Warning: include_once(/home/lgzteimp/public_html/wp-content/plugins/loginizer/IPv6/IPv6.php): failed to open stream: No such file or directory in /home/lgzteimp/public_html/wp-content/plugins/loginizer/functions.php on line 3

Warning: include_once(): Failed opening '/home/lgzteimp/public_html/wp-content/plugins/loginizer/IPv6/IPv6.php' for inclusion (include_path='.:/usr/lib/php:/usr/local/lib/php') in /home/lgzteimp/public_html/wp-content/plugins/loginizer/functions.php on line 3
مصاحبه‌ با دکتر حسین وحیدی درباره زبان اسپرانتو – اسپرانتو در ایران

مصاحبه‌ با دکتر حسین وحیدی درباره زبان اسپرانتو

در اواسط تیرماه ۱۳۸۱ قرار مصاحبه‌ای با دکتر حسین وحیدی گذاشته شد. بهانه مصاحبه، کسب مجوز برای انتشار مجله پیام سبزاندیشان بود و آشنایی با چندوچون کارهای ارزشمند ایشان در رابطه با زبان اسپرانتو در ایران. از دوست مطبوعاتی خود اکبر فکری خواهش کردم در این مصاحبه همراه و یاریگر من باشد و ایشان هم با مهر و دوستی چنین کردند. قرار مصاحبه و دیدار در منزل استاد بود و حاصل این دیدار و گفتگوی صمیمانه گزارشی است که اکبر فکری تهیه و تنظیم کرده است. این مصاحبه متأسفانه فرصت انتشار نیافت و چندی پیش آن را در آرشیو خود بازیافتم. اینک که ابزارهای نشر کاملاً دگرگون شده است اقدام به انتشار این مصاحبه می‌شود تا ضمن انتشار آن گوشه‌ای از تاریخ شفاهی اسپرانتو در ایران نیز بازگویی شود. 
لازم به ذکر است که دکتر حسین وحیدی با راه‌اندازی “آموزش مکاتبه‌ای زبان اسپرانتو” (آزما) نقش بسزایی در گسترش اسپرانتو در دهه ۱۳۶۰ داشتند که افراد بسیاری از نقاط گوناگون کشور به یاری ایشان با زبان اسپرانتو آشنا شده و اقدام به فراگیری آن کردند که یکی از زبان آموزان مکاتبه‌ای ایشان هم من هستم و از این بابت همیشه سپاسگزار ایشان بوده و خواهم بود.
                                                                   م. رضا ترابی

دکتر حسین وحیدی

 

 اسپرانتو کلید دوستی جهانی

                                                                                 اکبر فکری

در یک بعدازظهر گرم تابستانی مهمان دکتر حسین وحیدی بودیم. اسپرانتو و تعامل آن با زبان فارسی موضوع نشستی بود که با ایشان داشتیم، که اینک ماحصل آن را پیش رو دارید.
دکتر حسین وحیدی ازجمله فرهیختگانی است که در راه آموزش، نشر و گسترش زبان فراملی اسپرانتو در ایران سهم بسزایی داشته است. دوره‌های مکاتبه‌ای ایشان در آن زمان باعث شد تا دایره نشر این زبان از تهران هم فراتر رفته، نفوذ و دامنه آن حتی در دورترین نقاط ایران نیز گسترش یابد و این خود گام ارزشمندی بود تا زبان امید که پس از معرفی اسپرانتو برای نخستین بار توسط دکتر ناصرالدین صاحب‌الزمانی در آن سال‌ها انجام گرفت، بیش از پیش در دسترس‌تر قرار گیرد و مفید فایده گردد. دکتر وحیدی، خود در این باره چنین می‌گویند: با شروع دوره‌های مکاتبه‌ای اسپرانتو، یکمرتبه از جاهایی مثلاً دوردسترس‌ترین نقطه‌ای که بشود تصورش را کرد، جایی که حتی اسمش را هم نشنیده بودم، ای بسا که مثلاً نام دهی بود، نامه‌هایی برای ثبت‌نام در دوره مکاتبه‌ای دریافت می‌کردم. من خودم هم از این همه استقبال شگفت‌زده شده بودم. و این نشان از کار بزرگی دارد که دکتر وحیدی در آن زمان انجام داد و با کوشش ایشان بذر اسپرانتو در گوشه و کنار این سرزمین پراکنده شد. امروزه، شاگردانی که با دوره‌های مکاتبه‌ای استاد، اسپرانتو را آموخته‌اند، هریک به گونه‌ای در اسپرانتیستان فعال‌اند. و این از همان کارهای پایه‌ای و اساسی در زمینه آموزش، گسترش و نفوذ اسپرانتو در ایران است. گزافه نخواهد بود اگر اذعان کنیم، نشریه‌ای که امروز به نام پیام سبزاندیشان به جمع سایر مطبوعات کشور پیوسته است، یکی از ثمرات بذرهایی باشد که ایشان در آن زمان پراکنده‌اند، همان بذرهایی که زامنهوف می‌گوید «از پراکندن آن خستگی به خود راه نمی‌دهم»، که شکوفا شدن این بذرها ضمن تعالی فرهنگ، امید و دوستی را به ارمغان خواهند آورد.
دکتر وحیدی سپس از تأثیر اسپرانتو بر روی زندگی شخصی خود چنین می‌گویند: با شروع دوره‌های مکاتبه‌ای، من دیگر فراموش کردم که بازنشسته هستم چون از صبح تا شب مشغول کار بودم. هر روز تعداد بسیار زیادی نامه به دستم می‌رسید که باید آنها را می‌خواندم و جواب آنها را فردا پست می‌کردم. با آن همه استقبال دیگر به جایی رسیدم که دیدم حقیقتاً ادامه این کار از توانایی من خارج شده است. آلان هم که مدت زیادی است دوره‌های مکاتبه‌ای را قطع کرده‌ام، بازهم گاهی در این زمینه نامه‌هایی به‌دستم می‌رسد. خیلی جالب است که شما در منزل خود نشسته باشید و یکمرتبه ببینید که در مدت کوتاهی با ایران مربوط شدید. زمانی که من در دانشگاه تدریس می‌کردم، من بودم و یک کلاس مثلاً با سی یا چهل دانشجو و مسائل بازرگانی و حسابداری و … اسپرانتو مرا با ایران مربوط کرد و ای بسا با جهان.
دکتر حسین وحیدی در حال حاضر در رشته اقتصاد در دانشگاه تدریس می‌کنند. کتاب‌های «تاریخ عقاید اقتصادی» و «سیاست‌های مالی» ایشان هم‌اکنون در دانشگاه‌ها به‌عنوان رفرنس تدریس می‌شوند: در کنار درس و آموزش اقتصاد، حدود پنجاه سال است که قلم می‌زنم و به کار نویسندگی مشغولم. در حقیقت، کار اساسی من در طول زندگی همین کار نویسندگی بوده است. رشته نویسندگی من هم بیشتر مربوط به فرهنگ ایران و ایران باستان می‌باشد. در این مدت سی جلد کتاب نوشته‌ام که آخرین آن «نام‌های فارسی» است. در این کتاب تمام نام‌های ایرانی را گردآوری و ریشه‌یابی کردم. به‌عنوان مثال نام اردشیر به همراه ریشه آن که به معنی شهریار راستی و جمشید که به معنای همزاد فروغ می‌باشد.
گات‌ها و سرودهای زرتشت، نبرد روشنایی و تاریکی و پیام پیر پارسا از جمله دیگر کتاب‌های دکتر وحیدی است که تاکنون به بازار نشر روانه شده است. لازم به ذکر است، کتاب گات‌ها به زبان آلمانی و کتاب شهر روشن زرتشت دکتر وحیدی به زبان انگلیسی نیز ترجمه‌شده است. دکتر وحیدی هم‌اکنون دردانشگاهی به نام «امریکن گلوبال یونیورسال» که برنامه‌های آن نیز زیر نظر وی می‌باشد رشته ادبیات، ایران شناسی و تاریخ را آموزش می‌دهند. آموزش در این دانشگاه نیز اینترنتی و از راه دور است. ایشان اظهار امیدواری می‌کنند که بتوانند از طریق این رسانه روز جهانی ادبیات ایران و ایران شناسی را به سایر جهان گسترش دهیم.
دکتر وحیدی اینگونه ادامه می‌دهند که؛ آنچه بیش از هرچیزی برایم ارزشمند می‌باشد زبان و فرهنگ فارسی است. در مقدمه یکی از کتابهایم نوشته‌ام: اسپرانتو؛ زبان جهانی، و آیا در کنار اسپرانتو، زبان فارسی این استعداد را دارد که روزی یک زبان جهانی شود؟ با دلایلی که دارم، معتقدم در کنار زبان فراملی اسپرانتو، آن زبانی که چنین قابلیت و توانایی‌ای را دارد، زبان فارسی است. البته نه این فارسی، که فارسی سره منظور نظر است. اگر من ایرانی تا به امروز زبانم گرفتار تداخلات زبان‌های بیگانه نشده و فارسی فردوسی همچنان به
‌جامانده بود، پر بیراه نخواهد بود اگر بگویم که امروز زبان من ایرانی می‌توانست یک زبان جهانی باشد. اگر در راه زبان خودمان کمی کار کنیم و اولاً این زبان را بپیراییم، فقط فارسی سخن بگوییم و بنویسیم، فارسی این استعداد بالقوه را دارد. ببینید، مثلاً کلمه الکترون؛ اروپایی الکتریسیته را با پسوند اون (اون در لاتین پسوند تصغیر است) ترکیب کرده، الکترون یعنی الکتریسیته کوچک. من ایرانی معادل رخشیزه را برای این واژه بیگانه برگزیدم؛ رخش به معنی آذرخش، ایزه پسوند تصغیر. اتم: پاریزه؛ یعنی پاره کوچک. فیزیک: چهران.

در اینجا دکتر وحیدی با ذکر مثالی به این موضوع اشاره می‌کند که زبان نادانستن و بی‌اعتنایی به زبان چه تاثیراتی می‌تواند داشته باشد: مثلاً گفته می‌شود: «امور حمل‌ونقل». خب، معنای این واژه‌ها اینچنین است: امور یعنی دستور، حمل یعنی آبستنی، و نقل هم به معنی داستان است. و به صورت کلی؛ امور حمل و نقل یعنی دستورات آبستنی و داستان، و من فارسی زبان از این موضوع ناآگاه. در یکی از سخنرانی‌های روانشاد دکتر خانلری، پس‌ازآنکه صحبت‌های ایشان به پایان می‌رسد، گروهی نزد وی رفته و می‌پرسند، شعرهایی را که فرمودید… و دکتر خانلری چنین می‌گویند که شعر نه، سخنرانی بود؛ نثر. در کنار زیبایی‌های زبان فارسی و آهنگین بودن آن، قابلیت وسعت و گستردگی زبان فارسی است. همان‌طور که می‌دانید، زبان‌ها در جهان دو گونه‌اند؛ زبان‌های قالبی و زبان‌های ترکیبی. زبان‌های ترکیبی که اسپرانتو و فارسی نیز در این قلمرو می‌گنجند، از ترکیب آوندها (پیشوند، میانوند، پسوند) به‌علاوه واژه‌های بنیادی‌ای که در این زبان‌ها وجود دارد، یا از ترکیب دو یا چند واژه با یکدیگر می‌توان واژه‌های جدید ساخت. مثل دل‌خسته، دل آزار، دلربا و دل‌انگیز که از کنار هم قرار گرفتن کلمه دل درکنار واژه‌ای دیگر لغت جدیدی ساخته می‌شود و البته همه با معناهای درست و بجای آن. قابلیت وسعت و گسترش واژه‌ها در زبان‌های ترکیبی حدود دویست و بیست میلیون واژه است. در مقابل زبان‌های ترکیبی، زبان‌های قالبی است. در این زبان‌ها، یک ریشه در قالب‌های از قبل تعیین شده، برده می‌شود و بدین نحو واژه‌های نو پدید می‌آیند. این واژه‌ها حد گسترششان حدود دو میلیون واژه است. شایسته خواهد بود که همزمان با گسترش زبان اسپرانتو که خود برترین دستاورد بشر در قلمرو زبان به شمار می‌رود، اسپرانتو را دستاویزی قرار دهیم برای صدور فرهنگ غنی ایرانی به جهان. به عبارت دیگر، اسپرانتو را نردبان شناساندن فرهنگ ایران قرار دهیم تا اسپرانتودان بداند که چه گنجینه‌ای به نام زبان فارسی در این کره زمین وجود دارد و چه دریای بیکرانی. فردوسی و شاهنامه ما جنبه جهانی دارند، رستم یک آموزگار بزرگ انسانی است:
من امروز نه ازبهر جنگ آمدم
پی پوزش و نام و ننگ آمدم
زدل دور کن شهریارا تو کین
مکن باخرد دیو را همنشین
از این دست پیام‌ها در فرهنگ غنی ایرانی به‌وفور یافت می‌شود:
میازار موری که دانه‌کش است
که جان دارد و جان شیرین خوش است
و از نمونه‌های دیگر؛ کسیکه دانه می‌کارد، راستی کاشته است، درخت‌افکن بود
کم‌زندگانی. امروزه مشاهده می‌کنید که جنگل‌ها تا چه میزان تخریب شده است، و آیااین موضوع به نفع بشر خواهد بود؟
مثال‌ها بسیار است:
فریدون فرخ فرشته نبود
زمشک و ز عنبر سرشته نبود
به داد و دهش یافت این نیکویی
تو داد و دهش کن فریدون تویی
در ادامه، دکتر وحیدی درباره این که چرا در حال حاضر اسپرانتو در ایران آن طور که باید شناخته‌شده نیست و مثلاً در کشورهایی مثل ژاپن و چین بیشتر روی آن کار شده است، گفت: در کشور ما کار تبلیغی آنچنانی مثلاً همان‌طوری که در مورد زبان انگلیسی می‌شود، نشده است. یکی از دلایل دیگر آن‌هم این است که اسپرانتو کاربرد عملی دانشگاهی ندارد. کسی که غرق در کنکور است، دیگر فرصت این که اسپرانتو را بیاموزد، ندارد. معمولاً کسانی اسپرانتو را فراگرفته‌اند که از این دغدغه‌ها آسوده شده‌اند.
اما این که چرا در کشورهایی مثل ژاپن و چین روی اسپرانتو کار بیشتر شده، دلیل دارد. اسپرانتو مشکل بزرگ زبان چینی و ژاپنی را حل کرده است. همان‌طور که می‌دانید، ساختار زبان ژاپنی و چینی به کلی دنیای دیگری است. اگر من فارسی‌زبان یا انگلیسی‌زبان بخواهم مثلاً چینی یاد بگیرم، تصورش را کنید که چقدر مشکل خواهد بود. اسپرانتو این مشکل را حل کرده است و مثلاً یک چینی‌زبان و یک انگلیسی‌زبان با یادگیری اسپرانتو طی مدت کوتاهی قادر به برقراری ارتباط با یکدیگر بدون سوءتفاهم خواهند بود.
زبان هرقدر ساده‌تر و منطقی‌تر باشد، هرقدر با ساختار روانی انسان سازگار باشد، به همان اندازه رشد و توانایی مغز را قوت می‌بخشد. گو این که بین زبان و اندیشه رابطه‌ای تنگاتنگ وجود دارد.
در این جا دکتر وحیدی با اشاره به رابطه اعتمادبه‌نفس و زبان این‌گونه ادامه می‌دهند: با پیچیدگی‌هایی که در زبان به وجود می‌آوریم در اعتمادبه‌نفس بچه‌ها اثر سوء باقی می‌گذاریم، گو اینکه مطالب ساده را به قدری پیچیده می‌کنیم که درک آن برای دانش‌آموز مشکل می‌شود: اعشار، مربع، مثلث، ذوزنقه، متساوی‌الساقین و…
در پایان از دکتر وحیدی خواستم توصیف کوتاهی از زبان اسپرانتو داشته باشند:
اسپرانتو؛ عصاره ساده و منطقی شده زبان‌هاست، آنچه خوبان همه دارند، تو تنها داری!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *