گلگشت‌های اسپرانتویی در ایران

گلگشت‌های اسپرانتویی در ایران

برای کسانی که اسپرانتو می‌آموزند تنفس فضای اسپرانتویی و لذت بردن از بودن در محیطی که دیگر اسپرانتودانان هم در آن حضور دارند یک نیاز بنیادی و ضروری است.
ما دربارهٔ اینکه آیا در دوران نخستین ورود اسپرانتو به ایران گلگشت‌های اسپرانتویی هم انجام می‌شده است یا نه اطلاعاتی نداریم. اطلاعات ما مربوط می‌شود به سال‌های پایانی دهه پنجاه شمسی که افراد زیادی در ایران اسپرانتو فراگرفتند و نیاز به انجام برنامه‌های تفریحی اسپرانتو هم ایجاد شد.
محمد پزشکی دندان‌پزشک جوان ساکن کرج، از اولین سازمان دهندگان گلگشت‌های اسپرانتویی در ایران است که برنامه‌هایی را در سالهای پایانی دهه پنجاه و اوایل دهه شصت خورشیدی در شهرهای تهران و کرج سازماندهی و اجرا کرده است اما چون این برنامه‌ها در حلقه محدود دوستان و آشنایان بوده است فراگیری چندانی نداشته است و از یاد نبریم که در آن روزگار اسپرانتو فاقد تشکیلات بوده است و‌‌ همان مقدار فعالیت هم در نوع خود ارزشمند بوده است.
در اوایل دهه هفتاد شمسی که سازمان جوانان اسپرانتودان ایران ایجاد شد برگزاری گلگشت‌ها و اردوهای اسپرانتویی هم در دستور کار آن قرار گرفت و از سال ۱۳۷۴ برنامه‌های گوناگونی را اجرا کرد.
عباس باغستانی، رضا ترابی، صادق کرمی، محمدرضا تشکری، رضا حاجی حسنلو، عباس خسروآبادی، محمدرضا فولادخواه، فرمهر امیردوست، بابک سروش ازجمله کسانی هستند که در برنامه‌ریزی و مسئولیت برگزاری گلگشت‌های اسپرانتویی در چارچوب انجمن اسپرانتو نقش داشته‌اند.
گلگشت‌هایی که در چارچوب انجمن برگزار شده‌اند از برنامه‌های یک روزه در تهران و اطراف تا چندروزه در بیشتر نقاط کشور و حتی کشورهای همسایه (آذربایجان و ارمنستان) را شامل هستند.
این برنامه‌ها باعث آشنایی نزدیک اسپرانتودانان نقاط مختلف کشور با همدیگر و ایجاد دوستی و ارتباط بیشتر شده است.

گلگشت‌های اسپرانتویی در ایران / سال ۱۳۷۶ نیشابور
گلگشت‌های اسپرانتویی در ایران / سال ۱۳۷۶ نیشابور

 

درباره برگزاری کنگره اسپرانتو در ایران

درباره برگزاری کنگره اسپرانتو در ایران

ایده‌ی برگزاری کنگره اسپرانتو در ایران حداقل از سال ۱۳۷۵ در دستور کار انجمن بوده است. ایده اولیه برای برگزاری کنگره جهانی جوانان در ایران بود که با توجه به شرایط نامطلوب داخلی طرح برگزاری آن در کشور همسایه ترکیه با مدیریت سازمان جوانان اسپرانتودان ایران و همکاری تنی چند از اسپرانتودانان ترکیه‌ای و مقیم ترکیه دنبال شد اما به نتیجه مطلوبی نرسید. فاز دوم مطالعه و پیگیری ایده، در کشورهای همسایه آذربایجان و ارمنستان بود که باز هم به نتیجه مطلوبی نرسید. در فاز بعدی ایده برگزاری کنگره منطقه‌ای بود که اولین همایش منطقه‌ای در سال ۱۳۸۰ در کشور آذربایجان برگزار شد اما منجر به برگزاری همایش دوم و تداوم آن نشد. هر چند تلاش‌هایی برای برگزاری همایش اسپرانتویی همچنان در دستور کار قرار داشتند اما هر کدام به دلایل گوناگونی به نتیجه نرسیدند.
در سال ۱۳۸۳ همایشی منطقه‌ای به پیشنهاد انجمن اسپرانتوی ایران در کشور ارمنستان به خوبی برگزار شد اما بازهم نتیجه مطلوب حاصل نشد. با توجه به برگزاری همایش‌های پیشین، به پیشنهاد کمیسیون شمال آفریقا و خاورمیانه انجمن جهانی اسپرانتو  ایده برگزاری همایش منطقه‌ای خاورمیانه شکل گرفت که از سال ۱۳۸۷ به‌صورت مداوم برگزار می‌شود اما برگزاری همایش بین‌المللی اسپرانتویی در ایران محقق نشد.
در سال ۱۳۸۷ انجمن اسپرانتوی ایران تصمیم به برگزاری کنگره ملی اسپرانتوی ایران گرفت و تاریخ برگزاری آن را هم ۲۸ مرداد ماه ۱۳۸۸ اعلام عمومی کرد اما وقایع ناگوار و آشوب سال ۱۳۸۸ باعث شد تا انجمن از برگزاری کنگره اعلام شده، صرف‌نظر کند و بدین ترتیب گام اول در برگزاری کنگره اعلام شده ناکام ماند. سرانجام اولین کنگره ملی انجمن اسپرانتوی ایران در تاریخ چهارم فروردین ماه ۱۳۹۳ با تلاش  و همت گروهی اعضای انجمن اسپرانتوی ایران با مدیریت و مسئولیت حمزه شفیعی با موفقیت برگزار شد.

نشان کنگره اسپرانتوی ایران
طراح محمود میربزرگی

اسپرانتو در ایران (۷) Esperanto en Irano

علیرضا دولتشاهی

اسپرانتو در آذربایجان

همان‌گونه که پیش‌تر نیز گفته شد آذربایجان یکی از خاست‌گاه‌های اصلی تفکر تجدد و تجددگرایی در ایران است. آذربایجان به علت نزدیکی و همسایگی با حوزه قفقاز به یکی از نخستین ورودی‌های اندیشهٔ تجدد به ایران بدل گشت. از دیگر سو، شهر تبریز به‌عنوان تختگاه ولی‌عهد قاجار، دومین شهر و مهم‌ترین شهر پس از پایتخت بود. شاید بتوان گفت از دیدگاهی این شهر پایتختِ فرهنگی ایران در آن دوران محسوب می‌گردید. پس از تهران، در سال ۱۲۵۵ خورشیدی بود که در تبریز دارالفنون گشایش یافت و این در حدود سه دهه پیش‌تر از انقلاب مشروطه بود – این امر خود اثبات‌کننده این نکته است که ایجاد اصلاحات و در رأس آن برپایی دارالفنون در تهران قائم‌به‌ذات امیرکبیر نبود و این روح زمان بود که این مهم را می‌طلبید که سپه‌سالار در مدت صدارت خود اصلاحاتی اساسی‌تر و ماندگار‌تر ایجاد کرد- می‌توان گفت حضور محفلی چون دارالفنون تبریز بی‌هیچ شکی در زمینه‌سازیِ فکری انقلاب مشروطه سودمند افتاد. جنبش اسپرانتو در تبریز نیز یکی از ریشه‌دار‌ترین شاخه‌های جنبش اسپرانتو ایران است. می‌دانیم که کسروی با دیگر دوستانش در شهر تبریز انجمنی برای زبان جهانی اسپرانتو ایجاد کرده بود. دوستانی که او هیچ‌گاه نامی از آنان ذکر نمی‌کند. از سوی دیگر به یاد داریم که نخستین نماینده سازمان جهانی اسپرانتو UEA در ایران فردی ارمنی و ساکن تبریز به نام آراداش هورهانیسیانس بوده است. امروزه می‌دانیم که در تبریز انجمنی به نام «جمعیت اسپرانتیست‌های تبریز» فعالیت می‌کرده است. اما آیا این‌‌ همان انجمنی است که کسروی از آن نام می‌برد؟ اعضای این انجمن چه کسانی بوده‌اند؟ ازجمله فعالیت این انجمن می‌توان به ترجمه و چاپ کتاب «اسپرانتو در چهل درس» اشاره کرد. مترجمان این کتاب میرزا حبیب‌اله خان جاوید، میرزا هدایت‌اله خان جاوید و مخاطب‌السلطان مشیری هستند. اما درباره آن‌ها چه می‌دانیم؟ میرزا حبیب‌اله جاوید از افراد فرهنگی تبریز بود. او مدیر دبیرستان تمدن و معلم تاریخ مدرسه محمدیه بوده است. شاعر و سرودساز بوده، بعد‌ها به بانک ملی منتقل می‌شود و تا معاونت بانک ملی آذربایجان ترقی می‌کند. (رک. رئیس‌نیا، رحیم. مدرسه محمدیه تبریز و تدریس مشروطه، گفتگو. ش ۱۸. زمستان ۱۳۷۶). این تمام چیزی است که از او می‌دانیم. آیا هدایت‌اله خان پسر یا برادر حبیب‌اله خان است؟ این دو به‌اتفاق مخاطب السلطان مشیری چگونه و از چه راهی با اسپرانتو آشنا شدند و این زبان را آموختند؟ در این مورد هیچ نمی‌دانیم. «اسپرانتو در چهل درس» به والی آذربایجان حاجی میرزا مخبرالسلطنه تقدیم گشته است. این مهدی‌قلی خان مخبرالسلطنه فرزند علی‌قلی‌خان هدایت مخبرالدوله و نوهٔ رضا قلی‌خان هدایت است. او در سال ۱۲۸۰ ق. در تهران‌زاده گشت، در سال ۱۲۹۵ ق. عازم آلمان گردید، سال ۱۲۹۷ به ایران مراجعت نمود و در سال ۱۳۰۳ ق. به استادی زبان آلمانی در دارالفنون تهران منصوب گشت. در اولین کابینه مشروطه وزیر معارف گردید و بعد به والی‌گری آذربایجان رسید. در زمان جنگ‌های داخلی میان مشروطه‌طلبان و مستبدین وی در «قورخانه» شهر را بر مردم گشود و خویش از ایران گریخت و به اروپا رسید. در سال ۱۳۰۶ خورشیدی به نخست‌وزیری منصوب و تا سال ۱۳۱۲ در این سمت خدمت کرد. اما او با «جمعیت اسپرانتیست‌های تبریز» دارای چه روابطی بوده است که کتاب فوق به وی تقدیم گشته؟ آیا او به جنبش زبان جهانی اسپرانتو دلبستگی داشته است؟ پیش‌تر، به هنگامِ پرسه در مطبوعات دورهٔ قاجار به فردی به‌نامِ ف. عبداله‌زاده برخوردیم که در نشریهٔ نامه پارسی نوشته‌ای دربارهٔ اسپرانتو از وی درج گردیده بود. اینک پرسشی دربارهٔ وی طرح می‌سازیم که بی‌ربط به جنبش زبان اسپرانتو آذربایجان نیست. پرسش این است که آیا او – ف. عبداله‌زاده –‌‌ همان عبداله‌زاده فریور است؟ اگر به‌راستی این دو تن یکی باشند، می‌توانیم به پرسش خود پاسخ دهیم. او کیست و در کجا اسپرانتو آموخته است؟ به‌یاد داریم که نوشته او در معرفی اسپرانتو (نامه پارسی، ش ۶، ۱۶ شهریور ۵۱۳۵ باستانی برابر ۳ ذیقعده ۱۳۳۴ ق.) پیش از برپایی باهماد اسپرانتو در تهران منتشرشده است. از آن‌جایی که نام او در گروه شیدانی نیامده، همان‌طور که نام صدر‌ها نیز نیامده، پس می‌توان نتیجه گرفت که او به‌واسطهٔ شیدانی، با اسپرانتو آشنا نشده است. اگر این دو تن یکی باشند پاسخ به این گونه است: می‌دانیم که عبداله‌زاده فریور در سال ۱۲۶۷ خورشیدی (۱۸۸۸ م.) در شهر تفلیس‌زاده شد. در تفلیس تحصیل کرد و در‌‌ همان شهر و باکو معلم شد. پس در نتیجه او که تنها یک‌سال پس از زایشِ اسپرانتو به جهان آمده در محیطِ فرهنگیِ قفقاز، که به نوعی تلاقی‌گاه اندیشه‌های مترقی آن روز بود، پرورش یافت. و‌ای بسا در‌‌ همان دورهٔ قفقاز با اسپرانتو آشنا گردید. در سال ۱۲۹۷ خورشیدی به ایران آمد و به نظامت مدرسه متوسطه محمدیه منصوب گردید. وی به فعالیت در عرصهٔ نمایش‌نامه نویسی، کارگردانی و برپایی مجالس سخنرانی نیز می‌پرداخت. از لحاظ سیاسی وی وابسته به حزب دموکرات ایران بود و با نشریات ادب و تجدد نیز هم‌کاری می‌کرد. نکته‌ای که یکی بودن این دو تن را با اطمینان بیشتری قابل‌پذیرش می‌کند این است که احمد کسروی، تا پیش از پیوستن به عدلیه در تهران، نیز در‌‌ همان مدرسه محمدیه تا سال ۱۲۹۸ خورشیدی به تدریس اشتغال داشته و با عبداله‌زاده فریور درواقع هم‌کار بوده است. آیا در انجمنی که کسروی با دوستان خویش بنیاد کرده بودند ف. عبداله‌زاده یا عبداله‌زاده فریور نیز عضویت داشته است؟ به یاد داشته باشیم که تقی رفعت نیز از دیگر هم‌کاران عبداله‌زاده فریور در دبیرستان محمدیه بود. می‌دانیم او – رفعت – سردبیری نشریه تجدد را نیز برعهده داشته است‌‌ همان نشریه‌ای که عبداله‌زاده فریور با آن هم‌کاری می‌کرد. از سوی دیگر از یاد نبرده‌ایم که میرزا حبیب‌اله‌خان جاوید از اعضای «جمعیت اسپرانتیست‌های تبریز» نیز معلم تاریخ مدرسه محمدیه بوده است.

ادامه دارد

این مقاله در صفحه ۱۶ شماره هفتم  مجله پیام سبزاندیشان بهار ۱۳۸۳ چاپ شده است.