Warning: include_once(/home/lgzteimp/public_html/wp-content/plugins/loginizer/IPv6/IPv6.php): failed to open stream: No such file or directory in /home/lgzteimp/public_html/wp-content/plugins/loginizer/functions.php on line 3

Warning: include_once(): Failed opening '/home/lgzteimp/public_html/wp-content/plugins/loginizer/IPv6/IPv6.php' for inclusion (include_path='.:/usr/lib/php:/usr/local/lib/php') in /home/lgzteimp/public_html/wp-content/plugins/loginizer/functions.php on line 3
حسن رشدیه – اسپرانتو در ایران

اسپرانتو در ایران (۴) Esperanto en Irano

علیرضا دولتشاهی

نیمهٔ دوم سدهٔ نوزدهم میلادی برای ایران و انسان ایرانی نیز سال‌های تحول بود. سال‌های برخورد سینه به سینه با جهان غرب. در آغازین سال‌های سده بیستم، ثمرهٔ این دگرگونی ذهنی به بار نشست: انقلاب مشروطیت.
در نخستین سال‌های سده سیزدهم قمری – یا دقیق‌تر سال ۱۳۰۵ ق. – بود که نخستین مدارس نوین در ایران پا گرفت. جنبشی که با پای‌مردی زنده‌یاد حسن رشدیه پیر معارف شکل گرفت. با کمی دقت در می‌یابیم که سال ۱۳۰۵ ق.‌‌ همان سالی‌ست که زبان جهانی اسپرانتو به جهانیان عرضه شد. یعنی سال ۱۸۸۷ میلادی. آیا در این هم‌زمانی چیزی نهفته است؟ این هم‌زمانی، هم‌زمانی در گشوده شدن روزنه‌هایی نوین بر مردمان است. انسان ایرانی روزنی گشوده یافت بر جهان دانش روز، و بشریت نیز روزنه‌ای یافت گشوده بر هم‌زیستی، بر دوستی: اسپرانتو.
نقش مدارس نوین در پرورش انسانی جدید، با دیدگاه‌هایی نوین در ایران بر همگان آشکار است. آن مدارس بودند که زمینه ایجاد دارالفنون را مهیا ساختند، و دارالفنون نیز بستری گشت تا اندک زمانی بعد‌تر دانشگاه تهران بنیاد گیرد. امروزه بسیاری از دانش‌آموختگان آن مدارس – خواه مدارس رشدیه، خواه دارالفنون- را به نام می‌شناسیم. اما نقش مدارس اسپرانتو ایران در شکل دادن انسان ایرانی چیست؟
تاکنون با چند تن از بنیادگران این مدارس آشنا شدیم، اما در مورد اسپرانتو آموزان این مدارس چه می‌دانیم؟ چند تن از آن‌ها را فقط در حد نامشان می‌شناسیم؟
اسپرانتو آموزان، در آن سال‌های نخستین جنبش اسپرانتوی ایران، نیز چون امروزه روز، به ترجمه و نگارش از اسپرانتو و دربارهٔ اسپرانتو، دست می‌زدند. از نکته‌های قابل‌توجه در آن نگارش‌ها این است که در کنار نام مترجمان و یا نویسندگان، صفاتی از قبیل محصل اسپرانتو، و یا اسپرانتیست، به‌کار می‌رفت. با پرسه در مطبوعات آن دوره می‌توان این دست نوشتار‌ها را باز جست.
از جریان‌های رایج مطبوعات آن دوره می‌توان به مسابقه‌های قطعات ادبی خاص اشاره کرد. بدین معنا که مثلاً نگارش متنی بی‌نقطه یا بدون یکی از حروف الفبا را برای علاقه‌مندان، به مسابقه می‌گذاشتند. منظور از نگارش متن بی‌نقطه آن نیست که از به کار بردن نقطه بر یا زیر حروف پرهیز کرد، که بدین معناست که از واژگان مترادف، آن را که فاقد نقطه است، به کار برد. یکی از نخستین اسپرانتوآموزانی که در مطبوعات آن دوره نامش دیده می‌شود، فاطمه ملک معظم – محصل اسپرانتو است. او در مسابقه نگارش متن بی‌الفِ نشریه عصر جدید شرکت کرده است. متنی که وی نگارش کرده است در صفحه ۷ شمارهٔ ۵۴ آن نشریه مورخ‌ی، ۲۸ ربیع الاول ۱۳۳۵ ق. برابر با ۲۳ ژانویه ۱۹۱۷ میلادی چاپ‌شده است.
از دیگر اسپرانتوآموزانی که در مطبوعات آن دوره نامش آمده، می‌توان به اشراقیه اشاره کرد. فردی که حتی نمی‌دانیم زن است یا مرد! در نشریهٔ عصر جدید (شماره ۷۱ مورخ ۱۰ جمادی الاول ۱۳۳۵ برابر ۳ مارس ۱۹۱۷) ترجمه‌ای از وی – از زبان جهانی اسپرانتو- با عنوان دموستن درج‌شده است. این ترجمه، شاید نخستین برگردان متنی از اسپرانتو، اما نه دربارهٔ اسپرانتو، در مطبوعات ایران باشد. برای نمونه می‌توان از ترجمه‌هایی دربارهٔ اسپرانتو و از زبان اسپرانتو که پیش‌تر در مطبوعات آن دوره نشر یافته بود، به ترجمه‌ای از موچول خانم مصور اسپرانتیست اشاره کرد. این ترجمه با عنوان احصاییه لسان‌های مهم دنیا در‌‌ همان عصر جدید (شمارهٔ ۴۱ مورخ ۲۵ صفر ۱۳۳۵ برابر ۲۱ دسامبر ۱۹۱) درج شده است. این مقاله از سالنامه رسمی اسپرانتو (Jarlibro) به فارسی برگردانیده شده است.

ترجمه از اسپرانتو توسط فاطمه ملک معظم
ترجمه از اسپرانتو توسط فاطمه ملک معظم
ترجمه از اسپرانتو توسط موچول مصور
ترجمه از اسپرانتو توسط موچول مصور

یکی از جریان‌های فکری که در آن دوران در مطبوعات ایران شکل می‌گرفت، مسئله هویت ملی با نگاه به ایران باستان بود. در میان کوشندگان این خط فکری نمی‌توان از ابوالقاسم آزاد مراغه‌ای نام نیاورد. وی به تاریخ ۱۷ شعبان ۱۳۳۴ نخستین شمارهٔ نشریه خود را به نام نامه پارسی در تهران منتشر کرد. نامه پارسی دوهفته‌نامه‌ای بود که می‌توان آن را نخستین نشریه ایرانی دانست که به زبان فارسی سره منتشر می‌شد. شعار نامه پارسی چنین بود: نگهبان کشور زبان کشور است. مقالات درج‌شده در این نشریه، بیانگر شوری ناسیونالیستی بود. اما ناسیونالیسمی که رنگی رومانتیک دارد و حسرت از یاد رفتن شکوه باستانی ایران و رجعت به آن را درمان و چاره‌ای بر عقب‌ماندگی ایران آن عصر می‌داند. آزاد مراغه‌ای، بر آن است که زبان فارسی نه تنها بر جهان تأثیر گذاشته است، بلکه شاید تنها زبانی است که می‌تواند و باید جهانی شود. هرچند وی اصولاً به جهانی شدن زبانی امیدوار نیست.
در یکی از شماره‌های نشریهٔ نامه پارسی (ش۶، ۱۶ شهریور ۵۱۳۵ باستانی برابر با ۳ ذیقعده ۱۳۳۴ تازی)، نامه‌ای از یک اسپرانتودان ایرانی منتشرشده. نام وی ف. عبدالله‌زاده است. آنچه در بارهٔ این نامه مهم است، تاریخ آن است. نامه در شماره مورخ ۳ ذیقعده درج‌شده است. به یاد بیاوریم که نخستین باهمآد اسپرانتو در تهران، به تاریخ ۳۰ ذیقعده‌‌ همان سال برپاگشته بود. یعنی نامه مزبور ۲۷ روز پیش‌تر از برپایی آن باهمآد منتشر گشته است. پس ف. عبدالله‌زاده را باید یکی از نخستین کوشندگان زبان جهانی اسپرانتو در ایران بدانیم. اما، او به راستی کیست؟ نگارنده در هیچ یک از منابع اسپرانتو، نامی از وی نیافته است.
در آن نامه عبدالله‌زاده پس از اشاره به کوشش‌های آزاد مراغه‌ای در یافتن برابرهایی برای واژگانی از قبیل: تلگراف، اتوموبیل، سیگار، … می‌نویسد که» بهتر است بزرگان و دانشمندان یک زبان خوب و رسا را از میان زبان‌های ملی به‌عنوان زبان جهانی برگزینند تا همگان آن را آموخته و به کار برند «. اما در پایان نامه‌اش- که با واژگان دساتیری به کار گرفته توسط آزاد مراغه‌ای نگاشته شده است – می‌نویسد: «اگر از سودهای زبان فراسنداجان (بین‌المللی) آگاه باشید و برنایشتی (تعصب) نژادی را به کنار گُزاشته زاکان و بربست (قاعده و قانون) اسپرانتو را بدانید بی‌درنگ شما هم از اسپرانتو خواهان می‌شوید. امیدوارم که این نگارش بنده را با پاسخش در نامه نامی بگنجانید».
آزاد مراغه‌ای در‌‌ همان شماره پاسخ این نامه را داده است. پاسخی که در جای خود قابل تأمل است: «که این کار ما با روایش دادن زبان فرسنداجان هیچ گونه دشمیزی (منافات) ندارد چنانکه خود ایشان هم در میان گفتار خود پذیرفته‌اند آری اگر چه ما در شماره دوم درباره زبان فرسنداجان به خوبی نوسیره (بحث) نموده و گفته‌ایم که این کارهای نشدنی است و نایکسانی زبان را خداوند دانا و توانا برای خوبی وبهبودی جهانیان هال (قرار) داده با همه آن‌ها ما با اندیشه‌ای یگانه دانشمند کیهان دکتر زامنهوف همراهی داریم و تا یک اندازه برای جهانیان سودمندش می‌پنداریم. اگر نگارنده گویش (مقاله) بالا خود را بما بشناسانند و گفتگو نمایند خواهند دید که ما هم از برادران و همراهان ایشان هستیم.»

عصر جدید (شماره ۷۱ مورخ ۱۰ جمادی الاول ۱۳۳۵ برابر ۳ مارس ۱۹۱۷) اولین ترجمه از اسپرانتو به فارسی؟
عصر جدید (شماره ۷۱ مورخ ۱۰ جمادی الاول ۱۳۳۵ برابر ۳ مارس ۱۹۱۷) اولین ترجمه از اسپرانتو به فارسی؟

ادامه دارد

این مقاله در صفحه ۱۷ شماره چهارم  مجله پیام سبزاندیشان تابستان ۱۳۸٢ چاپ شده است.

اسپرانتو در ایران (۲) Esperanto en Irano

آغاز اسپرانتو در ایران 
علیرضا دولتشاهی 

جنبش مشروطیت در ایران، رویکردی معطوف به دانایـی بود. می‌توان ه یاد بیاوریم که در کشور همسایه ترکیه، جنبش زبان جهانی اسپرانتو قدمتی بیش از ایران دارد. می‌دانیم جنبش زبان جهانی اسپرانتو در کشـور ترکیه همزمان با کشورهای مصر و کلمبیا، در سـال ۱۹۱۲ –یعنی چهار سال زودتر از پیدایی جنبش اسپرانتو ایران – شکـل گرفت؛ آن‌سان که مشروطیت- یا به تعبیر دیگر تنظیمات – در ترکیه نیز قدمتی بیشتر از ایران دارد. اما جنبش زبان جـهـانـی اسپرانتو در ایران پیوسته‌تر، زنده‌تر و قدرتمندتر از تـمـامـی کشورهای منطقه در طول حیات ۸۶ ساله خود بوده و هست.جنبش برپایی مدارسِ نوین در ایران را – کـه بـه همت و

پشتکار زنده‌یاد حسن رشدیه پـا گـرفـت – یـکـی از پایه‌های بنیادینِ بنیان مشروطیت در ایران دانست. پایه‌ای کـه در پی کشف جهانی نو و پرورش انسانی نو برآمده بود.
پس از پیروزی نخستین جنبش مشروطیت، موج بـرپـایـی مدارس، انجمن‌ها و کتابخانه‌ها در ایران بالا گرفت. گویی هـمـه در پی آگاهی، در پی تبیین جهان و در پـی یـافـتـن پـاسـخ پرسش‌های برآمده از برخورد با جهان پرتکاپوی دوردست‌ها بودند. در چنین روزگاری، برای ایرانیان، زبان جهانیِ اسپرانتو نیز روزنی بود گشوده از جهانی عتیق بر عصر پرشتاب جهان دگرگونی‌ها. زبانِ جهانی اسپرانتو، ضلعی گشت از ایـن مـوج دانایی خواهی ایرانیان.
رویکرد ایرانیان به زبان جهانی اسپرانتو از نیازی درونـی سرچشمه می‌گرفت. این سخن، سخنی گـزاف نـیـسـت؛ زیـرا ایرانیان در آن روزگار در پی دستیابی به‌وسیله‌ای بودنـد تـا صدایی شوند در جهان صداهای آن روز. ب

جنبش زبان جهانی اسپرانتو در ایـران، بـعـد از اعـلام موجودیت خود – که در تاریخ جمعه ۳۰ ذیقعده ۱۳۳۴ ق برابر با ۳۰ سپتامبر ۱۹۱۶ انجام گرفت – چگونه به فعالیت پرداخـت و چگونه در راه آموزش زبان جهانی اسپرانتو کوشید؟
بر اساس آگهی‌های موجود در نشریـات آن دوره، به‌جز سیدرضاصدر، مدرسان دیگری نیز در تهران به آموزش زبـان جهانی اسپرانتو می‌پرداختند. اما آنچه از محتوای این آگهی‌ها برمی‌آید، نشان از جدایی و بی‌ارتباط بـودن ایـن گروه‌های آموزشی از یک دیگر دارد.
گروهی که در جنب زیارتگاه سید ناصرالدین (نصرالـدیـن) تهران در کنار زبان‌های روسی، فرانسوی و انگلیسی یک شـب در هفته به آموزش رایگان زبان جهانی اسپرانتو می‌پرداختند؛ متشکل از سیدرضا صدر و سـیـد ابـراهـیـم صـدر بـودنـد ( عصرجدید، ۸ ربیع‌الثانی ۱۳۳۵ ق برابر با اول فوریـه ۱۹۱۷).
اما امروزه ما از آنان چه می‌دانیم؟ تقریباً هیچ. آیا این دو تـن، برادر بودند؟ چه کتابی را آموزش می‌دادند؟ … .
گروه دیگر، متشکل از بهمن میرزا شیدانی، میرزا احمدخان و موچول خانم مصور رحمانی بودند. این گروه از مـدرسـان زبان جهانی اسپرانتو، کلاس‌های متعددی در تـهـران بـرگـزار می‌کردند. بر اساس آگهی مندرج در روزنـامـه عصـر جـدیـد ( سه‌شنبه مورخ ۲۴ محرم‌الحرام ۱۳۳۵ ق برابر با ۱۲ نـوامـبـر ۱۹۱۶) کلاس‌های این گروه در زمان‌ها و مکان‌های زیر تشکیل می‌شد:
الف) چهارراه حسن‌آباد، کوچه محمدعلی درشتی، کـوچـه حمام، شب یکشنبه و چهارشنبه. آقای میرزا احمدخان
ب) خیابان منتظم دربار، کوچه حاجی مستشار دفتر، نمـره ۲ شب شنبه و دوشنبه. آقای میرزا احمدخان
پ) خیابان قوام الدوله، کوچه قوام دفتر؛ عصر سه‌شنبه و جمعه. موچول خانم مصور
ت) خیابان قوام الدوله، کوچه قوام دفتر؛ شب سه‌شنبه و جمعه. بهمن شیدانی
در آگهی دیگری که تنها یک هفته بعد (یکشنبه ۲۹ مـحـرم الحرام ۱۳۳۵ ق برابر با ۲۶ نوامبر ۱۹۱۶) در نشـریـه عصـر جدید منتشر شد، یکی از مکان‌های آمـوزش زبـان جـهـانـی اسپرانتو در تهران تغییر کرده است:
الف) چهارراه حسن‌آباد، کوچه قاپوچـی بـاشـی، مـنـزل محمدتقی خان؛ شب یکشنبه و چـهـارشـنـبـه. آقـای مـیـرزا احمدخان
بدین ترتیب، در تهران شش روز در هفته کلاس اسپرانتـو دایر بود و در میان این چهار کلاسِ آمـوزش زبـان جـهـانـی اسپرانتو که همگی رایگان بودند، کلاس موچول خانـم مصـور رحمانی مخصوص بانوان و دختران بود کـه در عصـر روز سه‌شنبه و جمعه تشکیل می‌شد.)
کلاس آموزش زبان جهانی اسپرانتو موچول خانم مصـور رحمانی، یگانه کلاس زنانه آزاد آموزش زبان در تهران بود این کلاسِ زنانه‌ی آموزش اسپرانتو، آن‌چنان‌که از شواهد برمی‌آید، یگانه کلاس آموزش آزاد یک زبان غیرفارسی – دایر در تهران – برای بانوان بود. اما این سخن به آن معنا نیست که بانوان آن عصر نمی‌توانستند زبانی بیگانه را بیامـوزنـد. بـرای نمونه، می‌توان به یک آگهی دیگر که دو ماه پیش‌تر از آگـهـیِ برگزاری کلاس‌های زبان جهانی اسپرانتو، در همان روزنامه‌ی عصرجدید درج‌شده است اشاره کرد. آگهی موردنظر کـه در شماره ۱۱ عصر جدید مورخ جمعه ۳۰ ذیقعده ۱۳۳۴ برابر بـا ۲۹ سپتامبر ۱۹۱۶ به چاپ رسیده است، حاکی از گشایش یـک مدرسه‌ی جدیدِ فرانسوی مخصوص دختران – در تاریـخ اول اکتبر ۱۹۱۶ مطابق با دوم ذیحجه ۱۳۳۴ ق- در تـهـران اسـت.
نشانی این مدرسه، خیابان نواب شـمـاره ۶ پشـت سـفـارت انگلستان کوچه‌ی غربی سفارت بود. این آگهی به اطلاع عـمـوم می‌رساند که زبان‌های فارسی و فرانسوی بر اساس «پروگـرام وزارت جلیله معارف» تدریس می‌شود. در ضـمـن، دانـش آموزان دروس خیاطی و پیانو را نیز آموزش خـواهـنـد دیـد.
مدیر این مدرسه، مادموازل سکوس معرفی‌شده اسـت. شـش ماه پیشتر از انتشار آگهیِ این مدرسه‌ی فرانسـوی، مـرتضـی ممتازالملک، وزیر معارف و اوقاف، در اطلاعیه‌ای که در تاریـخ پنجشنبه ۲۲ رجب‌المرجب سال ۱۳۳۴ ق برابر با ۲۵ مه ۱۹۱۶، در روزنامه‌ی عصرجدید نشر یافت، اعلام می‌دارد که: «چـون عده مدارس نسوان بالغ‌بر پنجاه مدرسـه شـده اسـت و وزارت معارف به این صورتی که دارد این عده مـدارس را برای شهر تهران کافی می‌داند، لهذا از این به بعد بـه کسـی اجازه تأسیس مدرسه اناث نخواهد داد». این اطلاعیـه بـیـان می‌دارد، درصورتی‌که یکی از پنجاه مدرسه‌ی دخترانه‌ی تهران منحل گردد جواز تأسیس مدرسه‌ای جدید صادر خواهد شد.
اما، گفتیم که کلاس آموزش زبان جهانی اسپرانتو موچـول خانم مصور رحمانی، یگانه کلاس زنانه آزاد آموزش زبان در تهران بود. این سخن به آن معنا نیست که دانش‌آموزان دخـتـر که به «مدارس نسوان» موجود در تهران می‌رفتند در آن مدارس، زبان خارجی نمی‌آموختند و این به‌شرطی بـود کـه آنان در مدارسی به تحصیل بپردازند که توسط خارجیان اداره می‌شد، مانند مدرسه مادموازل سکوس. ولی اگر بانویی که در سن دانش‌آموزی نبود می‌خواست زبان بیاموزد، آیا امکانی در اختیار داشت؟!
البته دختران و زنان اشراف‌زاده بـرای آمـوخـتـن زبـان می‌توانستند معلم سرخانه یا معلم خصوصی داشتـه بـاشـنـد، زیرا بر اساس همان اطلاعیه‌ی مرتضی الملک، حداکثر سن برای ورود به مدارس نسوان دوازده سال تمام بود.
بار دیگر باید پرسید، آیـا مـیـان «صـدرهـا» و «گـروه شیدانی» که باید همان گروه PEA باشد – که در مـراسـم روز جمعه ۳۰ ذیقعده ۱۳۳۴ برابر با ۳۰ سپتـامـبـر ۱۹۱۶ در تهران موجودیت یافت – ارتباطی وجود داشت؟ اگر ارتـبـاطـی بوده است چرا در آگهی گروه شیدانی، نامی از صدرها نیست؟
آیا در زمان برگزاری کلاس‌های صدرها (در ربیع‌الثانی ۱۳۳۵برابر با فوریه ۱۹۷)، کلاس‌های گروه شیدانـی هـنـوز فـعـال بوده‌اند؟ آیا در نگرشِ به زبان جهانی اسپرانتو، میان ایـن دو گروه اختلافی وجود داشت که صدرها اسپرانتو را در کـنـار دیگر زبان‌ها تدریس می‌کردند، درحالی‌که گروه شیدانی تنهـا به تدریس و ترجمه از زبان جهانی اسپرانتو می‌پرداختند؟
امروزه از این افراد که در حقیقت از نخستـیـن مـدرسـان زبان جهانی اسپرانتو در ایران هستند، چه می‌دانیم؟ آنـهـا در کجا اسپرانتو آموخته‌اند؟ از چه کسانی؟ آنچه مسلم است ایـن است که آنان از طریق زبانی دیگر، اسپرانتو را آموخته‌اند؛ امـا از کدام زبان؟ روسی؟ فرانسوی؟ یا حتی ترکـی؟ می‌دانیم نخستین بار، unua libro (کتاب اول) را زامنـهـوف در ۲۶ ژوئیه ۱۸۸۷ به زبان روسی، در شهر ورشو منتشـر کـرد. در ایران نیز مدارس روسی وجود داشتـنـد: هـم مـدارس عـادی روسی و هم مدارس متعلق به بریگـارد قـزاق. بـرای نـمـونـه می‌توان از مدرسه اطفالِ صاحب‌منصبان بریگارد قزاقخانه، که در ۲۷ ذیقعده ۱۳۳۴ گشایش یافت، یا مدرسه‌ی روسیِ تـهـران موسوم به مدرسه باکولین، که در ۲۹ ذیقعده ۱۳۳۴ برابر با ۱۵ سپتامبر روسی ۱۹۱۶ در تهران گشوده شد، نام برد.
این پرسش‌هایی است که باید پاسخی برای آنان یافت.

آگهی کلاس اسپرانتو
(یکشنبه ۲۹ محرم الحرام ۱۳۳۵ ق برابر با ۲۶ نوامبر ۱۹۱۶)
در نشریه ی عصر جدید

  • (ادامه دارد)

این مقاله در صفحه ۱۰ شماره دوم مجله پیام سبزاندیشان زمستان۱۳۸۱ چاپ شده است.