جنبش پزشکان اسپرانتودان ایران

جنبش پزشکان اسپرانتودان ایران

حضور پزشکان اسپرانتودان در جنبش اسپرانتوی ایران به نسبت جمعیت اسپرانتودانان ایرانی حضور پررنگی هست که می‌توان به دکتر محمد پزشکی (جراح دندان‌پزشک) پیشاهنگ جامعه پزشکی در جنبش اسپرانتو و در زمان خود بسیار فعال و از حامیان نخستین سازمان جوانان اسپرانتودان ایران، دکتر جمشید احمدی، دکتر کیهان صیادپور (متخصص قلب کودکان)، دکتر محمد هادی امام هادی (متخصص پزشکی قانونی)، دکتر ناهید نامدارپور (جراح دندان‌پزشک)، دکتر حامد صوفی (داروساز) و… اشاره کرد. در دهه ۱۳۶۰ خورشیدی بودند تنی چند از پزشکان اسپرانتودان در ایران که سربرگ‌های خود را مزین به آرم و نشان اسپرانتو کرده بودند و شبکه‌ای را تشکیل داده بودند. بیشتر آنان در استان‌های تهران و مرکزی و به‌ویژه شهر اراک طبابت می‌کردند. متأسفانه مستندات و اطلاعات لازم دراین‌باره برای نویسنده قابل‌دسترسی نیست. اگر دراین‌باره کسی یا کسانی اطلاعات و مستنداتی دارند موجب امتنان خواهد بود نسخه‌ای از آن(‌ها) را در اختیار این سایت قرار دهند تا ضمن انتشار به نام خودشان، ابعاد ناروشن این موضوع برای علاقه‌مندان و پژوهشگران روشن شود.

تک پودمان مترجمی اسپرانتو در دانشگاه جامع علمی کاربردی برای اولین بار در ایران

تک پودمان مترجمی زبان اسپرانتو در لیست تک پودمان‌های دانشگاه جامع علمی کاربردی از امسال قابل انتخاب و تحصیل است. این رشته با تلاش و پیگیری اسپرانتودانان و اسپرانتودوستان عرصه دانشگاهی آقای دکتر احمد مدبر، خانم دکتر الهام خانیان و آقای دکتر عبدالحمید دلشاد محقق شده است. سرفصل این پودمان را که شامل شش درس و ریزمحتوای آن هست از سایت رسمی دانشگاه جامع علمی کاربردی از اینجا قابل پیاده سازی است. این رشته برای اولین بار در ایران و در خاورمیانه ارائه می‌شود.

امثال و حکم اسپرانتو (خردنامه زامنهوف)

امثال و حکم اسپرانتو (خردنامه زامنهوف)

امثال‌وحکم اسپرانتو (خردنامه زامنهوف) با ترجمه‌ی پروین ثروتیان توسط انتشارات عطایی در سال ۱۳۸۹ منتشرشده است. این کتاب در ۸۰ صفحه و به صورت دوزبانه (فارسی/ اسپرانتو) است که در واقع گزینشی از محتوای فرهنگ اسپرانتو فارسی تألیف بدیع اله صمیمی می‌باشد.

امثال‌ و حکم اسپرانتو (خردنامه زامنهوف)

امثال‌ و حکم اسپرانتو (خردنامه زامنهوف)

یاری انجمن اسپرانتوی ایران برای گسترش اسپرانتو در دنیای عرب

یاری انجمن اسپرانتوی ایران برای گسترش اسپرانتو در دنیای عرب

انجمن اسپرانتوی ایران نقش مؤثر و سازنده‌ای در کمک به تدوین و انتشار کتاب‌های بنیادی آموزش زبان اسپرانتو برای عرب‌زبان‌ها داشته است و در این رابطه خدمت بزرگی به دنیای اسپرانتو در جهان عرب کرده است. ویراستاری، تنظیم و تدوین دو کتاب منتشرشده از طرف انجمن جهانی اسپرانتو: “القاموس الواضح اسبرانتو – عربی“، “منهاج الاسبرانتو” و کتاب هنوز منتشرنشدهالقاموس الواضح عربی – اسبرانتو“. هر سه کتاب تألیف جورج ابراهیم  (اسپرانتودان فقید آرژانتینی با اصالت سوریه‌ای) هستند که دست‌نوشته‌های ایشان در ایران توسط موسسه سبزاندیشان (انجمن اسپرانتوی ایران و به یاری اعضای توانمند آن) مورد بازبینی، ویرایش، تصحیح و تایپ واقع‌شده است.

فرهنگ اسپرانتو عربی
تالیف جورج ابراهیم

کتاب منهاج الاسبرانتو آموزش پایه اسپرانتو برای عرب زبان‌ها

کتاب منهاج الاسبرانتو آموزش پایه اسپرانتو برای عرب زبان‌ها

دوازده پرسش بنیادی که هر کسی درباره زبان اسپرانتو ممکن است بپرسد

اسپرانتو چیست؟

اسپرانتو یک ابزار ارتباطی مفید میان زبان‌های ناهمسان است. دنیا روز به روز بیشتر و بیشتر بین‌المللی می‌شود. آدم‌ها، پول و کالاها آزادانه‌تر به جریان و حرکت می‌افتند. با این وصف، چون به زبان‌های متفاوتی که به سختی قابل یادگیری است تکلم می‌کنند، افکار کاملا آزاد در تبادل و تعامل قرار نمی‌گیرند. اسپرانتو راه‌حلی است که از سدهای زبانی به خوبی عبور می‌کند. کسی که اسپرانتو را یاد می‌گیرد می‌گوید: “دنیا به روی من باز شده است“.

چه تعدادی در کل دنیا اسپرانتو بلد هستند؟
بنا به دلایل بسیاری مردم امروزه می‌توانند “طعم” ارتباطات واقعی بین‌المللی را احساس کنند. متأسفانه، هیچ راهی برای این‌که بشود دانست چه تعدادی به اسپرانتو صحبت می‌کنند وجود ندارد، همان‌طور که امکان ندارد بتوان فهمید چه تعدادی زبان لاتین، یا زبان چینی را در خارج از چین می‌فهمند. تعداد علی‌الظاهر رقمی بین پنجاه هزار تا دو میلیون نفر است که رقم دقیقی نیست. در هر حال، اسپرانتو زبانان تعدادشان به‌اندازه کافی زیاد است و به حد مطلوب در سرتاسر کره خاکی ساکن هستند تا بتوانند فرهنگی بین‌المللی را تشکیل دهند.

ما زبان انگلیسی را به عنوان زبان بین‌المللی تاکنون داشته‌ایم، آیا واقعاً نیازی به زبان جدید هست؟
فرهنگ‌های جدید زبان‌های جدیدی را می‌آفرینند. فرهنگ بین‌المللی نیز از این قاعده مستثنی نیست.
انگلیسی زبان عجیبی است، دقیقاً مانند هر زبان دیگری در داخل فرهنگ خودش، با این وصف، آیا آن واقعاً “بین‌المللی است” یا صرفاً یک زبان غالب است؟ به سه نظریه توجه کنید:
الف) هیچ‌یک از سازمان‌های بین‌المللی (مثل سازمان ملل، اتحادیه اروپا یا پلیس بین‌المللی اینترپل) فقط به‌تنهایی انگلیسی را به‌کار نمی‌برند، و این امر راجع به بسیاری از سایر سازمان‌های غیر بین‌المللی نیز مصداق دارد. واقعیت این است که ارگان‌هایی مثل سازمان ملل یا اتحادیه اروپا مجبور به افزایش تعداد زبان‌های رسمی در سازمان‌های خود نموده‌اند.
ب) این تفکر که از انگلیسی در همه‌جای دنیا می‌توان استفاده نمود پنداری نادرست است. بازدید از امریکای جنوبی، نواحی مختلف در آفریقا که آن جا ضمنا فرانسه، روسی، چینی، ژاپنی و غیره صحبت می‌کنند به‌وضوح نشان می‌دهد که، این امر در غیر از هتل‌های بزرگ، شرکت‌های هواپیمایی و مواردی مشابه واقعاً توهمی بیش نیست و حتی در اروپا غالبا انگلیسی را به‌کار نمی‌برند و این فقط زمانی مقدور است که موارد بحث و مذاکره عموما محدود باشند.
پ) ژاپنی‌ها و چینی‌های بسیاری در طول ده سال در مدرسه انگلیسی یاد می‌گیرند، بااین‌وجود شمار بسیاری از دانش‌آموزان قادر به صحبت کردن به این زبان نیستند و تعداد بسیارکمی از اروپایی‌ها پس از سال‌ها مطالعه و فراگیری می‌توانند به سطحی برسند که انگلیسی‌زبان‌ها در آن حد هستند. اسپرانتو می‌تواند پس از دوره‌ی نسبتا کوتاهی و با تمرین تبدیل به زبانی شود که انسان به احساسی مانند “زبان شخصی خود” دست یابد.

آیا می‌شود زبانی زنده بدون ملیت و قلمرو خاکی وجود داشته باشد؟
بله. اما آنچه که مقدور نیست زبان زنده‌ای است که آدم‌ها نتوانند با آن ارتباط برقرار کنند، آن را به‌کار برند و دوست داشته باشند. مقوله‌ی ارتباط چیزی جدای از مسئله زبانی است که صرفاً ملتی به آن به‌گونه‌ای پراکنده در گوشه و کنار کره زمین صحبت نمایند. در قرون‌وسطی لاتین زبانی زنده و بدون قوم و طایفه بود: پروفسوری از دانشگاه کمبریج، کلونی یا پراگ آن زمان در پاریس این زبان را تدریس می‌کرد، و آن برای همه عادی بود. جامعه‌ی اسپرانتودانان از جهاتی مختلف به قومی شبیه است، که در آن آدم‌هایی از همه‌ی ملل شرکت دارند و در حین حفظ هویت شخصی خود هویت دیگری را که یک “همسانی بشری” است می‌افزایند. می‌توان گفت اسپرانتو دارای ملیتی در سرتاسر این سیاره است و به عبارتی مردم آن جهان‌وطنی هستند.

رنگ پوست و عادات غذایی به زبان حیات نمی‌بخشند، آنچه این کار را انجام می‌دهد میل به ارتباط است. که چنین خواسته‌ای وجود دارد، برای مثال اینترنت که رشد رو به انفجاری در سال‌های گذشته داشته است. این تحول مقدور گشت به سبب این واقعیت، که رایانه‌ها در بین خود به توافقی در کاربرد کدی مشترک که همانا زبان است رسیدند اعم از این‌که در دنیای سیستم‌عامل مکینتاش باشند، یا ویندوز یا یونیکس/لینوکس. چنین تحولی قطعاً منطقی است. حالا چرا منطق مشابهی میان آدم‌ها با فرهنگ‌ها و زبان‌های گوناگون اعتبار نداشته باشد؟

آیا منظور این است که اسپرانتو جانشین تمام زبان‌های موجود شود؟
مطلقاً خیر، اسپرانتو خود به‌گونه‌ای ابزاری جهت حمایت از حق حیات همه زبان‌ها است.
یکی از بزرگ‌ترین امتیازهای اسپرانتو این است که زبانِ ملت خاصی نیست، لیکن زبانی است که توسط آن تمام مردم نا هم‌زبان با یکدیگر به تبادل عقاید، افکار و حتی بیان احساسات خود می‌پردازند. بنابراین اسپرانتو رقیب زبان‌های ملی یا محلی نیست و برعکس سعی می‌کند از استیلا و استعمار زبانی که به روش‌های بسیاری در دنیا اعمال می‌شود جلوگیری نماید.
به جز آن، امکانِ داشتنِ تماس‌های شخصی با آدم‌هایی از فرهنگ‌های دیگر احتمالاً مؤثرترین متد در کسب تجربه و غنی شدن در تنوع فرهنگی است که ما را احاطه کرده است. این‌گونه تجربه‌ها اغلب کنجکاوی و علایق افراد را نسبت به سایر زبان‌ها و فرهنگ‌ها زیاد می‌کند. با یادگیری اسپرانتو آدم‌های بسیاری اعتمادبه‌نفس پیدا می‌کنند ـ “بله، من می‌توانم زبانی خارجی را فرا بگیرم!” ـ و خیلی‌ها مدت‌زمانی بعد شروع به فراگیری یک زبان ملی یا محلی می‌کنند. اسپرانتودانان بسیاری نه تنها درباره‌ی اسپرانتو، بلکه به زبان‌های دیگرِ خارجی و سایر فرهنگ‌ها نیز علاقه‌مند می‌گردند.

مرسوم و معمول کردن اسپرانتو در طیفی گسترده امری آرمانی و خیالی نیست؟ باورکردنی به نظر نمی‌رسد
هر پیشرفت مفید و مهمی به واقعیت پیوستن نظریات آرمانی است. فقط کسی که تحول بعدی را می‌تواند بشناسد قادر خواهد بود بگوید آیا چیزی آرمانی هست یا خیر. اما چه کسی می‌توانست در ماه می ۱۹۸۹ سقوط دیوار برلین و فروپاشی اتحاد جماهیر شوری را پیش‌بینی کند؟ درواقع، آدم‌ها به‌درستی قادر به پیش‌بینی نیستند. در رمان‌های علمی اگر بازیگران با خود می‌توانستند تلفن همراه داشته باشند بسیاری از موقعیت‌های پیچیده دیگر صورت نخواهد بپذیرفت. در حال حاضر این مورد امری عادی است، ولی نویسنده آن رمان‌ها آن زمان به آینده فکر نکردند. آیا تحولات صنعتی در دنیا یک “مدینه فاضله آرمانی” بزرگ نیست که اکنون به واقعیت پیوسته و به‌طور مستمر باز هم ادامه دارد؟
امروزه اسپرانتو خیلی بیشتر از یک نظریه آرمانی است. آن، همچون پیشنهادی اثرگذار، پس از ۱۲۰ سال کاربری در تمام قاره‌ها و در همه‌ی شرایط زندگی نقش خود را نشان داده است. مسائل ارتباطاتی زبان‌ها که ما امروزه در شرایط بین‌المللی آن‌ها را تجربه می‌کنیم به راه حل، نیازِ بسیاری دارد. گاهی انسان‌ها فکر می‌کنند که، “همیشه مسئله وجود داشته و وجود خواهد داشت”، با این وصف در تاریخ فراوان است مسائلی که راه حلی یافته‌اند و لاینحل باقی نمانده‌اند. آیا این‌که ما موفق شویم این قضیه را حل کنیم نمی‌تواند باورکردنی باشد؟
در حقیقت، برای بیشتر اسپرانتو کلا مهم نیست که آیا زمانی مقدمات گسترده‌ای برای اسپرانتو ایجاد خواهد شد یا نه. آن‌ها (اسپرانتودانان) خیلی راحت از این زبان و دنیای ارتباطاتی آن، مثلِ مکاتبه، مسافرت، یا حتی موسیقی لذت می‌برند.

امروزه شاهد رشد روزافزون علایق به ثبت و ضبط گویش‌های خاص هستیم. آیا این امر با ایده‌ی زبان اسپرانتو تـخالفی ندارد؟
برخلاف عقیده عموم، علایق جدید به گویش‌ها همان مسیری را طی می‌کند که علاقمندی به اسپرانتو می‌پیماید. لهجه‌ها یا همان گویش‌ها اکثر اوقات در بیان احساسات تواناتر بوده و در اجتماعات به نسبت کوچک‌ترِ محلی و قومی که دارای ارتباطاتی صریح و مشخص هستند توانایی توصیف‌کننده‌ای دارند. به همین شکل زبان بین‌المللی اسپرانتو در بیان آن چه که نه به ملیتی تعلق دارد و نه به فرهنگ گویشی خاصی اختصاص دارد لیکن برای همه‌ی انسان‌ها مشترک است سازگاری بهتری را داراست. ایده آل می‌بود، که هر آدمی سه زبان و سه هویت: محلی، ملی و بین‌المللی می‌داشت. تجربه نشان می‌دهد، که این موارد بدون مس اله می‌تواند هماهنگ شود. یک ساکن در منطقه کول مار (فرانسه) که در خانه به آلمانی با لهجه‌ی آلزاسی صحبت می‌کند، و زبان ملی که فرانسوی باشد را بلد است، اسپرانتو را در ارتباطاتش با دنیا بکار می‌برد، خودش را هم آلزاسی، هم فرانسوی، و هم‌زمان جهان‌وطنی احساس می‌کند، زندگی فرهنگی غنـی‌تری دارد تا فرانسوی که فقط زبان فرانسه بلد است.

اگر هر ملتی به سبک و سیاق خویش اسپرانتو را به‌کار برد، آیا به‌این‌ترتیب این زبان ازهم‌پاشیده نخواهد شد؟
زبان‌ها وقتی پراکنده می‌شوند دلالت بر این دارد که مردم یا نمی‌خواهند یا نمی‌توانند تماس متقابلی به‌وسیله‌ی آن داشته باشند. زبان لاتین طی سده‌های طولانی در قلمرو گسترده‌ای به‌کار می‌رفت و در آن زمان بی‌همتا باقی ماند. وقتی امپراتوری روم باستان سقوط کرد و ارتباط‌ها قطع شد این زبان گویش‌های متفاوتی پیدا کرد و زبان‌های لاتین ـ ریشه امروزی متولد گردید.
تحول صنعتی به این سؤال که آیا ما می‌توانیم ارتباط متقابل داشته باشیم- پاسخ داد. ماهواره‌ها، شبکه‌های رایانه‌ای، تلفن همراه، رسانه‌های گروهی، قطارها، هواپیماها، ماشین … و اسپرانتو در نوع خود بیان توانمندی است، که انسان‌ها واقعاً می‌خواهند میان خود تماس و ارتباط مستقیم داشته باشند.

آیا اسپرانتو زبانی ساختگی نیست که در نتیجه غیرطبیعی خواهد بود؟
هر زبان ساخته تمایل خلاقیت انسانی است. بسیاری از موضوعات یا موجودات، که به آن‌ها به عنوان بخشی از طبیعت نگاه می‌کنیم مثل نان، گل رز، خوک‌ها، سگ‌ها، و غیره در حقیقت به همین شکل از خلاقیت انسانی نسبت به طبیعت منتج می‌شوند.
ساختار بنیادین اسپرانتو با گلچین و پالایش امتیازاتی استقرار یافت که مراحل تکامل آن امتیازات را در زبان‌های گوناگون “طبیعی” آشکار ساخت. و به دنبال آن، اسپرانتو تأثیری کاملاً طبیعی را در متکلم زبان به‌جا می‌گذارد. این تأثیر طبیعی بودن را اسپرانتو مدیون این واقعیت است، که بیشتر از اکثر زبان‌ها میل ذهن انسانی را در عمومی‌سازی معانی نشانه‌ها و علائم در کل زبان دارا هست. در زبان‌های بسیاری یک تصور کلی برای معنی واژه مثلاً “بهتر” وجود دارد. اما برای کودکان در آن زبان‌ها آن مفهوم در دو واژه بیان می‌شود، زیرا آن‌ها علامت “تر” را در سایر کلمات مثل “جوان‌تر”، “زیباتر”، “قوی‌تر” و غیره می‌بینند و آن را به مفهوم “خوب، ” تعمیم می‌دهند و فقط با آموزش والدین، مربیان و یا میل به تقلید از اطرافیان این امر اصلاح‌شده و کودک کاربرد صحیح و استاندارد را در زبان خویش جایگزین این شکل طبیعی برداشت خود می‌کند. این امر در سایر بی‌قاعدگی‌های زبان‌های ملی صدق می‌کند. زبان‌هایی وجود دارد که در آن‌ها برای گفتن کلمه‌ی “گرفت” سیستم متداول را به‌کار نمی‌بندند (مثل افزودن یا اصلاح پایانه)، اما حرف صدادار را در داخل فعل عوض می‌کنند. در آن حالت هم ملاحظه می‌شود، که کودکان و افراد خارجی در ابتدا از امکان عمومی متداول یعنی کاربرد فعل گذشته استفاده می‌کنند، و بلافاصله این‌گونه کاربرد اشتباه را نیز متوجه نمی‌شوند. چنین مشکلاتی بسیار به‌ندرت در اسپرانتو وجود دارد.”تولد” اسپرانتو قضیه‌ی عجیبی دارد، و آن این است که دکتر زامنهوف موفق شد شرایطی بیافریند تا این زبان یک چیز زنده شود و وقتی مردم آن را در ارتباط با یکدیگر به‌کار می‌برند بتوانند به درک متقابل نائل شوند. این قضیه واقعیت یافت، و کاربرد آن پروژه‌ی زامنهوف را به سمت‌وسوی یک زبان زنده پیش برد. آنچه را که یک چشم‌پزشک ناشناس در ورشو به سال ۱۸۸۷ در قالب یک بروشور بذر پاشید، حقیقتاً بیش از دانه‌های بذر نبود. بذری که به خاک خوب (آدم‌هایی که برای ایجاد ارتباط و برداشتن سدهای و موانع زبانی در حسرت بودند و منتظر شرایطی بودند) رسید و در آن خاک به‌طور طبیعی رشد نمود و ثمره آن زبانی زنده بود.
هرچند، بذر اسپرانتو فقط توسط یک نفر پاشیده شد، اما زبان به خاطر کاربرد همان‌گونه رو به تکامل گذارد که سایر زبان‌ها متحول می‌شوند. علی‌رغم آن‌که پایه و اساس ثابت همیشه ثابت خواهد ماند (چنان‌که در کتاب پدیده‌ی اسپرانتو شرح داده‌شده است)، اسپرانتو اکنون واژگان بسیاری دارد که صد سال پیش نداشت. پس، زبان غنی‌شده و همواره غنی و پربار می‌شود. تکامل اسپرانتو ادامه دارد و مستند به اسناد آکادمی اسپرانتو است.

چرا زبان‌شناسان ممتاز و برجسته نظریات منفی و مخالفی درباره‌ی اسپرانتو اظهار می‌دارند؟
کسانی که پیچیدگی زبان را به بهترین شکل درک می‌کنند زبان‌شناسان هستند. شاید درست به همین خاطر، بسیاری از آنان، که افراد شایسته و باکفایتی هستند نمی‌توانند باور کنند که اسپرانتو به عنوان زبانی کامل، زنده، و درنتیجه شایان توجه و تحقیق عمل می‌کند.
زبان مقوله‌ای پیچیده و ظریف است و ظهور زبانی واقعی، غنی، زنده برگرفته از پروژه جوانی به نام زامنهوف در زمانی که ۲۷ سال بیشتر نداشت و معرفی آن درحالی‌که بیش از ۱۰ سال بود که روی آن کار کرده بود موضوعی شدیداً غیرممکن به نظر می‌رسد.. به‌طور طبیعی آدم شک می‌کند. اما اگر واقعیت را کنترل کنیم، ملاحظه می‌شود، که اسپرانتو به شکل اعجاب‌آوری در ارتباطات بین‌المللی خوب عمل می‌کند.

آیا امکان دارد از اسپرانتو در گفتمان‌های سطح بالا، شعر و بیان احساسات استفاده نمود؟
بله، در اولین بروشوری که در سال ۱۸۸۷ به چاپ رسید اشعاری نیز یافت شد. اشعار جدید نیز قاعدتاً انتشار می‌یابند و بسیاری از اشعار کلاسیک معروف نیز به اسپرانتو ترجمه شده است.
آثار بزرگی به اسپرانتو ترجمه‌شده است مانند: فلسفه وجود اثر لایبنیتس، نغمه‌ها ـ شکسپیر، آثاری از هرگ، ارباب حلقه‌ها ـ تولکین، سنگ گرسنه ـ تاگور، دفتر خاطرات یک دیوانه ـ لو ایکسون، انجیل، قرآن، گزیده‌های کنفسیوس، و دیوان اشعار و سایر کتب شعر که به چاپ می‌رسد نشان‌دهنده اثبات شایستگی اسپرانتو در تألیف آثار ادبی است.
این بحث زمانی به روشنی، تشخیص و کیفیت می‌رسد که همه بتوانند مستقیماً حرف خود را به زبانی که احساسش می‌کنند بزنند، بر آن مدیریت کنند، که شنوندگانش بلافاصله بفهمند که چه چیزی گفته شد، که آن را همچون زبان خانگی خویش حس نمایند. تمام این امور در کنگره جهانی اسپرانتو، گردهمایی‌های گوناگون، سمینارهای علمی، دانشگاه‌های تابستانی و غیره که هرساله برگزار می‌شود و در آنجاها آموزش، مباحثه و سالن‌های گفتگو به اسپرانتو برگزار می‌گردد تجربه‌شده است.
تاریخ درباره افراد بسیاری از نقاط مختلف دنیا که احساس خود را به‌وسیله زبان اسپرانتو بیان می‌کنند حکایت دارد. همین‌طور چه در کتاب‌ها، آوازها، اشعار یا در مقالات و برخورد با سایر آدم‌ها به این امر می‌توان پی برد. کسی که در حیات ارتباطات اسپرانتویی حضور پیدا می‌کند، می‌داند که، به اسپرانتو می‌شود به دیگری ناسزا گفت، به‌تندی جروبحث کرد اما می‌توان انسجام و همبستگی خود را نیز بیان نمود، در درد و رنج دیگری همچون عشق و علاقه‌ای عمیق شریک شد.

اسپرانتو را چطور می‌توان فراگرفت؟ چطور می‌شود از آن استفاده کرد؟
اگر به اسپرانتو علاقه‌مند شده‌اید و می‌خواهید بیشتر راجع به آن بدانید، این‌که چطور می‌شود آن را به‌کار برد لطفاً به این آدرس بروید http://lernu.net/enkonduko ، آنجا شما پاسخ‌های متعددی در جواب به این سوال‌ها که “چرا اسپرانتو یاد بگیریم”، چطور می‌توان از آن استفاده کرد” و غیره را خواهید یافت.

درباره “خانه سبز” یا Verda Domo اولین مرکز فیزیکی اسپرانتو در ایران

درباره “خانه سبز” یا Verda Domo اولین مرکز فیزیکی اسپرانتو در ایران

“خانه سبز” یا Verda Domo به‌عنوان اولین مرکز فیزیکی اسپرانتو در ایران به سال ۱۳۶۱ توسط دکتر ناصرالدین صاحب‌الزمانی در نزدیکی میدان انقلاب تهران خیابان پرفسور براون به‌عنوان محلی برای آمورش زبان اسپرانتو افتتاح شد. در این مرکز افراد زیادی حضور داشتند و به‌طور مداوم به فعالیت می‌پرداختند که علاوه بر خود دکتر صاحب‌الزمانی و همسرشان ژیلا صدیقی می‌توان از داوطلبانی همچون گیتی احمدنیا، شیرین احمدنیا، احمدرضا ممدوحی، بیژن صدیقی، سیما برازش نام برد. در سال ۱۳۶۷ مالک ساختمان قصد تخریب و نوسازی می‌کند با این شرط که بعد از ساخت هم مرکز اسپرانتو در یکی از واحدهای آن قرار داشته باشد اما به عللی این قول و قرار به انجام نمی‌رسد و در نتیجه “خانه سبز” برای همیشه تعطیل شد. پس از آن ادامه فعالیت‌های “خانه سبز” مدتی موقتاً در کتاب‌فروشی آشیانه کتاب در خیابان دوم گاندی ادامه داشت اما بعد از مدتی  آنجا هم فعالیت‌ها متوقف شد.
فعالیت‌هایی که در “خانه سبز” انجام می‌شده است عبارت از: برگزاری کلاس در سطوح پایه (توسط دکتر صاحب‌الزمانی) و دستیاری آقایان ممدوحی و محمد کرام‌الدینی. دوره متوسطه و پیشرفته خانم ژیلا صدیقی بوده است. کلاس‌هایی هم توسط خانم شیرین احمدنیا و خانم مولود ثقفیان در آنجا برگزار شده است. از برنامه‌های جالب در “خانه سبز” purigado بود که تعدادی از داوطلبان برای نظافت آن ساختمان دو و نیم طبقه‌ای که بافت قدیمی و سنتی هم داشته جمع می‌شدند و پس از نظافت، ناهاری باهم می‌خوردند و در ساعتی از بعدازظهر می‌رفتند.
هزینه‌های “خانه سبز” را عمدتاً دکتر صاحب‌الزمانی شخصاً متقبل شده بوده‌اند و البته دیگر اسپرانتودانها و علاقه‌مندان هم بدان کمک می‌کرده‌اند.

* در نگارش این متن از یاری خانم سیمین عمرانی بهره جسته شده است.

خانه سبز، دکتر صاحب الزمانی و تنی چند از اسپرانتودانها عکس: با سپاس از خانم مولود ثقفیان

خانه سبز، دکتر صاحب الزمانی و تنی چند از اسپرانتودانها عکس: با سپاس از خانم مولود ثقفیان

خانه سبز اسپرانتو در تهران

خانه سبز اسپرانتو در تهران

خانه سبز اسپرانتو در تهران عکس: با سپاس از خانم منیره فهمی

انتشار رباعیات حکیم ع‍م‍ر خیام به ۳۰ زبان از جمله اسپرانتو در ایران

انتشار رباعیات حکیم ع‍م‍ر خیام به ۳۰ زبان از جمله اسپرانتو در ایران

یکی از کارهای فرهنگی و ارزشمند نیمه دوم دهه ۶۰ جنبش اسپرانتو در ایران انتشار رباعیات حکیم ع‍م‍ر خیام به ۳۰ زبان بود که اتفاقی بس بزرگ به نوبه خود بوده است. همزمان با پایان جنگ هشت ساله و به مناسبت اولین نمایشگاه بین‌المللی کتاب در تهران به ابتکار دکتر ناصرالدین صاحب الزمانی  انتشارات پدیده اقدام به انتشار این کتاب می‌کند که با پروپاگاندای مناسب در دنیای اسپرانتو به بمب خبری فرهنگی در دنیای اسپرانتو تبدیل می‌شود.

رباعیات خیام به ۳۰ زبان اسپرانتو

رباعیات خیام به ۳۰ زبان +اسپرانتو

نامه انجمن جهانی اسپرانتو به کمیسیون ملی یونسکو در ایران

 در سال ۱۳۷۹ زمانی که رضا ترابی معاونت سازمان جهانی جوانان اسپرانتودان را بر عهده داشت در دیداری با رئیس انجمن جهانی اسپرانتو پرفسور رناتو کوروسه تی در هلند، ایشان ابراز علاقه کرد که با توجه به بحث داغ آن روزگار یعنی گفتگوی تمدن‌ها همایشی بین‌المللی در ایران  برگزار شود و انجمن جهانی اسپرانتو هم در آن مشارکت کند. پس از رایزنی و بررسی‌های لازم بنا شد که انجمن جهانی اسپرانتو با کمیسیون ملی یونسکو در ایران مکاتبه کند و نسبت به اعلام علاقه خود دراین‌باره اقدام کند. نامه ارسال شد و چندی بعد رضا ترابی همراه با خانم ناهید فریدی نیا (اسپرانتودان و نویسنده کودکان) برای پیگیری آن مراجعه حضوری به دفتر کمیسیون ملی یونسکو هم انجام دادند اما این طرح همچون ده‌ها طرح دیگر مشمول زمان شد و در پیچ و خم دالان بروکراسی و دیگر مسائل حاکم بر کمیسیون، صورت تحقق به خود نگرفت. این سند را منتشر می‌کنیم تا گواهی باشد بر کارهایی که در گذشته اقدام به انجام شده‌اند. لازم به ذکر است که همایش اسپرانتویی خاورمیانه  که از سال ۱۳۸۷ برگزار می‌شود، جرقه‌اش حاصل این طرح بود که پرفسور کوروسه تی آن را در چهارچوب انجمن جهانی اسپرانتو عملی کرد.

نامه انجمن جهانی اسپرانتو به کمیسیون ملی یونسکو در ایران مبنی بر برگزاری همایشی بین‌المللی بر مبنای "گفتگوی تمدن‌ها" در ایران

نامه انجمن جهانی اسپرانتو به کمیسیون ملی یونسکو در ایران مبنی بر برگزاری همایشی بین‌المللی بر مبنای “گفتگوی تمدن‌ها” در ایران

اسپرانتو در ایران (۱۲) Esperanto en Irano

علیرضا دولتشاهی

در میان گروندگان ایرانی جنبش زبان جهانی اسپرانتو، تاکنون با چهر ه های گوناگونی آشنا شدیم. این چهره‌ها هریک در عرصه‌های گوناگونی به فعالیت می‌پرداختند. این گروه هر چند در عرصه ادبیات نیز گام‌هایی زده‌اند. اما این عرصه، اصلی‌ترین میدان فعالیت آنان نبوده است.
در این نوبت با چهره‌ای آشنا می‌شویم که ادبیات عرصه اصلی فعالیت وی به شمار می‌آمد. گروهی وی را هیچ‌گاه در زمره اسپرانتودانان نشناخته‌اند، اما بر اساس گزارشی چاپ‌شده از وی، او نه تنها در زمره اسپرانتودانان ایران که در زمره معلمان این زبان به شمار می‌آید و سابقه تدریس زبان جهانی اسپرانتو در فراسوی مرزهای جغرافیایی ایران در پرونده وی موجود است.
این چهره علی شیرازپور پرتو است که بیش‌تر به نام ” شین پرتو “ نامدار است. وی متولد سال ۱۲۸۶ خورشیدی در شهر کنگاور است و به سال ۱۳۷۶ در تهران به دیار باقی شتافت. زمانی که او در سمت دیپلمات ایرانی در هند سرگرم خدمت بود از دوستان نزدیک زنده یادان صادق هدایت و بزرگ علوی بود. مقدمات سفر صادق هدایت به آن دیار را فراهم کرد. اما بعدها از هم مشربی با هدایت فاصله گرفت و تا جایی رفت که در رمان ”بیگانه‌ای در بهشت“ به هجو هدایت پرداخت.
شین پرتو در میان دوستان
شین پرتو در عرصه‌های گوناگون ادبی گام زده، از رمان گرفته تا نمایش و شعر. او در سال ۱۳۰۹ خورشیدی به انتشار نشریه‌ای ادبی، تاریخی و اجتماعی ”آرمان“ پرداخت. اما انتشار این ماهنامه بیش از ده شماره امکان نیافت. از همراهان وی در انتشار آرمان می‌توان به این افراد اشاره کرد: نصراله فلسفی، بدیع‌الزمان فروزانفر، غلامرضا رشید یاسمی، احمد کسروی، صادق رضازاده مشفق، محمد تقی بهار، محمدضیاء هشترودی.

شین پرتو در مقاله‌ای کوتاه به بیان ارتباطش با جنبش جهانی اسپرانتو پرداخته است. این مقاله کوتاه در واقع به بهانه انتشار چاپ دوم خودآموز اسپرانتو تألیف بهمن شیدانی است و در دی‌ماه سال ۱۳۰۸ خورشیدی در روزنامه اطلاعات به چاپ رسیده است. از دیگر آثار شین پرتو می‌توان به پهلوان زند ، (۱۳۱۲)، بهای عشق (۱۳۲۵)، قهرمان ایرانشهر (۱۳۳۲) چشمه سیماب (۱۳۳۸) اشاره کرد.
بازخوانی مقاله شین پرتو می‌تواند نقطه‌ای تاریک از 􀂐 تاریخ جنبش اسپرانتو در ایران را روشن سازد.

این مقاله در صفحه ۱۵ شماره شانزدهم  مجله پیام سبزاندیشان بهار ۱۳۸۵ چاپ شده است.

یک سایت خوب درباره‌ی هنر خوشنویسی ایرانی به زبان اسپرانتو

یک سایت خوب درباره‌ی هنر خوشنویسی ایرانی به زبان اسپرانتو

سایت، خیلی زیبا طراحی شده است و مختصر و مفید به معرفی هنر خوشنویسی برای اسپرانتودان‌ها پرداخته است. مسئول سایت، عبداله کیائی است که به جز این کار ارزشمندشان چیز دیگری به اسپرانتو از ایشان تاکنون منتشر نشده است، اما همین کار که به معرفی یکی از هنرهای ایرانی پرداخته شده است، بسیار ارزشمند است.

سایت را شما هم ببینید!: http://persaskribarto.free.fr/

معرفی خوشنویسی به اسپرانتو

معرفی خوشنویسی به اسپرانتو