقاله در روزنامه اعتماد و به نشانی زیر منتشر شده است:

http://www.etemadnewspaper.ir/Modules/News/PrintVer.aspx?News_Id=38040&V_News_Id=&Src=Main

اسپرانتو؛ از آغاز تا اکنون

خبرگزاری پانا: اسپرانتو؛ از آغاز تا اکنون                       شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۴  ساعت ۱۴: ۱۸

هرچند تاریخ زبان بین‌المللی اسپرانتو در ایران بیش از یک قرن عمر دارد- و ایران و اسپرانتودانان‌اش نقش‌های مهمی در پیش‌برد این زبان مشترک جهانی داشته‌اند – با این وجود، نخستین همایش اسپرانتو در ایران – با حضور بیش از ۱۰۰ شرکت‌کننده – تنها در فروردین‌ماه سال ۱۳۹۳ در تهران برگزار شد. درحالی که در سال ۱۳۹۳، برای نمونه، ژاپن ۱۰۱امین، انگلستان ۹۵امین، آلمان ۹۲امین، ایتالیا ۸۱امین، اسپانیا ۷۳امین، برزیل ۴۹امین، و مکزیک ۱۴امین کنگرهٔ اسپرانتوی خود را برگزار کردند.
هم‌اکنون، صد‌ها همایش و نشستِ علمی و فرهنگی در سطوح ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی هرساله در سراسر جهان به (و در مواردی، درباره‌ی) زبان اسپرانتو برپا می‌شود.
در بین تمامی این گردهمایی‌ها، «همایش جهانی اسپرانتو» که هرساله توسط «سازمان جهانی اسپرانتو» (دارای روابط رسمی با «سازمان ملل متحد» و «یونسکو») در کشورهای گوناگون جهان برگزار می‌شود، بزرگ‌ترین کنگرهٔ اسپرانتو در دنیا محسوب می‌شود. این همایشِ بین‌المللیِ بی‌نظیر، که در آن هیچ مترجمی وجود ندارد، به‌عنوان نمونه در سال ۲۰۰۳ در شهر گوتِن‌بورگِ سوئد با حضور ۱۸۰۰ شرکت‌کننده از ۶۲ کشور، در سال ۲۰۰۴ در شهر پکنِ چین با ۲۰۳۱ نفر از ۵۱ کشور و در سال ۲۰۰۵ در شهر ویلینیوسِ لیتوانی با شرکت ۲۳۴۴ اسپرانتودان و در سال ۲۰۰۶ در شهر فلورانس ایتالیا با شرکت ۲۲۰۹ اسپرانتیست برپا شد. در صدمین سال ابداع زبان اسپرانتو، یعنی سال ۱۹۸۷همایش ۷۲ام جهانی اسپرانتو در زادگاه مؤلف آن، دکتر زامنهوف، در کشور لهستان برگزار شد و تعداد بی‌نظیر ۵۹۴۶ اسپرانتودان از سراسر دنیا در آن شرکت کردند. تعداد شرکت‌کنندگان یک‌صدمین همایش جهانی اسپرانتو نیز، که مرداد ماه سال جاری در شهر لیل (Lille) فرانسه برگزار شد، رقم چشم‌گیر ۲۸۰۰ نفر بود. (نخستین همایش جهانی اسپرانتو نیز در سال ۱۹۰۵ در همین کشور برگزار شده بود).
سازمان‌دهی «همایش‌ جهانی اسپرانتو» با «سازمان جهانی اسپرانتو» است، که مقر آن در شهر رتردام کشور هلند قرار دارد و دارای روابط رسمی با سازمان ملل متحد و یونسکو است. سعی این سازمان، برگزاری این همایش در کشورهای گوناگون جهان است تا از نظر جغرافیائی توزیع عادلانه‌ای در این زمینه صورت گیرد. تا سال ۱۹۱۲ نام این همایش‌ها «همایش بین‌المللی اسپرانتو» بود، از سال ۱۹۱۳ تاکنون عنوان آن «همایش‌ جهانی اسپرانتو» بوده است.
گفته می‌شود با جهانی شدن بهره‌گیری از زبان بین‌المللی اسپرانتو، زمان و هزینهٔ بسیار زیادی که تا کنون صرف فراگیری زبان‌هائی مثل فراسوی، روسی و انگلیسی می‌شده است، صرفه‌جوئی خواهد شد، چراکه فراگیری زبان اسپرانتو به‌مراتب سریع‌تر و آسان‌تر از دیگر زبان‌های جهان است.
زبان اسپرانتو در سال ۱۸۸۷ توسط دکتر لودویگ لازاروس زامِنهوف (۱۹۱۷-۱۸۵۹) چشم‌پزشک و زبان‌دان لهستانی اِبداع شد. یونسکو نیز به‌خاطر عظمتِ شخصیت و عمرآورد وی (۱۹۱۷-۱۸۵۹)، سال ۱۹۸۷ را که مصادف با صدمین سال تولد اسپرانتو بود، «سال زامنهوف» اعلام کرد. این زبان در طول ۱۲۸ سال عمر خود- که در مقایسه با زبان‌های چندهزارسالهٔ موجود، بسیار کوتاه است – چنان پیشرفت کرده است که:
۱. آثار علمی بی‌شماری به اسپرانتو نگاشته یا ترجمه شده‌اند، از جمله توسط برندگان جوایز علمی نوبل، مانند پروفسور رِینهارد زِلتِن (-۱۹۳۰) آلمانی، که نخستین کتابش را درمورد «تئوریِ بازی‌ها» به زبان اسپرانتو نگاشته است. گفتنی است که پروفسور زلتن اینجایزه را برای ابداع همین تئوری برنده شدند. این نکته را نیز باید اضافه کرد که بسیاری از کتاب‌های علمی که به زبان اسپرانتو نگاشته شده‌اند، به بسیاری از زبان‌های ملی دنیا ترجمه گشته‌اند.
۲. آثار ادبی فراوانی از کشور‌ها، فرهنگ‌ها و زبان‌های گوناگون به نظم و نثر به زبان اسپرانتو ترجمه و منتشر شده است، مانند آثار شیلر، خیام، حافظ، شکسپیر، دانته، تولستوی و تالکین.
۳. آثار ادبی زیاد و باارزشی به این زبان نگاشته شده، که به‌خاطر آن‌ها تاکنون بار‌ها نویسندگان اسپرانتوزبان نامزدِ دریافت جایزهٔ ادبی نوبل شده‌اند (موفقیتی که هنوز بسیاری از زبان‌های چندهزارسالهٔ ملی جهان به آن دست پیدا نکرده‌اند).
۴. کتب، مجلات و سایت‌های علمی، ادبی، و تخصصی زیادی به اسپرانتو وجود دارد، و بسیاری از آن‌ها توسط اینترنت و به‌رایگان نیز قابل بهره‌برداری و استفاده است.
۵. یونسکو تا به‌حال دو قطع‌نامه در بارهٔ بزرگ‌داشت و مزایای زبان بین‌المللیِ اسپرانتو برای کمک به ایجاد تفاهم، دوستی و صلح و ارتباطات بین فرهنگ‌های مختلف جهان، تصویب کرده است و به کشورهای عضو خود توصیه کرده است که آموزش آن‌را وارد مدارس و دانش‌گاه‌های خود سازند.
۶. سادگی، آسانی و منطقی و قابل‌تعمیم‌بودن قواعد محدود دستوری زبان اسپرانتو تا حدی است، که بسیاری از اسپرانتودانان مشهور جهان، آن‌را نزد خود و تنها توسط یک کتاب، سایت یا برنامهٔ کامپیوتری آموزش اسپرانتو فراگرفته‌اند.
علل اصلی سادگی و درعین‌حال قدرتمندی زبان اسپرانتو را در بیان ظرایف ادبی و جزئیات علمی، به‌طور خلاصه می‌توان چنین فهرست کرد:
۱. آوائی بودن صددرصدیِ الفبای آن، که به‌تَبَع آن، شخص تنها با فراگیری ۲۸ حرف آن، قادر به خواندن (تلفظ) و نوشتن (دیکته) کاملاً صحیح تمامی کلمات این زبان می‌گردد. نکتهٔ مهم دیگر این‌که، برخلاف اکثر زبان‌های ملی – مانند انگلیسی – در اسپرانتو، سیلابی که تکیه‌ی‌صدا (اِستِرس یا آکسان) بر روی آن اِعمال می‌شود، کاملاً قانونمند و مشخص است: آکسان همیشه بر روی سیلاب ماقبل‌آخر هر کلمه قرار داده می‌شود.
۲. محدود بودن و فراگیربودن قواعد دستوری این زبان: قواعد بنیادین اسپرانتو تنها ۱۶ عدد است، که حدوداً یک‌صدم تعداد قواعد دستوری زبان‌های دیگر است. در ضمن، هیچ استثنائی – ازجمله هیچ فعل بی‌قاعده‌ای، یا جمع مُکثّری – در این زبان وجود ندارد.
۳. سامانهٔ نبوغ آمیز و صددرصد چسبانشی اسپرانتو در واژه‌سازی این امر را می‌سر ساخته تا شخص با فراگیری تعداد بسیار کمی واژه‌بخش یا جزء‌کلمه (ریشه، پیشوند، پسوند و پایانه)، قادر به ساختن تعداد نامحدودی کلمه شود که لزومی به حفظ کردن معنی آن‌ها ندارد، چراکه معنی دقیق آن‌ها را با دانستن‌‌ همان واژه‌بخش‌های محدود، می‌تواند به‌راحتی و به‌درستیِ تمام، حدس بزند.
۴. نظم آزاد اجزای اصلی جمله (فاعل، مفعول، فعل) در جمله‌سازی، به این معنی که در اسپرانتو هر یک از این سه جزء اصلی جمله را می‌توان در هر جای آن قرار داد، بدون‌آن‌که معنی جمله مخدوش شود یا تغییر یابد.
در زبان اسپرانتو، به‌دلیل وجود پایانهٔ مفعولیِ n─ (به معنی «را» در فارسی)، در هر جمله می‌توان محل مفعول را تغییر داد؛ بدون آن‌که مفعولِ جمله تفاوت کند. به عبارتِ دیگر، در این زبان، به‌خاطر وجود پایانهٔ مفعولی، کلمات از نظر نحوی (یا ترکیبی) ارزش مکانی ندارند.

اسپرانتو در دنیای علم
نخستین نهادهائی که در جهان از زبان بین‌المللی اسپرانتو استقبال کردند، آکادمی‌ها یا فرهنگستان‌های علمی در کشورهای گوناگون بودند. شاید علت اصلی این امر، علمی‌بودن یا طراحیِ علمی شدنِ زبان اسپرانتو توسط خالق آن، دکتر زامِنهوف، بوده است. به‌عنوان نمونه، در یکم ماه جون سال ۱۹۲۶، ۴۲ تن از اعضای «آکادمی علوم فرانسه» – که شکل نخستین آن از قرن هفدهم به‌وجود آمده است و یکی از آکادمی‌های ۵گانهٔ «انستیتوی فرانسه» است – این بیانیه را در مورد اسپرانتو امضا کردند:
از آن‌جا که این امضاکنندگان، اعضای «آکادمی علوم»، معتقدند که به‌کارگیری زبان کمکی و بین‌المللی اسپرانتو در ارتباطات بین‌المللی:
• دارای ثمرات بسیار بزرگی از نقطه‌نظر پیش‌برد علم و کاربرد آن خواهد بود؛
• و جریان یافتن وسیع علم فرانسه را به خارج می‌سر خواهد ساخت، و درنتیجه، تأثیر عقلائیِ (اَنتلِکتوئِلیِ) کشور ما را (بر روی کشورهای دیگر) ممکن خواهد کرد، خواستهٔ خود را چنین بیان می‌کنند که:
۱. آموزش این زبان، که شاه‌کار منطقی بودن و ساده‌بودن است، دستِ‌کم به‌صورت اختیاری، در برنامه‌های رسمی کلاس‌های علوم تمامیِ نهادهای آموزشی وارد گردد؛
۲. در طول همایش‌های بین‌المللی، اسپرانتو زبانِ رسمی – دقیقاً با‌‌ همان حقوق زبان‌های ملی – باشد، تا لحظه‌ای که تجربیات تأیید کرد که اسپرانتو برای تبدیل‌شدن به تنها زبانِ رسمی (همایش‌های بین‌المللی) مناسب است.
۳. مدیران انتشارات علمی و فنی به کششی، که به‌کارگیری زبان اسپرانتو در رابطه با چیزهائی که به‌منظور ارسال به خارج، منتشر می‌سازند، برای آن‌ها به‌ارمغان می‌آورد، توجه کنند؛
۴. از هم‌اکنون، دانش‌مندان و فناوران خود را برای به‌کارگیری از اسپرانتو در ارتباطات خود با هم‌کاران خارجی خویش آماده سازند، و سپس به آنان اطلاع دهند، که ایشان آمادهٔ استفاده‌کردن از اسپرانتو هستند.
۵. کمیسیونی برای تهیه و توسعهٔ واژه‌نامه‌های تخصصیِ علوم پایه به اسپرانتو تشکیل گردد، و از انجمن‌های فنی (برای این منظور) دعوت به‌عمل آید. «
همان‌طور که اشاره شد، بیانیه‌های مشابهی توسط نهادهای علمی و دانشمندان دیگر کشور‌ها نیز صادر شده است؛ برای مثال ۸۵ دانشمند ژاپنی در سال ۱۹۵۰، ۲۰ پروفسور دانشگاهی چین در سال ۱۹۵۱ و… اما نکات جالبی که در مورد این استقبال علمی از اسپرانتو، و پیامدهای آن می‌توان گفت، (بهترتیب موارد اعلام‌شده در بیانیهٔ فوق) این است که خوشبختانه در حال حاضر:
۱. آموزش (اختیاری) اسپرانتو در بسیاری از نهادهای آموزشی جهان وجود دارد.
۲. به‌طور متوسط، هر چند روز یک همایش ملی، منطقه‌ای یا بین‌المللی در نقطه‌ای از جهان به و/یا درمورد زبان اسپرانتو برگزار می‌شود، که بسیاری از آن‌ها علمی و تخصصی‌اند.
۳. در انتشار کتاب‌ها و مجلات علمی و تخصصی در سطح جهان با مقیاس قابل‌توجهی وجود دارد.
۴. بسیاری از دانشمندان برای انتشار یافته‌های علمیِ خود، و یا هم‌فکری و ارتباط با هم‌کاران خارجی خود، از زبان اسپرانتو بهره می‌جویند.
۵. تعداد بی‌شماری واژه‌نامه‌های عمومی و تخصصی به زبان اسپرانتو و در رشته‌های گوناگون تألیف و نتشر گردیده است.

بهره‌‌‌گیریِ دانشمندان از زبان اسپرانتو
وجود کتاب‌ها، مجلات، همایش‌ها و سایت‌های بی‌شمار اسپرانتو در زمینهٔ علم و فناوری، گویای توانائی و قدرت این زبان در بیان مفاهیم علمی است. ولی شاید درمورد توانائی‌های زبان بین‌المللی اسپرانتو برای بیان موضوعات دقیق علمی، و غنی بودن انبان واژگان و کلمات تخصصی آن برای این منظور، شاید این نیز کافی باشد که به دانش‌مندان برندهٔ جایزهٔ نوبل اشاره کرد، که یا زبان اسپرانتو را می‌دانند و از آن برای نگاشتن و منتشر کردن مطالب و کتب علمی خود بهره جسته‌اند، یا در خصوص شایستگی‌ها و قدرت اسپرانتو در این زمینه، لب به سخن گشوده و توصیه کرده‌اند که از این زبان به‌عنوان زبان مشترک در دنیای علم و فناوری استفاده شود تا سرعت پیشرفت آن‌ها در جهان به‌مراتب بیشتر گردد. برای نمونه، پروفسور رِینهارد زِلتن (-۱۹۳۰) آلمانی، برندهی جایزهٔ نوبل ۱۹۹۴ در رشتهٔ اقتصاد است، که از جوانی اسپرانتو را آموخت و نخستین کتابش را درمورد «نظریهٔ بازی‌ها» به اسپرانتو نوشت.
پروفسور رِینهارد زِلتن، مُبدع «تئوری بازی‌ها»، و برندهٔ جایزهٔ نوبل در سال ۱۹۹۴ به‌خاطر ارائهٔ همین تئوری، نخستین کتابش را در بارهٔ این نظریه به زبان اسپرانتو نوشته است.

جوایز نوبل برای اسپرانتو و اسپرانتودانان
در حالی که بسیاری از زبان‌های ملیِ جهان با وجود سابقهٔ چندهزارسالهٔ خود هنوز موفق به ارائهٔ نویسندهاى نشده است که نامزد جایزه‌ى ادبیِ نوبل گردد، زبان اسپرانتو بار‌ها موفق به کسب چنین افتخار بزرگی شده است. برای مثال، در سال‌های ۱۹۹۹، ۲۰۰۰ و ۲۰۰۵ میلادی ویلیام اُلد، نویسندهٔ توانای اسکاتلندی به پاس تألیف بیش از پنجاه کتاب به زبان بین‌المللی اسپرانتو، کاندیدای دریافت جایزهٔ ادبیِ نوبل گردید. از زمان انتشار زبان اسپرانتو، یعنی سال ۱۸۸۷ تا هنگام به‌وقوع پیوستنِ این واقعهٔ زبان‌شناسی و ادبیِ بزرگ و بی‌نظیر در جهان، تنها ۱۱۲ سال گذشته بود! این امر خود به‌تنهایی گویای نبوغ بسیار زیاد دکتر زامنهوف در ساخت زبان اسپرانتو نیز هست، چرا که زبان‌های ابداعیِ فراوانی، چه قبل از پیدائیِ اسپرانتو، و چه پس از آن وجود داشته است، که حتی نام اکثریت قریب به‌اتفاق آن‌ها را نیز کسی به‌یاد ندارد. در سال ۲۰۰۷ هم بالدور راگنارسون (-۱۹۳۰)، شاعرِ اسپرانتودان ایسلندی، نامزد دریافت جایزهٔ ادبی نوبل از طرف کانون نویسندگان اسپرانتوزبان گردید.
«سازمان جهانیِ اسپرانتو» که مهم‌ترین و بزرگ‌ترین نهاد در ارتباط با زبان اسپرانتو در دنیا است و دارای روابط رسمی با «سازمان ملل متحد» و «یونسکو» است و در راه ترویج زبان اسپرانتو و صلح و دوستی در جهان نقش غیرقابل‌انکاری داشته، بار‌ها نامزد کسب جایزهٔ صلح نوبل شده است و قطعنامه‌هایی که یونسکو و دیگر نهادهای بین‌المللیِ دنیا در جهت بزرگداشت و پیش‌برد زبان اسپرانتو به‌تصویب رسانده‌اند، تا حدود بسیار زیادی مدیون فعالیت‌های UEA است. مقر اصلی یا دفتر مرکزیِ (Centra Oficejo) این سازمان در شهر روتردامِ هلند است.
از بین دانشمندان اسپرانتودانی که موفق به دریافت جایزهٔ صلح یا علمی نوبل شده‌اند، می‌توان به پروفسور رِینهارد زِلتن آلمانی (نوبل اقتصاد در سال ۱۹۰۴)، که نخستین کتابش را درمورد «تئوریِ بازی‌ها» به زبان اسپرانتو نگاشته است، اشاره کرد. وی در خودزندگی‌نامه‌اش در سایت نوبل چنین نوشته است:
» در سال ۱۹۵۹ با الیزابت لانگ‌رِینِر ازدواج کردم، که در طول تمامی این سال‌ها به من برای تبدیل شدن به کسی که هم‌اکنون هستم، کمک کرده است. ما دوست داشتیم بچه داشته باشیم ولی هیچ بچه‌ای نداریم. هردوی ما به نهضت اسپرانتو تعلق داریم، و توسط‌‌ همان نیز با یک‌دیگر آشنا شدیم. زبان بین‌المللی اسپرانتو هنوز هم تأثیر به‌سزائی بر زندگی ما دارد. «
ده‌ها برندهٔ جایزهٔ نوبل دیگر نیز بوده‌اند که یا مانند پروفسور زلتن اسپرانتو را فراگرفته‌اند و از آن در تألیفات خود استفاده کرده‌اند، مانند جوزف تامسون (برندهٔ نوبل فیزیک در سال ۱۹۰۶)، دانیل باوِت (نوبل پزشکی در سال ۱۹۵۷)، ایزاک بشویس سینگر (نوبل ادبیات در سال ۱۹۷۸)؛ و یا اسپرانتو را فراگرفته و در تحسین و توصیهٔ آن زبان گشوده‌اند، مثل ویلهِلم اُستوالد (نوبل شیمی در سال ۱۹۰۹)، رابیندرانات تاگور (نوبل ادبیات در سال ۱۹۱۳)، و لینوس پائولینگ (نوبل شیمی در سال ۱۹۵۴ و نوبل صلح در سال ۱۹۶۲)؛ و یا با اسپرانتو آشنائی داشتند و استفاده از آن‌را به مردم جهان توصیه کرده‌اند، همانند: ویلیام رَمزی (نوبل شیمی در سال ۱۹۰۴)، بِرتا فون سوتنِر (نوبل صلح در سال ۱۹۰۵)، سِلما لاگِرلوف (نوبل ادبیات در سال ۱۹۰۹)، هنری لافونتِن (نوبل صلح در سال ۱۹۱۳)، رومَن رولان (نوبل ادبیات در سال ۱۹۱۵)، فریتیوف نانسِن (نوبل صلح در سال ۱۹۲۲)، هیدکی یوکاوا (نوبل فیزیک در سال ۱۹۴۹)، برتراند راسِل (نوبل ادبیات در سال ۱۹۵۰)، یاروسلاو هیروفسکی (نوبل شیمی در سال ۱۹۵۹)، آلفرد کاستلِر ‌ (نوبل فیزیک در سال ۱۹۶۶)، ویلی برانت (نوبل صلح در سال ۱۹۷۱)، و…

منابع رایگان فراگیری اسپرانتو در اینترنت
در اینترنت منابع بسیار زیادی برای آشنا شدن و فراگیریِ کامل زبان اسپرانتو وجود دارد. اسپرانتو ثابت کرده است که تنها زبانی است، که هرکسی می‌تواند آن‌را بدون کلاس و استاد – و تنها به‌یاری یک کتاب، یک برنامهٔ کامپیوتری، یا یک سایت آموزشی – موفق به فراگیریِ آن تا حد استادی گردد. شاهد این امر، تعداد بسیار زیاد شعرا و نویسندگان اسپرانتو در کشورهای گوناگون در سراسر جهان است، که آن را نزد خویش یاد گرفته‌اند.
به‌عنوان مثال، در سایت http://www.espero.ir/persa منابع فارسی برای آشنا شدن با این زبان و فراگیری آن – به‌صورت کامل و رایگان – وجود دارد. همان‌طور که در بالا گفته شد، سایتِ بین‌المللی www.lernu.net نیز با روش جذابی این زبان جدید را به حدود ۴۰ زبان زندهٔ دنیا (ازجمله: فارسی، عربی، ترکی، انگلیسی، آلمانی، اسپانیائی، ایتالیائی فرانسوی و اسپرانتو) آموزش می‌دهد.

احمدرضا ممدوحی

مقاله از: احمدرضا ممدوحی، سرنمایندهٔ «سازمان جهانی اسپرانتو» دارای روابط رسمی با «سازمان ملل متحد» و «یونسکو»

دعوت از ایران برای شرکت در کنگره‌ بین‌المللی اسپرانتو

 روزنامه دنیای اقتصاد شماره : ۳۵۰۴    ۱۳۹۴/۳/۲۳

گروه تاریخ و اقتصاد:

سند دعوت از ایران برای شرکت در چهل و پنجمین اجلاسیه کنگره بین‌المللی اسپرانتو (کنگره جهانی زبان واحد) در بروکسل، سندی است که در تاریخ ۲۲ خردادماه ۱۳۳۹ ش تنظیم شده است
. این سند که توسط سازمان اسناد ملی منتشر شده حاوی دعوت‌نامه دبیرخانه بین‌المللی اسپرانتو از ایران، برای شرکت در چهل و پنجمین اجلاسیه آن در بروکسل است که اصل سند و ضمائم آن به زبان فرانسوی، به پیوست نامه از وزارت خارجه، برای اتخاذ تصمیم به وزارت فرهنگ ارسال شده است.+