Warning: include_once(/home/lgzteimp/public_html/wp-content/plugins/loginizer/IPv6/IPv6.php): failed to open stream: No such file or directory in /home/lgzteimp/public_html/wp-content/plugins/loginizer/functions.php on line 3

Warning: include_once(): Failed opening '/home/lgzteimp/public_html/wp-content/plugins/loginizer/IPv6/IPv6.php' for inclusion (include_path='.:/usr/lib/php:/usr/local/lib/php') in /home/lgzteimp/public_html/wp-content/plugins/loginizer/functions.php on line 3
به یاد دکتر لودویک زامنهوف و طرح یک پرسش – اسپرانتو در ایران

به یاد دکتر لودویک زامنهوف و طرح یک پرسش

به بهانه‌ی گرامیداشت دکتر زامنهوف می‌خواهم در حد پرسشی یاد این انسان نیک‌خواه را گرامی بدارم.
فرهنگ عبارت است از مجموعه‌ی هنجارها و ارزش‌های مشترک یک گروه. آنچه اسپرانتو را از همسان‌های خود (زبان‌های ابداعی دیگر) متمایز می‌کند “فرهنگ” آن است. تصور عمومی از زبان اسپرانتو، زبانی “مکانیکی” و “فاقد روح” است و باور عمومی بر این است که اسپرانتو نمی‌تواند “فرهنگ” داشته باشد چون “جدید” است و نسبت به درخت تناور زبان‌های دیگر جوانه‌ای تازه‌رسته آن‌هم به‌طور مصنوعی، بیش نیست!
این‌که بخواهیم دیگران را به “بی‌فرهنگی” متصف کنیم خود نشانه‌ی ضعف فرهنگی است (!). به تعبیری بی‌فرهنگی وجود ندارد بلکه “تفاوت فرهنگی و ارزشی” وجود دارد که هر گروهی با توجه به تجربیات و آموزه‌های خود بدان دست یازیده است.
همان‌گونه که می‌دانیم کم نبوده‌اند طرح‌های زبانی چه قبل و چه بعد از پیدایش زبان اسپرانتو، اما هیچ‌کدام از آن‌ها وارد عرصه‌ی کاربردی در سطح وسیع نشدند. به باور من افزون بر ویژگی‌های زبان‌شناسی، نداشتن “روح” –که من آن را فرهنگ می‌نامم- از عواملی است که باعث شده آن طرح‌ها در مرحله‌ی “طرح” باقی بمانند و اسپرانتو از مرحله‌ی طرح به “عمل” در آید.
اولین فرهنگ‌مند اسپرانتو، خود دکتر زامنهوف است. ویژگی‌های فرهنگی زامنهوف چنین است:
– نوع‌دوستی: زامنهوف، بشردوست به معنای واقعی است و این بشردوستی نه در حد “شعار” که در عمل او مشهود است. او انسان‌ها را فارغ از رنگ و نژاد و جنسیت و مذهب دوست داشته و با آن‌ها مراوده نموده است.
– دیگر دوستی: همه‌ی ما خواهی‌نخواهی متعلق به “گروه”ی هستیم. در محدوده‌ای زاده می‌شویم و پرورش می‌یابیم و بین “ما” و “دیگران” همیشه فاصله‌ای هست. زامنهوف “دیگر دوست” است او با نوع‌دوستی خود به دیگر دوستی می‌رسد.
– صلح‌دوستی: زامنهوف به معنای واقعی کلمه صلح‌دوست است. اصلاً تلاش برای ابداع اسپرانتو، برای ایجاد امکان صلح و دوستی است. با مطالعه‌ی زندگی این نیک‌مرد موردی یافت نمی‌شود که لحظه‌ای فارغ از دغدغه‌ی صلح‌دوستی، آن‌هم در گستره‌ی جهانی نبوده باشد.

زامنهوف فرهنگ‌ساز و فرهنگ‌پرور
زامنهوف با گفتمان و کردار خود فرهنگی بین‌المللی را ایجاد کرده است که این فرهنگ روزبه‌روز در حال بالندگی و پویایی است. آنچه که او از زمان انتشار زبان اسپرانتو ایجاد کرده است، تقریباً در همه‌ی مرزهای جغرافیایی گسترش یافته است بی یاری حکومتی و یا دولتی!
می‌توان گفت که اسپرانتو از مردمی‌ترین جنبش‌های روزگار ماست که تنها به همت مردمان به‌پیش می‌رود و بالنده‌تر می‌شود. مجموعه‌ی نوشته‌ها، ترجمه‌ها و سخنرانی‌های زامنهوف نشانگر فرهنگی به نام اسپرانتو است که بر غنای آن به‌وسیله‌ی فرهیختگان اسپرانتو از فرهنگ‌های دیگر جهان همچنان افزوده می‌شود.
آنچه می‌خواهم در اینجا بیان کنم تنها در حد یک پرسش است:
ما به‌عنوان اسپرانتودان چه هویتی داریم و ناقل چه فرهنگی هستیم؟
آیا هر اسپرانتودانی ناقل فرهنگ اسپرانتو است؟
به گمان من اگر کسی به این اصول باور داشته باشد از فرهنگ اسپرانتویی برخودار است:
– به رسمیت شناختن “دیگران” و حقوق آن‌ها (حق دیگر بودن)
– چندزبانگی و چند فرهنگی (تنوع فرهنگی)
– باور نداشتن به برتری فرهنگی (رد هرگونه آپارتاید)

+

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *