Warning: include_once(/home/lgzteimp/public_html/wp-content/plugins/loginizer/IPv6/IPv6.php): failed to open stream: No such file or directory in /home/lgzteimp/public_html/wp-content/plugins/loginizer/functions.php on line 3

Warning: include_once(): Failed opening '/home/lgzteimp/public_html/wp-content/plugins/loginizer/IPv6/IPv6.php' for inclusion (include_path='.:/usr/lib/php:/usr/local/lib/php') in /home/lgzteimp/public_html/wp-content/plugins/loginizer/functions.php on line 3
ترجمه – اسپرانتو در ایران

دوازده پرسش بنیادی که هر کسی درباره زبان اسپرانتو ممکن است بپرسد

اسپرانتو چیست؟

اسپرانتو یک ابزار ارتباطی مفید میان زبان‌های ناهمسان است. دنیا روز به روز بیشتر و بیشتر بین‌المللی می‌شود. آدم‌ها، پول و کالاها آزادانه‌تر به جریان و حرکت می‌افتند. با این وصف، چون به زبان‌های متفاوتی که به سختی قابل یادگیری است تکلم می‌کنند، افکار کاملا آزاد در تبادل و تعامل قرار نمی‌گیرند. اسپرانتو راه‌حلی است که از سدهای زبانی به خوبی عبور می‌کند. کسی که اسپرانتو را یاد می‌گیرد می‌گوید: “دنیا به روی من باز شده است“.

چه تعدادی در کل دنیا اسپرانتو بلد هستند؟
بنا به دلایل بسیاری مردم امروزه می‌توانند “طعم” ارتباطات واقعی بین‌المللی را احساس کنند. متأسفانه، هیچ راهی برای این‌که بشود دانست چه تعدادی به اسپرانتو صحبت می‌کنند وجود ندارد، همان‌طور که امکان ندارد بتوان فهمید چه تعدادی زبان لاتین، یا زبان چینی را در خارج از چین می‌فهمند. تعداد علی‌الظاهر رقمی بین پنجاه هزار تا دو میلیون نفر است که رقم دقیقی نیست. در هر حال، اسپرانتو زبانان تعدادشان به‌اندازه کافی زیاد است و به حد مطلوب در سرتاسر کره خاکی ساکن هستند تا بتوانند فرهنگی بین‌المللی را تشکیل دهند.

ما زبان انگلیسی را به عنوان زبان بین‌المللی تاکنون داشته‌ایم، آیا واقعاً نیازی به زبان جدید هست؟
فرهنگ‌های جدید زبان‌های جدیدی را می‌آفرینند. فرهنگ بین‌المللی نیز از این قاعده مستثنی نیست.
انگلیسی زبان عجیبی است، دقیقاً مانند هر زبان دیگری در داخل فرهنگ خودش، با این وصف، آیا آن واقعاً “بین‌المللی است” یا صرفاً یک زبان غالب است؟ به سه نظریه توجه کنید:
الف) هیچ‌یک از سازمان‌های بین‌المللی (مثل سازمان ملل، اتحادیه اروپا یا پلیس بین‌المللی اینترپل) فقط به‌تنهایی انگلیسی را به‌کار نمی‌برند، و این امر راجع به بسیاری از سایر سازمان‌های غیر بین‌المللی نیز مصداق دارد. واقعیت این است که ارگان‌هایی مثل سازمان ملل یا اتحادیه اروپا مجبور به افزایش تعداد زبان‌های رسمی در سازمان‌های خود نموده‌اند.
ب) این تفکر که از انگلیسی در همه‌جای دنیا می‌توان استفاده نمود پنداری نادرست است. بازدید از امریکای جنوبی، نواحی مختلف در آفریقا که آن جا ضمنا فرانسه، روسی، چینی، ژاپنی و غیره صحبت می‌کنند به‌وضوح نشان می‌دهد که، این امر در غیر از هتل‌های بزرگ، شرکت‌های هواپیمایی و مواردی مشابه واقعاً توهمی بیش نیست و حتی در اروپا غالبا انگلیسی را به‌کار نمی‌برند و این فقط زمانی مقدور است که موارد بحث و مذاکره عموما محدود باشند.
پ) ژاپنی‌ها و چینی‌های بسیاری در طول ده سال در مدرسه انگلیسی یاد می‌گیرند، بااین‌وجود شمار بسیاری از دانش‌آموزان قادر به صحبت کردن به این زبان نیستند و تعداد بسیارکمی از اروپایی‌ها پس از سال‌ها مطالعه و فراگیری می‌توانند به سطحی برسند که انگلیسی‌زبان‌ها در آن حد هستند. اسپرانتو می‌تواند پس از دوره‌ی نسبتا کوتاهی و با تمرین تبدیل به زبانی شود که انسان به احساسی مانند “زبان شخصی خود” دست یابد.

آیا می‌شود زبانی زنده بدون ملیت و قلمرو خاکی وجود داشته باشد؟
بله. اما آنچه که مقدور نیست زبان زنده‌ای است که آدم‌ها نتوانند با آن ارتباط برقرار کنند، آن را به‌کار برند و دوست داشته باشند. مقوله‌ی ارتباط چیزی جدای از مسئله زبانی است که صرفاً ملتی به آن به‌گونه‌ای پراکنده در گوشه و کنار کره زمین صحبت نمایند. در قرون‌وسطی لاتین زبانی زنده و بدون قوم و طایفه بود: پروفسوری از دانشگاه کمبریج، کلونی یا پراگ آن زمان در پاریس این زبان را تدریس می‌کرد، و آن برای همه عادی بود. جامعه‌ی اسپرانتودانان از جهاتی مختلف به قومی شبیه است، که در آن آدم‌هایی از همه‌ی ملل شرکت دارند و در حین حفظ هویت شخصی خود هویت دیگری را که یک “همسانی بشری” است می‌افزایند. می‌توان گفت اسپرانتو دارای ملیتی در سرتاسر این سیاره است و به عبارتی مردم آن جهان‌وطنی هستند.

رنگ پوست و عادات غذایی به زبان حیات نمی‌بخشند، آنچه این کار را انجام می‌دهد میل به ارتباط است. که چنین خواسته‌ای وجود دارد، برای مثال اینترنت که رشد رو به انفجاری در سال‌های گذشته داشته است. این تحول مقدور گشت به سبب این واقعیت، که رایانه‌ها در بین خود به توافقی در کاربرد کدی مشترک که همانا زبان است رسیدند اعم از این‌که در دنیای سیستم‌عامل مکینتاش باشند، یا ویندوز یا یونیکس/لینوکس. چنین تحولی قطعاً منطقی است. حالا چرا منطق مشابهی میان آدم‌ها با فرهنگ‌ها و زبان‌های گوناگون اعتبار نداشته باشد؟

آیا منظور این است که اسپرانتو جانشین تمام زبان‌های موجود شود؟
مطلقاً خیر، اسپرانتو خود به‌گونه‌ای ابزاری جهت حمایت از حق حیات همه زبان‌ها است.
یکی از بزرگ‌ترین امتیازهای اسپرانتو این است که زبانِ ملت خاصی نیست، لیکن زبانی است که توسط آن تمام مردم نا هم‌زبان با یکدیگر به تبادل عقاید، افکار و حتی بیان احساسات خود می‌پردازند. بنابراین اسپرانتو رقیب زبان‌های ملی یا محلی نیست و برعکس سعی می‌کند از استیلا و استعمار زبانی که به روش‌های بسیاری در دنیا اعمال می‌شود جلوگیری نماید.
به جز آن، امکانِ داشتنِ تماس‌های شخصی با آدم‌هایی از فرهنگ‌های دیگر احتمالاً مؤثرترین متد در کسب تجربه و غنی شدن در تنوع فرهنگی است که ما را احاطه کرده است. این‌گونه تجربه‌ها اغلب کنجکاوی و علایق افراد را نسبت به سایر زبان‌ها و فرهنگ‌ها زیاد می‌کند. با یادگیری اسپرانتو آدم‌های بسیاری اعتمادبه‌نفس پیدا می‌کنند ـ “بله، من می‌توانم زبانی خارجی را فرا بگیرم!” ـ و خیلی‌ها مدت‌زمانی بعد شروع به فراگیری یک زبان ملی یا محلی می‌کنند. اسپرانتودانان بسیاری نه تنها درباره‌ی اسپرانتو، بلکه به زبان‌های دیگرِ خارجی و سایر فرهنگ‌ها نیز علاقه‌مند می‌گردند.

مرسوم و معمول کردن اسپرانتو در طیفی گسترده امری آرمانی و خیالی نیست؟ باورکردنی به نظر نمی‌رسد
هر پیشرفت مفید و مهمی به واقعیت پیوستن نظریات آرمانی است. فقط کسی که تحول بعدی را می‌تواند بشناسد قادر خواهد بود بگوید آیا چیزی آرمانی هست یا خیر. اما چه کسی می‌توانست در ماه می ۱۹۸۹ سقوط دیوار برلین و فروپاشی اتحاد جماهیر شوری را پیش‌بینی کند؟ درواقع، آدم‌ها به‌درستی قادر به پیش‌بینی نیستند. در رمان‌های علمی اگر بازیگران با خود می‌توانستند تلفن همراه داشته باشند بسیاری از موقعیت‌های پیچیده دیگر صورت نخواهد بپذیرفت. در حال حاضر این مورد امری عادی است، ولی نویسنده آن رمان‌ها آن زمان به آینده فکر نکردند. آیا تحولات صنعتی در دنیا یک “مدینه فاضله آرمانی” بزرگ نیست که اکنون به واقعیت پیوسته و به‌طور مستمر باز هم ادامه دارد؟
امروزه اسپرانتو خیلی بیشتر از یک نظریه آرمانی است. آن، همچون پیشنهادی اثرگذار، پس از ۱۲۰ سال کاربری در تمام قاره‌ها و در همه‌ی شرایط زندگی نقش خود را نشان داده است. مسائل ارتباطاتی زبان‌ها که ما امروزه در شرایط بین‌المللی آن‌ها را تجربه می‌کنیم به راه حل، نیازِ بسیاری دارد. گاهی انسان‌ها فکر می‌کنند که، “همیشه مسئله وجود داشته و وجود خواهد داشت”، با این وصف در تاریخ فراوان است مسائلی که راه حلی یافته‌اند و لاینحل باقی نمانده‌اند. آیا این‌که ما موفق شویم این قضیه را حل کنیم نمی‌تواند باورکردنی باشد؟
در حقیقت، برای بیشتر اسپرانتو کلا مهم نیست که آیا زمانی مقدمات گسترده‌ای برای اسپرانتو ایجاد خواهد شد یا نه. آن‌ها (اسپرانتودانان) خیلی راحت از این زبان و دنیای ارتباطاتی آن، مثلِ مکاتبه، مسافرت، یا حتی موسیقی لذت می‌برند.

امروزه شاهد رشد روزافزون علایق به ثبت و ضبط گویش‌های خاص هستیم. آیا این امر با ایده‌ی زبان اسپرانتو تـخالفی ندارد؟
برخلاف عقیده عموم، علایق جدید به گویش‌ها همان مسیری را طی می‌کند که علاقمندی به اسپرانتو می‌پیماید. لهجه‌ها یا همان گویش‌ها اکثر اوقات در بیان احساسات تواناتر بوده و در اجتماعات به نسبت کوچک‌ترِ محلی و قومی که دارای ارتباطاتی صریح و مشخص هستند توانایی توصیف‌کننده‌ای دارند. به همین شکل زبان بین‌المللی اسپرانتو در بیان آن چه که نه به ملیتی تعلق دارد و نه به فرهنگ گویشی خاصی اختصاص دارد لیکن برای همه‌ی انسان‌ها مشترک است سازگاری بهتری را داراست. ایده آل می‌بود، که هر آدمی سه زبان و سه هویت: محلی، ملی و بین‌المللی می‌داشت. تجربه نشان می‌دهد، که این موارد بدون مس اله می‌تواند هماهنگ شود. یک ساکن در منطقه کول مار (فرانسه) که در خانه به آلمانی با لهجه‌ی آلزاسی صحبت می‌کند، و زبان ملی که فرانسوی باشد را بلد است، اسپرانتو را در ارتباطاتش با دنیا بکار می‌برد، خودش را هم آلزاسی، هم فرانسوی، و هم‌زمان جهان‌وطنی احساس می‌کند، زندگی فرهنگی غنـی‌تری دارد تا فرانسوی که فقط زبان فرانسه بلد است.

اگر هر ملتی به سبک و سیاق خویش اسپرانتو را به‌کار برد، آیا به‌این‌ترتیب این زبان ازهم‌پاشیده نخواهد شد؟
زبان‌ها وقتی پراکنده می‌شوند دلالت بر این دارد که مردم یا نمی‌خواهند یا نمی‌توانند تماس متقابلی به‌وسیله‌ی آن داشته باشند. زبان لاتین طی سده‌های طولانی در قلمرو گسترده‌ای به‌کار می‌رفت و در آن زمان بی‌همتا باقی ماند. وقتی امپراتوری روم باستان سقوط کرد و ارتباط‌ها قطع شد این زبان گویش‌های متفاوتی پیدا کرد و زبان‌های لاتین ـ ریشه امروزی متولد گردید.
تحول صنعتی به این سؤال که آیا ما می‌توانیم ارتباط متقابل داشته باشیم- پاسخ داد. ماهواره‌ها، شبکه‌های رایانه‌ای، تلفن همراه، رسانه‌های گروهی، قطارها، هواپیماها، ماشین … و اسپرانتو در نوع خود بیان توانمندی است، که انسان‌ها واقعاً می‌خواهند میان خود تماس و ارتباط مستقیم داشته باشند.

آیا اسپرانتو زبانی ساختگی نیست که در نتیجه غیرطبیعی خواهد بود؟
هر زبان ساخته تمایل خلاقیت انسانی است. بسیاری از موضوعات یا موجودات، که به آن‌ها به عنوان بخشی از طبیعت نگاه می‌کنیم مثل نان، گل رز، خوک‌ها، سگ‌ها، و غیره در حقیقت به همین شکل از خلاقیت انسانی نسبت به طبیعت منتج می‌شوند.
ساختار بنیادین اسپرانتو با گلچین و پالایش امتیازاتی استقرار یافت که مراحل تکامل آن امتیازات را در زبان‌های گوناگون “طبیعی” آشکار ساخت. و به دنبال آن، اسپرانتو تأثیری کاملاً طبیعی را در متکلم زبان به‌جا می‌گذارد. این تأثیر طبیعی بودن را اسپرانتو مدیون این واقعیت است، که بیشتر از اکثر زبان‌ها میل ذهن انسانی را در عمومی‌سازی معانی نشانه‌ها و علائم در کل زبان دارا هست. در زبان‌های بسیاری یک تصور کلی برای معنی واژه مثلاً “بهتر” وجود دارد. اما برای کودکان در آن زبان‌ها آن مفهوم در دو واژه بیان می‌شود، زیرا آن‌ها علامت “تر” را در سایر کلمات مثل “جوان‌تر”، “زیباتر”، “قوی‌تر” و غیره می‌بینند و آن را به مفهوم “خوب، ” تعمیم می‌دهند و فقط با آموزش والدین، مربیان و یا میل به تقلید از اطرافیان این امر اصلاح‌شده و کودک کاربرد صحیح و استاندارد را در زبان خویش جایگزین این شکل طبیعی برداشت خود می‌کند. این امر در سایر بی‌قاعدگی‌های زبان‌های ملی صدق می‌کند. زبان‌هایی وجود دارد که در آن‌ها برای گفتن کلمه‌ی “گرفت” سیستم متداول را به‌کار نمی‌بندند (مثل افزودن یا اصلاح پایانه)، اما حرف صدادار را در داخل فعل عوض می‌کنند. در آن حالت هم ملاحظه می‌شود، که کودکان و افراد خارجی در ابتدا از امکان عمومی متداول یعنی کاربرد فعل گذشته استفاده می‌کنند، و بلافاصله این‌گونه کاربرد اشتباه را نیز متوجه نمی‌شوند. چنین مشکلاتی بسیار به‌ندرت در اسپرانتو وجود دارد.”تولد” اسپرانتو قضیه‌ی عجیبی دارد، و آن این است که دکتر زامنهوف موفق شد شرایطی بیافریند تا این زبان یک چیز زنده شود و وقتی مردم آن را در ارتباط با یکدیگر به‌کار می‌برند بتوانند به درک متقابل نائل شوند. این قضیه واقعیت یافت، و کاربرد آن پروژه‌ی زامنهوف را به سمت‌وسوی یک زبان زنده پیش برد. آنچه را که یک چشم‌پزشک ناشناس در ورشو به سال ۱۸۸۷ در قالب یک بروشور بذر پاشید، حقیقتاً بیش از دانه‌های بذر نبود. بذری که به خاک خوب (آدم‌هایی که برای ایجاد ارتباط و برداشتن سدهای و موانع زبانی در حسرت بودند و منتظر شرایطی بودند) رسید و در آن خاک به‌طور طبیعی رشد نمود و ثمره آن زبانی زنده بود.
هرچند، بذر اسپرانتو فقط توسط یک نفر پاشیده شد، اما زبان به خاطر کاربرد همان‌گونه رو به تکامل گذارد که سایر زبان‌ها متحول می‌شوند. علی‌رغم آن‌که پایه و اساس ثابت همیشه ثابت خواهد ماند (چنان‌که در کتاب پدیده‌ی اسپرانتو شرح داده‌شده است)، اسپرانتو اکنون واژگان بسیاری دارد که صد سال پیش نداشت. پس، زبان غنی‌شده و همواره غنی و پربار می‌شود. تکامل اسپرانتو ادامه دارد و مستند به اسناد آکادمی اسپرانتو است.

چرا زبان‌شناسان ممتاز و برجسته نظریات منفی و مخالفی درباره‌ی اسپرانتو اظهار می‌دارند؟
کسانی که پیچیدگی زبان را به بهترین شکل درک می‌کنند زبان‌شناسان هستند. شاید درست به همین خاطر، بسیاری از آنان، که افراد شایسته و باکفایتی هستند نمی‌توانند باور کنند که اسپرانتو به عنوان زبانی کامل، زنده، و درنتیجه شایان توجه و تحقیق عمل می‌کند.
زبان مقوله‌ای پیچیده و ظریف است و ظهور زبانی واقعی، غنی، زنده برگرفته از پروژه جوانی به نام زامنهوف در زمانی که ۲۷ سال بیشتر نداشت و معرفی آن درحالی‌که بیش از ۱۰ سال بود که روی آن کار کرده بود موضوعی شدیداً غیرممکن به نظر می‌رسد.. به‌طور طبیعی آدم شک می‌کند. اما اگر واقعیت را کنترل کنیم، ملاحظه می‌شود، که اسپرانتو به شکل اعجاب‌آوری در ارتباطات بین‌المللی خوب عمل می‌کند.

آیا امکان دارد از اسپرانتو در گفتمان‌های سطح بالا، شعر و بیان احساسات استفاده نمود؟
بله، در اولین بروشوری که در سال ۱۸۸۷ به چاپ رسید اشعاری نیز یافت شد. اشعار جدید نیز قاعدتاً انتشار می‌یابند و بسیاری از اشعار کلاسیک معروف نیز به اسپرانتو ترجمه شده است.
آثار بزرگی به اسپرانتو ترجمه‌شده است مانند: فلسفه وجود اثر لایبنیتس، نغمه‌ها ـ شکسپیر، آثاری از هرگ، ارباب حلقه‌ها ـ تولکین، سنگ گرسنه ـ تاگور، دفتر خاطرات یک دیوانه ـ لو ایکسون، انجیل، قرآن، گزیده‌های کنفسیوس، و دیوان اشعار و سایر کتب شعر که به چاپ می‌رسد نشان‌دهنده اثبات شایستگی اسپرانتو در تألیف آثار ادبی است.
این بحث زمانی به روشنی، تشخیص و کیفیت می‌رسد که همه بتوانند مستقیماً حرف خود را به زبانی که احساسش می‌کنند بزنند، بر آن مدیریت کنند، که شنوندگانش بلافاصله بفهمند که چه چیزی گفته شد، که آن را همچون زبان خانگی خویش حس نمایند. تمام این امور در کنگره جهانی اسپرانتو، گردهمایی‌های گوناگون، سمینارهای علمی، دانشگاه‌های تابستانی و غیره که هرساله برگزار می‌شود و در آنجاها آموزش، مباحثه و سالن‌های گفتگو به اسپرانتو برگزار می‌گردد تجربه‌شده است.
تاریخ درباره افراد بسیاری از نقاط مختلف دنیا که احساس خود را به‌وسیله زبان اسپرانتو بیان می‌کنند حکایت دارد. همین‌طور چه در کتاب‌ها، آوازها، اشعار یا در مقالات و برخورد با سایر آدم‌ها به این امر می‌توان پی برد. کسی که در حیات ارتباطات اسپرانتویی حضور پیدا می‌کند، می‌داند که، به اسپرانتو می‌شود به دیگری ناسزا گفت، به‌تندی جروبحث کرد اما می‌توان انسجام و همبستگی خود را نیز بیان نمود، در درد و رنج دیگری همچون عشق و علاقه‌ای عمیق شریک شد.

اسپرانتو را چطور می‌توان فراگرفت؟ چطور می‌شود از آن استفاده کرد؟
اگر به اسپرانتو علاقه‌مند شده‌اید و می‌خواهید بیشتر راجع به آن بدانید، این‌که چطور می‌شود آن را به‌کار برد لطفاً به این آدرس بروید http://lernu.net/enkonduko ، آنجا شما پاسخ‌های متعددی در جواب به این سوال‌ها که “چرا اسپرانتو یاد بگیریم”، چطور می‌توان از آن استفاده کرد” و غیره را خواهید یافت.

ترجمه بخشی از ترانه معروف شانه به اسپرانتو!

بر گیسویت ای جان، کمتر زن شانه
چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه (۲)
بگشا ز مویت گرهی چند ای مه
تا بگشایی گرهی شاید ز دل دیوانه (۲)
دل در مویت دارد خانه
مجروح گردد چو زنی هر دم شانه (۲)
بر گیسویت ای جان ، کمتر زن شانه
چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه (۲)
بگشا ز مویت گرهی چند ای مه
تا بگشایی گرهی شاید ز دل دیوانه (۲)

Kombilo
Vian hararon ne plu vi kombu
Ĉar inter ties ondumoj mia kor’ nestas
Ho mia bela , ilin distaûzu
Tiam malgaja koro trankvila estas
En la harar’ koro nestas
Freneziĝus, se vi kombus hararon senpaŭze
Vian hararon multas amantoj
Korojn multajn vunditajn mi vidas sur dentoj
En la harar’ koro nestas
Freneziĝus, se vi kombus hararon senpaŭze

*ترانه را از  اینجا  گوش کنید، البته به فارسی!

ترجمه از: سیمین عمرانی

شازده کوچولو به زبان اسپرانتو

شازده کوچولو نوشته‌ی آنتوان دوسنت اگزوپه‌ری کتاب قرن بیستم شناخته شده است و به بسیاری از زبان‌های جهان ترجمه شده است.
ترجمه‌ی بسیار زیبایی از شازده کوچولو به زبان اسپرانتو هم انجام‌شده است که در این‌جا این ترجمه به دوستداران شازده کوچولو تقدیم می‌شود (البته با عشق!).
به نوآموزان اسپرانتو هم توصیه می‌کنم این ترجمه را چند بار بخوانند چون با توجه به روان بودن متن، نکته‌های زیادی را یاد خواهند گرفت.

در یوتوب هم کتاب صوتی را بشنوید: https://youtu.be/yGS_uCAAwSQ

ویرایشگر و مترجم متن اسپرانتویی

این هم یک خبر خوب برای کسانی که به اسپرانتو می‌نویسند اما اغلب متن نوشته آن‌ها دارای اشتباه‌های تایپی هست (مثل خودم!). در اینجا می‌توانید برنامهٔ غلط‌گیر و ویرایشگر اسپرانتویی را پیاده‌سازی (دانلود) کنید. استفاده از آن هم خیلی ساده است. ضمنا به صورت آفلاین این برنامه قادر به ترجمه ساده از پنج زبان به اسپرانتو و برعکس است!

http://www.esperantilo.org/

ترجمه قرآن کریم به زبان اسپرانتو؛ اثر ماندگار اسلام‌شناس ایتالیایی

گروه بین‌الملل: ترجمه قرآن کریم به زبان اسپرانتو اثر پروفسور «ایتالوچیوسی» اسلام‌شناس ایتالیایی است که حفظ امانت‌داری در ترجمه یکی از شاخصه‌های مهم این اثر به شمار می‌رود و به نظر برخی کارشناسان یکی از بهترین و وفادارترین ترجمه‌های این کتاب آسمانی نسبت به اصل آن است.

«محمدرضا ترابی» سردبیر فصل‌نامه «پیام سبزاندیشان» و عضو انجمن جهانی اسپرانتو در گفت‌وگوی تلفنی با خبرنگار بخش بین‌الملل خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا) درباره این اثر ماندگار گفت: ترجمه قرآن کریم به زبان اسپرانتو در سال ۱۹۶۹ توسط پروفسور «ایتالوچیوسی»، اسلام‌شناس ایتالیایی صورت گرفت که این ترجمه توسط یونسکو در دانمارک به چاپ رسید و تاکنون چندین بار تجدید چاپ‌شده است.

وی افزود: قرآن ترجمه‌شده به زبان اسپرانتو شامل مقدمه‌ای از چند صاحب‌نظر ازجمله «ظفرالله خان» قاضی شناخته‌شده و بین‌المللی پاکستان و نماینده وقت آن کشور در سازمان ملل متحد است؛ این قرآن که به‌صورت مقابله‌ای ـ در یک طرف صفحه نسخه اصل عربی و در طرف دیگر ترجمه اسپرانتو ـ به چاپ رسیده شامل توضیحاتی ازجمله گاه‌شمار اسلامی از تولد پیامبر (ص) تا امامت حضرت علی (ع) و توضیحاتی درباره برخی آیات و سوره‌ها است.

سردبیر فصل‌نامه پیام سبزاندیشان تصریح‌کرد: ترجمه قرآن به زبان اسپرانتو از شیوایی و بلاغت ادبی خاصی برخوردار است و با توجه به تسلط استادانه‌ای که مترجم به هر دو زبان عربی و اسپرانتو داشته، آن را در رده یکی از شیواترین ترجمه‌های قرآن قرار داده است.

«در سایه پیامبر (ص)»؛ اثر ماندگار مترجم قرآن کریم به زبان اسپرانتو

ترابی در ادامه به اثر ماندگار دیگری از پروفسور ایتالوچیوسی با عنوان «در سایه پیامبر (ص)» به زبان اسپرانتو اشاره و اظهارکرد: این کتاب در سال ۱۹۷۸ و در ۳۶۲ صفحه تألیف‌شد که به معرفی زندگی‌نامه پیامبر (ص) و سیر تحول و پیشرفت اسلام از ابتدا تا زمان رحلت ایشان می‌پردازد؛ این کتاب که چندین بار تجدید چاپ‌شده بیان شاعرانه و لطیفی دارد و ازنظر ادبی در شمار کتاب‌های برجسته ادبیات اسپرانتو قرارگرفته است.

وی تأکید کرد: ایتالوچیوسی که به زبان عربی و اسپرانتو تسلط کامل داشته،‌ در ترجمه خود از نظرات دیگر صاحب‌نظران و کارشناسان اسلامی نیز بهره‌های فراوان برده و در این راه از مساعدت همسر فرزانه خود برخوردار بوده است؛ این مترجم مسیحی بعد از ترجمه قرآن به زبان اسپرانتو و آشنایی بیشتر با مبانی اسلام و قرآن در دانشگاه الأزهر مسلمان شد؛ این مترجم قرآن کریم سرانجام در سال ۱۹۷۸ چشم از جهان فروبست.

وی ترجمه معرفی‌شده در پایگاه اطلاع‌رسانی «http://www.lernado.it/kurano/» در کشور ایتالیا را همان ترجمه اصلی پروفسور چیوسی عنوان‌کرد که توسط کمیسیون عربی و شمال آفریقایی انجمن جهانی اسپرانتو ـ در همکاری مشورتی با سازمان ملل متحد و یونسکو که مقر آن در کشور هلند قرار دارد ـ پشتیبانی می‌شود.

ترابی در پایان خاطرنشان‌کرد: در این پایگاه علاوه بر ترجمه قرآن کریم به زبان اسپرانتو توسط پرفسور ایتالوچیوسی، ترجمه‌های دو مترجم دیگر از جمله ترجمه نینوواسه‌لا (ایتالیایی) و موزتار عباسی (پاکستانی) قرار گرفته که فهرست موضوعی مندرج در سایت، جستجوی مطالب موضوعی قرآنی را برای بازدیدکنندگان میسرمی‌کند.

اسپرانتو؛ زبانی بی‌طرف که همه در استفاده از آن در روابط بین‌المللی از موقعیت یکسانی برخوردارند

یادآوری‌می‌شود زبان اسپرانتو در سال ۱۸۸۷ توسط «لودویک لازاروس زامنهوف» چشم‌پزشک لهستانی با هدف ایجاد ارتباط بین نا هم‌زبانان ابداع شد؛ زبانی بی‌طرف که همه در استفاده از آن در روابط بین‌المللی از موقعیت یکسانی برخوردار باشند و در استفاده از آن کسی را بر دیگری برتری نباشد.

مخاطبان این زبان تمام بشریت هستند؛ در حال حاضر تعداد کاربران و سخنگویان زبان اسپرانتو را حداقل دو میلیون و حداکثر ده میلیون نفر در سراسر جهان تخمین می‌زنند.

همچنین انجمن جهانی مسلمانان اسپرانتودان (Universala Islama Esperanto-Asocio) حدود ده سال پیش در پاکستان تأسیس شده که فعالیت‌های اخیر این انجمن بر معرفی اسلام به غیرمسمانان متمرکز است؛ این انجمن در کنگره جهانی اسپرانتو که هر سال در یکی کشورهای جهان برگزارمی‌شود (امسال از ۲۹ تیر تا ۱۵ مرداد در کشور هلند برگزار خواهد شد)، نشست‌هایی را به‌منظور معرفی اسلام برگزارمی‌کند.

بنیاد احمدیه نیز در دهه ۷۰ شعبه اسپرانتوی خود را در هلند تأسیس کرد که فعالیت‌های این بنیاد بر چاپ و انتشار کتاب‌هایی درباره اسلام و قرآن به زبان اسپرانتو متمرکز است؛ این بنیاد تاکنون کتاب‌های زیادی را در زمینه معرفی پیامبر (ص) و تفسیر برخی از آیات و سوره‌های قرآن به زبان اسپرانتو به چاپ رسانیده است.

منبع: ایکنا

تصویری از روی جلد قرآن به زبان اسپرانتو

قرآن به زبان اسپرانتو

+

درباره نهج‌البلاغه به زبان اسپرانتو و باقی قضایا …

از زمانی که اسپرانتو آموختم و به یاد داشته‌ام، همیشه در برشورهای تبلیغاتی اسپرانتو که بیشتر از سوی انتشارات عطایی چاپ می‌شد خیلی در مورد این‌که نهج‌البلاغه به زبان اسپرانتو چاپ شده است تبلیغ می‌شد اما هیچ‌کس نمونه‌ای از آن را سراغ نداشت! تا همین اواخر داشتم به این نتیجه می‌رسیدم که نکند کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه است. در سفر اخیری که به لهستان داشتم، در بلاد کفر جمالم به کتاب مستطابی منور شد که حقیقت را کمی تا قسمتی بر من هویدا کرد. در فروشگاه کتاب‌های اسپرانتویی چشمم به این کتاب افتاد:

حکم عربیه
اللام علی
بلغته الاسپرانتو الدولیه
Imamo Ali
Arabaj Maksimoj de la sepa jarcento kaj aliaj diversaj maksimoj
Husen Al-Amili

                            
کتاب در سال ۱۹۶۷ (۱۳۴۵ شمسی) در بغداد به چاپ رسیده است. دارای ۷۸ صفحه و در قطع رقعی است. ناشر انجمن عربی اسپرانتو است (نامی که من برای اولین بار و فقط در این کتاب تاکنون دیده‌ام). ۲۹ صفحه‌ی اول کتاب سخنان برگزیده‌ای از امام اول شعیان علی ابن ابیطالب است که در ۳۴۶ بند گردآوری‌شده است. بقیه‌ی مطالب کتاب گزیده‌ای از سخنان بزرگان عرب است که شامل شکسپیر هم می‌شود! (باید یادآوری کنم که من سال ۱۹۹۸ دیداری با نویسنده‌ی این کتاب که ساکن لندن است داشتم و ۲ روزی را میهمان وی بودم. در طی این ۲ روز یکی از بحث‌های شورانگیز من با حسین العمیلی همین عرب بودن شکسپیر بود. ایشان به ضرس قاطع معتقد بودند که شکسپیر همان شیخ پیر هستند و البته دلایلی هم داشتند که از ادبیات اسلامی و عربی در آثار شکسپیر بسیار می‌توان نمونه آورد و ….).
ازنظر ترجمه کتاب در حد مطلوبی است و ارزش ادبی آن‌هم بی‌نظیر است چون در زبان اسپرانتو از ادبیات دنیای عرب ترجمه‌های بسیار محدود و پراکنده‌ای وجود دارد.
اما آنچه برای من جالب بود تبلیغی بود که درباره‌ی این کتاب در ایران شده بود. وقتی ادعا می‌شود نهج‌البلاغه به اسپرانتو ترجمه‌شده است انتظار این است که حداقل بخش عمده‌ای از آن (اگر نه همه‌ی آن) ترجمه‌شده باشد نه این‌که با ترجمه‌ی جملات محدود و برگزیده‌ای ادعای ترجمه‌ی آن شود. به نظرم این ایراد بر مبلغین اسپرانتو در ایران وارد است که ادعای گزاف نکنند و حقیقت‌گو باشند. چه ایرادی دارد درباره‌ی چیزی که نمی‌دانیم سخنی نگوییم.
در هر حال نسخه‌ای از این کتاب ارجمند در انجمن اسپرانتو ایران موجود است و علاقه‌مندان می‌توانند کپی چاپی یا الکترونیکی آن را دریافت کنند.
حال که صحبت از نهج‌البلاغه شد لازم می‌دانم دراین‌باره خبری اختصاصی هم بگویم:
از چند سال قبل جانبازی نجف‌آبادی که نویسنده‌ی کتاب‌های مذهبی هم هست (آقای محمدرضا کریمی بختیاری) با فراگیری اسپرانتو اقدام به ترجمه‌ی متن کامل نهج‌البلاغه کرده است و حتی بخشی از دست‌نویس ایشان در دفتر انجمن اسپرانتوی ایران موجود است اما هنوز ویرایش نهایی صورت نگرفته است. امیدوارم این کار به سرانجام برسد و ترجمه‌ی نهج‌البلاغه (واقعی) را به اسپرانتو شاهد باشیم.  +