اسپرانتو در ایران (۹) Esperanto en Irano

علیرضا دولتشاهی

تاکنون با تاریخچهٔ کوتاهی از جنبش اسپرانتو در ایران آشنا شدیم. سیر حوادث و روند شکل‌گیری این جنبش را دانستیم و چهره‌های نامدار و گمنام این جریان را شناختیم. اما هنوز هستند چهره‌هایی که نامی از آنان نبرد‌ه‌ایم و یا هنوز مجالی به باز‌شناسی آنان نبوده است.
در بخش‌های پیشین این تاریخ‌نگاری کمتر از متون مربوط به جنبش اسپرانتو نمونه‌هایی به‌دست داده شد و آنچه ارائه گشت بیشتر شاهد مثالی بود برای بیان سیر حوادث. از این شماره در پی آن هستیم تا با ارائهٔ متن مقالات گام در باز‌شناسی اسناد تاریخ جنبش اسپرانتو در ایران برداریم، تا رهروان این راه- به‌ویژه جوانان- امکان بازخوانی متون مربوط به زبان جهانی اسپرانتو را فراجنگ داشته باشند و از سوی دیگر بستری برای انتشار کرونولوژیک اسناد جنبش اسپرانتو ایران فراهم آید.
نخستین مقاله‌ای که به بازخوانی آن خواهیم پرداخت، نخستین سند شناخته‌شده دربارهٔ زبان جهانی اسپرانتو به زبان فارسی است و به قلم یوسف اعتصامی. این مقاله در شماره ۳ سال اول نشریه بهار به تاریخ ۱۲ جمادی الاخر ۱۳۲۸ هجری قمری نشر یافته است، که پیش‌تر از آن سخن بسیار گفته‌ایم و گفته‌اند.
یوسف اعتصام‌الملک آشتیانی که به یوسف اعتصامی نامدار است‌زاده ۱۲۹۱ و درگذشته ۱۳۵۶ هجری قمری است. او در زمره نویسندگان و مترجمان نامدار عصر قاجار به شمار  می‌آید. او سال‌ها ریاست کتابخانه مجلس شورای ملی را نیز بر عهده داشت. شاعر نامدار، پروین اعتصامی دختر وی است.
یوسف اعتصامی به‌جز ترجمه‌هایی که از زبان‌های ترکی، عربی و فرانسوی منتشر کرد، به انتشار نشریهٔ بهار نیز همت کرد و اکثر مقالات آن تألیف یا ترجمه خود او بوده است. با توجه به این نکته که شیدانی – نخستین آموزگار شناخته‌شده ایرانی زبان جهانی اسپرانتو – فعالیت خود را نزدیک به یک دهه پس از انتشار مقاله اعتصامی آغاز می‌کند، آشکار نیست که یوسف اعتصامی چگونه با زبان جهانی اسپرانتو آشنا گشته است. آیا وی نیز اسپرانتو می‌دانسته است؟ یا تنها این مطلب را از زبانی دیگر (و کدام زبان؟) به فارسی ترجمه کرده است؟ هرچند مقاله اعتصامی در جاهایی دارای اشتباه است و آگاهی برآمده از آن آشکارا نادرست می‌باشد، ولی ازآنجاکه این نوشته نخستین معرفی زبان جهانی اسپرانتو به فارسی‌زبانان است، دارای ارزش می‌باشد.
پیش از بازخوانی مقاله اعتصامی تذکر ۲ نکته لازم به نظر می‌رسد:
۱ -برخلاف آنچه در مقاله اعتصامی آمده دکتر زامنهوف لهستانی است. درست است که در آن روزگار، کشور لهستان برای سومین بار تجزیه گشته بود و آن بخش از سرزمین لهستان که زامنهوف در آن‌زاده گشته بود در قلمروی روسی‌ها قرارگرفته بود، اما لهستانیان هیچ‌گاه خود را چیزی جز لهستانی ندانسته‌اند.
۲ -قواعد دستوری زبان جهانی اسپرانتو برخلاف آنچه اعتصامی در مقاله‌اش آورده شانزده قاعده است و نه سیزده.
۳ – Mi amos  به معنای دوست خواهم داشت است و نه آن‌چنان که در مقاله اعتصامی آمـده «مـن زود دوسـت می‌دارم». 

لغت جدید اسپرانتو

اسپرانتو اسم لغت تازه ایست که برای سهولت تکلم و رهایی یافتن از صعوبت‌های یادگرفتن السنه مختلفه وضع‌شده. این لغت سهل‌ترین و ساده‌ترین لغات است و به کلّی از تراکیب مشکله صرف و نحو و سایر تعلقات لُغوی عاری است.
دوکتر زامنهف، مبتکر این لغت، امروز در عالم تمدن از مشاهیر رجال محسوب می‌شود. این شخص از زمان طفولیّت، وقت خود را صرف این کار کرده که لغتی بین‌المللی ایجاد نماید تا زحماتی را که از اختلاف السنه روی می‌دهد از میان بردارد. زامنهف اصلاً روسی است. سه سال بعد از جنگ کریمه متولّد شده، الان چهل و نه سال دارد. برای ترتیب و طرّاحی و جمع و تلفیق قواعد و اصطلاحات و لغات این زبان از بدو عمر تاکنون به تتّبع تمام لغت‌ها اشتغال ورزیده، هنوز هم باصلاحات آن می‌پردازد.
روزی بیکی از دوستان خود گفت: من نمی‌توانم انگلیسی حرف بزنم اما با این لغت می‌نویسم، کتابی از انگلیسی به اسپرانتو ترجمه کرده‌ام و از شما پنـهـان نمی‌کنم که در تألیف اسپرانتو از لغت انگلیسی بسیار اسـتـفـاده نموده و مساعدت‌ها دیده‌ام. و تاکیداً به شما مـیـگـویـم کـه اگـر امروز به اسپرانتو نگاه کنید تعجب خواهید کرد، بجهت اینکه این لغت سیزده قاعده بیشتر ندارد!
در دسامبر ۱۸۷۸ که اسپرانتو را به اهل علم نشان داد، با رفقای خودش این سرود را فرو خواند که ما اصل و ترجمهٔ آن را بدون مراعات وزن و قافیه می‌نویسیم:
La Espero in Esperanto.
En la mondo venis nova sento،
Tra la mondo iras forta voko،
Per flugiloj de facila vento
Nun de loko flugu ĝi al loko
(ترجمهٔ سرود:) آرزو در اسپرانتو،
«شعور تازه به عالم آمده است،
در عالم دعوت با قوتی منتشر می‌شود،
در روی بال بادهای سبک، بگذار آنرا پرواز کند از مکانی به مکانی
دیگر»
در ۱۸۸۷ زامنهف اولین جزوه‌ای را که عنوان آن «لغت عامّه» بود با مخارج خود طبع و نشر نمود.
تا مدّتی هیچ کس به نوشتجات و اظهارات او اعتنا ننمود. تا این تاریخ تمام دارائی او به مصرف ترویج این کار رسید و اولین کسی که در هنگام تنگدستی از معاونت به وی دریغ نکرد، مسیو گاستون موش بود.
اسپرانتو اندازه‌ای آسان و خالی از تکلّف است که همه کس در ظرف یکساعت می‌تواند قواعد آن را یاد بگیرد. عدد کلمات آن از دوهزار نمی‌گذرد. در مدّت چهار یا پنج هفته آن را می‌توان خواند و نوشت. لغات آن از یونانی و لاتن، آلمانی، روسی، انگلیسی، فرانسوی استخراج شده. این لغت کلمات شاذّ و نادر و بیصدا ندارد. y، x، Q در آن یافت نمی‌شود. حرف تعریف در آن la است. اقسام الفاظ را در آن از اواخر آن‌ها می‌شناسند. مثلاً پدر=Patro، حرف o علامت اسم است a در Patra یا لفظ را صفت می‌کند یا نسبت به چیزی می‌دهد. حرف e ظرف است:
Patre یعنی «در پدر».
حروف مصوّته a، e، i، o وقتی‌که به اصل اضافه شوند، در این حالت کلمه یا صفت با ظرف یا با فعل یا با اسم خواهد بود.
ترکیب فعل از این قرار است:
دوست داشتن (مصدر) = Ami
من دوست می‌دارم = amas Mi
من زود دوست می‌دارم = amos Mi
ممکن است که دوست بدارم = amus Mi
من دوست داشتم = amis Mi
دوست بدار =! Amu

نشریه بهار

نشریه بهار


ادامه دارد

این مقاله در صفحه ۱۷ شماره نهم  مجله پیام سبزاندیشان پاییز ۱۳۸۳ چاپ شده است.

یک دیدگاه برای ”اسپرانتو در ایران (۹) Esperanto en Irano

  1. بازتاب: اسپرانتو در ایران » آرشیو » اسپرانتو در ایران (۱۰) Esperanto en Irano

  2. بازتاب: اسپرانتو در ایران » آرشیو » اسپرانتو در ایران (۱۲) Esperanto en Irano

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *