درباره آموزش مکاتبه‌ای اسپرانتو در ایران: دوره دوم

دوره آموزش مکاتبه‌ای که دکتر حسین وحیدی فراهم کرده بود عبارت بود از: کتاب، رهنمای آموزش و ترجمه فارسی کتاب، که به‌محض ثبت‌نام به نشانی زبان‌آموز ارسال می‌شد. در اوایل دهه هفتاد دیگر خبری از شور و شوق آموزش مکاتبه‌ای نبود و آزما عملاً کارکردی نداشت.
سال ١٣٧۵ رضا ترابی که خود از زبان آموزان دوره مکاتبه‌ای آموزش اسپرانتو بود با احساس نیاز به دوره آموزش مکاتبه‌ای جدید درصدد تدوین و طراحی دوره جدید آموزش مکاتبه‌ای اسپرانتو برآمد. اگر دکتر وحیدی به‌تنهایی و یک تنه دورهِ آموزشی راه‌اندازی کرده بود اینک تیمی تشکیل‌شده بود که با تقسیم‌کار و حساب‌شده درصدد آموزش مکاتبه‌ای پیگیر و فراگیر بودند.
هسته اولیه تیم عبارت بودند از: رضا ترابی(طراح و نویسنده دوره)، عباس باغستانی(مسئول تدوین و انتشار)، حمزه شفیعی (مسئول اصلی راهنمایی زبان آموزان) که در کوتاه‌مدتی خانم‌ها منیره فهمی، نازی صولت و سیمین عمرانی به عنوان مربی به این تیم پیوستند.
کتاب آموزشی دوره junulkurso انتخاب شده بود که نسخه‌ای از آن را خانم فهمی به امانت در اختیار قرار داده بودند که با تیراژی محدود تکثیر شده بود و راهنمای تدریس آن توسط رضا ترابی نوشته و تنظیم شده بود.
سیستم آموزشی به این صورت بود که به‌محض ثبت‌نام علاقه‌مندان برای آنها پرونده آموزشی تشکیل می‌شد و یک نفر به‌عنوان مربی تعیین می‌شد تا پیگیر روند زبان‌آموزی شودو پس از دریافت پرسش‌های درس پیشین آن‌ها را مورد تصحیح قرار داده و رفع اشکال می‌کرد. چنانچه مشکل خاصی نبود به همراه پاسخنامه درس پیشین جزوه آموزشی و پرسشنامه درس جدید برای زبان‌آموز ارسال می‌شد و این روند تا پایان دوره ( که بستگی به تلاش و علاقه زبان‌آموز داشت) ادامه پیدا می‌کرد.
برای دوره آموزشی تبلیغات مطبوعاتی انجام می‌شد. طبق توافق قرار شده بود که همه درآمد دوره آمورشی صرف تبلیغات آن شود. تبلیغات بیش از دو سال تداوم داشت و در مجله‌های «جوانان امروز»، «اطلاعات هفتگی»، هفته‌نامه «مهر»، روزنامه «ابرار»، مجله «دانستنی‌ها»، «دنیای ورزش» و … به‌تناوب زمانی و توان مالی حاصل از ثبت نام علاقه‌مندان دوره آموزشی ادامه پیدا کرد.
از سال ۱۳۷۸ با فراگیر شدن اینترنت در ایران و دسترسی همگانی بدان از استقبال دوره آموزش مکاتبه‌ای به‌مرور کاسته شد هرچند تا اوایل دهه هشتاد همچنان این دوره فعال بود و خانم سیمین عمرانی عمده مسئولیت آن را بر عهده داشت.
و چنین بود که با پیدایش آموزش آنلاین اسپرانتو در اینترنت به‌ویژه سایت بزرگ www.lernu.net و ایجاد امکان آموزش اسپرانتو برای فارسی زبان‌ها عملاً دفتر آموزش مکاتبه‌ای اسپرانتو در سال ۱۳۸۵ بسته شد.

درباره آموزش مکاتبه‌ای اسپرانتو در ایران: دوره نخست
درباره “خانه سبز” یا Verda Domo اولین مرکز فیزیکی اسپرانتو در ایران

درباره “خانه سبز” یا Verda Domo اولین مرکز فیزیکی اسپرانتو در ایران

“خانه سبز” یا Verda Domo به‌عنوان اولین مرکز فیزیکی اسپرانتو در ایران به سال ۱۳۶۱ توسط دکتر ناصرالدین صاحب‌الزمانی در نزدیکی میدان انقلاب تهران خیابان پرفسور براون به‌عنوان محلی برای آمورش زبان اسپرانتو افتتاح شد. در این مرکز افراد زیادی حضور داشتند و به‌طور مداوم به فعالیت می‌پرداختند که علاوه بر خود دکتر صاحب‌الزمانی و همسرشان ژیلا صدیقی می‌توان از داوطلبانی همچون گیتی احمدنیا، شیرین احمدنیا، احمدرضا ممدوحی، بیژن صدیقی، سیما برازش نام برد. در سال ۱۳۶۷ مالک ساختمان قصد تخریب و نوسازی می‌کند با این شرط که بعد از ساخت هم مرکز اسپرانتو در یکی از واحدهای آن قرار داشته باشد اما به عللی این قول و قرار به انجام نمی‌رسد و در نتیجه “خانه سبز” برای همیشه تعطیل شد. پس از آن ادامه فعالیت‌های “خانه سبز” مدتی موقتاً در کتاب‌فروشی آشیانه کتاب در خیابان دوم گاندی ادامه داشت اما بعد از مدتی  آنجا هم فعالیت‌ها متوقف شد.
فعالیت‌هایی که در “خانه سبز” انجام می‌شده است عبارت از: برگزاری کلاس در سطوح پایه (توسط دکتر صاحب‌الزمانی) و دستیاری آقایان ممدوحی و محمد کرام‌الدینی. دوره متوسطه و پیشرفته خانم ژیلا صدیقی بوده است. کلاس‌هایی هم توسط خانم شیرین احمدنیا و خانم مولود ثقفیان در آنجا برگزار شده است. از برنامه‌های جالب در “خانه سبز” purigado بود که تعدادی از داوطلبان برای نظافت آن ساختمان دو و نیم طبقه‌ای که بافت قدیمی و سنتی هم داشته جمع می‌شدند و پس از نظافت، ناهاری باهم می‌خوردند و در ساعتی از بعدازظهر می‌رفتند.
هزینه‌های “خانه سبز” را عمدتاً دکتر صاحب‌الزمانی شخصاً متقبل شده بوده‌اند و البته دیگر اسپرانتودانها و علاقه‌مندان هم بدان کمک می‌کرده‌اند.

* در نگارش این متن از یاری خانم سیمین عمرانی بهره جسته شده است.

خانه سبز، دکتر صاحب الزمانی و تنی چند از اسپرانتودانها عکس: با سپاس از خانم مولود ثقفیان

خانه سبز، دکتر صاحب الزمانی و تنی چند از اسپرانتودانها عکس: با سپاس از خانم مولود ثقفیان

خانه سبز اسپرانتو در تهران

خانه سبز اسپرانتو در تهران

خانه سبز اسپرانتو در تهران عکس: با سپاس از خانم منیره فهمی

وقایع‌نگاری جنبش اسپرانتو در دهه ۱۳۷۰ در ایران

گاهشمار جنبش اسپرانتو در ایران از ۱۳۷۲ تا ۱۳۸۲ که در شماره ۴ مجله پیام سبزاندیشان منتشر شد نسخه منتشر نشده و اندکی متفاوت هم داشت که به علت معذوریت‌هایی چند، با رتوش همراه شده بود. اینک متن دیگری از آن گزارش که فقط دهه ۱۳۷۰ در آن به صورت تیتر گزارش شده است. 

آغاز دههٔ هفتاد شمسی:

  • محفلی از اسپرانتیست‌ها در تهران وجود دارد که سر نمایندهٔ انتصابی UEA در ایران سررشتهٔ فعالیت‌های آن را در دست دارد. هرگونه فعالیت خارج از این محفل با بایکوت و اتهام مواجه می‌شود. علیرغم تلاش‌های گاه و بیگاه دیگر اسپرانتودان ها، UEA قاطعانه از سر نمایندهٔ انتصابی خود دفاع کرده و گروه‌های دیگر را به رسمیت نمی‌شناسد. همه‌چیز دربارهٔ اسپرانتو در ایران به این محفل ختم می‌شود.
  • در بیست و سوم تیرماه ١٣٧٢ بنیادگذاری سازمان جوانان اسپرانتودان ایران بانام اختصاری IREJO توسط محمدرضا ترابی، عباس باغستانی، جمشید احمدی و عبداله حکیم‌نژاد با انتشار منشور بنیادگذاران سازمان جوانان اسپرانتودان ایران، اعلام می‌شود.
  • تقاضای عضویت سازمان جوانان اسپرانتودان ایران در مجمع جهانی جوانان اسپرانتودان ١٣٧٢
  • انتشار بولتن IREJO از تیرماه ١٣٧٢

  • سر نمایندهٔ وقت انجمن جهانی اسپرانتو در ایران با تأسیس سازمان جوانان به شدت ابراز مخالفت می‌کند+
  • برگزاری کلاس‌های اسپرانتو در دانشگاه تبریز توسط عبداله حکیم‌نژاد پاییز ١٣٧٢
  • اولین همایش IREJO در تیرماه ۱۳۷۳ در تهران.
  • پذیرش سازمان جوانان به‌عنوان شاخه کشوری ایران در کنگره پنجاهم جوانان اسپرانتودان در کره جنوبی ۱۳۷۳ در این کنگره حمزه شفیعی به‌عنوان نماینده IREJO شرکت می‌کند.
  • دومین همایش سراسری IREJO در آذرماه ۱۳۷۳ در تهران.
  • اسپرانتیست‌های قدیمی و پیشکسوت IREJO را می‌پذیرند ۱۳۷۴.
  • تشکیل گروه کاری برای ثبت انجمن اسپرانتوی ایران. وزارت کشور توصیه می‌کند که به‌صورت موسسهٔ ثبت‌شده، فعالیت‌ها انجام شود و از ثبت انجمن خودداری می‌کند.
  • چهارمین همایش سراسری IREJO در نوزدهم امرداد ماه ۱۳۷۴ و انجام اولین انتخابات هیئت رئیسه.
  • آغاز همکاری IREJO با استاد عارف آذری برای انتشار فرهنگ جامع اسپرانتو-فارسی.
  • کیهان صیادپور در پنجاه و دومین کنگره جهانی جوانان در آلمان به‌عنوان نماینده IREJO شرکت می‌کند و به عضویت کمیته مرکزی TEJO انتخاب می‌شود ۱۳۷۵.
  • با انتشار کاریکاتوری از محمود میربزرگی در شمارهٔ پانزدهم بولتن IREJO موجی از مخالفت‌ها برعلیه IREJO بر پا می‌شود+.
  • سر نماینده و دیگر نمایندگان UEA آن را تهدید به استعفای دسته‌جمعی در صورت ادامه فعالیت‌های IREJO  می‌کنند (اما هرگز این تهدید عملی نشد) UEA دچار تردید در استراتژی دیرپای خود شده است. رضا ترابی به خاطر اتهامات سنگینی که از سوی سرنماینده UEA به او نسبت داده شده است به بالاترین مرجع انجمن جهانی اسپرانتو رسما شکایت کرده و خواهان داوری آنان می‌شود. سرانجام در یک فرایند پر کش و قوس چهار ساله، انحمن حهانی اسپرانتو در واکنش به موضوع، مجبور به تدوین آیین‌نامهٔ جدیدی در چگونگی پذیرش سرنمایندگی خود می‌کند و بدین ترتیب ایران طبق آیین‌نامهٔ جدید، فاقد سر نمایندگی می‌شود چون سر نمایندگان منبعد باید انتخابی باشند و نه انتصابی.
  • با اعمال فشار از سوی محفل اسپرانتویی بر مدیریت فرهنگسرای بهمن، فعالیت‌های اسپرانتویی در آنجا محدود و سرانجام متوقف می‌شود (جمعی از اسپرانتیست‌ها مانع فعالیت اسپرانتیست‌های دیگر  می‌شوند!).
  • ثبت موسسه غیرانتفاعی سبزاندیشان در امرداد ماه ۱۳۷۵ باهدف گسترش و کاربرد زبان اسپرانتو در ایران. هیئت مؤسس عبارتند از: عباس باغستانی، رضا ترابی، عباس خسروآبادی، زهرا کریمی و فریبا نوری مجد.
  • بولتن IREJO از شمارهٔ شانزدهم به‌عنوان بولتن موسسهٔ غیرانتفاعی سبزاندیشان منتشر می‌شود!
  • IREJO شاخهٔ جوانان سبزاندیشان می‌شود.
  • سبزاندیشان به‌عنوان همکار منطقه‌ای انجمن جهانی اسپرانتو در ایران پذیرفته می‌شود ۱۳۷۵.
  • رضا ترابی به‌عنوان نمایندهٔ TEJO در دومین همایش جهانی سازمان‌های غیردولتی جوانان که در اتریش و در مقر سازمان ملل متحد برگزار می‌شود شرکت می‌کند ۱۳۷۵.
  • شروع فعالیت‌های گسترده IREJO در مراکز فرهنگی از جمله خانه‌های فرهنگ و فرهنگسراهای تهران ۱۳۷۵.
  • راه‌اندازی دوره‌های آموزش مکاتبه‌ای اسپرانتو.
  • تعداد نمایندگان UEA با ورود افراد جدید دو برابر می‌شود!
  • فریبا نوری مجد تقاضای امتیاز نشریهٔ پیام سبزاندیشان را می‌کند بهار ۱۳۷۶.
  • رضا ترابی با انتخاب اعضای مجمع جهانی جوانان، عضو کمیته مرکزی جوانان اسپرانتودان می‌شود ۱۳۷۶.
  • عباس باغستانی به‌عنوان نماینده و عضو کمیته مرکزی TEJO از سوی IREJO معرفی می‌شود ۱۳۷۶.
  • تیرماه ۱۳۷۶ شمارهٔ بیستم بولتن منتشر می‌شود. این آخرین شمارهٔ بولتن است.
  • در پنجاه و سومین کنگره جهانی جوانان اسپرانتودان در ایتالیا رضا ترابی به‌عنوان نایب رئیس سازمان جهانی جوانان اسپرانتودان انتخاب می‌شود. امرداد ماه ۱۳۷۷.
  • امرداد ماه ۱۳۷۶. همایش سالانهٔ IREJO در تهران. هیئت رئیسه جدید انتخاب می‌شود. مسئولیت انتشار بولتن را عباس باغستانی بر عهده می‌گیرد اما بولتن بعد از آن هرگز منتشر نمی‌شود.
  • راه‌اندازی دفتر موسسهٔ سبزاندیشان در شهریورماه ۱۳۷۶.
  • بنیادگذاری انجمن آموزگاران اسپرانتیست ایران IRLEI. هیئت مؤسس عبارت‌اند از: حمزه شفیعی، نازی صولت، رضا ترابی، سیمین عمرانی و فریبا نوری مجد.
  • پذیرش IRLEI به‌عنوان شاخهٔ کشوری اتحادیهٔ بین‌المللی آموزگاران اسپرانتو در ایران ۱۳۷۷.
  • فعالیت‌های سبزاندیشان به علت تعطیلی موقت دفتر، کند می‌شود ۱۳۷۸.
  • هیئت نظارت بر مطبوعات با تقاضای فریبا نوری مجد مبنی بر انتشار فصلنامهٔ دوزبانهٔ فارسی – اسپرانتو به نام پیام سبزاندیشان موافقت می‌کند. اسفند ۱۳۸۰.
  • انتشار اولین شمارهٔ مجلهٔ سبزاندیشان در پاییز ۱۳۸۱.

گاهشمار جنبش اسپرانتو در ایران از ۱۳۷۲ تا ۱۳۸۲

۱۳۷۲
در بیست و سوم تیرماه١٣٧٢بنیانگذاری سازمان جوانان اسپرانتودان ایران (اسپرانتو جوان) با نام اختصاری IREJO توسط محمدرضا ترابی، عباس باغستانی، جمشید احمدی و عبدالله حکیم‌نژاد.  تقاضای عضویت سازمان جوانان اسپرانتودان ایران در سازمان جهانی جوانان اسپرانتودان TEJO انتشار گاه‌نامه‌ی IREJO از تیرماه. برگزاری کلاس‌های اسپرانتو در دانشگاه تبریز توسط عبدالله حکیم‌نژاد پاییز.

۱۳۷۳
اولین گزارش دربارهٔ IREJO درشماره ۶۴ مجلهٔ tejo-tutmonde نشریهٔ سازمان جهانی جوانان اسپرانتیست منتشر می‌شود. اولین همایش IREJO در تیرماه، در تهران. پذیرش سازمان جوانان به‌عنوان بخشِ کشوری ایران در کنگره پنجاهم جوانان اسپرانتودان در کرهٔ جنوبی، در این کنگره حمزه شفیعی به عنوان نماینده‌ی IREJO شرکت می‌کند دومین همایش سراسری IREJO آذرماه در تهران. عبداله حکیم‌نژاد با مجلهٔ ادبی Riveroj چاپ ژاپن همکاری می‌کند.

۱۳۷۴
اسپرانتیست‌های قدیمی و پیشکسوت نیز شروع به همکاری با IREJO می‌نمایند. تشکیل گروه کاری برای ثبت نهادی برای اسپرانتوی ایران. چهارمین همایش سراسری IREJO در نوزدهم امرداد ماه.  انجام اولین انتخابات هیات رییسه.   “خدمات گذرنامه‌ای” Pasporta Servo در ایران گسترده می‌شود.. IREJO به عنوان سازماندهندهٔ خدمات گذرنامه‌أی عمل می‌کند. سرآغاز همکاری IREJO و استاد عارف آذری برای انتشار فرهنگ جامع اسپرانتو- فارسی.

۱۳۷۵
برگزاری گل‌گشت‌های اسپرانتویی: هدف از این برنامه‌ها ایجاد محیطی برای به کار گیری زبان می‌باشد.  کیهان صیاد‌پور در پنجاه و دومین همایشِ جهانی جوانان در آلمان به عنوان نمایندهٔ IREJO شرکت می‌کند و به عضویت هیأت مرکزی TEJO انتخاب می‌شود.  ثبت موسسهٔ غیر انتفاعی سبزاندیشان در امرداد ماه باهدف گسترش و کاربرد زبان اسپرانتو در ایران.  گاه‌نامهٔ IREJO از شمارهٔ شانزدهم به‌عنوان نشریهٔ موسسهٔ غیر انتفاعی سبزاندیشان منتشر می‌شود IREJO بخشی از جوانان سبزاندیشان می‌شود. سبزاندیشان به‌عنوان همکار منطقه‌ای سازمان جهانی اسپرانتو در ایران پذیرفته می‌شود.  رضا ترابی به‌عنوان نماینده‌یی TEJO در دومین همایش جهانی سازمان‌های غیر دولتی جوانان که در اتریش و در مقر سازمان ملل متحد برگزار می‌شود، شرکت می‌کند.  شروع فعالیت‌های گستردهٔ IREJO در مراکز فرهنگی ازجمله خانه‌های فرهنگ و فرهنگسراهای تهران. راه‌اندازی دوره‌های آموزش مکاتبه‌ای اسپرانتو  تعداد نمایندگان UEA در ایران با ورود افراد جدید دو برابر می‌شود!

۱۳۷۶
فریبا نوری مجد تقاضای امتیاز نشریهٔ پیام سبزاندیشان را می‌کند.  رضا ترابی با انتخاب اعضای سازمان جهانی جوانان عضو هیأت مرکزی جوانان اسپرانتودان می‌شود.  عباس باغستانی به‌عنوان نماینده و عضو هیأت مرکزی TEJO از سوی IREJO معرفی می‌شود.  تیرماه شمارهٔ بیستم گاه‌نامه منتشر می‌شود. این آخرین شمارهٔ گاه‌نامه است.  راه‌اندازی دفتر موسسهٔ سبزاندیشان در شهریورماه.

۱۳۷۷
در پنجاه و سومین همایش جهانی جوانان اسپرانتودان در ایتالیا رضا ترابی به عنوان جانشین سازمان جهانی جوانان اسپرانتودان انتخاب می‌شود+. همایش سالانهٔ IREJO در تهران. هیات رییسهٔ جدید انتخاب می‌شود.  بنیانگذاری انجمن آموزگاران اسپرانتیست ایران IRLEI هیات مؤسس عبارتند از: رضا ترابی، حمزه شفیعی، نازی صولت، سیمین عمرانی و فریبا نوری مجد.  پذیرش IRLEI به‌عنوان بخشِ کشوری اتحادیهٔ بین‌المللی آموزگاران اسپرانتو در ایران. مجله‌ی Esperanto اسپرانتو با رضا ترابی مصاحبه می‌کند، که در شمارهٔ ۱۱۰۵ آن منتشر می‌شود.  سبزاندیشان با سازمان جهانی اسپرانتو برای آماده‌سازی و چاپ کتاب‌های فرهنگ عربی – اسپرانتو – عربی و آموزش اسپرانتو برای عرب‌زبانان همکاری می‌کند.

۱۳۷۸
 فرهنگ اسپرانتو – فارسی استاد عارف آذری توسط سبزاندیشان منتشر می‌شود. مجلهٔ کنتاکتو (Kontakto) شمارهٔ ویژهٔ ایران منتشر می‌کند. حضور نوقلمان اسپرانتیست ایرانی در مطبوعات اسپرانتو زبان. سعید برهانی کلاس‌های آموزش اسپرانتو را در دانشگاه‌های مشهد برگزار می‌کند. او اسپرانتو را از طریق دورهٔ مکاتبه‌ای سبزاندیشان آموخته و عضو باانرژیِ IREJO است. رضا ترابی عضو هیئت مرکزی سازمان جهانی اسپرانتو می‌شود.

۱۳۷۹
کاروان ۱۴ نفرهٔ اسپرانتیست‌های ایرانی در اولین همایش اسپرانتویی دریای خزر در شهر باکو شرکت می‌کند.

۱۳۸۰
همایش اسپرانتو، گفتگوی تمدن‌ها و حفظ محیط زیست با همکاری شهرداری تهران در سالن همایش شهرداری منطقه ۱۵ تهران برگزار می‌شود.  به پیشنهاد سبزاندیشان و تأیید و تصویب هیأت مرکزی سازمان جهانی اسپرانتو استاد عارف آذری به‌عنوان عضو افتخاری UEA پذیرفته می‌شود. طرح رضا ترابی مبنی بر آموزش اسپرانتو برای مهاجران افغانی (طرح زبان سلام) در ایران مورد استقبال UEA قرار گرفته و موسسهٔ سبزاندیشان متولی آموزش می‌شود. بیش از ۲۶۰ نفر در ۶ دورهٔ آموزشی این طرح شرکت می‌کنند. حمزه شفیعی در تهران و سعید برهانی در مشهد مسئولیت کلاس‌ها را بر عهده دارند.  هیات نظارت بر مطبوعات با تقاضای فریبا نوری مجد مبنی بر انتشار فصلنامهٔ دوزبانهٔ فارسی – اسپرانتو به نام پیام سبزاندیشان موافقت می‌کند.

۱۳۸۱
نیره ابراهیم‌پور به‌عنوان نمایندهٔ سبزاندیشان در سومین کنگرهٔ آسیایی اسپرانتو در کرهٔ جنوبی شرکت می‌کند او مسئول بخشِ جوانان سبزاندیشان است. انتشار اولین شمارهٔ مجلهٔ سبزاندیشان در پاییز. زهرا کریمی در دانشگاه مازندران کلاس‌های اسپرانتو را با همکاری غلامرضا آذرهوشنگ برپا می‌کند. سعید سرداری کلاس آموزش اسپرانتو را در دانشگاه کرمان برگزار می‌کند.او اسپرانتو را از طریق دوره‌ی مکاتبه‌ای سبزاندیشان آموخته و عضو  IREJO است. افتتاح دفتر جدید موسسه در تهران  احمدرضا ممدوحی – اولین سرنمایندهٔ سازمان جهانی اسپرانتو در ایران – به جمع همکاران مجله سبزاندیشان می‌پیوندد.

۱۳۸۲
مجله پیام سبزاندیشان در دهمین جشنوارهٔ مطبوعات کشور شرکت می‌کند. زبان آموزان مهاجر افغانی در مشهد باشگاه اسپرانتیست‌های افغانی را بنیانگذاری می‌کنند. شیرین احمدنیا، شاعر و نویسندهٔ اسپرانتودان – اولین ایرانی عضو هیأت مرکزیِ سازمان جهانی جوانان اسپرانتودان – همکاریِ خود را با مجلهٔ سبزاندیشان آغاز می‌کند. 

* این مطلب در شماره ۴ مجله پیام سبزاندیشان منتشر شده است.

گپ و گفتگوی رضا ترابی و علیرضا دولتشاهی با استاد عارف آذری مولف فرهنگ جامع اسپرانتو – فارسی

آقای آذری: اصولاً کسانی که به چندین زبان آشنا بودند آن‌ها مسائل اشکالات زبانی را بهتر متوجه می‌شوند. تصور می‌کنم آشنایی به چند زبان احتیاج تأمین نمی‌شود. من ازنظر فامیل ترک‌زبان هستم و در یک محیط غیرفارسی بزرگ شدم و بعدازآن شروع کردم به یادگرفتن زبان فارسی پس تحصیلم را در مدرسه فرانسوی‌ها ادامه دادم ۴ سال در مدرسه آلیانس ارسال‌های ۱۳۱۷-۱۳۱۴ بعد از آن زمان انگلیسی را شروع کردم به‌صورت خصوصی و خانوادگی بعد از آن با هنرسرای آلمانی‌ها که در خیابان ۳۰ تیر دایر شد آلمانی را یاد بگیرم.
در همین زمان برادر بزرگ‌ترم کتابی از زبان اسپرانتو را به منزل آورد و من با زبان آشنا شدم و بعد برادرم به امریکا رفت من آمدم و مشغول مطالعه شدم.
در روزنامه خواندم که دانشگاه تهران کلاس‌های آزاد گذاشته در سال‌ها ۱۳۵۶ خیابان ۱۶ آذر و در قسمت اداری دانشگاه.
بعد دوستانم به من گفتند که چون تو به چند زبان آشنا هستی بهتر است که واژه‌نامه‌ای تألیف کنی در اوقات آزادم این کار را شروع کردم و ۱۸-۱۷ سال تلاش کردم هم خودم باید یاد می‌گرفتم و واژه‌ها حلاجی می‌کردم. در زبان‌های انگلیسی یا فرانسه و یا غیره متریال زیاد است انسان وقتی واژه‌ای را می‌خواند برای درک بهتر به چندین کتاب مراجعه می‌کند ولی در اسپرانتو چنین نبود. از اروپا کتاب لاتین گرفتم.

آیا شما لاتین را می‌دانید؟
جمله‌سازی و صحبت نه، برای جمله‌بندی مراجعه کردم. اسپرانتو بر اساس لاتین است و یا زبان‌های مشتق از لاتین بنابراین کتاب (لاتین) را گرفتم و توانستم چیزی ارائه دهم این بود آشنایی من با زبان اسپرانتو.

آیا شما در کلاس‌های دانشگاه دکتر صاحب‌الزمانی شرکت کرده بودید؟
بله

در آنجا چه کتابی را می‌خواندید؟
ابتدا ۱۰ جلد feriis بود من کتاب‌هایی به سبک کلاسیک را بیشتر متوجه می‌شوم بعد کتاب دکتر سیلاجی تدریس کنند البته موقعی که دکتر صاحب‌الزمانی فرئیس را در ۳ جلد درس می‌دادند من ۱۰ جلد را تمام کرده بودم. بعد از سیلاجی نوبت به libroservo و کتاب‌های دیگر بود. این‌گونه شروع شد و چیزی ارائه دادم، الآن می‌خواهم فارسی به اسپرانتو را تألیف کنم و باید زبان فارسی و واژه‌ها را حلاجی کنم.

 آیا از هم‌دوره‌ای‌های شما هنوز هم کسی اسپرانتیست باقی‌مانده؟ مثلاً دکتر وحیدی، سمیعی؟ یادم نیست دکتر وحیدی در دانشگاه بودند یا نه ولی بقیه هم چند نفری هستند که هم کنار گذاشته‌اند. اسم آن‌ها را می‌فرمایید؟
خانم فردافشان، خانم فریدنیا، آقای دکتر پزشکی و عده‌ای دیگر که الآن حضور ذهن ندارم. سابقه اسپرانتو نشان داده کسانی که اسپرانتو یاد می‌گیرند دورهم نمی‌توانند جمع شوند این است که انسان یادش می‌رود که از آن زمان ۲۷-۲۶ سال می‌گذرد.

برادرتان چه؟ آیا ایشان اسپرانتو را ادامه دادند؟
خیر او ادامه نداد او به آمریکا رفت و دوره روزنامه‌نویسی را خواند و کتاب تاریخ تمدن را ترجمه کرد.

فکر می‌کنم سال ۵۸-۵۷ که VERDA DOMO که در خیابان انقلاب، خیابان پروفسور براون، در امیرآباد تأسیس‌شده بود، شما از کدام محل با دکتر به آنجا آمدید؟
من ابتدا در کلاس‌های آزاد دانشگاه شرکت کردم بعد کلاس‌ها منتقل شد به دانشکده فنی بعد از آن قرار شد ۳ نفر تدریس کنند من، دکتر صاحب الزمانی و خانم صدیقی.
یک کلاس تشکیل شد که خانم صدیقی تدریس می‌کردند و زیاد دوام نیاورد، دیدند که اشتباه کرده‌اند و اطلاع‌رسانی درستی نشده بوده است. از اسپرانتیست‌ها خانم ملت‌خواه خیلی فعال بود.

کلاس‌ها در یک مدرسه که گیاهخوار بودند تشکیل شد؟
من ارتباط بین گیاهخواران را دیدم یادم نیست ادامه‌اش، یادم نیست. خود باشگاه گیاهخواران ناموفق بود.

پیش از انقلاب یا بعد از آن کلاس‌های اسپرانتو یک مدتی در منزل آقای خمینی برای دختر و دامادش با حضور دکتر صاحب زمانی تشکیل می‌شد آیا شما اطلاعی دارید؟
خیر چیزی در این مورد نمی‌دانم. من از نظر اطلاعات در مورد تاریخچه اسپرانتو، فعالیت‌ها، عده‌ای که شرکت می‌کردند اطلاع زیادی ندارم در بدو آشنایی من بیشتر با کتاب سر و کار داشتم.

 شما در verda domo از چه سالی تشریف بردید؟
از بعد از انقلاب بود درست یادم نیست.

آقای کهن را می‌شناسید؟
بله ایشان را می‌شناسم. برای همین کتاب بنا به پیشنهاد من کمیسیونی در یک جلسه تشکیل شد. آقای دکتر گفتند به من که عده‌ای را تعیین کنم و من گفتم که باید بایگانی درست کنم، سازمان بدهیم بعد عده‌ای بررسی کنند و روالی که برای همه فرهنگ‌ها هست. بعد همه قبول کردند کمسیونی تشکیل شد که یا به علت عدم آشنایی اعضای آن‌ها، یا به دلیل گرفتاری‌ها یک مقدار اشکالاتی درست شد.
آقایان کهن، خانم صدیقی، خانم عمرانی، خانم ثقفی، آقای ممدوحی، خواهرها شیرین احمدنیا و گیتی احمدنیا، که آن دو کنار می‌نشستند و گوش می‌دادند.

این کمیسیون چه قدر فعالیت کرد؟
شاید ۲ یا ۳ ماه. هفتگی تشکیل می‌شد هفته‌ای یک جلسه بود در محل خیابان پروفسور براون.

آیا شما هم کلاسی برگزار کردید؟
به علت عدم اطلاع‌رسانی نادرست چون عده زیادی نبودند آگهی درست ندادند و کلاس‌ها دوام نیاورد. بعد من در کلاس‌های دیگری شرکت کردم که تدریس می‌کردم در دروازه شمیران. آقای دکتر و خانم صدیقی هم تدریس می‌کردند بعد کلاس‌های خصوصی تدریس کردم و بعد کلاس‌های متفرقه که در مطب دکتر پزشکی بود.

شاگردانتان چه کسانی بودند؟ آیا اسپرانتیست باقی ماندند؟
خانم مجد یکی از شاگردانم بودند و یک خانم ارمنی بودند ۴ نفر بودند در آن کلاس. من بیشتر افکارم روی کتاب (vortaro) بود وقایع زیادی در زندگی به وجود آمد.

لااقل یکی از شاگردان شما (خانم مجد) صاحب‌امتیاز یک مجله اسپرانتویی در ایران است.بعد از اینکه آقای ممدوحی از آقای دکتر جدا شد اگر درست بگویم قرار شد که فرهنگ شما را تا حرف (ش) منتشر کنند.
آمدند اینجا سه‌نفری، خانم صولت باهم کنترل می‌کردیم، کلاس نبود، برای کنترل واژه‌نامه بود. واژه نویسی احتیاج به تمرکز دارد برای من این‌طور بوده که خودم موفق می‌بودم تا از دیگری کمک بگیرم در فرهنگ فارسی-اسپرانتو احتیاج به همکاری بیشتری هست که این اشخاص که واژه‌های فارسی را حلاجی کنند، در دسترسم نیست. اسپرانتو به نظر من هیچ‌وقت سازمانی نداشته که انسان بتواند روی آن حسابی باز کند. علت آن چیست؟ چرا یک عده دورهم جمع می‌شوند و بعد پراکنده می‌شوند؟ من خودم را کوچک‌ترین می‌دانم که اظهارنظر کنم ولی به نظر بنده انسان وقتی زبانی یاد می‌گیرد این زبان را برای آینده مورداستفاده قرار گیرد مثلاً برای تحصیل، فیلم‌های آن زبان را گوش می‌کند ولی سازمان UEA به نظر من غفلت می‌کند و هیچ‌وقت چیزهای قابل‌استفاده در دسترس نگذاشته. یک‌زمان گفتند که این زبان برای مهمان‌دارها، کشتی‌ها و هواپیماهای تمام دنیایی شود که نکردند بعد دوباره اظهار شد که زبان (interpol) می‌شود و بازهم فراموش شد از همه این‌ها مهم‌تر این‌که نقل کردند که دانشگاه به نام کمینیوس تشکیل می‌شود در دنیا که مرکزش در اروپا باشد ولی آموزش در تمام دنیا در منزل اشخاص که خودشان بخوانند و آن‌ها مواد درسی را در اختیارشان بگذارند و آن‌ها خود بخوانند مثلاً یک دانشجو در تهران درس بخواند بعد برای مشورت با استادش در بیروت مشورت کند یا درد هلی، یا در کراچی که یک دوره خاص دیگری استادها در محل دیگری که نزدیک به محل زندگی دانشجو باشد که آن دوره هم مسکوت گذاشته حالا شما ببینید و مقایسه کنید کسانی که زبان دیگری یاد می‌گیرند دلایل دیگری دارند که به دردشان می‌خورد ولی اسپرانتو همچنین مورداستفاده‌ای نداشته کششی نداشته. اگر از من بپرسید اسپرانتو همیشه این‌طور بوده آن سازمان‌هایی که جهانی بوده روی تشریفات کارکردند تا اینکه بیایند و استادانی آماده کنند برای تعلیمات وسیع‌تر و مسائل را عمومیت ببخشد. من با آقای ترابی که صحبت می‌کنم تکیه‌ام به آموزش اسپرانتو است در وهله اول آموزش مهم است من نمی‌دانم متریالی هست یا نه؟ آیا قدمی برداشته‌شده که کسانی که دانشگاه می‌روند خودشان را آماده می‌کنند که در دانشگاه بدردشان بخورد؟ شنیدم در اروپای شرقی دانشگاهی است که عمومت ندارد، جهانی نیست.
وقتی دانشجو می‌گوید چه‌کار کنم و به چه درد می‌خورد؟ ما جوابی نداریم به او بدهیم. سازمان جهانی اسپرانتو این مسئله را مسکوت گذاشته جواب درستی نمی‌دهد البته ازنظر تشکیلات و کنگره‌ها خیلی باشکوه است نطق‌های جالبی می‌کنند، مجلاتی دارند ولی ازنظر آموزش هیچ است البته من در مجله‌ای خواندم که اتحادیه اروپا لازم دارد یک زبان مشترکی انتخاب کند ۱۰-۲۰ نفر بعد ۳۰- ۴۰ نفر به اسپرانتو علاقه داشتند که الآن حدود ۱۳۵ نفر هستند وقتی عده اسپرانتیست‌ها باید به انبوه برسد و زیاد شود و آن‌ها تصمیم بگیرند شما به u.e.a مراجعه کنید و بپرسید آیا شما آموزش دانشگاهی را شروع کرده‌اید مقدماتی چیده‌اید آئین‌نامه‌ای دارید من چنین سؤالی را نپرسیدم ولی سعی کردم با شخصیت‌های آن‌ها تماس بگیرم ولی آن‌ها جواب درستی به من ندادند ربط دادند به زبان مهر و محبت و درستی البته من آدم معمولی هستم و عقاید خودم را می‌گویم. قرار بود در قرن گذشته در قرن ۲۰ دانشگاهی در کن تشکیل شود که رئیس آن پروفسوری سوئدی بود در ریاضیات که قرار بود تکنولوژی و اقتصاد را تدریس کنند به اسپرانتو ولی بعد خبری نشد … .

استاد عارف آذری

استاد عارف آذری

این گفتگو توسط رضا ترابی و علیرضا دولتشاهی در سال ۱۳۸۲ در منزل شادروان عارف آذری انجام‌شده است که بدون دخل و تصرف و صرفاً جهت ثبت حافظه تاریخی بخشی از جنبش اسپرانتو در ایران منتشرشده است.

ترجمه بخشی از ترانه معروف شانه به اسپرانتو!

بر گیسویت ای جان، کمتر زن شانه
چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه (۲)
بگشا ز مویت گرهی چند ای مه
تا بگشایی گرهی شاید ز دل دیوانه (۲)
دل در مویت دارد خانه
مجروح گردد چو زنی هر دم شانه (۲)
بر گیسویت ای جان ، کمتر زن شانه
چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه (۲)
بگشا ز مویت گرهی چند ای مه
تا بگشایی گرهی شاید ز دل دیوانه (۲)

Kombilo
Vian hararon ne plu vi kombu
Ĉar inter ties ondumoj mia kor’ nestas
Ho mia bela , ilin distaûzu
Tiam malgaja koro trankvila estas
En la harar’ koro nestas
Freneziĝus, se vi kombus hararon senpaŭze
Vian hararon multas amantoj
Korojn multajn vunditajn mi vidas sur dentoj
En la harar’ koro nestas
Freneziĝus, se vi kombus hararon senpaŭze

*ترانه را از  اینجا  گوش کنید، البته به فارسی!

ترجمه از: سیمین عمرانی

درباره کمیسیون بین‌المللی آزمون زبان اسپرانتو و برگزاری آزمون رسمی اسپرانتو در ایران

آزمون بین‌المللی زبان اسپرانتو که تحت نظر کمیسیون بین‌المللی آزمون اسپرانتو متشکل از اعضای سازمان جهانی اسپرانتو و اتحادیه آموزگاران اسپرانتو است، در مدت زمان کنگره‌های بین‌المللی اسپرانتو و دیگر همایش‌های بین‌المللی ده برگزار می‌شود و داوطلبان آزمون اقدام به شرکت و سنجش دانش اسپرانتوی خود می‌کنند.
در سال ۱۳۸۵ رضا ترابی به‌عنوان عضو این کمیسیون – که از سال ۱۹۹۸ در لیست ممتحنین نیز قرار داشت – که عهده‌دار منشیگری آن بود، نسبت به برگزاری آزمون در سطح منطقه‌ای/کشوری ابراز علاقه کرد. برای چنین کاری ابتدا بایستی حداقل ۳ نفر دارای صلاحیت و به‌عنوان ممتحن برگزاری آزمون وجود می‌داشتند (که در این باره، صلاحیت آنها را اعضای کمیسیون بین‌المللی آزمون اسپرانتو تأیید می‌کنند). مراحل برگزاری آزمون هم روند مشخصی دارد که در همه‌جا یکسان اجرا می‌شود.
مهندس حمزه شفیعی
خانم سیمین عمرانی
مهندس احمدرضا ممدوحی
و دکتر کیهان صیادپور
کسانی بودند که صلاحیت آنها توسط کمیسیون بین‌المللی آزمون اسپرانتو تأیید شد و راه برای برگزاری آزمون به‌صورت رسمی فراهم شد. انجمن اسپرانتوی ایران به عنوان متولی و برگزار کننده آزمون از کمیسیون تاییدیه گرفت و اولین آزمون در آذرماه ۱۳۸۵ در تهران برگزار شد. برگزاری این آزمون دستاورد بزرگی برای اسپرانتو در ایران بود چراکه شرکت در چنین آزمون‌هایی فقط با شرکت در کنگره‌های بین‌المللی که مستلزم صرف وقت و هزینه گزاف است، امکان‌پذیر بود اما با مقدمات فراهم‌شده شرایط نسبتاً بهتری برای علاقه‌مندان در ایران و منطقه ایجاد شد.

درباره انجمن و اتحادیه بین‌المللی آموزگاران اسپرانتو و انجمن آموزگاران اسپرانتودان ایران

ILEI

Internacia Ligo de Esperantistaj Instruistoj

هدف به‌سوی آینده

 ILEI اتحایه جهانی معلمان اسپرانتودان است.
هدف اصلی ILEI کمک به آموزگارانی است که می‌خواهند آموزش و استفاده از زبان اسپرانتو را به‌عنوان پایه و الگوی نظم نوین ارتباطی در مدارس و آموزشگاههای سراسر جهان توسعه بخشند، به طوری که همه فرهنگهای بشری از شانس و امکان یکسانی برای اظهار و عرضه خویش برخوردار باشند.
ILEI در سال ۱۹۴۹ به‌عنوان سازمان تخصصی آموزش و تحصیل پایه‌گذاری شد و دارای روابط همکاری، عملیاتی و مشاوره‌ای با UEA (سازمان جهانی اسپرانتو) و UNESCO (سازمان فرهنگی، علمی،آموزشی ملل متحد) می‌باشد.
اعضای ILEI، معلمان و کادرهای علمی-آموزشی هستند که به‌کارگیری اسپرانتو را حمایت کرده و در عمل آن را به کار می‌برند.
اعضاء در شاخه‌های کشوری و کمیسیونهای کاری سازماندهی می‌شوند. علاوه بر این، اتحادیه از کمیته‌هایی که هر شاخه کشوری را نمایندگی می‌کنند، و از رؤسایی که فعالیتها و سازمانهای مختلف را هماهنگ می‌کنند تشکیل یافته است.
یکی از اهداف اصلی ILEI کمک به مؤسسات آموزشی اسپرانتو است،‌ یعنی مؤسسات (شامل دانشگاه‌ها و مدارس) مختلفی که در رابطه با زبان اسپرانتو فعالیتی صورت می‌دهند. یک نمونه عمومی از این کمکهها تسهیل ارتباط بین اینگونه مؤسسات برای همکاری و تبادل تجربیات و حتی اجرای پروژه‌های منطقه‌ایی یا بین کشورها است.
برای حمایت از آموزش زبان بین‌المللی ILEI وسایل آموزشی را تهیه و ارائه کرده،‌ مسابقات و امتحانات زبان را برای آموزش‌دیدگان تدارک می‌بیند.
سطح دانش زبانی افرادی که در دوره‌ها شرکت می‌کنند به کیفیت آموزشی و تجربه معلمان نیز بستگی دارد. به همین دلیل ILEI همواره در تلاش برای آموزش، بازآموزی، و بهبود کیفیت آموزشی معلمان است. همانند همه سازمانهای تخصصی، در ILEI گروههائی از متخصصان آموزشی فعالیت کرده و ضمناً فرهنگ تخصصی حرفه‌ای آموزشی را به‌صورت سازمان‌یافته تدارک می‌بینند.
نکته مهم و قابل‌ذکر،کانال‌های ارتباطی ILEI است که ازجمله نشریه IPR (مجله بین‌المللی آموزش) به‌صورت فصلنامه برای معلمان، و نشریه Juna Amiko (دوست جوان) برای دانش‌آموزان است. به‌جز این نشریات، وسایل ارتباطی دیگری نظیر اینترنت، فیلم، و اعلانهای مختلف نیز جهت تسهیل ارتباطات به کار گرفته می‌شود.
اعضای ILEI می‌توانند با شرکت در کنفرانسهای سالانه، سمپوزیوم‌های علمی، و نشست‌های مختلف، یکدیگر را ملاقات کرده و از آخرین اخبار و رویدادهای آموزشی مطلع شده و به تبادل آرا و افکار بپردازند.
ILEI با بسیاری از سازمان‌های تخصصی و نشریات آموزشی که در رابطه با آموزش زبان فعالیت می‌کنند، و با مؤسساتی که خدمات سودمند برای آموزش و تدریس زبان بین‌المللی ارائه می‌دهند، رابطه و همکاری نزدیک دارد.

 – IRLEI – Irana Ligo de Esperantistaj Instruistoj

انجمن آموزگاران اسپرانتودان ایران

IRLEI در سال ۱۳۷۶ توسط رضا ترابی، حمزه شفیعی و سیمین عمرانی بنیان نهاده شد و به‌عنوان شاخه کشوری اتحادیه جهانی معلمان اسپرانتودان در همان سال پذیرفته شده و شروع به فعالیت کرد. IRLEI تلاش دارد تا اهداف و خدمات ذکرشده ILEI را در سطح کشور ایران توسعه داده و به‌عنوان رابطی بین معلمان اسپرانتودان ایرانی و سایر مؤسسات آموزشی عمل نماید.
IRLEI هم اکنون به‌عنوان شاخه آموزشی مؤسسه سبزاندیشان، دوره‌های آموزش حضوری و مکاتبه‌ای زبان اسپرانتو را به علاقه‌مندان عرضه می‌نمایید.
از همه علاقه‌مندان به تدریس زبان اسپرانتو دعوت می‌شود به IRLEI بپیوندند تا با همیاری تمامی اسپرانتودانان ایرانی بتوانیم امور آموزش این زبان را به‌صورت سازمان‌یافته و هماهنگ در سطح کشور عرضه کنیم. لازم به ذکر است که مسئولیت کنونی انجمن آموزگاران اسپرانتودان ایران با احمدرضا ممدوحی می‌باشد و کمیسیون آموزشی انجمن همچنان فعال و پویاست. +

پ ن: با سپاس از دوست ارجمند حمزه شفیعی که ترجمه بخش اول این مطلب از اسپرانتو به فارسی کار ایشان است.

بزرگترین، کاملترین و بهترین سایت آموزشی زبان اسپرانتو

لرنو! سایتی برای آموزش زبان اسپرانتو است که از سال ۲۰۰۲ شروع به فعالیت کرده است و هم‌اکنون به بیش از ۴۰ زبان همگان می‌توانند از آن به‌رایگان بهره‌مند شوند.
در این سایت افراد می‌توانند از الفبا تا سطوح عالی زبان اسپرانتو را فرا بگیرند. تاکنون هزاران نفر از اقصی نقاط جهان با استفاده از این سایت زبان اسپرانتو را یاد گرفته‌اند.
وجود دوره‌های آموزشی مختلف با شیوه‌های متفاوت، انواع بازی آموزشی، واژه‌نامه تصویری، واژه‌نامه آنلاین و هوشمند در متن، کتابخانه و ده‌ها امکان آموزشی دیگر شرایطی را فراهم ساخته است که تنها به یاری این سایت اسپرانتو را در حد بسیار عالی می‌توان یاد گرفت.
برای استفاده از این سایت به این نشانی مراجعه کنید:

http://lernu.net/fa

شروع ترجمه فارسی سایت !Lernu را ایلیا وکیلی کلید زده است اما بخش عمده ترجمه سایت توسط دو نفر انجام شده است:
سیمین عمرانی (بیش از ۵۵ درصد) و رضا ترابی (بیش از ۳۵ درصد).

محمود میر بزرگی، احمد مدبر، الهام خانیان و نازی صولت از جمله کسانی هستند که در ترجمه سایت و به روز رسانی آن به زبان فارسی مشارکت داشته‌اند.

اسپرانتو در بین لیست آموزش رایگان ۵۰ زبان موسسه گوته

با حمایت موسسه فرهنگی-آموزشی گوته آلمان، آموزشی رایگان ۵۰ زبان در اینترنت در دسترس همگان قرار دارد. به پیشنهاد و سرپرستی اسپرانتودان ایرانی سیمین عمرانی بخش زبان اسپرانتو به فارسی هم در لیست زبان‌های قابل آموزش این سایت قرارگرفته است و علاقه‌مندان می‌توانند از این امکان سمعی/بصری رایگان استفاده کنند. نشانی بخش آموزش اسپرانتو به فارسی ازاین‌قرار است:

http://www.goethe-verlag.com/book2/FA/FAEO/FAEO003.HTM