اسپرانتو در ایران به روایت اسناد انجمن جهانی اسپرانتو ۲

بخش دوم بررسی ما پس از انقلاب ۵۷ تا اعلام رسمی انجمن اسپرانتوی ایران در سال ۱۳۸۴ را شامل می‌شود

دههٔ ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ دوران شکوفایی و بالندگی اسپرانتو از نظر کیفی و کمی در ایران است. سند این ادعا رشد شبکهٔ نمایندگان سازمان جهانی اسپرانتو (UEA) – دارای روابط رسمی با سازمان ملل متحد و یونسکو – در ایران است. در بیست سال انتهایی قرن بیستم ایرانیان تا رده‌های اجرایی جنبش جهانی اسپرانتو گام برداشتند و به تعامل و مشارکتی پویا در جنبه‌های گوناگون با سازمان جهانی اسپرانتو پرداختند، کاری که نسل‌های پیشین ایشان هرگز بدان نپرداخته بودند. همان‌گونه که در بخش نخستین این مطلب ذکر شد، در مدت ۶۸ سال سازمان جهانی اسپرانتو ۲۰ نماینده از ۱۱ شهر ایران را تجربه کرده بود اما از سال ۱۳۵۹ به بعد تعداد نمایندگان و شهرهای دارای نمایندگی رو به فزونی گذاشت. برای اولین بار سازمان جهانی اسپرانتو در ایران سر نماینده معرفی می‌کند و از ایران عضوهای افتخاری برمی‌گزیند. کمیتهٔ مرکزی سازمان از اعضای ایرانی برخوردار می‌شود و برخی نیز تا رده‌های اجرایی شاخهٔ جوانانِ سازمان جهانی اسپرانتو پیش می‌روند. همهٔ این دگرگونی‌ها نشان از پویایی اسپرانتو در ایران دارد. پیدایش نمایندگان متخصص و تنوع رشته‌ها نیز نشانهٔ دیگری از عمق پیدا کردن اسپرانتو در ایران است.
نکته‌ای که نگارنده لازم می‌داند در این‌جا بدان اشاره کند پیدایش بانوانِ اسپرانتودان ایرانی در دهه‌یی ۱۹۸۰ است و این‌که تا قبل از آن ما جز نامی، هیچ‌شناختی از بانوان اسپرانتودان ایرانی نداشته‌ایم اما در این بیست سال اخیر ایشان با ظهور خود ۳۱% از صفوف فعالان اسپرانتو را (در رابطه با سازمان جهانی اسپرانتو از آغاز تا به یایان سال ۲۰۰۴) تشکیل داده‌اند. اینک ادامهٔ مطلب از سال ۱۹۸۰ تا پایان سال ۱۹۹۸ میلادی را ملاحظه می‌کنید.
تعاریف و توضیحات:
– هر عضو سازمان جهانی اسپرانتو حداقل پس از یک سال از تاریخ عضویت می‌تواند تقاضای نمایندگی کند.
سر نماینده کسی است که از طرف انجمن کشوری اسپرانتو به سازمان جهانی اسپرانتو معرفی می‌شود و پس از تأیید سازمان جهانی به رتق‌وفتق امور سازمان در کشور موردنظر می‌پردازد و بخشی از کارهای دفتر مرکزی سازمان جهانی را انجام می‌دهد.
ـ نماینده کسی است که به دیگر اعضا خدمات عمومی، مانند اطلاعات بومی و منطقه‌ای، ارائه می‌دهد.
ـ نمایندهٔ متخصص کسی است که در رشته یا رشته‌هایی که برمی‌گزیند (حداکثر ۳ مورد) به دیگر اعضا در سراسر جهان اطلاعات ارائه می‌دهد.
ـ نمایندهٔ جوان شخصی است که حداقل ۱۶ و حداکثر ۲۹ سال سن دارد و به امور جوانان می‌پردازد.
ـ تمامی فعالیت‌های نمایندگی در همهٔ رده‌ها داوطلبانه و افتخاری است.
ـ در هر کشور تنها یک سر نماینده و در هر شهر تنها یک نماینده و نمایندهٔ جوان می‌تواند وجود داشته باشد. برای تعداد نمایندگی‌های تخصصی هیچ محدودیتی وجود ندارد جز اینکه از هر رشته فقط یک نماینده در هر شهر می‌تواند وجود داشته باشد.
عضو افتخاری سازمان جهانی اسپرانتو کسی است که فعالیت‌های ارزشمندی را برای گسترش اسپرانتو انجام داده است و از طرف کمیتهٔ مرکزی سازمان جهانی اسپرانتو انتخاب می‌شود.
ـ عضو کمیتهٔ مرکزی سازمان کسی است که: به‌عنوان نمایندهٔ اعضا انتخاب‌شده است یا به‌عنوان نمایندهٔ انجمن کشوری معرفی‌شده است. و یا به‌عنوان عضو کمیسیون کاری از طرف دیگر اعضای کمیتهٔ مرکزی (با رعایت اصول جاری) انتخاب‌شده است.
ـ همکار مالی کشوری شخص یا سازمانی است که امور مربوط به پرداخت‌ها را از اشخاص (اعضا) به پول محلی دریافت و به سازمان جهانی منتقل می‌کند.

۱۹۸۰ (۱۳۵۹) صفحهٔ ۲۶۸، تهران: بدیع الله صمیمی: مربی دانشگاه و کتابدار.

۱۹۸۱ (۱۳۶۰) صفحهٔ ۲۴۰، تهران: بدیع الله صمیمی: مربی دانشگاه و کتابدار.

۱۹۸۲ (۱۳۶۱) صفحهٔ ۲۶۸، بهشهر: مسلم گرجی‌پور: معلم. تهران: بدیع الله صمیمی: مربی دانشگاه و کتابدار.

۱۹۸۳ (۱۳۶۲): صفحهٔ ۲۳۳، بهشهر: مسلم گرجی‌پور، معلم. تهران:بدیع الله صمیمی: مربی دانشگاه و کتابدار.

۱۹۸۴ (۱۳۶۳): صفحهٔ ۱۴، اعضای افتخاری سازمان جهانی اسپرانتو: (اولین عضو ایرانی) دکتر م. ح. صاحب زمانی
صفحهٔ ۲۴۴، (اولین) سر نماینده (ی سازمان جهانی اسپرانتو در ایران): احمدرضا ممدوحی
بهشهر: مسلم گرجی‌پور، آموزگار.
قلهک: بیژن پورمتراحی، آرشیتکت.
شیراز: محمد سامانی‌پور، معلم ادبیات دبیرستان.
تهران: صفحهٔ ۲۴۵، بدیع الله صمیمی (مربی دانشگاه و کتابدار). (اولین نمایندهٔ جوان از ایران): سروش محمدزاده، دانشجو.
(اولین نمایندگان تخصصی): مولود ثقفیان: معلم دبیرستان (امور آموزشی)، شیرین احمدنیا: دانشجو (مکاتبات بین‌المللی)، گیتی احمدنیا: دانشجو (امور دانشجویی)، حشمت فرجی- یالچین: آموزگار (جهانگردی).

۱۹۸۵ (۱۳۶۴): صفحهٔ ۲۲۰، سر نماینده: احمدرضا ممدوحی
قلهک: بیژن پورمتراحی، آرشیتکت (دوره‌های مکاتبه‌ای اسپرانتو).
شیراز: محمد سامانی‌پور: معلم ادبیات دبیرستان.
تجریش: نماینده جوان: فریفته سعیدی: دانشجوی الکترونیک.
تهران: جواد رفیع‌زاده شاهی، معلم زبان. نماینده جوان: سروش محمدزاده، دانشجو.
نمایندگان تخصصی: علی اکبر همتی، حسابدار (اقتصاد)، فاطمه اوتاد: پرستار (پرستاری)، مولود ثقفیان: معلم دبیرستان (امور آموزشی)، شیرین احمدنیا: دانشجو (مکاتبات بین‌المللی)، اسکندر عبدالله‌پور: ارزیاب (ارزیابی) فاطمه فرجی: دفتردار شهرداری (کارهای اجتماعی)، گیتی احمدنیا: دانشجو (امور دانشجویی)، منیره فهمی: بازنشسته (مخابرات)، حشمت فرجی- یالچین: آموزگار (جهانگردی).

۱۹۸۶ (۱۳۶۵): صفحهٔ ۲۳۰، سر نماینده: خانم صاحب زمانی (ژیلا صدیقی)
قلهک: بیژن پورمتراحی: آرشیتکت (دوره‌های مکاتبه‌ای اسپرانتو).
شیراز: محمد سامانی‌پور: معلم ادبیات دبیرستان.
تجریش: نمایندهٔ جوان: فریفته سعیدی، دانشجوی الکترونیک.
نماینده تهران: جواد رفیع‌زاده شاهی، معلم زبان. نماینده جوان: سروش محمدزاده: دانشجو.
نمایندگان تخصصی: علی‌اکبر همتی: حسابدار (اقتصاد)، فاطمه اوتاد: پرستار (پرستاری)، مولود ثقفیان: معلم دبیرستان (امور آموزشی)، شیرین احمدنیا: دانشجو (مکاتبات بین‌المللی)، اسکندر عبدالله‌پور: ارزیاب (ارزیابی) فاطمه فرجی: دفتردار شهرداری (کارهای اجتماعی)، گیتی احمدنیا: دانشجو (امور دانشجویی)، منیره فهمی: بازنشسته (مخابرات)، حشمت فرجی- یالچین: آموزگار (جهانگردی).

۱۹۸۷ (۱۳۶۶): صفحه‌یی ۹-۲۶۸، سرنماینده: خانم ژ. ص. صاحب‌زمانی
قلهک: بیژن پورمتراحی: آرشیتکت (دوره‌های مکاتبه‌ای اسپرانتو).
شیراز: محمد سامانی‌پور: معلم ادبیات دبیرستان.
تجریش: نمایندهٔ جوان: فریفته سعیدی، دانشجوی الکترونیک.
نماینده تهران: جواد رفیع‌زاده شاهی، معلم زبان.
نماینده جوان: سروش محمدزاده: دانشجو.
نمایندگان تخصصی: پرینوش صنیعی: مدیر برنامه‌ریزی پژوهش (مدیریت)، محمد کرام‌الدینی: دبیر زیست‌شناسی (زیست‌شناسی)، علی اکبر همتی، حسابدار (اقتصاد)، بهروز عطایی: مهندس مکانیک (نشر)، فاطمه اوتاد: پرستار (پرستاری)، کامبیز قدیری، تکنسین داروسازی (عکاسی)، ژاله صدیقی نویدی: معلم جغرافیا (جغرافیا)، مولود ثقفیان: معلم دبیرستان (امور آموزشی)، م. ر. خیرخواه: روزنامه نگار (روزنامه‌نگاری)، احمد پورزاده: شیمیدان (شیمی)، علی خوش‌مشربان: بازرگان (بازرگانی)، شیرین احمدنیا: دانشجو (مکاتبات بین‌المللی)، اسکندر عبدالله‌پور: ارزیاب (ارزیابی) فاطمه فرجی: دفتردار شهرداری (کارهای اجتماعی)، گیتی احمدنیا: دانشجو (امور دانشجویی)، منیره فهمی: بازنشسته (مخابرات)، حشمت فرجی- یالچین: آموزگار (جهانگردی).
تهرانسر: بتول صمدی.

۱۹۸۸ (۱۳۶۷): صفحه‌یی ۵-۲۶۴، سر نماینده: خانم ژ. ص. صاحب زمانی
شیراز: محمد سامانی‌پور: معلم ادبیات دبیرستان.
نماینده تهران: جواد رفیع‌زاده شاهی، معلم زبان. نماینده جوان: سروش محمدزاده: دانشجو.
نمایندگان تخصصی: پرینوش صنیعی: مدیر برنامه‌ریزی پژوهش (مدیریت)، محمد کرام‌الدینی: دبیر زیست‌شناسی (زیست‌شناسی)، علی‌اکبر همتی، حسابدار (اقتصاد)، بهروز عطایی: مهندس مکانیک (نشر)، فاطمه اوتاد: پرستار (پرستاری)، کامبیز قدیری، تکنسین داروسازی (عکاسی)، ژاله صدیقی نویدی: معلم جغرافیا (جغرافیا)، مولود ثقفیان: معلم دبیرستان (امور آموزشی)، م. ر. خیرخواه: روزنامه‌نگارروزنامه‌نگاری)، احمد پورزاده: شیمیدان (شیمی)، علی خوش‌مشربان: بازرگان (بازرگانی)، احمد ساسانی: کامپیوترکار (کامپیو‌تر)، شیرین احمدنیا: دانشجو (مکاتبات بین‌المللی)، اسکندر عبدالله‌پور: ارزیاب (ارزیابی) فاطمه فرجی: دفتردار شهرداری (کارهای اجتماعی)، منیره فهمی: بازنشسته (مخابرات)، حشمت فرجی- یالچین: آموزگار (جهانگردی).
تهرانسر: بتول صمدی.

۱۹۸۹ (۱۳۶۸): صفحهٔ ۸-۲۶۶، سر نماینده: خانم ژ. ص. صاحب زمانی
شیراز: محمد سامانی‌پور: معلم ادبیات دبیرستان.
تجریش: نمایندهٔ جوان: فریفته سعیدی، دانشجوی الکترونیک.
نماینده تهران: جواد رفیع‌زاده شاهی، معلم زبان. نماینده جوان: سروش محمدزاده: دانشجو.
نمایندگان تخصصی: پرینوش صنیعی: مدیر برنامه‌ریزی پژوهش (مدیریت)، محمد کرام‌الدینی: دبیر زیست‌شناسی (زیست‌شناسی)، بهروز عطایی: مهندس مکانیک (نشر)، فاطمه اوتاد: پرستار (پرستاری)، کامبیز قدیری، تکنسین داروسازی (عکاسی)، ژاله صدیقی نویدی: معلم جغرافیا (جغرافیا)، م. ر. خیرخواه: روزنامه‌نگارروزنامه‌نگاری)، احمد پورزاده: شیمیدان (شیمی)، علی خوش‌مشربان: بازرگان (بازرگانی)، احمد ساسانی: کامپیوترکار (کامپیو‌تر)، شیرین احمدنیا: دانشجو (مکاتبات بین‌المللی)، اسکندر عبدالله‌پور: ارزیاب (ارزیابی)، فاطمه فرجی: دفتردار شهرداری (کارهای اجتماعی)، منیره فهمی: بازنشسته (مخابرات).
تهرانسر: بتول صمدی.
۱۹۹۰ (۱۳۶۹): صفحهٔ ۶-۲۶۵، سر نماینده: خانم ژ. ص. صاحب زمانی
شیراز: محمد سامانی‌پور: معلم ادبیات دبیرستان.
تجریش: نمایندهٔ جوان: فریفته سعیدی، دانشجوی الکترونیک.
نمایندگان تخصصی: پرینوش صنیعی: مدیر برنامه‌ریزی پژوهش (مدیریت)، محمد کرام‌الدینی: دبیر زیست‌شناسی (زیست‌شناسی)، بهروز عطایی: مهندس مکانیک (نشر)، فاطمه اوتاد: پرستار (پرستاری)، کامبیز قدیری، تکنسین داروسازی (عکاسی)، ژاله صدیقی نویدی: معلم جغرافیا (جغرافیا)، م. ر. خیرخواه: روزنامه‌نگارنگار (روزنامه‌نگاری)، علی خوش‌مشربان: بازرگان (بازرگانی)، شیرین احمدنیا: دانشجو (مکاتبات بین‌المللی)، اسکندر عبدالله‌پور: ارزیاب (ارزیابی)، فاطمه فرجی زنوز: دفتردار شهرداری (کارهای اجتماعی)، منیره فهمی: بازنشسته (مخابرات).
تهرانسر: بتول صمدی.

۱۹۹۱ (۱۳۷۰): صفحهٔ ۱۸، کمیتهٔ مرکزی سازمان جهانی اسپرانتو: (اولین ایرانی) خانم ژ. ص. صاحب زمانی
صفحهٔ ۷-۲۶۶، سرنماینده: خانم ژ. ص. صاحب زمانی
شیراز: محمد سامانی‌پور: معلم ادبیات دبیرستان.
تجریش: نمایندهٔ جوان: فریفته سعیدی، دانشجوی الکترونیک.
نمایندگان تخصصی: پرینوش صنیعی: مدیر برنامه‌ریزی پژوهش (مدیریت)، محمد کرام‌الدینی: دبیر زیست‌شناسی (زیست‌شناسی)، بهروز عطایی: مهندس مکانیک (نشر)، فاطمه اوتاد: پرستار (پرستاری)، کامبیز قدیری، تکنسین داروسازی (عکاسی)، ژاله صدیقی نویدی: معلم جغرافیا (جغرافیا)، م. ر. خیرخواه: روزنامه‌نگار (روزنامه‌نگاری)، علی خوش‌مشربان: بازرگان (بازرگانی)، اسکندر عبدالله‌پور: ارزیاب (ارزیابی)، فاطمه فرجی زنوز: دفتردار شهرداری (کارهای اجتماعی)، منیره فهمی: بازنشسته (مخابرات).
تهرانسر: بتول صمدی.

۱۹۹۲ (۱۳۷۱): صفحهٔ ۵۰-۲۴۹، سر نماینده: خانم ژ. ص. صاحب زمانی
شیراز: محمد سامانی‌پور: معلم ادبیات دبیرستان.
تهران: نمایندهٔ جوان: فریفته سعیدی، دانشجوی الکترونیک.
نمایندگان تخصصی: پرینوش صنیعی: مدیر برنامه‌ریزی پژوهش (مدیریت)، محمد کرام‌الدینی: دبیر زیست‌شناسی (زیست‌شناسی)، بهروز عطایی: مهندس مکانیک (نشر)، فاطمه اوتاد: پرستار (پرستاری)، کامبیز قدیری، تکنسین داروسازی (عکاسی)، ژاله صدیقی نویدی: معلم جغرافیا (جغرافیا)، م. ر. خیرخواه: روزنامه‌نگارنگار (روزنامه‌نگاری)، علی خوش‌مشربان: بازرگان (بازرگانی)، اسکندر عبدالله‌پور: ارزیاب (ارزیابی)، فاطمه فرجی زنوز: دفتردار شهرداری (کارهای اجتماعی)، منیره فهمی: بازنشسته (مخابرات).
تهرانسر: بتول صمدی.

۱۹۹۳ (۱۳۷۲): صفحهٔ ۱۷، کمیتهٔ مرکزی سازمان جهانی اسپرانتو: خانم ژ. ص. صاحب‌زمانی.
صفحهٔ ۲۱۳، سر نماینده: خانم ژ. ص. صاحب زمانی
مشهد: جواد کمالی: دانشجو (زبان‌های فرانسه و فارسی)، دکتر کیهان صیادپور: پزشک (پزشکی).
رضوانشهر چوکا: فاضل تیموری: آموزگار (زبان انگلیسی).
شیراز: محمد سامانی‌پور: معلم ادبیات دبیرستان.
تجریش: فریفته سعیدی، مهندس الکترونیک (الکترونیک).
تهران: نمایندهٔ جوان: دره درخشان.
نمایندگان تخصصی: پرینوش صنیعی: مدیر برنامه‌ریزی پژوهش (مدیریت)، محمد کرام‌الدینی: دبیر زیست‌شناسی (زیست‌شناسی)، بهروز عطایی: مهندس مکانیک (نشر)، فاطمه اوتاد: پرستار (پرستاری)، کامبیز قدیری، تکنسین داروسازی (عکاسی)، علی خوش‌مشربان: بازرگان (بازرگانی)، اسکندر عبدالله‌پور: ارزیاب (ارزیابی)، فاطمه فرجی زنوز: دفتردار شهرداری (کارهای اجتماعی)، منیره فهمی: بازنشسته (مخابرات).
تهرانسر: بتول صمدی.

۱۹۹۴ (۱۳۷۳): صفحهٔ ۱۶، کمیتهٔ مرکزی سازمان جهانی اسپرانتو: خانم ژ. ص. صاحب‌زمانی.
صفحهٔ ۵۵، بخش جوانان: سازمان جوانان اسپرانتودان ایران.
صفحهٔ ۲۰۵، سر نماینده: خانم ژ. ص. صاحب زمانی
مشهد: دکتر کیهان صیادپور: پزشک (پزشکی).
شیراز: محمد سامانی‌پور: معلم ادبیات دبیرستان.
تجریش: فریفته سعیدی، مهندس الکترونیک (الکترونیک).
تهران: نمایندهٔ جوان: دره درخشان.
نمایندگان تخصصی: پرینوش صنیعی: مدیر برنامه‌ریزی پژوهش (مدیریت)، محمد کرام‌الدینی: دبیر زیست‌شناسی (زیست‌شناسی)، بهروز عطایی: مهندس مکانیک (نشر)، فاطمه اوتاد: پرستار (پرستاری)، کامبیز قدیری، تکنسین داروسازی (عکاسی)، علی خوش‌مشربان: بازرگان (بازرگانی)، فاطمه فرجی زنوز: دفتردار شهرداری (کارهای اجتماعی)، منیره فهمی: بازنشسته (مخابرات).
تهرانسر: بتول صمدی.

۱۹۹۵ (۱۳۷۴): صفحهٔ ۱۶، کمیتهٔ مرکزی سازمان جهانی اسپرانتو: خانم ژ. ص. صاحب زمانی.
صفحهٔ ۳۱، واسطهٔ کشوری: انتشارات عطایی
صفحهٔ ۵۳، بخش جوانان: سازمان جوانان اسپرانتودان ایران
صفحه‌یی ۲۰۰- ۱۹۹، سر نماینده: خانم ژ. ص. صاحب زمانی
مشهد: جواد کمالی: دانشجو (زبان‌های فرانسه و فارسی)، دکتر کیهان صیادپور: پزشک (پزشکی).
رضوانشهر چوکا: فاضل تیموری: آموزگار (زبان انگلیسی).
شیراز: محمد سامانی‌پور: معلم ادبیات دبیرستان.
تجریش: فریفته سعیدی، مهندس الکترونیک (الکترونیک).
نمایندگان تخصصی: پرینوش صنیعی: مدیر برنامه‌ریزی پژوهش (مدیریت)، محمد کرام‌الدینی: دبیر زیست‌شناسی (زیست‌شناسی)، بهروز عطایی: مهندس مکانیک (نشر)، فاطمه اوتاد: پرستار (پرستاری)، کامبیز قدیری، تکنسین داروسازی (عکاسی)، ژاله صدیقی نویدی: معلم جغرافیا (جغرافیا)، علی خوش‌مشربان: بازرگان (بازرگانی)، فاطمه فرجی زنوز: دفتردار شهرداری (کارهای اجتماعی)، منیره فهمی: بازنشسته (مخابرات).
تهرانسر: بتول صمدی.

۱۹۹۶ (۱۳۷۵): صفحهٔ ۵۰، اعضای کمیته مرکزی سازمان جهانی جوانان اسپرانتودان: م. ر. ترابی
صفحهٔ ۳۳، همکار مالی کشوری: انتشارات عطایی
صفحهٔ ۵۲، بخش جوانان: سازمان جوانان اسپرانتودان ایران.
صفحه‌یی ۱۹۶، مشهد: نماینده: جواد کمالی: دانشجو (زبان‌های فرانسه و فارسی)، دکتر کیهان صیادپور: پزشک (پزشکی).
رشت: فاضل تیموری: آموزگار (زبان انگلیسی).
شیراز: محمد سامانی‌پور: معلم ادبیات دبیرستان.
تهران: نماینده جوان: پریسا رضایی
نمایندگان تخصصی: محمد کرام‌الدینی: دبیر زیست‌شناسی (زیست‌شناسی)، حمزه شفیعی: مهندس مخابرات (روش تدریس اسپرانتو، مخابرات، میهمانی با پاسپورت)، بهروز عطایی: مهندس مکانیک (نشر)، پرینوش صنیعی: مدیر برنامه‌ریزی پژوهش (مدیریت)، فاطمه اوتاد: پرستار (پرستاری)، کامبیز قدیری، تکنسین داروسازی (عکاسی)، ژاله صدیقی نویدی: معلم جغرافیا (جغرافیا)، علی خوش‌مشربان: بازرگان (بازرگانی)، فریفته سعیدی ربیعی: مهندس الکترونیک (کامپیو‌تر)، آذر فرجی زنوز: حسابدار (حسابداری دوبل)، مریم نظامی: آموزگار موسیقی (موسیقی کلاسیک، ادبیات اسپرانتو، نقاشی)، سید نواب مظفری: مدیر (حسابداری و دفترداری)، فاطمه فرجی زنوز: دفتردار شهرداری (کارهای اجتماعی).
تهرانسر: بتول صمدی.

۱۹۹۷ (۱۳۷۶): صفحهٔ ۵۱، اعضای کمیته مرکزی سازمان جهانی جوانان اسپرانتودان: کیهان صیادپور، م. رضا ترابی
صفحهٔ ۳۳، همکارهای مالی کشوری: انتشارات عطایی
صفحهٔ ۵۵، بخش جوانان: سازمان جوانان اسپرانتودان ایران.
صفحه‌یی ۲۰۱، مشهد: نماینده: جواد کمالی: دانشجو (زبان‌های فرانسه و فارسی)، دکتر کیهان صیادپور: پزشک (پزشکی).
رشت: فاضل تیموری: آموزگار (زبان انگلیسی).
شیراز: محمد سامانی‌پور: معلم ادبیات دبیرستان.
تهران: نماینده: ژیلا صدیقی
تهران: نماینده جوان: پریسا رضایی
نمایندگان تخصصی: عباس خسروآبادی (مهندسی صنایع، فعالیت‌های اسپرانتویی)، م. رضا ترابی: دانشجو (جوانان، اسلام، جهانگردی)، محمد کرام‌الدینی: دبیر زیست‌شناسی (زیست‌شناسی)، حمزه شفیعی: مهندس مخابرات (روش تدریس اسپرانتو، مخابرات، میهمانی با پاسپورت)، زهرا کریمی موغاری: استاد دانشگاه (اقتصاد، ترجمه: انگلیسی- اسپرانتو)، بهروز عطایی: مهندس مکانیک (نشر)، پرینوش صنیعی: مدیر برنامه‌ریزی پژوهش (مدیریت)، عبداله حکیم‌نژاد: کارمند (فلسفه)، فاطمه اوتاد: پرستار (پرستاری، موسیقی)، کامبیز قدیری، تکنسین داروسازی (عکاسی، داروسازی)، ژاله صدیقی نویدی: معلم جغرافیا (جغرافیا، تاریخ)، علی خوش‌مشربان: بازرگان (بازرگانی)، فریفته سعیدی ربیعی: مهندس الکترونیک (کامپیو‌تر)، آذر فرجی زنوز: حسابدار (حسابداری دوبل)، فریبا نوری مجد (ادبیات فارسی، امور زنان)، مریم نظامی: آموزگار موسیقی (موسیقی کلاسیک، ادبیات اسپرانتو، نقاشی)، مرتضی حبیب‌پور: نقاش (نقاشی)، سید نواب مظفری: مدیر (حسابداری و دفترداری)، فاطمه فرجی زنوز: دفتردار شهرداری (کارهای اجتماعی)، غلامرضا آذرهوشنگ: ماساژ-درمانگردرمانگر (یومی‌هو تراپی، ادبیات، روزنامه‌نگاری).

۱۹۹۸ (۱۳۷۷): صفحهٔ ۵۴، اعضای کمیته مرکزی سازمان جهانی جوانان اسپرانتودان: م. رضا ترابی (عضو هیات رییسه سازمان جهانی جوانان اسپرانتودان)
صفحهٔ ۳۶، همکارهای مالی کشوری: انتشارات عطایی، کانون اسپرانتو ایران (سبزاندیشان)
صفحهٔ ۵۷، بخش جوانان: سازمان جوانان اسپرانتودان ایران.
صفحه‌یی ۴-۲۰۲، کنگاور: نماینده: نماینده جوان: علی‌اصغر کوثری (آموزش، مذهب: اسلام)
مشهد: نماینده: جواد کمالی: دانشجو (زبان‌های فرانسه و فارسی)، دکتر کیهان صیادپور: پزشک (پزشکی).
قزوین: فاضل تیموری: آموزگار (زبان انگلیسی).
شیراز: نماینده: محمد سامانی‌پور: معلم ادبیات دبیرستان.
تهران: نماینده: ژیلا صدیقی
تهران: نماینده جوان: پریسا رضایی
نمایندگان تخصصی: محمد کرام‌الدینی: دبیر زیست‌شناسی (زیست‌شناسی)، حمزه شفیعی: مهندس مخابرات (روش تدریس اسپرانتو، مخابرات، میهمانی با پاسپورت)، زهرا کریمی موغاری: استاد دانشگاه (اقتصاد، ترجمه: انگلیسی- اسپرانتو)، بهروز عطایی: مهندس مکانیک (نشر)، پرینوش صنیعی: مدیر برنامه‌ریزی پژوهش (مدیریت)، عبداله حکیم‌نژاد: کارمند (فلسفه)، فاطمه اوتاد: پرستار (پرستاری، موسیقی)، کامبیز قدیری، تکنسین داروسازی (عکاسی، داروسازی)، ژاله صدیقی نویدی: معلم جغرافیا (جغرافیا، تاریخ)، عباس خسروآبادی: فعال اسپرانتو (مهندسی صنایع، فعالیت‌های اسپرانتویی)، م. رضا ترابی: مدیر، آموزگار اسپرانتو (جوانان، اسلام، جهانگردی)، علی خوش‌مشربان: بازرگان (بازرگانی)، فریفته سعیدی ربیعی: مهندس الکترونیک (کامپیو‌تر)، عباس باغستانی: مهندس کامپیو‌تر (برنامه‌نویسی کامپیو‌تر، حروفچینی)، آذر فرجی زنوز: حسابدار (حسابداری دوبل)، فریبا نوری مجد (ادبیات فارسی، امور زنان)، مریم نظامی: آموزگار موسیقی (موسیقی کلاسیک، ادبیات اسپرانتو، نقاشی)، مرتضی حبیب‌پور: نقاش (نقاشی)، سید نواب مظفری: مدیر (حسابداری و دفترداری)، فاطمه فرجی زنوز: دفتردار شهرداری (کارهای اجتماعی)، غلامرضا آذرهوشنگ: ماساژ- درمانگر (یومی‌هو تراپی، ادبیات، روزنامه‌نگاری).
دفتر اسپرانتو در تهران: کانون اسپرانتو ایران (سبزاندیشان).

۱۹۹۹ (۱۳۷۸): صفحهٔ ۱۶، اعضای افتخاری سازمان جهانی اسپرانتو: دکتر م. صاحب زمانی.
صفحهٔ ۲۰، اعضای کمیته مرکزی سازمان جهانی اسپرانتو: م. رضا ترابی
صفحهٔ ۵۱، اعضای کمیته مرکزی سازمان جهانی جوانان اسپرانتودان: عباس باغستانی
صفحهٔ ۵۳، اعضای هیئت رئیسهٔ سازمان جهانی جوانان اسپرانتودان: م. رضا ترابی
صفحهٔ ۵۶، بخش جوانان: سازمان جوانان اسپرانتودان ایران.
صفحه‌یی ۵-۲۰۴، کنگاور: نماینده: نماینده جوان: علی‌اصغر کوثری (آموزش، مذهب: اسلام)
کرج: نماینده: سروش محمدزاده: برنامه‌نویس کامپیو‌تر (کامپیو‌تر، حسابداری) معاون نماینده: حمید شاعری: کارمند بانک (عکاسی، زبان، فرهنگ)
مشهد: نماینده: جواد کمالی: دانشجو (زبان‌های فرانسه و فارسی)، دکتر کیهان صیادپور: پزشک (پزشکی). باشگاه محلی: هر ماه همایش محلی برقرار است.
قزوین: نماینده: فاضل تیموری: آموزگار (زبان انگلیسی).
شیراز: نماینده: محمد سامانی‌پورپور (جهانگردی، کوه‌نوردی، کامپیو‌تر).
تهران: نماینده: ژیلا صدیقی
تهران: نماینده جوان: پریسا رضایی
نمایندگان تخصصی: محمد کرام‌الدینی: دبیر زیست‌شناسی (زیست‌شناسی)، بهروز عطایی: مهندس مکانیک (نشر)، پرینوش صنیعی: مدیر برنامه‌ریزی پژوهش (مدیریت)، عبداله حکیم‌نژاد: کارمند (فلسفه)، فاطمه اوتاد: پرستار (پرستاری، موسیقی)، کامبیز قدیری، تکنسین داروسازی (عکاسی، داروسازی)، ژاله صدیقی نویدی: معلم جغرافیا (جغرافیا، تاریخ)، م. رضا ترابی: مدیر، آموزگار اسپرانتو (جوانان، اسلام، جهانگردی)، آذر فرجی زنوز: حسابدار (حسابداری دوبل)، فریبا نوری مجد:؟ (ادبیات فارسی، امور زنان)، مرتضی حبیب‌پور: نقاش (نقاشی)، سید نواب مظفری: مدیر (حسابداری و دفترداری)، فاطمه حاجی صولت: مهندس پلیمر (پلیمر، جهانگردی، آموزش).
دفتر اسپرانتو در تهران: کانون اسپرانتو ایران.

۲۰۰۰ (۱۳۷۹): صفحهٔ ۱۷، اعضای افتخاری سازمان جهانی اسپرانتو: دکتر م. صاحب‌زمانی.
صفحهٔ ۲۲، اعضای کمیته مرکزی سازمان جهانی اسپرانتو: م. رضا ترابی
صفحهٔ ۳۶، همکارهای مالی کشوری: کانون اسپرانتو ایران، انتشارات عطایی
صفحهٔ ۵۸، بخش جوانان: سازمان جوانان اسپرانتودان ایران.
صفحه‌یی ۱-۲۰۰، کنگاور: نماینده: نماینده جوان: علی‌اصغر کوثری (آموزش، اسلام)
کرج: نماینده: سروش محمدزاده: برنامه‌نویس کامپیو‌تر (کامپیو‌تر، حسابداری) معاون نماینده: حمید شاعری: کارمند بانک (عکاسی، زبان، فرهنگ)
مشهد: نماینده: جواد کمالی: استاد دانشگاه (زبان‌های فرانسه و فارسی)، دکتر کیهان صیادپور: پزشک (پزشکی). باشگاه محلی: هر ماه همایش محلی برقرار است.
قزوین: نماینده: سید فاضل تیموری: آموزگار (زبان انگلیسی).
شیراز: نماینده: محمد سامانی‌پورپور (جهانگردی، کوه‌نوردی، کامپیو‌تر).
تهران: نماینده: ژیلا صدیقی
تهران: نماینده جوان: پریسا رضایی
نمایندگان تخصصی: محمد کرام‌الدینی: دبیر زیست‌شناسی (زیست‌شناسی)، حمزه شفیعی: مهندس مخابرات (روش تدریس اسپرانتو، مخابرات، میهمانی با پاسپورت)، بهروز عطایی: مهندس مکانیک (نشر)، پرینوش صنیعی: مدیر برنامه‌ریزی پژوهش (مدیریت)، عبداله حکیم‌نژاد: کارمند (فلسفه)، فاطمه اوتاد: پرستار (پرستاری، موسیقی)، کامبیز قدیری، تکنسین داروسازی (عکاسی، داروسازی)، ژاله صدیقی نویدی: معلم جغرافیا (جغرافیا، تاریخ)، م. رضا ترابی: مدیر، آموزگار اسپرانتو (جوانان، اسلام، جهانگردی)، آذر فرجی زنوز: حسابدار (حسابداری دوبل)، فریبا نوری مجد:؟ (ادبیات فارسی، امور زنان)، مرتضی حبیب‌پور: نقاش (نقاشی)، سید نواب مظفری: مدیر (حسابداری و دفترداری)، فاطمه حاجی صولت: مهندس پلیمر (پلیمر، جهانگردی، آموزش).
دفتر اسپرانتو در تهران: کانون اسپرانتو ایران.

۲۰۰۱ (۱۳۸۰): صفحهٔ ۱۸، اعضای افتخاری سازمان جهانی اسپرانتو: دکترم. صاحب‌زمانی.
صفحهٔ ۳۵، همکارهای مالی کشوری: کانون اسپرانتو ایران، انتشارات عطایی
صفحهٔ ۵۸، بخش جوانان: سازمان جوانان اسپرانتودان ایران.
صفحه‌یی ۲۰۰-۱۹۹، بانه: نماینده: نماینده جوان: هیوا کریمی (سرمایه‌گذاری، ترجمه، جهانگردی)
کنگاور: نماینده: نماینده جوان: علی‌اصغر کوثری (آموزش، اسلام) کرج: نماینده: سروش محمدزاده: برنامه‌نویس کامپیو‌تر (کامپیو‌تر، حسابداری) معاون نماینده: حمید شاعری: کارمند بانک (عکاسی، زبان، فرهنگ)
مشهد: نماینده: جواد کمالی: استاد دانشگاه (زبان‌های فرانسه و فارسی)، دکتر کیهان صیادپور: پزشک (پزشکی). نماینده جوان: سعید برهانی. باشگاه محلی: هر ماه همایش محلی برقرار است.
قزوین: نماینده: سید فاضل تیموری: آموزگار (زبان انگلیسی).
شیراز: نماینده: محمد سامانی‌پورپور (جهانگردی، کوه‌نوردی، کامپیو‌تر).
تهران: نماینده: ژیلا صدیقی
نمایندگان تخصصی: محمد کرام‌الدینی: دبیر زیست‌شناسی (زیست‌شناسی)، حمزه شفیعی: مهندس مخابرات (روش تدریس اسپرانتو، مخابرات، میهمانی با پاسپورت)، بهروز عطایی: مهندس مکانیک (نشر)، عبدالله حکیم‌نژاد: کارمند (فلسفه)، فاطمه اوتاد: پرستار (پرستاری، موسیقی)، کامبیز قدیری، تکنسین داروسازی (عکاسی، داروسازی)، ژاله صدیقی نویدی: معلم جغرافیا (جغرافیا، تاریخ)، م. رضا ترابی: مدیر، آموزگار اسپرانتو (جوانان، اسلام، جهانگردی)، آذر فرجی زنوز: حسابدار (حسابداری دوبل)، فریبا نوری مجد:؟ (ادبیات فارسی، امور زنان)، مرتضی حبیب‌پور: نقاش (نقاشی)، سید نواب مظفری: مدیر (حسابداری و دفترداری)، فاطمه حاجی صولت: مهندس پلیمر (پلیمر، جهانگردی، آموزش).
دفتر اسپرانتو در تهران: کانون اسپرانتو ایران.

۲۰۰۲ (۱۳۸۱): صفحهٔ ۱۶، اعضای افتخاری سازمان جهانی اسپرانتو: (دومین ایرانی) عارف آذری، دکتر م. صاحب‌زمانی.
صفحهٔ ۲۹، همکارهای مالی کشوری: کانون اسپرانتو ایران، انتشارات عطایی
صفحهٔ ۵۰، بخش جوانان: سازمان جوانان اسپرانتودان ایران.
صفحه‌یی ۱۸۴-۱۸۲، بانه: نماینده: نماینده جوان: هیوا کریمی
کنگاور: نماینده: نماینده جوان: علی‌اصغر کوثری (آموزش، اسلام)
کرج: نماینده: سروش محمدزاده: برنامه‌نویس کامپیو‌تر (کامپیو‌تر، حسابداری) معاون نماینده: حمید شاعری: کارمند بانک (عکاسی، زبان، فرهنگ)
مشهد: نماینده: جواد کمالی: استاد دانشگاه (زبان‌های فرانسه و فارسی)، دکتر کیهان صیادپور: پزشک (پزشکی). نماینده جوان: سعید برهانی. باشگاه محلی: هر ماه همایش محلی برقرار است.
قزوین: نماینده: سید فاضل تیموری: آموزگار (زبان انگلیسی).
شیراز: نماینده: محمد سامانی‌پورپور (جهانگردی، کوه‌نوردی، کامپیو‌تر).
تهران: نماینده: ژیلا صدیقی
نمایندگان تخصصی: محمد کرام‌الدینی: دبیر زیست‌شناسی (زیست‌شناسی)، بهروز عطایی: مهندس مکانیک (نشر)، عبداله حکیم‌نژاد: کارمند (فلسفه)، فاطمه اوتاد: پرستار (پرستاری، موسیقی)، کامبیز قدیری، تکنسین داروسازی (عکاسی، داروسازی)، ژاله صدیقی نویدی: معلم جغرافیا (جغرافیا، تاریخ)، حمزه شفیعی: مهندس مخابرات (روش تدریس اسپرانتو، مخابرات، میهمانی با پاسپورت)، م. رضا ترابی: مدیر، آموزگار اسپرانتو (جوانان، صلح، جهانگردی)، آذر فرجی زنوز: حسابدار (حسابداری دوبل)، فریبا نوری مجد:؟ (ادبیات فارسی، امور زنان)، مرتضی حبیب‌پور: نقاش (نقاشی)، سید نواب مظفری: مدیر (حسابداری و دفترداری)، فاطمه حاجی صولت: مهندس پلیمر (پلیمر، جهانگردی، آموزش).
دفتر اسپرانتو در تهران: کانون اسپرانتو ایران.

۲۰۰۳ (۱۳۸۲): صفحهٔ ۱۴، اعضای افتخاری سازمان جهانی اسپرانتو: عارف آذری، دکتر م. صاحب‌زمانی.
صفحهٔ ۲۹، همکارهای مالی کشوری: کانون اسپرانتو ایران، انتشارات عطایی
صفحهٔ ۴۸، بخش جوانان: سازمان جوانان اسپرانتودان ایران.
صفحه‌یی ۸-۱۷۷، بانه: نماینده: نماینده جوان: هیوا کریمی
کنگاور: نماینده: نماینده جوان: علی‌اصغر کوثری (آموزش، اسلام)
کرج: نماینده: سروش محمدزاده: برنامه‌نویس کامپیو‌تر (کامپیو‌تر، حسابداری) معاون نماینده: حمید شاعری: کارمند بانک (عکاسی، زبان، فرهنگ)
مشهد: نماینده: جواد کمالی: استاد دانشگاه (زبان‌های فرانسه و فارسی)، نماینده جوان: سعید برهانی. باشگاه محلی: هر ماه همایش محلی برقرار است.
قزوین: نماینده: سید فاضل تیموری: آموزگار (زبان انگلیسی).
شیراز: نماینده: محمد سامانی‌پورپور (جهانگردی، کوه‌نوردی، کامپیو‌تر).
تهران: نماینده: ژیلا صدیقی
نمایندگان تخصصی: محمد کرام‌الدینی: دبیر زیست‌شناسی (زیست‌شناسی)، بهروز عطایی: مهندس مکانیک (نشر)، عبداله حکیم‌نژاد: کارمند (فلسفه)، فاطمه اوتاد: پرستار (پرستاری، موسیقی)، کامبیز قدیری، تکنسین داروسازی (عکاسی، داروسازی)، ژاله صدیقی نویدی: معلم جغرافیا (جغرافیا، تاریخ)، حمزه شفیعی: مهندس مخابرات (روش تدریس اسپرانتو، مخابرات، میهمانی با پاسپورت)، م. رضا ترابی: مدیر، آموزگار اسپرانتو (جوانان، صلح، جهانگردی)، آذر فرجی زنوز: حسابدار (حسابداری دوبل)، فریبا نوری مجد:؟ (ادبیات فارسی، امور زنان)، دکتر کیهان صیادپور: پزشک (پزشکی)، مرتضی حبیب‌پور: نقاش (نقاشی)، سید نواب مظفری: مدیر (حسابداری و دفترداری)، فاطمه حاجی صولت: مهندس پلیمر (پلیمر، جهانگردی، آموزش).
دفتر اسپرانتو در تهران: کانون اسپرانتو ایران.

۲۰۰۴ (۱۳۸۳): صفحهٔ ۱۶، اعضای افتخاری سازمان جهانی اسپرانتو: عارف آذری، دکتر م. صاحب‌زمانی.
صفحهٔ ۳۴، همکارهای مالی کشوری: کانون اسپرانتو ایران، انتشارات عطایی
صفحهٔ ۵۶، بخش جوانان: سازمان جوانان اسپرانتودان ایران.
صفحه‌یی ۶-۱۸۴، بانه: نماینده: نماینده جوان: هیوا کریمی
کنگاور: نماینده: نماینده جوان: علی‌اصغر کوثری (آموزش، اسلام)
کرج: معاون نماینده: حمید شاعری: کارمند بانک (عکاسی، زبان، فرهنگ)
مشهد: نماینده: جواد کمالی: استاد دانشگاه (زبان‌های فرانسه و فارسی)، نماینده جوان: سعید برهانی. باشگاه محلی: هر ماه همایش محلی برقرار است.
قزوین: نماینده: سید فاضل تیموری: آموزگار (زبان انگلیسی).
شیراز: نماینده: محمد سامانی‌پورپور (جهانگردی، کوه‌نوردی، کامپیو‌تر).
تهران: محمد کرام‌الدینی: دبیر زیست‌شناسی (زیست‌شناسی)، بهروز عطایی: مهندس مکانیک (نشر)، عبدالله حکیم‌نژاد: کارمند (فلسفه)، فاطمه اوتاد: پرستار (پرستاری، موسیقی)، کامبیز قدیری، تکنسین داروسازی (عکاسی، داروسازی)، ژاله صدیقی نویدی: معلم جغرافیا (جغرافیا، تاریخ)، حمزه شفیعی: مهندس مخابرات (روش تدریس اسپرانتو، مخابرات، میهمانی با پاسپورت)، م. رضا ترابی: مدیر، آموزگار اسپرانتو (جوانان، صلح، جهانگردی)، آذر فرجی زنوز: حسابدار (حسابداری دوبل)، فریبا نوری مجد:؟ (ادبیات فارسی، امور زنان)، دکتر کیهان صیادپور: پزشک (پزشکی)، مرتضی حبیب‌پور: نقاش (نقاشی)، سید نواب مظفری: مدیر (حسابداری و دفترداری)، فاطمه حاجی صولت: مهندس پلیمر (پلیمر، جهانگردی، آموزش).
دفتر اسپرانتو در تهران: کانون اسپرانتو ایران.

ادامهٔ شهر‌ها و نقاط جدید:
۱۳. بهشهر ۱۴. قلهک ۱۵. شیراز ۱۶. تجریش ۱۷. تهرانسر ۱۸. مشهد ۱۹. رضوانشهر چوکا ۲۰. کنگاور ۲۱. بانه

ادامهٔ لیست نمایندگان:
۲۱. مسلم گرجی‌پور ۲۲. بیژن پورمتراهی ۲۳. محمد (ابراهیم) سامانی‌پور ۲۴. سروش محمدزاده ۲۵. مولود ثقفیان ۲۶. شیرین احمدنیا ۲۷. گیتی احمدنیا ۲۸. حشمت فرجی (یالچین) ۲۹. فریفته سعیدی ۳۰. جواد رفیع‌زاده ۳۱. علی‌اکبر همتی ۳۲. فاطمه اوتاد ۳۳. اسکندر عبداله‌پور ۳۴. فاطمه فرجی ۳۵. منیره فهمی ۳۶ پرینوش صنیعی ۳۷. محمد کرام‌الدینی ۳۸. بهروز عطایی ۳۹. کامبیز قدیری ۴۰. ژاله صدیقی نویدی ۴۱. م. ر. خیرخواه ۴۲. احمد پورزاده ۴۳. علی خوش‌مشربان ۴۴. بتول صمدی ۴۵. احمد ساسانی ۴۶. کیهان صیادپور ۴۷. درًه درخشان ۴۸. جواد کمالی ۴۹. فاضل تیموری ۵۰. ژاله صدیقی نویدی ۵۱. پریسا رضایی ۵۲. حمزه شفیعی ۵۳. آذر فرجی زنوز ۵۴. مریم نظامی ۵۵. سید نواب مظفری ۵۶. عباس خسروآبادی ۵۷. م. رضا ترابی ۵۸. زهرا کریمی موغاری ۵۹. عبداله حکیم‌نژاد ۶۰. فریبا نوری مجد ۶۱. مرتضی حبیب‌پور ۶۲. غلامرضا آذرهوشنگ ۶۳. علی اصغر کوثری ۶۴. عباس باغستانی ۶۵. فاطمه حاجی صولت ۶۶. حمید شاعری ۶۷. هیوا کریمی ۶۸. سعید برهانی.

اعضای افتخاری سازمان جهانی اسپرانتو از ایران:
۱. دکترم. ح. صاحب زمانی ۲. عارف آذری

سر نماینده‌های ایرانی سازمان جهانی اسپرانتو:
۱. احمدرضا ممدوحی ۲. ژیلا صدیقی (صاحب زمانی)

اعضای ایرانی کمیتهٔ مرکزی سازمان جهانی اسپرانتو:
۱. ژیلا صدیقی (صاحب زمانی) ۲. م. رضا ترابی

عضو ایرانی هیات رییسهٔ سازمان جهانی جوانان اسپرانتودان: م. رضا ترابی

اعضای ایرانی کمیتهٔ مرکزی سازمان جهانی جوانان اسپرانتودان: ۱. کیهان صیادپور ۲. م. رضا ترابی ۳. عباس باغستانی.

نماینده‌های جوان ایرانی سازمان جهانی اسپرانتو:
۱. سروش محمدزاده ۲. فریفته سعیدی ۳. دره درخشان ۵. پریسا رضایی ۶. علی‌اصغر کوثری ۷. هیوا کریمی ۸. سعید برهانی.

بانوان ایرانی که نامشان در کتاب سال درج‌شده است (به ترتیب درج):
۱. مولود ثقفیان ۲. شیرین احمدنیا ۳. گیتی احمدنیا ۴. حشمت فرجی ۵. فریفته سعیدی ۶. فاطمه اوتاد ۷. فاطمه فرجی ۸. منیره فهمی ۹. ژیلا صدیقی ۱۰. پرینوش صنیعی ۱۱. ژاله صدیقی نویدی ۱۲. بتول صمدی ۱۳. دره درخشان ۱۴. پریسا رضایی ۱۵. زهرا کریمی موغاری ۱۶. فریبا نوری مجد ۱۷. مریم نظامی ۱۸. فاطمه حاجی صولت.

*این مقاله در شماره  ۱۱و ۱۲  فصل‌نامه پیام سبزاندیشان درج شده است.

ایران: نخستین کشور پیشنهاد دهنده استفاده از زبان اسپرانتو در روابط بین‌المللی

نوشتهٔ زیر بخشی از کتابِ آسان‌ترین زبان دنیا ترجمه و تألیف مهندس احمدرضا ممدوحی است. این کتاب که به معرفی و آموزش زبان اسپرانتو می‌پردازد، در مورد پیشنهاد ایران دربارهٔ زبان اسپرانتو در جامعهٔ ملل، چنین می‌نویسد:

مقدمه

ایران نخستین کشور جهان است که به‌طور رسمی پیشنهاد استفاده از زبان اسپرانتو را در روابط بین‌المللی مطرح ساخته است. در سال ۱۹۲۱ هیئت نمایندگیِ ایران در نخستین اجلاسیهٔ جامعهٔ ملل پیشنهاد کرد که زبان اسپرانتو به‌عنوان زبان بین‌المللی در روابط بین کشور‌ها و سازمان‌های جهانی، مانندِ جامعهٔ ملل، مورد بهره‌برداری قرار گیرد. جامعهٔ ملل که شکل نخستین سازمان ملل متحد بود پس از جنگ جهانیِ اول در سال ۱۹۲۰ توسط ۴۹ کشور دنیا به‌منظور ارتقاء بخشیدن به هم‌کاری‌های بین‌المللی و پیش‌گیری از بروز جنگ و توسعهٔ صلح و امنیت در جهان به وجود آمد. هرچند ویلسون رئیس جمهور وقت ایالات متحدهٔ آمریکا یکی از معماران اصلیِ جامعهٔ ملل بود ولی مجلس سنای آمریکا هیچ‌وقت با پیوستن این کشور به این سازمان بین‌المللی موافقت نکرد، در حالی که ۱۳ کشور دیگر نیز پس از تأسیس جامعهٔ ملل، به این نهاد بین‌المللی پیوستند. پس از جنگ جهانی دوم، این نهاد در سال ۱۹۴۶ منحل گردید و جای خود را به سازمان ملل متحد داد.

اهمیت پیشنهاد ایران

این پیشنهاد ایران در جامعهٔ ملل، در تاریخ زبان اسپرانتو از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است، تا آنجا که مورخینِ زبان اسپرانتو، تاریخ این زبان را به دو دورهٔ متمایزِ قبل و پس از پیشنهاد ایران تقسیم‌بندی نموده‌انداند همچنین، بسیاری از نویسندگان دنیا در کتاب‌ها و دیگر تألیفات خود به اهمیت این پیشنهاد ایران اشاره کرده‌اند. به‌عنوان نمونه سیلوان زَفت (Sylvan Zaft)، که کتابی تحت عنوانِ اسپرانتو: زبانِ دهکدهٔ جهانی، به زبان انگلیسی تألیف کرده‌است، در فصلِ دوم این کتاب، تحتِ نامِ اسپرانتو: گذشته و حال چنین می‌نویسد: «در دههٔ بیست، هنگامی‌که هیأت نمایندگیِ ایران در جامعهٔ ملل پیشنهاد بهره‌گیری از اسپرانتو را در روابط بین‌المللی مطرح ساخت، به نظر فرصت بسیار خوبی برای این زبان در حال پدیدار گشتن بود. در بحث‌هایی که بلافاصله پیش‌آمد، حملاتِ شدیدی به اسپرانتو شد. نمایندهٔ فرانسه، به طرز ویژه‌ای با هیاهوی زیاد به اعتراض علیه این پیشنهاد پرداخت. به نظر او زبان فرانسوی زبان بین‌المللی بود.» پروفسور کلود پیرون (Claude Piron)، از نویسندگان برجسته در دنیای اسپرانتو نیز در یکی از سخن‌رانی‌های مشهور خود که ترجمهٔ فارسیِ آن نیز در ایران منتشر شده است دربارهٔ همین پیشنهاد ایران چنین می‌گوید: «دههٔ ۱۹۲۰ می‌آید. ایران در جامعهٔ ملل پیشنهاد می‌کند که زبان اسپرانتو در روابط بین‌المللی به‌کار گرفته شود. همه شگفت‌زده می‌شوند. قدرت‌های بزرگ جبهه‌گیری می‌کنند:» باید این پیشنهاد را مدفون ساخت، زیرا برای برتریِ فرهنگیِ ما خطرناک است «. این دولت‌ها ثروتمند و بانفوذند، نمایندگان آن‌ها برای پایمال ساختن حقیقت – به شرم‌آور‌ترین صورت نیز – هیچ‌گونه تردید و دودلی به خود راه نمی‌دهند.» گفتی است که این سخن‌رانیِ تاریخی به مناسبت اهدای جایزهٔ زامنهوف از طرف سازمان جهانی اسپرانتو (دارای روابط رسمی با یونسکو و سازمان ملل متحد) به دبیرکل وقت یونسکو، آقای احمد مختار امبو، در ۱۶ دسامبر سال ۱۹۸۶ در مقر اصلی یونسکو در پاریس ایراد شده است.

دکتر ادمون پریوا

دکتر ادموند پریوات یکی از پیشتازان نهضت اسپرانتو و عضو هیئت نمایندگی ایران در جامعه ملل

دکتر ادموند پریوات یکی از پیشتازان نهضت اسپرانتو و عضو هیئت نمایندگی ایران در جامعه ملل

موتور اصلی در ارائهٔ این پیشنهاد، دکتر ادمون پریوا، یکی از پیشتازان نهضت اسپرانتو در جهان بوده است. وی که از اهالی فرانسوی‌زبان سوئیس بود، در سن ۱۴ سالگی اسپرانتو را آموخت و هنگامی‌که ۱۶ سال داشت در نخستین کنگرهٔ جهانیِ اسپرانتو در سال ۱۹۰۵ در شهر بولُنْی- سور- مِر فرانسه شرکت کرد. در همین همایش بین‌المللی و تاریخیِ اسپرانتو بود که وی استعداد درخشان خود را به‌عنوان یک خطیب و سخنران ماهر در زبان اسپرانتو نشان داد. بین سال‌های ۱۹۰۷ تا ۱۹۱۱ وی بسان سفیری مشتاق و توانا برای زبان اسپرانتو، طی سفرهایی به کشورهای ایالات متحدهٔ آمریکا، انگلستان، فرانسه و روسیه، به پیشبرد و توسعهٔ این زبان در دنیا یاری نمود. در سال ۱۹۱۲ مؤسسهٔ بین‌المللیِ اسپرانتو در ژنو را بنیان نهاد و چندین بار به‌عنوان پرزیدنت سازمان جهانیِ اسپرانتو و انجمن اسپرانتوی سوئیس انتخاب شد. پریوا که از سال ۱۹۲۰ تا ۱۹۴۳ سردبیریِ مجلهٔ اسپرانتو را به پرنس رضا ارفع‌الدوله نماینده ایران در جامعه ملل و مدافع زبان اسپرانتو عهده داشت و مقالات با ارزشی را چه از نظر ارائهٔ نقطه نظرات روشن‌بینانهٔ خود و چه از نظر سبک نگارش برجسته‌اش، ارائه نمود، درواقع در طول سال‌های ۱۹۲۱ تا ۱۹۲۸ نهضت توسعهٔ زبان اسپرانتو را سازماندهیِ مجدد کرد و رهبری این حرکت بین‌المللی را بر عهده داشت. کتاب سه‌جلدیِ تاریخ اسپرانتو در بارهٔ او چنین می‌نویسد: «پریوا مبتکر ارائهٔ اسپرانتو به جامعهٔ مللِ سابق در سال ۱۹۲۱ بود، وی در آنجا، به‌عنوان نمایندهٔ دولت ایران، با بلاغت از زبان اسپرانتو دفاع کرد. علی‌رغم مخالفت‌های هیأت‌های نمایندگیِ فرانسه و برزیل، اجلاسیهٔ عمومیِ جامعه (ی ملل) مهر تأیید بر گزارش مهمِ تهیه شده توسط اُرگان‌های خودِ جامعهٔ ملل، تحت عنوان «اسپرانتو به‌عنوان زبان بین‌المللیِ» کمکی  زد؛ با اهمییت‌ترین سند در مورد نهضت اسپرانتو، گزارشی که به ده زبان ترجمه شد، و تنها سند جامعهٔ ملل که در بیشترین مقیاس منتشر گردید.»  پریوا انسانی آزاده و آزادی‌خواه بود. در سال ۱۹۱۷ کمیته‌ای بین‌المللی برای استقلال لهستان برپا ساخت و نیز مدافع ماهاتما گاندی بود و او را در بازگشتش به هندوستان در سال ۱۹۳۱ همراهی کرد. دکتر فرنس سیلاجی ، اسپرانتودانِ سوئدیِ مجارتبار، که خود از مؤلفینِ برجسته است و بیش از ۳۰ کتاب به زبان اسپرانتو دارد و به ۹ زبان گوناگون کتاب آموزشی نگاشته است، در مورد پریوا می‌گوید: «پریوا از ابتدای جوانیِ خود در دنیای اسپرانتو زندگی کرد، شخضیت او از کوشش‌های او برای اسپرانتو قابل انفکاک نیست، و این احساس و اعتقاد ـ اعتقادِ منطقیِ شخصی فرهیخته ـ در آثار او موج می‌زند. جملات او در تمامیِ نوشته‌هایش سرشار از سرزندگی‌ست، و در آثارش به‌خوبی می‌توان تمامیِ طیف‌های زندگیِ حقیقی را مشاهده نمود. تألیفات او از‌‌ همان دورهٔ نخستِ نهضت اسپرانتو بر روی نسل جوان ـ که نسل دوم در نهضت اسپرانتو محسوب می‌شود ـ تأثیر گذار بود و ایشان را از تمایلات ادبیِ خشک و کهن رهایی بخشید.» پریوا با موفقیت تمام تحصیلات اولیه‌اش را در ژنو به‌پایان رساند و سپس دکترای خود را از دانشگاه سوربون در پاریس اخذ نمود و بنا بر رسم خانوادگی، تدریس زبان و ادبیات انگلیسی را در دانشگاه نوشاتِل آغاز کرد. از ابتکارات او در دنیای اسپرانتو، برپائیِ همایش‌های علمی-فنی در بارهٔ «اسپرانتو در مدارس»، و «اسپرانتو در تجارت» در سال ۱۹۲۳ در شهر ونیز و ابداع «دانشگاه تابستانی به زبان اسپرانتو» است که تا به امروز نیز هم‌زمان با همایش بین‌المللی اسپرانتو، همه‌ساله در کشورهای مختلف برگزار می‌شود که در آن متخصصین رشته‌های گوناگون به زبان اسپرانتو سخنرانی‌های علمیِ خود را ارائه می‌نمایند. در سال ۱۹۲۲ نیز وی برای نخستین بار همایشی در مورد «اسپرانتو و رادیو» در شهر ژنو ترتیب داد و در سال ۱۹۲۵ ایستگاه رادیوئیِ ژنو را تأسیس کرد. در چند سخنرانی از ۵۵ سخنرانیِ او، که حاوی خاطرات جالب وی در مورد زبان اسپرانتو و بزرگانی چون ماهاتما گاندی، رومن رولان و … است، که بین سال‌های ۱۹۵۲ و ۱۹۵۴ نگاشته شده است و هر هفته از رادیو بِرن سوئیس در سال‌های ۱۹۶۱ و ۱۹۶۲ پخش گردیده است، و در سال ۱۹۶۲، پس از فوتش به‌صورت کتاب نیز منتشر شد وی به خاطرات خود دربارهٔ جامعه ملل می‌پردازد و از جمله می‌گوید که: «به‌واسطهٔ این‌که در جامعهٔ ملل، سمت مترجم شفاهیِ لُرد سِسیل و نانسِن را داشتم، از دوستیِ ایشان بهره‌مند شده و چیزهای فراوانی از آن‌ها، در ارتباطات خصوصیشان، فرا گرفتم. در مورد پروفسور گیلبرت مورِی استاد یونان‌شناسی از آکسفورد نیز، چنین بود. وی سمت نمایندگیِ ژنرال سْماتْس را به‌عنوان نمایندهٔ آفریقای جنوبی بر عهده داشت. در واقع در آن دوران، بسیاری از کشور‌ها شخصی خارجی را به‌عنوان نمایندهٔ خود در جامعهٔ ملل انتخاب می‌کردند. معیار انتخاب ایشان، نه ملیتِ افراد، بلکه ایده‌ها و اعتقاداتشان بود، به این معنی که چنانچه افکار فردی با خواست‌های کشور مربوطه هم‌سو بود، وی به‌عنوان نمایندهٔ آن کشور، انتخاب می‌شد. خودِ من نیز، که بیش از دو سال از دوستی‌ام با پرنس ارفع، سرنمایندهٔ ایران در جامعه (ی ملل)، می‌گذشت، به زودی به‌عنوان مشاور افتخاری و پس‌ازآن به‌عنوان معاون نمایندهٔ ایران انتخاب شدم. پرنس ارفع یکی از متشخص‌ترین افراد در جامعه (ی ملل) بود. وی، دیپلُماتی سال دار، خردمند و بسیار شجاع بود، به‌خصوص هنگامی‌که احساس می‌کرد اصلِ مهم عدالت، مورد تهدید قرارگرفته است. من از وی حکمت و تجربیات مفیدی آموختم و از صمیم قلب به او عشق می‌ورزیدم. او از آن انسان‌هایی بود که به خاطر شایستگی‌های شخصیشان، به مدارج عالی رسیده‌اند و به‌همین علت، به‌پاس خدمات فراوانی که انجام داده بود، عنوان پرنس را دریافت کرده بود.

پرنس رضا ارفع‌الدوله نماینده ایران در جامعه ملل و مدافع زبان اسپرانتو

پرنس رضا ارفع‌الدوله نماینده ایران در جامعه ملل و مدافع زبان اسپرانتو

    دولتِ آن زمان ایران، توانائیِ پرداخت حقوق به نماینده‌های زیادی را نداشت و من موافقت کردم که به‌صورت رایگان با پرنس ارفع کار کنم، با این شرط که عضو رسمیِ هیئت نمایندگی گردم و در صورت مطرح‌شدن زبانِ جهانیمان (اسپرانتو) در جامعه (ی ملل)، اجازهٔ دفاع از آن را داشته باشم. وی موضوع را با تلگراف برای دولتش توضیح داد و به این ترتیب با درخواست من موافقت شد و انتخاب گردیدم. پرنس ارفع، خود از حامیان نهضت (اسپرانتوی) ما بود و نخستین پیشنهاد (راجع به استفاده از اسپرانتو به‌عنوان زبان بین‌المللی) را، همراه با لرد سِسیل و نمایندگان چند کشور دیگر، امضا کرده بود. پرنس ارفع در جامعه (ی‌ملل)، نمایندهٔ نقطه نظرات کشورهای ضعیف‌تر یا کوچک‌تر بود، همانند نانسن از نروژ. زمانی‌که ابرقدرت‌ها قصد داشتند تا مادهٔ ۱۰ اساسنامهٔ جامعه (ی‌ملل) را، که بسیار حیاتی و ضامن استقلال و تمامیت ارضیِ دولت‌های عضو در برابر حملات خارجی بود، حذف کنند، ارفع تنها کسی بود که جرئت کرد رأی منفیِ خود را، به‌طور علنی اعلام کند ـ درحالی‌که وزرای امور خارجهٔ بیست کشور کوچک، به‌دلیل تهدیدهای کشورهای بزرگ، مجبور بودند از دادن رأی خودداری کنند. به‌خوبی به‌یاد دارم که وزرای کشورهای بزرگ مُدام به‌سوی جایگاه ما می‌آمدند تا از پرنس ارفع بخواهند که از دادن رأی خودداری نماید، ابتدا با چاپلوسی و تملق، بعد با پیشنهاداتشان در مورد انتخاب کردن پرنس به‌عنوان پرزیدنت (جامعهٔ ملل) و یا دادنِ افتخاراتی دیگر به وی، و در انت‌ها … با تهدید‌هایشان. ولی، پرنس ارفع با پایداریِ تمام، مقاومت نمود و هنگامی‌که نام ایران، بر طبق حروف الفبا، خوانده شد، نهی بسیار واضح او، با انرژیِ هرچه‌تمام‌تر طنین‌افکن گشت، و در این موقع بود که صدای پچ‌پچ‌های تحسین‌آمیزِ عموم به گوش حاضرین رسید. سپس نمایندگان آن بیست کشور کوچک، برای فشردن دست پرنس و تشکر از او به خاطر شهامتی که از خود نشان داده بود، به سوی ماروانه شدند، چراکه رأی او باعث نجات دادن اساس‌نامه شده بود.» همان‌طور که پریوا توضیح می‌دهد، در پی این اقدامِ پرنس ارفع، دوستانش حتی پیشنهاد کردند که او را برای جایزهٔ صلح نوبل نامزد کنند. دکتر پریوا در جلد دوم کتاب معروف خود تاریخ زبان اسپرانتو نیز، یک فصل کامل را به موضوع مطرح‌شدن زبان اسپرانتو در جامعهٔ ملل اختصاص داده است و به‌تفصیل روند وقایعی را که در این نهاد بین‌المللی در رابطه با زبان اسپرانتو رخ‌داده، تشریح کرده‌است که ویلیام اُلد (William Auld)، نامزد دریافت جایزهٔ ادبی نوبل در سال‌های ۱۹۹۹ و ۲۰۰۰ نیز، به بخشی از آن در فصلِ پنجم کتاب خود، تحت نامِ پدیدهٔ اسپرانتو، اشاره می‌کند. (ترجمهٔ کامل این اثر در کتاب «آسان‌ترین زبان دنیا» آمده است)

قطعنامه‌های یونسکو دربارهٔ اسپرانتو

در ‌‌نهایت، فعالیت‌هایی که توسط اسپرانتودانان کشورهای گوناگون، به‌خصوص پروفسور ایوو لاپنا، معمار نهضت مدرن اسپرانتو در جهان، در این راستا انجام شد، منجر به تصویب دو قطعنامهٔ یونسکو در ارتباط با زبان اسپرانتو گردید که در آن، با توجه به دست‌آوردهای عملیِ زبان اسپرانتو در ایجاد ارتباطات فرهنگی بین کشورهای گوناگون، به کشورهای عضو سازمان ملل متحد و یونسکو، توصیه شده است که آموزش زبان اسپرانتو را در مدارس و مؤسسات آموزشِ عالیِ خود بگنجانند. در کشورهایی که در جهت انجام این توصیهٔ یونسکو دست به اقدامات مناسب زده‌شده، رشد و توسعهٔ زبان اسپرانتو شتاب بیشتری پیدا کرد و در واقع بسیاری از اسپرانتودانانِ کنونیِ جهان، شناختن و فراگیریِ زبان اسپرانتو را در مدارس کشور خود، مدیون این قطعنامه‌ها می‌باشند، قطعنامه‌هایی که بذر آن‌ها با پیشنهاد ایران در سال ۱۹۲۱ افشانده شد. نکتهٔ جالب‌توجه این است که در کشور خود ما ایران، هیچ‌گاه اقدام مناسبی جهت آموزش زبان اسپرانتو در مدارس و دانشگاه‌ها انجام نشده است. به‌امید این‌که وزارت آموزش‌وپرورش و وزارت فرهنگ و آموزش عالی هر چه زود‌تر به این مهم پرداخته و با وارد ساختن آموزش زبان اسپرانتو در برنامهٔ درسیِ مدارس و دانشگاه‌ها، کودکان و بزرگ‌سالانِ این مرز و بوم را از مزایای فراگیریِ این زبان بین‌المللی و بی‌طرف بهره‌مند سازند.

گفتگوی تمدن‌ها و زبان اسپرانتو

نکتهٔ جالبِ توجهِ دیگر این است که طرح گفتگوی تمدن‌ها نیز پیشنهادی از سوی کشور ایران بوده است که مورد استقبال جهانیان هم قرارگرفته است، اما همان‌طور که همگان می‌دانند، تمدن‌های گوناگونِ جهان دارای زبان‌های گوناگون هستند و در بسیاری از موارد حتی در درون تمدنی واحد،‌گاه ده‌ها یا صد‌ها زبان مختلف وجود دارد، بنابر این، گفتگوی تمدن‌ها بدون وجودِ زبانی مشترک در بینِ تمدن‌ها می‌سر نخواهد شد، چراکه انجام هر گفتگویی مسلماً به زبانی مشترک در بین طرفین آن احتیاج دارد و گفتگوی تمدن‌ها به زبانی مشترک و بی‌طرف محتاج است چرا که بهره‌گیری از زبان یکی از طرف‌های گفتگوی تمدن‌ها توسط تمدن یا تمدن‌های دیگر، به معنیِ تحقیر زبان و فرهنگ‌ِ آن (‌ها) است. حال چنانچه این گفتگو بخواهد در بین آحاد مردم هر تمدنی با آحاد مردم دیگر تمدن‌ها برقرار گردد، زبان مشترک و بی‌طرف فوق‌الذکر همچنین می‌بایست به‌گونه‌ای آسان، ارزان و سریع قابل فراگیری توسط تودهٔ مردمان در سراسر این کرهٔ خاکی باشد و در عین حال، آن‌چنان در بیان معانی و مفاهیم گوناگون، قوی و قادر باشد که بتواند متفاوت‌ترین مباحث را برای «بیگانه‌ترین» انسان‌ها بازگو نماید تا این بیگانگی‌های صوری و ظاهری به یگانگیِ معنوی و باطنی بیانجامد. خوشبختانه زبان اسپرانتو از بوتهٔ آزمایش‌هایی از این دست، با موفقیت کامل در آمده است و در طول تاریخِ بیش از یک قرنِ خود، در ایجاد تفاهم و دوستی در بین مردم جهان، سزاواریِ خود را به تأیید مجامع مؤثق بین‌المللی مانند یونسکو نیز رسانده است. آموزش اسپرانتو در مدارس و دانشگاه‌های ایران همان‌طور که تجربهٔ سالیان متمادی به همهٔ ما اثبات کرده است، آموزش زبان‌های ملی دیگر کشور‌ها – مثل زبان فرانسوی در سابق و زبان انگلیسی در دوران حاضر – نتیجهٔ مطلوبی در بر نداشته است، در صورتی که چنانچه زبان ساده، منطقی، بدون استثناء و قدرتمندِ اسپرانتو به محصلین و دانشجویانِ ما تدریس شود ظرف مدت یک یا دو سال چنان تسلطی خوبی به این زبان پیدا می‌کنند که به هیچ وجه قابل مقایسه با دانش ایشان در زبان انگلیسی‌ای که پس از سالیانِ سال به‌دست می‌آورند، نیست و با فراگیری طولانی‌ترِ اسپرانتو قادر خواهند شد تا از طرفی به ترجمهٔ آثار بی‌بدیل ادبیات غنیِ کشورمان همت گمارند و تمامیِ کشورهای جهان را از این چشمهٔ جوشان مهر و امید، بهره‌مند سازند و از طرف دیگر از منابع گوناگون این زبان که وسعتِ فرهنگیِ آن به اندازهٔ حدودِ تمدنِ کلِ جهان است بهره جویند، آثاری که متعلق به تمامیِ فرهنگ‌ها و تمدن‌های گیتی است، چه «بزرگ» و چه «کوچک»، چه غنی و چه فقیر؛ چراکه برای همگیِ ایشان نیز فراگیریِ اسپرانتو آسان، سریع و ارزان بوده و بسیاری از آن‌ها پس از یادگرفتن آن، آثار ادبیِ فرهنگ خویش را به زبان اسپرانتو ترجمه و منتشر ساخته‌اند. هم‌اکنون آثار ادبیِ بسیاری از فرهنگ‌های گوناگون جهان، از کشورهای اسکاندیناوی گرفته است تا کشورهای آفریقایی، توسط اسپرانتودانان برجستهٔ ایشان به زبان اسپرانتو ترجمه و منتشر شده است. از جمله در فصلِ ششم کتاب پدیدهٔ اسپرانتو تا حدودی به غنای ادبیات اسپرانتو پرداخته شده است و بخش کوچکی از منابع فراوان و گوناگون آن معرفی شده است. نقش آیندهٔ ایران در مورد توسعهٔ اسپرانتو و در انت‌ها، و شاید مهم‌تر از همه، شایسته است کشوری که بیش از هشتاد سال پیش نقش برجسته‌ای در ترویج، به‌رسمیت شناختن و به‌کارگیریِ زبان اسپرانتو در سطح جهان داشته است و نام خود را در این زمینهٔ فرهنگی- انسانی نیز به نیکی در تاریخ بشریت به ثبت رسانده است، هم‌اکنون نیز در جهت این امر مهم علمی، فرهنگی، انسانی، اجتماعی، عرفانی و … که در صورت موفقیتِ کامل، بر روی تمامیِ معادلات، مناسبات و روابط جهانی تأثیری عمیق و سازنده خواهد داشت و باعث از بین بردن بسیاری از تبعیض‌های فرهنگی-زبانی خواهد شد، گام برداشته و چه در مطرح ساختن آن در مجامع بین‌المللی و چه در برنامه‌ریزی به‌منظورِ پیشبرد هرچه‌بیشتر آن در سراسر کشور – و منطقه و جهان – حد اکثر کوشش خود را به انجام برساند تا …:‌‌ همان کشوری که آغازگرِ این حرکت سترگِ فرهنگی در جهان بوده است، پایان و پیروزیِ آن‌را نیز خود رقم بزند! برای به انجام رساندن این مهم، همکاری تمامی افراد جامعه، سازمان‌های غیردولتی و دولتی یاری‍گر خواهد بود.

*این مقاله نخستین بار در مجله پیام سبراندیشان شماره ۷ بهار ۱۳۸۳ چاپ شده است.

اسپرانتو؛ از آغاز تا اکنون

خبرگزاری پانا: اسپرانتو؛ از آغاز تا اکنون                       شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۴  ساعت ۱۴: ۱۸

هرچند تاریخ زبان بین‌المللی اسپرانتو در ایران بیش از یک قرن عمر دارد- و ایران و اسپرانتودانان‌اش نقش‌های مهمی در پیش‌برد این زبان مشترک جهانی داشته‌اند – با این وجود، نخستین همایش اسپرانتو در ایران – با حضور بیش از ۱۰۰ شرکت‌کننده – تنها در فروردین‌ماه سال ۱۳۹۳ در تهران برگزار شد. درحالی که در سال ۱۳۹۳، برای نمونه، ژاپن ۱۰۱امین، انگلستان ۹۵امین، آلمان ۹۲امین، ایتالیا ۸۱امین، اسپانیا ۷۳امین، برزیل ۴۹امین، و مکزیک ۱۴امین کنگرهٔ اسپرانتوی خود را برگزار کردند.
هم‌اکنون، صد‌ها همایش و نشستِ علمی و فرهنگی در سطوح ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی هرساله در سراسر جهان به (و در مواردی، درباره‌ی) زبان اسپرانتو برپا می‌شود.
در بین تمامی این گردهمایی‌ها، «همایش جهانی اسپرانتو» که هرساله توسط «سازمان جهانی اسپرانتو» (دارای روابط رسمی با «سازمان ملل متحد» و «یونسکو») در کشورهای گوناگون جهان برگزار می‌شود، بزرگ‌ترین کنگرهٔ اسپرانتو در دنیا محسوب می‌شود. این همایشِ بین‌المللیِ بی‌نظیر، که در آن هیچ مترجمی وجود ندارد، به‌عنوان نمونه در سال ۲۰۰۳ در شهر گوتِن‌بورگِ سوئد با حضور ۱۸۰۰ شرکت‌کننده از ۶۲ کشور، در سال ۲۰۰۴ در شهر پکنِ چین با ۲۰۳۱ نفر از ۵۱ کشور و در سال ۲۰۰۵ در شهر ویلینیوسِ لیتوانی با شرکت ۲۳۴۴ اسپرانتودان و در سال ۲۰۰۶ در شهر فلورانس ایتالیا با شرکت ۲۲۰۹ اسپرانتیست برپا شد. در صدمین سال ابداع زبان اسپرانتو، یعنی سال ۱۹۸۷همایش ۷۲ام جهانی اسپرانتو در زادگاه مؤلف آن، دکتر زامنهوف، در کشور لهستان برگزار شد و تعداد بی‌نظیر ۵۹۴۶ اسپرانتودان از سراسر دنیا در آن شرکت کردند. تعداد شرکت‌کنندگان یک‌صدمین همایش جهانی اسپرانتو نیز، که مرداد ماه سال جاری در شهر لیل (Lille) فرانسه برگزار شد، رقم چشم‌گیر ۲۸۰۰ نفر بود. (نخستین همایش جهانی اسپرانتو نیز در سال ۱۹۰۵ در همین کشور برگزار شده بود).
سازمان‌دهی «همایش‌ جهانی اسپرانتو» با «سازمان جهانی اسپرانتو» است، که مقر آن در شهر رتردام کشور هلند قرار دارد و دارای روابط رسمی با سازمان ملل متحد و یونسکو است. سعی این سازمان، برگزاری این همایش در کشورهای گوناگون جهان است تا از نظر جغرافیائی توزیع عادلانه‌ای در این زمینه صورت گیرد. تا سال ۱۹۱۲ نام این همایش‌ها «همایش بین‌المللی اسپرانتو» بود، از سال ۱۹۱۳ تاکنون عنوان آن «همایش‌ جهانی اسپرانتو» بوده است.
گفته می‌شود با جهانی شدن بهره‌گیری از زبان بین‌المللی اسپرانتو، زمان و هزینهٔ بسیار زیادی که تا کنون صرف فراگیری زبان‌هائی مثل فراسوی، روسی و انگلیسی می‌شده است، صرفه‌جوئی خواهد شد، چراکه فراگیری زبان اسپرانتو به‌مراتب سریع‌تر و آسان‌تر از دیگر زبان‌های جهان است.
زبان اسپرانتو در سال ۱۸۸۷ توسط دکتر لودویگ لازاروس زامِنهوف (۱۹۱۷-۱۸۵۹) چشم‌پزشک و زبان‌دان لهستانی اِبداع شد. یونسکو نیز به‌خاطر عظمتِ شخصیت و عمرآورد وی (۱۹۱۷-۱۸۵۹)، سال ۱۹۸۷ را که مصادف با صدمین سال تولد اسپرانتو بود، «سال زامنهوف» اعلام کرد. این زبان در طول ۱۲۸ سال عمر خود- که در مقایسه با زبان‌های چندهزارسالهٔ موجود، بسیار کوتاه است – چنان پیشرفت کرده است که:
۱. آثار علمی بی‌شماری به اسپرانتو نگاشته یا ترجمه شده‌اند، از جمله توسط برندگان جوایز علمی نوبل، مانند پروفسور رِینهارد زِلتِن (-۱۹۳۰) آلمانی، که نخستین کتابش را درمورد «تئوریِ بازی‌ها» به زبان اسپرانتو نگاشته است. گفتنی است که پروفسور زلتن اینجایزه را برای ابداع همین تئوری برنده شدند. این نکته را نیز باید اضافه کرد که بسیاری از کتاب‌های علمی که به زبان اسپرانتو نگاشته شده‌اند، به بسیاری از زبان‌های ملی دنیا ترجمه گشته‌اند.
۲. آثار ادبی فراوانی از کشور‌ها، فرهنگ‌ها و زبان‌های گوناگون به نظم و نثر به زبان اسپرانتو ترجمه و منتشر شده است، مانند آثار شیلر، خیام، حافظ، شکسپیر، دانته، تولستوی و تالکین.
۳. آثار ادبی زیاد و باارزشی به این زبان نگاشته شده، که به‌خاطر آن‌ها تاکنون بار‌ها نویسندگان اسپرانتوزبان نامزدِ دریافت جایزهٔ ادبی نوبل شده‌اند (موفقیتی که هنوز بسیاری از زبان‌های چندهزارسالهٔ ملی جهان به آن دست پیدا نکرده‌اند).
۴. کتب، مجلات و سایت‌های علمی، ادبی، و تخصصی زیادی به اسپرانتو وجود دارد، و بسیاری از آن‌ها توسط اینترنت و به‌رایگان نیز قابل بهره‌برداری و استفاده است.
۵. یونسکو تا به‌حال دو قطع‌نامه در بارهٔ بزرگ‌داشت و مزایای زبان بین‌المللیِ اسپرانتو برای کمک به ایجاد تفاهم، دوستی و صلح و ارتباطات بین فرهنگ‌های مختلف جهان، تصویب کرده است و به کشورهای عضو خود توصیه کرده است که آموزش آن‌را وارد مدارس و دانش‌گاه‌های خود سازند.
۶. سادگی، آسانی و منطقی و قابل‌تعمیم‌بودن قواعد محدود دستوری زبان اسپرانتو تا حدی است، که بسیاری از اسپرانتودانان مشهور جهان، آن‌را نزد خود و تنها توسط یک کتاب، سایت یا برنامهٔ کامپیوتری آموزش اسپرانتو فراگرفته‌اند.
علل اصلی سادگی و درعین‌حال قدرتمندی زبان اسپرانتو را در بیان ظرایف ادبی و جزئیات علمی، به‌طور خلاصه می‌توان چنین فهرست کرد:
۱. آوائی بودن صددرصدیِ الفبای آن، که به‌تَبَع آن، شخص تنها با فراگیری ۲۸ حرف آن، قادر به خواندن (تلفظ) و نوشتن (دیکته) کاملاً صحیح تمامی کلمات این زبان می‌گردد. نکتهٔ مهم دیگر این‌که، برخلاف اکثر زبان‌های ملی – مانند انگلیسی – در اسپرانتو، سیلابی که تکیه‌ی‌صدا (اِستِرس یا آکسان) بر روی آن اِعمال می‌شود، کاملاً قانونمند و مشخص است: آکسان همیشه بر روی سیلاب ماقبل‌آخر هر کلمه قرار داده می‌شود.
۲. محدود بودن و فراگیربودن قواعد دستوری این زبان: قواعد بنیادین اسپرانتو تنها ۱۶ عدد است، که حدوداً یک‌صدم تعداد قواعد دستوری زبان‌های دیگر است. در ضمن، هیچ استثنائی – ازجمله هیچ فعل بی‌قاعده‌ای، یا جمع مُکثّری – در این زبان وجود ندارد.
۳. سامانهٔ نبوغ آمیز و صددرصد چسبانشی اسپرانتو در واژه‌سازی این امر را می‌سر ساخته تا شخص با فراگیری تعداد بسیار کمی واژه‌بخش یا جزء‌کلمه (ریشه، پیشوند، پسوند و پایانه)، قادر به ساختن تعداد نامحدودی کلمه شود که لزومی به حفظ کردن معنی آن‌ها ندارد، چراکه معنی دقیق آن‌ها را با دانستن‌‌ همان واژه‌بخش‌های محدود، می‌تواند به‌راحتی و به‌درستیِ تمام، حدس بزند.
۴. نظم آزاد اجزای اصلی جمله (فاعل، مفعول، فعل) در جمله‌سازی، به این معنی که در اسپرانتو هر یک از این سه جزء اصلی جمله را می‌توان در هر جای آن قرار داد، بدون‌آن‌که معنی جمله مخدوش شود یا تغییر یابد.
در زبان اسپرانتو، به‌دلیل وجود پایانهٔ مفعولیِ n─ (به معنی «را» در فارسی)، در هر جمله می‌توان محل مفعول را تغییر داد؛ بدون آن‌که مفعولِ جمله تفاوت کند. به عبارتِ دیگر، در این زبان، به‌خاطر وجود پایانهٔ مفعولی، کلمات از نظر نحوی (یا ترکیبی) ارزش مکانی ندارند.

اسپرانتو در دنیای علم
نخستین نهادهائی که در جهان از زبان بین‌المللی اسپرانتو استقبال کردند، آکادمی‌ها یا فرهنگستان‌های علمی در کشورهای گوناگون بودند. شاید علت اصلی این امر، علمی‌بودن یا طراحیِ علمی شدنِ زبان اسپرانتو توسط خالق آن، دکتر زامِنهوف، بوده است. به‌عنوان نمونه، در یکم ماه جون سال ۱۹۲۶، ۴۲ تن از اعضای «آکادمی علوم فرانسه» – که شکل نخستین آن از قرن هفدهم به‌وجود آمده است و یکی از آکادمی‌های ۵گانهٔ «انستیتوی فرانسه» است – این بیانیه را در مورد اسپرانتو امضا کردند:
از آن‌جا که این امضاکنندگان، اعضای «آکادمی علوم»، معتقدند که به‌کارگیری زبان کمکی و بین‌المللی اسپرانتو در ارتباطات بین‌المللی:
• دارای ثمرات بسیار بزرگی از نقطه‌نظر پیش‌برد علم و کاربرد آن خواهد بود؛
• و جریان یافتن وسیع علم فرانسه را به خارج می‌سر خواهد ساخت، و درنتیجه، تأثیر عقلائیِ (اَنتلِکتوئِلیِ) کشور ما را (بر روی کشورهای دیگر) ممکن خواهد کرد، خواستهٔ خود را چنین بیان می‌کنند که:
۱. آموزش این زبان، که شاه‌کار منطقی بودن و ساده‌بودن است، دستِ‌کم به‌صورت اختیاری، در برنامه‌های رسمی کلاس‌های علوم تمامیِ نهادهای آموزشی وارد گردد؛
۲. در طول همایش‌های بین‌المللی، اسپرانتو زبانِ رسمی – دقیقاً با‌‌ همان حقوق زبان‌های ملی – باشد، تا لحظه‌ای که تجربیات تأیید کرد که اسپرانتو برای تبدیل‌شدن به تنها زبانِ رسمی (همایش‌های بین‌المللی) مناسب است.
۳. مدیران انتشارات علمی و فنی به کششی، که به‌کارگیری زبان اسپرانتو در رابطه با چیزهائی که به‌منظور ارسال به خارج، منتشر می‌سازند، برای آن‌ها به‌ارمغان می‌آورد، توجه کنند؛
۴. از هم‌اکنون، دانش‌مندان و فناوران خود را برای به‌کارگیری از اسپرانتو در ارتباطات خود با هم‌کاران خارجی خویش آماده سازند، و سپس به آنان اطلاع دهند، که ایشان آمادهٔ استفاده‌کردن از اسپرانتو هستند.
۵. کمیسیونی برای تهیه و توسعهٔ واژه‌نامه‌های تخصصیِ علوم پایه به اسپرانتو تشکیل گردد، و از انجمن‌های فنی (برای این منظور) دعوت به‌عمل آید. «
همان‌طور که اشاره شد، بیانیه‌های مشابهی توسط نهادهای علمی و دانشمندان دیگر کشور‌ها نیز صادر شده است؛ برای مثال ۸۵ دانشمند ژاپنی در سال ۱۹۵۰، ۲۰ پروفسور دانشگاهی چین در سال ۱۹۵۱ و… اما نکات جالبی که در مورد این استقبال علمی از اسپرانتو، و پیامدهای آن می‌توان گفت، (بهترتیب موارد اعلام‌شده در بیانیهٔ فوق) این است که خوشبختانه در حال حاضر:
۱. آموزش (اختیاری) اسپرانتو در بسیاری از نهادهای آموزشی جهان وجود دارد.
۲. به‌طور متوسط، هر چند روز یک همایش ملی، منطقه‌ای یا بین‌المللی در نقطه‌ای از جهان به و/یا درمورد زبان اسپرانتو برگزار می‌شود، که بسیاری از آن‌ها علمی و تخصصی‌اند.
۳. در انتشار کتاب‌ها و مجلات علمی و تخصصی در سطح جهان با مقیاس قابل‌توجهی وجود دارد.
۴. بسیاری از دانشمندان برای انتشار یافته‌های علمیِ خود، و یا هم‌فکری و ارتباط با هم‌کاران خارجی خود، از زبان اسپرانتو بهره می‌جویند.
۵. تعداد بی‌شماری واژه‌نامه‌های عمومی و تخصصی به زبان اسپرانتو و در رشته‌های گوناگون تألیف و نتشر گردیده است.

بهره‌‌‌گیریِ دانشمندان از زبان اسپرانتو
وجود کتاب‌ها، مجلات، همایش‌ها و سایت‌های بی‌شمار اسپرانتو در زمینهٔ علم و فناوری، گویای توانائی و قدرت این زبان در بیان مفاهیم علمی است. ولی شاید درمورد توانائی‌های زبان بین‌المللی اسپرانتو برای بیان موضوعات دقیق علمی، و غنی بودن انبان واژگان و کلمات تخصصی آن برای این منظور، شاید این نیز کافی باشد که به دانش‌مندان برندهٔ جایزهٔ نوبل اشاره کرد، که یا زبان اسپرانتو را می‌دانند و از آن برای نگاشتن و منتشر کردن مطالب و کتب علمی خود بهره جسته‌اند، یا در خصوص شایستگی‌ها و قدرت اسپرانتو در این زمینه، لب به سخن گشوده و توصیه کرده‌اند که از این زبان به‌عنوان زبان مشترک در دنیای علم و فناوری استفاده شود تا سرعت پیشرفت آن‌ها در جهان به‌مراتب بیشتر گردد. برای نمونه، پروفسور رِینهارد زِلتن (-۱۹۳۰) آلمانی، برندهی جایزهٔ نوبل ۱۹۹۴ در رشتهٔ اقتصاد است، که از جوانی اسپرانتو را آموخت و نخستین کتابش را درمورد «نظریهٔ بازی‌ها» به اسپرانتو نوشت.
پروفسور رِینهارد زِلتن، مُبدع «تئوری بازی‌ها»، و برندهٔ جایزهٔ نوبل در سال ۱۹۹۴ به‌خاطر ارائهٔ همین تئوری، نخستین کتابش را در بارهٔ این نظریه به زبان اسپرانتو نوشته است.

جوایز نوبل برای اسپرانتو و اسپرانتودانان
در حالی که بسیاری از زبان‌های ملیِ جهان با وجود سابقهٔ چندهزارسالهٔ خود هنوز موفق به ارائهٔ نویسندهاى نشده است که نامزد جایزه‌ى ادبیِ نوبل گردد، زبان اسپرانتو بار‌ها موفق به کسب چنین افتخار بزرگی شده است. برای مثال، در سال‌های ۱۹۹۹، ۲۰۰۰ و ۲۰۰۵ میلادی ویلیام اُلد، نویسندهٔ توانای اسکاتلندی به پاس تألیف بیش از پنجاه کتاب به زبان بین‌المللی اسپرانتو، کاندیدای دریافت جایزهٔ ادبیِ نوبل گردید. از زمان انتشار زبان اسپرانتو، یعنی سال ۱۸۸۷ تا هنگام به‌وقوع پیوستنِ این واقعهٔ زبان‌شناسی و ادبیِ بزرگ و بی‌نظیر در جهان، تنها ۱۱۲ سال گذشته بود! این امر خود به‌تنهایی گویای نبوغ بسیار زیاد دکتر زامنهوف در ساخت زبان اسپرانتو نیز هست، چرا که زبان‌های ابداعیِ فراوانی، چه قبل از پیدائیِ اسپرانتو، و چه پس از آن وجود داشته است، که حتی نام اکثریت قریب به‌اتفاق آن‌ها را نیز کسی به‌یاد ندارد. در سال ۲۰۰۷ هم بالدور راگنارسون (-۱۹۳۰)، شاعرِ اسپرانتودان ایسلندی، نامزد دریافت جایزهٔ ادبی نوبل از طرف کانون نویسندگان اسپرانتوزبان گردید.
«سازمان جهانیِ اسپرانتو» که مهم‌ترین و بزرگ‌ترین نهاد در ارتباط با زبان اسپرانتو در دنیا است و دارای روابط رسمی با «سازمان ملل متحد» و «یونسکو» است و در راه ترویج زبان اسپرانتو و صلح و دوستی در جهان نقش غیرقابل‌انکاری داشته، بار‌ها نامزد کسب جایزهٔ صلح نوبل شده است و قطعنامه‌هایی که یونسکو و دیگر نهادهای بین‌المللیِ دنیا در جهت بزرگداشت و پیش‌برد زبان اسپرانتو به‌تصویب رسانده‌اند، تا حدود بسیار زیادی مدیون فعالیت‌های UEA است. مقر اصلی یا دفتر مرکزیِ (Centra Oficejo) این سازمان در شهر روتردامِ هلند است.
از بین دانشمندان اسپرانتودانی که موفق به دریافت جایزهٔ صلح یا علمی نوبل شده‌اند، می‌توان به پروفسور رِینهارد زِلتن آلمانی (نوبل اقتصاد در سال ۱۹۰۴)، که نخستین کتابش را درمورد «تئوریِ بازی‌ها» به زبان اسپرانتو نگاشته است، اشاره کرد. وی در خودزندگی‌نامه‌اش در سایت نوبل چنین نوشته است:
» در سال ۱۹۵۹ با الیزابت لانگ‌رِینِر ازدواج کردم، که در طول تمامی این سال‌ها به من برای تبدیل شدن به کسی که هم‌اکنون هستم، کمک کرده است. ما دوست داشتیم بچه داشته باشیم ولی هیچ بچه‌ای نداریم. هردوی ما به نهضت اسپرانتو تعلق داریم، و توسط‌‌ همان نیز با یک‌دیگر آشنا شدیم. زبان بین‌المللی اسپرانتو هنوز هم تأثیر به‌سزائی بر زندگی ما دارد. «
ده‌ها برندهٔ جایزهٔ نوبل دیگر نیز بوده‌اند که یا مانند پروفسور زلتن اسپرانتو را فراگرفته‌اند و از آن در تألیفات خود استفاده کرده‌اند، مانند جوزف تامسون (برندهٔ نوبل فیزیک در سال ۱۹۰۶)، دانیل باوِت (نوبل پزشکی در سال ۱۹۵۷)، ایزاک بشویس سینگر (نوبل ادبیات در سال ۱۹۷۸)؛ و یا اسپرانتو را فراگرفته و در تحسین و توصیهٔ آن زبان گشوده‌اند، مثل ویلهِلم اُستوالد (نوبل شیمی در سال ۱۹۰۹)، رابیندرانات تاگور (نوبل ادبیات در سال ۱۹۱۳)، و لینوس پائولینگ (نوبل شیمی در سال ۱۹۵۴ و نوبل صلح در سال ۱۹۶۲)؛ و یا با اسپرانتو آشنائی داشتند و استفاده از آن‌را به مردم جهان توصیه کرده‌اند، همانند: ویلیام رَمزی (نوبل شیمی در سال ۱۹۰۴)، بِرتا فون سوتنِر (نوبل صلح در سال ۱۹۰۵)، سِلما لاگِرلوف (نوبل ادبیات در سال ۱۹۰۹)، هنری لافونتِن (نوبل صلح در سال ۱۹۱۳)، رومَن رولان (نوبل ادبیات در سال ۱۹۱۵)، فریتیوف نانسِن (نوبل صلح در سال ۱۹۲۲)، هیدکی یوکاوا (نوبل فیزیک در سال ۱۹۴۹)، برتراند راسِل (نوبل ادبیات در سال ۱۹۵۰)، یاروسلاو هیروفسکی (نوبل شیمی در سال ۱۹۵۹)، آلفرد کاستلِر ‌ (نوبل فیزیک در سال ۱۹۶۶)، ویلی برانت (نوبل صلح در سال ۱۹۷۱)، و…

منابع رایگان فراگیری اسپرانتو در اینترنت
در اینترنت منابع بسیار زیادی برای آشنا شدن و فراگیریِ کامل زبان اسپرانتو وجود دارد. اسپرانتو ثابت کرده است که تنها زبانی است، که هرکسی می‌تواند آن‌را بدون کلاس و استاد – و تنها به‌یاری یک کتاب، یک برنامهٔ کامپیوتری، یا یک سایت آموزشی – موفق به فراگیریِ آن تا حد استادی گردد. شاهد این امر، تعداد بسیار زیاد شعرا و نویسندگان اسپرانتو در کشورهای گوناگون در سراسر جهان است، که آن را نزد خویش یاد گرفته‌اند.
به‌عنوان مثال، در سایت http://www.espero.ir/persa منابع فارسی برای آشنا شدن با این زبان و فراگیری آن – به‌صورت کامل و رایگان – وجود دارد. همان‌طور که در بالا گفته شد، سایتِ بین‌المللی www.lernu.net نیز با روش جذابی این زبان جدید را به حدود ۴۰ زبان زندهٔ دنیا (ازجمله: فارسی، عربی، ترکی، انگلیسی، آلمانی، اسپانیائی، ایتالیائی فرانسوی و اسپرانتو) آموزش می‌دهد.

احمدرضا ممدوحی

مقاله از: احمدرضا ممدوحی، سرنمایندهٔ «سازمان جهانی اسپرانتو» دارای روابط رسمی با «سازمان ملل متحد» و «یونسکو»

اسپرانتو در انتظار جایزه نوبل

اسپرانتو در انتظار جایزه نوبل

مریم رستگار،  بی‌بی سی

به روز شده: ۱۵: ۳۷ گرینویچ – دوشنبه ۱۹ آوریل ۲۰۱۰ – ۳۰ فروردین ۱۳۸۹

در بریتانیا هشت نفر از نمایندگان پارلمان، با ارسال درخواست‌نامه‌ای به دفتر جایزه نوبل در نروژ، انجمن جهانی اسپرانتو را نامزد دریافت جایزه صلح نوبل سال ۲۰۱۰ میلادی کرده‌اند. در نامه هشت نماینده پارلمان بریتانیا آمده است: «فعالیت‌های انجمن جهانی اسپرانتو (Universala Esperanto-Asocio) به تنوع زبانی، حفظ دموکراسی، آزادی بشر و ایجاد فرهنگی

جهانی کمک می‌کند که همه این‌ها در ایجاد و حفظ صلح مؤثر است. درنتیجه با توجه به تأثیر فعالیت‌های این انجمن در ایجاد تفاهم بین‌المللی که عاملی اساسی در برقراری

لودویک لازاروس زامنهوف، پزشک و زبان‌شناس لهستانی، زبان اسپرانتو را در سال ۱۸۸۷ میلادی به جهان معرفی کرد

صلح جهانی است، این انجمن نامزد دریافت جایزه صلح نوبل می‌شود
اسپرانتو، زبانی بین‌المللی است که در سال ۱۸۸۷ میلادی از طرف دکتر لودویک لازاروس زامنهوف، پزشک و زبان‌شناس لهستانی به جهان معرفی شد. آقای زامنهوف معتقد بود که داشتن زبان بین المللی مشترک به برقراری ارتباط بین مردم کشورهای مختلف کمک می‌کند. او با در نظر گرفتن محدودیت‌های مربوط به یادگیری زبان‌های مختلف و نیز نظراتی که درباره تسلط فرهنگی کشورهای استعماری در جهان وجود داشت، به فکر ابداع زبانی جدید افتاد که به هیچ کشور یا ملیت خاصی وابسته نباشد.
آقای زامنهوف با چندین زبان از جمله روسی، لهستانی، آلمانی، فرانسه، لاتین، یونانی، عبری، انگلیسی، ایتالیایی، اسپانیایی و لیتوانیایی آشنا بود و با در نظر گرفتن شرایط و ویژگی‌های هر یک از این زبان‌ها، توانست ساختار و قوانین دستوری ساده‌ای را برای زبانی جدید تعریف کند. واژه‌های مورد استفاده در این زبان هم ابداعی یا برگرفته از زبان‌های دیگر است.

پرینوش صنیعی، نویسنده و از کسانی که سال‌ها پیش زبان اسپرانتو را فراگرفته و به این زبان مسلط است، با این توضیح که معمولاً دستور زبان و گرامرهای سنگین، از مشکلات افرادی است که می‌خواهند زبان جدیدی یاد بگیرند، می‌گوید: «اسپرانتو ۱۶ قاعده دستوری اصلی دارد که می‌توان آن‌ها را در مدتی کوتاه یاد گرفت. برای یادگیری واژه‌ها هم کافی است که ریشه اصلی کلمه یاد گرفته شود و بعد، با استفاده از دستورهایی ساده، این ریشه را به صورت اسم، صفت یا قید درآورد و دایره واژگان را به طور تصاعدی گسترش داد. قوانین ساده‌ای هم برای ترکیب کلمه‌ها در جمله‌های اسپرانتویی وجود دارد که می‌توان در مدتی کوتاه آن‌ها را یاد گرفت.»
او آغاز دوره انسان‌گرایی در جهان و توجه به این‌که تمام انسان‌ها، حقوق مساوی دارند را زمینه‌ساز تعریف و ابداع زبان اسپرانتو می‌داند و اضافه می‌کند: «با شروع نهضت انسان‌گرایی در جهان، این دیدگاه به وجود آمد که انسان‌ها برای برقراری ارتباط با هم، باید در شرایط مساوی باشند و از آنجا که زبان، مهم‌ترین وسیله ارتباطی است، باید شرایط به گونه‌ای فراهم شود که یک ابزار ارتباطی با شرایط مساوی در اختیار همه قرار بگیرد، یعنی زبانی وجود داشته باشد که زبان دوم همه و نه زبان مادری کسی باشد.»
خانم صنیعی اضافه می‌کند: «این بحث‌ها در حدود ۱۰۰ سال پیش مورد توجه روشنفکران قرار گرفت و در ‌‌نهایت دکتر زامنهوف در لهستان که به بیش از ۲۰ زبان دنیا مسلط بود، زبان جدیدی را به نام اسپرانتو تدوین کرد و گروه‌های روشنفکر هم هرکدام به نوعی به او پیوستند.»
او درباره زمان و چگونگی ورود زبان اسپرانتو به ایران می‌گوید: «به دنبال به وجود آمدن یک دیدگاه روشنفکرانه و انسانگرایانه، این زبان جدید تعریف شد و روشنفکران همه جا با آن ارتباط برقرار کردند. چنین شرایطی در ایران هم حاکم بود. ولی مسئله این است که باید دید در حدود ۱۵۰ سال پیش، چند نفر روشنفکر در ایران حضور داشتند و به همین نسبت هم زبان اسپرانتو وارد ایران شد.»
پرینوش صنیعی می‌گوید: «برخی معتقدند که اعتصام الملک، پدر پروین اعتصامی، واردکننده یا معرف زبان اسپرانتو به ایران بوده است. احمد کسروی هم برای چندین سال مجله‌ای منتشر می‌کرد که مطالبی درباره اسپرانتو در آن چاپ می‌شد. در زمان افتتاح دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳ خورشیدی هم زبان اسپرانتو از مطالب درسی دانشگاه بود و کلاً جامعه روشنفکری ایران به زبان اسپرانتو تمایل داشت.»
با این حال، زبان اسپرانتو همیشه با استقبال روبه‌رو نبود. در دوره‌ای از تاریخ، میزان اقبال به این زبان به حدی بود که مسولان برخی کشور‌ها را به تردید در باره ماهیت آن انداخت و طبیعتاً مقابله با آموزش این زبان هم شروع شد. در دوره حکومت هیتلر در آلمان، برخی از افرادی که به زبان اسپرانتو صحبت می‌کردند (اسپرانتیست‌ها) و آن را آموزش می‌دادند، زندانی شدند و مواردی از اعدام اسپرانتیست‌ها در دوره حکومت استالین در روسیه هم گزارش شده است.
به گفته پرینوش صنیعی، آن زمان به اسپرانتیست‌ها حمله می‌شد، چون زبان جدیدی بلد بودند که با آن می‌توانستند با افرادی از کشور‌ها و جوامع دیگر ارتباط برقرار کنند و به دلیل همین ارتباطات بین‌المللی، به آن‌ها اتهام جاسوسی زده می‌شود. او می‌افزاید: «در ایران هم تقریباً چنین شرایطی حاکم بود و می‌گفتند که اسپرانتو زبان بهایی‌ها است و هرکس آن را یاد می‌گیرد، بهایی است
برخورد با آموزش و یادگیری زبان اسپرانتو در سطح جهانی، باعث شد این زبان در لایه‌های زیرین جوامع باقی بماند، ولی به مسیرش ادامه دهد. خانم صنیعی درباره این روند در ایران یادآور می‌شود: «در اوایل دهه ۱۳۵۰ خورشیدی، اقدامات ناصرالدین صاحب زمانی، نویسنده و روان‌شناس ایرانی، باعث شد زبان اسپرانتو دوباره در ایران موردتوجه قرار بگیرد.» او توضیح می‌دهد: «بررسی مسائل مربوط به ایران و جوانان، محور اصلی فعالیت‌های دکتر صاحب زمانی بود. او اعتقاد داشت که جوانان ایران فقط یک چیز کم دارند و آن وسیله‌ای است که بتوانند با جهان در ارتباط باشند تا با آخرین دستاوردهای علمی و فرهنگی دنیا آشنا شوند و داشته‌هایشان را هم به راحتی به جهانیان عرضه کنند. او معتقد بود که این وسیله باید به حدی ساده باشد که جوانان ایران آن را زود یاد بگیرند و از آنجا که او خودش در دوره جوانی با زبان اسپرانتو آشنا شده بود، به این نتیجه رسید که این زبان می‌تواند وسیله ارتباطی خوبی برای جوانان ایران باشد، چون هر وقت یک ابزار بین‌المللی به جوانان ایران داده‌شده است، درخشیده‌اند و نشان داده‌اند که توانایی‌های بالایی دارند.»
به گفته پرینوش صنیعی، «در حدود سال‌های ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۴ خورشیدی، کلاس‌های آموزش اسپرانتو به طور محدود، خیلی خصوصی و با حضور عده کمی تشکیل می‌شد، ولی بعد در مدرسه» روش نو «تحت ریاست یمینی شریف، کلاس‌های بزرگی برای آموزش اسپرانتو تشکیل شد که به‌شدت مورد استقبال قرار گرفت و خیلی از اسپرانتیست‌های قدیمی ایران، در همین کلاس‌های آموزشی این زبان را یاد گرفتند.»

پرینوش صنیعی نویسنده و اسپرانتودان

او اضافه می‌کند: «میزان استقبال از زبان اسپرانتو و نوشته‌ها و مقاله‌هایی که در باره این زبان در ایران منتشر شد، به حدی بود که مسئولان سازمان جهانی اسپرانتو در هلند متعجب شده بودند و به طور مرتب به ایران می‌آمدند تا بدانند چه اتفاقی افتاده است که این همه آدم با زبان اسپرانتو ارتباط برقرار کرده‌اند.» اما دوره این روند و استقبال شدید از زبان اسپرانتو در ایران هم به پایان رسید و به تدریج دایره علاقه مندان به این زبان، محدود به کسانی شد که به زبان‌های جدید علاقه‌مند هستند. در شرایط کنونی هم انجمن اسپرانتوی ایران، در زمینه آموزش این زبان فعالیت می‌کند.
زبان اسپرانتو در دیگر کشورهای دنیا هم تقریباً روند مشابهی طی کرده است، هرچند آمار دقیقی در باره تعداد افرادی که به این زبان مسلط هستند، وجود ندارد و این تعداد بین ۱۰۰ هزار تا ۲ میلیون نفر برآورد می‌شود. پرینوش صنیعی درباره علت تفاوت زیاد این آمار می‌گوید: «افرادی هستند که در زمان یادگیری اسپرانتو، در آمار به حساب می‌آیند، ولی کسانی مثل من که بعد از سال‌ها فعالیت در زمینه‌های مختلف مرتبط به زبان اسپرانتو، دیگر عضو انجمن جهانی اسپرانتو نیستم، در محاسبات جایی ندارند.»
او اضافه می‌کند: «ارتباط با دنیاهای جدید، علت اصلی گرایش من برای یادگیری اسپرانتو بود. الان من ارتباطات گسترده‌ای با افراد مختلف در سراسر دنیا دارم و دوستانی دارم که از طریق زبان اسپرانتو با آن‌ها آشنا شده‌ام.»
البته فقط خانم صنیعی چنین نظری ندارد. تأکید بر گسترده شدن روابط اجتماعی و بین‌المللی افراد با یادگیری زبان اسپرانتو، محور اصلی فعالیت‌های تبلیغی انجمن جهانی اسپرانتو است. الان اسپرانتیست‌های دنیا در نشست‌هایشان سرود مشترکی را سر می‌دهند که شعرش با الهام از نظرات دکتر زامنهوف، مبدع اسپرانتو، سروده شده است. آن‌ها پرچم مشترکی به رنگ سبز و سفید هم دارند و ادبیات اسپرانتو در بیش از یک قرن اخیر، پیشرفت قابل‌توجهی داشته است و نویسندگان و هنرمندانی بنام، آثارشان را به این زبان منتشر کرده‌اند. درواقع می‌توان گفت اسپرانتو زبان مشترک گروهی است که بدون آنکه از یک کشور مشخص یا وابسته به یک موقعیت جغرافیایی خاص باشند، با وابستگی‌های زبانی و تا حدی فرهنگی، کنار هم جمع شده‌اند.
برایان بارکر، هماهنگ‌کننده امور پارلمانی انجمن اسپرانتو در لندن هم زبان اسپرانتو را دارای ماهیت بین‌المللی می‌خواند و می‌گوید: «با آموزش این زبان، به ملت‌ها کمک می‌شود به درک متقابلی برسند. افرادی در سراسر جهان هستند که با این زبان ارتباط برقرار می‌کنند و با هم صحبت می‌کنند، بدون آنکه کشور یا فرهنگ مشترکی داشته باشند. اسپرانتو یک زبان واقعی است که به ایجاد چنین ارتباط و تفاهمی در سراسر دنیا کمک می‌کند. با این حال، در شرایط کنونی، سخنرانان بیشتر نشست‌ها و کنفرانس‌های بین‌المللی در سراسر جهان به انگلیسی صحبت می‌کنند و حتی گفته می‌شود که انگلیسی زبان بین‌المللی غالب در دنیا است.
برایان بارکر در مقابل طرح این دیدگاه، می‌گوید: «زبان انگلیسی یک زبان امپریالیستی است و زبان‌های امپریالیستی بر این اساس در سراسر دنیا گسترش پیدا کرده‌اند که هرچه پول بیشتر و قدرت بیشتری داشته باشید، زبانی که به آن صحبت می‌کنید، بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرد. ولی اسپرانتو یک زبان بی‌طرف است و گرایش سیاسی ندارد. آیت‌الله خامنه‌ای مشکلی با آموزش این زبان ندارد. در چین هم‌چنین نظری وجود دارد و کنفرانس امسال اسپرانتو در کوبا برگزار می‌شود. در آخرین کنفرانسی هم که داشتیم آقای کاسترو، رییس جمهوری کوبا به نشست آمد. در واقع زبان اسپرانتو کاملاً در سراسر دنیا بی‌طرف است و ارتباط بین‌المللی منصفانه‌ای را شکل می‌دهد که تمام طرف‌های درگیر در آن، در سطح برابری هستند.»
شاید به همین دلیل است که گروهی از نماینده‌های پارلمان بریتانیا، انجمن جهانی اسپرانتو را برای دریافت جایزه صلح نوبل نامزد کرده‌اند. آقای بارکر از نامزد شدن انجمن جهانی اسپرانتو برای دریافت این جایزه دفاع می‌کند و می‌گوید: «سال قبل، باراک اوباما، رییس جمهوری آمریکا این جایزه را دریافت کرد. ولی بحث‌های زیادی مطرح است که جایزه صلح نوبل بر اساس دستاوردهای افراد به آن‌ها داده می‌شود، ولی آقای اوباما فقط در انتخابات برنده‌شده بود و برای صلح جهانی کاری نکرده بود. با این حال، جایزه صلح نوبل را گرفت و این موضوع، با اینکه تاکید می‌شود برای دریافت جایزه صلح نوبل باید حتماً افراد اقدام عملی انجام دهند، درست در نمی‌آید.»
او اضافه می‌کند: «باراک اوباما در زمان دریافت جایزه صلح نوبل، هیچ کاری برای صلح نکرده بود، ولی سازمان ما، سال‌ها به‌سختی تلاش کرده است تا با آموزش زبانی مشترک و بی‌طرف، شرایط برای درک متقابل و تفاهم افراد از ملت‌ها و کشورهای مختلف فراهم شود. به خاطر همین تلاش‌ها هم نامزد دریافت جایزه صلح نوبل شده است.»

قطعنامه‌های یونسکو در رابطه با زبان اسپرانتو


در دو مورد، کنفرانس عمومی یونسکو قطعنامه‌ی ویژه‌ای را در رابطه با اسپرانتو تصویب نموده است. قطعنامه‌ی چهارمین کنفرانس عمومی (مونته ویدئو ۱۹۵۴) حاصل تلاشی چندین ساله با هماهنگی سازمان جهانی اسپرانتو به‌ویژه عضو هیأت رئیسه آن پروفسور Ivo Lapenna بود. قطعنامه گرامی‌داشت صدمین سال تولد اسپرانتو، که در بیست و سومین کنفرانس عمومی (سوفیا ۱۹۸۵) تصویب شد، ثمره‌ی همکاری سی ساله و تماس‌های خوب هیأت‌های نمایندگی چندین ملیت بود. این دو قطعنامه با هم، پذیرش ارزشمندی اسپرانتو را تشکیل می‌دهد، که توسط این سازمان جهانی مهم صادرشده است. هرچند در سال ۱۹۹۳ کنفرانس عمومی مجدداً درباره اسپرانتو به بحث پرداخت، اما قطعنامه‌ی‌پیشنهادی ایتالیا به حد نصاب نرسید و به‌عنوان سندِ کاری باقی ماند.

کنفرانس عمومی یونسکو
IV.1.4.422 کنفرانس عمومی پس از بحث درباره‌ی گزارش دبیرکل درباره‌ی درخواست جهانی برای حمایت از اسپرانتو:
IV.1.4.4221 نتایج حاصله از به‌کارگیری اسپرانتو در زمینه تبادلات تفاهم‌آمیز بین‌المللی و برای نزدیک کردن مردم جهان به یکدیگر را موردتوجه قرار می‌دهد،
IV.1.4.4222 تأیید می‌کند که این نتایج با اهداف و آرمان‌های یونسکو هم‌خوانی دارد.
IV.1.4.4223 یادآوری می‌کند که بسیاری از دولت‌های عضو آمادگی خود را برای اجرا یا پذیرش آموزش اسپرانتو در مدارس یا مؤسسات آموزش عالی اعلام نموده‌اند، و از این دولت‌های عضو می‌خواهد که دبیرکل را در جریان نتایج حاصله در این زمینه قرار دهند.
IV.1.4.4224 به دبیرکل مأموریت داده می‌شود تا پیشرفت حاصل از به‌کارگیری اسپرانتو را در زمینه علوم، آموزش و فرهنگ پیگیری نموده، و با این هدف با سازمان جهانی اسپرانتو در زمینه‌های مشترک مربوط به هردو سازمان همکاری نماید.
                               کنفرانس عمومی یونسکو، مونته ویدئو، ۱۹۵۴

جشن صدمین سال اسپرانتو
کنفرانس عمومی،
با در نظر گرفتن این‌که در نشست سال ۱۹۵۴، که در مونته ویدئو برگزار گردید، توسط قطعنامه‌ی IV.1.4.422-4224 نتایج حاصله از زبان بین‌المللی اسپرانتو در زمینه تبادلات تفاهم‌آمیز دوجانبه میان مردم جهان را موردتوجه قرار داد و تأیید نمود که این نتایج با اهداف و آرمان‌های یونسکو هم‌خوانی دارند،
با یادآوری این‌که اسپرانتو در طی این فاصله زمانی پیشرفت قابل‌توجهی به‌عنوان ابزار تفاهم بین مردم و فرهنگ کشورهای گوناگون داشته، و در اغلب مناطق جهان و اغلب فعالیت‌های انسانی توسعه یافته است.
با تشخیص قابلیت‌های عظیمی، که اسپرانتو برای تفاهم بین‌المللی و ارتباطات بین مردم با ملیت‌های مختلف عرضه می‌دارد،
با تأکید بر مشارکت بسیار مهم جنبش اسپرانتو، و به‌ویژه سازمان جهانی اسپرانتو، در پیشبرد آگاهی‌ها درباره فعالیت‌های یونسکو و همچنین همکاری در این فعالیت‌ها، آگاه از این واقعیت که در سال ۱۹۸۷ صدمین سال حیات اسپرانتو جشن گرفته خواهد شد.
۱- به جنبش اسپرانتو به خاطر صدمین سالگردش تبریک می‌گوید.
۲- از دبیرکل می‌خواهد که به‌دقت تکامل اسپرانتو را به‌عنوان ابزاری برای بهبود تقاهم بین ملت‌ها و فرهنگ‌های مختلف دنبال نماید.
۳- از دولت‌های عضو دعوت می‌نماید صدمین سالگرد اسپرانتو را با برگزاری گردهمایی‌ها، صدور بیانیه‌ها، چاپ تمبرهای ویژه، و موارد مشابه گرامی داشته، و تشکیل گروه تحقیقاتی درباره مشکل زبان و درباره اسپرانتو را در مدارس و مؤسسات آموزش عالی خود ترغیب نمایند.
۴- به سازمان‌های غیردولتی توصیه می‌نماید در جشن صدمین سال اسپرانتو شرکت نموده، و امکان به‌کارگیری اسپرانتو به‌عنوان ابزاری برای گسترش هرگونه اطلاعات بین اعضای خود، و نیز اطلاع رسانی درباره فعالیت‌های یونسکو، را بررسی نمایند.
                                       کنفرانس عمومی یونسکو، سوفیا، ۱۹۸۵

عارف آذری دومین عضو افتخاری سازمان جهانی اسپرانتو از ایران

در هشتادوششمین کنگره جهانی اسپرانتو که در مرداد ماه ۱۳۸۰در شهر زاگرب مرکز کرواسی برگزار شد. استاد عارف آذری بخاطر تلاش سترگشان در تدوین فرهنگ جامع اسپرانتو – فارسی (که در سال ۱۳۷۹ توسط مؤسسه سبزاندیشان منتشر شده است) و تلاش در خور تحسینشان در راه آموزش و گسترش اسپرانتو در ایران، بعنوان عضو افتخاری سازمان جهانی اسپرانتو برگزیده شد.
گزینش استاد آذری افتخاری بزرگ برای جنبش اسپرانتو ایران می‌باشد. اینک سازمان جهانی اسپرانتو دو عضو افتخاری ایرانی دارد که اولین عضو آن دکتر ناصرالدین صاحب‌الزمانی و دومین آن استاد عارف آذری می‌باشد. ما سپاسگزار تلاش و کوشش این مردان شریف و ارجمند هستیم که پرچم‌دار و مشعلدار اسپرانتو در ایران هستند.

عارف آذری مولف فرهنگ اسپرانتو - فارسیhttp://esperanto.persianblog.ir/post/24/