اسپرانتو در ایران (۱۰) Esperanto en Irano

علیرضا دولتشاهی

پس از انتشار مقاله یوسف اعتصامی در سال ۱۳۲۸ ه. ق که نخستین آشنایی عمومی ایرانیان با زبان جهانی اسپرانتو محسوب می‌گردد، تا سال ۱۳۳۴ ه. ق که نخستین باهمآد اسپرانتو در تهران برپا می‌شود، تا آنجا که نگارنده در روند پژوهش و جست‌وجوی خویش دریافته، زبان جهانی اسپرانتو در گستره همگانی معرفی نگشته است. هر چندکه بهمن شیدانی پس از بازگشت از قفقاز در سال‌های ۲ ـ ۱۳۳۱ ه. ق برابر با ۱۴ ـ ۱۹۱۳ میلادی به انتشار مجدد خودآموز زبان جهانی اسپرانتو، در دو نوبت با عنوان لسان عمومی اسپرانتو با شمارگان ۱۰۰۰ و ۳۰۰۰ نسخه دست‌زده است، اما آن نسخ که به‌رایگان در سراسر ایران به‌دست خواهندگان رسیده است، نمی‌توان معرفی همگانی زبان جهانی اسپرانتو نامید. شیدانی پس از تربیت حدود ده تن اسپرانتودانان که در بخش‌های پیشین این نوشتار با تنی چند از آنان آشنا شدیم در سال ۱۳۳۴ ه. ق (۱۹۱۶ م) به برپایی باهمآد اسپرانتو در تهران دست زد. در این باهمآد انجمن اسپرانتوی ایران نیز اعلام موجودیت کرد. در این مراسم که در روز جمعه ۳۰ ذیقعده در یوسف‌آباد تهران برپا شد، عموم مردم و خبرنگاران نیز حضور داشتند. خبر این مراسم به‌طور نسبتاً کامل در نشریه عصر جدید که خود را جریده ملی مستقل‌الافکار می‌نامید بازتاب یافت. در این گزارش کوتاه سخن‌رانی بهمن شیدانی درج‌گردیده است. از این‌رو این گزارش را می‌توان دومین معرفی همگانی زبان جهانی اسپرانتو در ایران دانست و تا آن‌جا که نگارنده آگاهی دارد خبر برپایی نخستین باهمآد اسپرانتو در تهران در هیچ نشریه دیگری بازتاب نیافته است. پیش از بازخوانی این گزارش بیان نکته‌ای به نظر لازم می‌آید: از خبری که در پایان این گزارش آمده چنین برمی‌آید که فردی به‌نام ابوالقاسم خان رستگار نیز مقاله‌ای دربارهٔ زبان جهانی اسپرانتو برای عصر جدید ارسال داشته ولی به علت «ضیق صفحات» انتشارش در آن شماره مقدور نبوده است. در میان اسناد اسپرانتو مقاله‌ای از رستگار نامی موجود است که به تاریخ ۱۳۱۰ ه. ق در نشریه‌ای دیگر به چاپ رسیده است. آیا این مقاله همانی است که رستگار برای عصر جدید فرستاده است؟ در آینده به بازخوانی مقاله رستگار نیز خواهیم پرداخت.

اولین جشن اسپرانتو در طهران روز جمعه ۳۰ ذی‌قعده اولین مجلس جشن اسپرانتو در طهران خیابان یوسف‌آباد منعقد و برحسب دعوتی که قبلاً شده بود جمعی حاضر و چند خطابه و نطق ایراد و مجلس نزدیک به غروب ختم شد خلاصه خطابه افتتاحیه که از طرف پرنس بهمن شیدانی قرائت شد ذیلاً درج می‌شود: زبان بین‌المللی اسپرانتو افکار نو و جنبش‌های تازه اجتماعی غالباً دچار مخالفت‌های شدیده می‌شود زیرا آن‌ها که مأنوس به زندگانی کهنه و طریق‌های کهن هستند به‌آسانی نهضت‌های جدیده را پیروی نمی‌کنند بخصوص در امر بااهمیتی مثل قبول یک زبان بین‌المللی به این لهجه زبان اسپرانتو که از حرکت‌های تازه اجتماعی است همه‌جا در ابتدا دچار اشکالات شد خصوصاً در ایران که هر نهضت اجتماعی بیشتر از سایر ممالک مصادف با موانع می‌شود. بعلاوه در ایران اشخاص دوربین کم هستند «یکی از اصول اساسی تنزل ما این نکته است» و غالباً مثل معروف سیلی نقد به از حلوای نسیه است متداول بوده زیرا ما در هر قدمی که برمی‌داریم نتیجه آنی آن را طالبیم. خیلی سخت است برای ما که امروز یک زحمتی را متحمل شویم تا در ده سال یا صد سال دیگر منافع آن را هیئت اجتماعی ببرد. این است که زبان اسپرانتو تا این اواخر نتوانست مرکزی برای نشر خود در طهران پیدا کند در صورتیکه هیچ معموره در دنیا یافت نمی‌شود که در آنجا زبان اسپرانتو منتشر نشده باشد مگر در اینجا و بعضی از قارهای افریقا پس قابل‌تقدیر است زحمات آقایان محترمی که بدون تصور منافع آتی دامن همت به کمر زده در صدد تحصیل و ترویج این زبان برآمدند و به‌واسطه جدیت خود ما را به سعادت تشکیل این جشن مفتخر داشتند. بدیهی است اگر ایران در تاریخ اسپرانتو یک صفحه را اشغال کند نام این جوانان باهمت زینت آن صفحه خواهد بود. مختصری از تاریخ اسپرانتو دکتر زامنهوف در ۱۸۵۹ در لهستان متولد شد و در ایام جوانی مدت‌ها برای رفع مخاصمت ملل و استقرار مسالمت بین آن‌ها فکر می‌کرد تا در ۱۸۷۸ اتحاد زبان را مهم‌ترین وسیله دانسته اولین نقشه خود را برای زبان بین‌المللی حاضر کرد و در ۱۸۸۷ موفق به طبع و انتشار کتاب کوچکی در قواعد آن زبان گردید. هرچند تا مدتی دچار تنقید و اعتراضات بود معهذا بنا به قانون طبیعی که هرگاه یک عملی بر روی اساس طبیعی نهاده و موافق احتیاجات وقت باشد بالاخره در سایه جدیت کارکنان ان عمل و مقاومتشان با شداید و موانع پیشرفت خواهدکرد زبان اسپرانتو هم عاقبت بر تعصبات ملی و وطنی و زبانی ملل غلبه و اولین کلوب در باویر (از ممالک آلمان) تاسیس‌گشت. از ۱۸۸۷ تا ۱۹۳۵ نیز هرچند با کمال بطالت و کندی پیشرفت می‌نمود معهذا در ۲۶ مملکت‌های اروپا و آسیا و افریقا و امریکا ۳۰۸ کلوب و مجمع برای نشر این زبان تاسیس‌گرید و از ۱۹۰۵ تا ۱۹۱۰ در عرض پنجسال اسپرانتو به طرزی فوق‌العاده در عالم منتشرگردید و در سنه اختر فوق وضعیت این زبان به‌قرار ذیل بوده عدد کتب طبع شده علمی ادبی اجتماعی فلسفی ۱۸۳۷ جراید ۹۴ مجامع در تمام دنیا ۱۷۹۱ کنگره اسپرانتو که در ممالک متعهده منعقد شد دارای اهمیت زیاد بودند چنانکه پنجمین کنگره در تحت ریاست افتخاری اعلحضرت الفوس پادشاه اسبانی در ۱۹۰۶ منعقد شد. هشتمین کنگره در کراکو با حضور نماینده‌های رسمی دول معظمه و مجامع مهم دنیا در ۱۹۱۲ انعقاد یافت. دهمین کنگره با حضور چهارهزار نفر نمایندگان دنیا در پاریس می‌رفت منعقد شود که متاسفانه اولین روز کنگره با اعلان جنگ اروپا مصادف و کنگره منحل شد. لسان اسپرانتو به‌قدری سهل است که فیلسوف مشهور کنت تولستوی در یک مکتوبی به تاریخ اپریل ۱۸۹۴ می‌نویسد «من در کمتر از دو ساعت توانستم این زبان را بخوانم» آقا باسنیکه در طهران مروری به قواعد این لسان فرموده‌اند مصدق سهولت این زبان می‌باشند. امیدوارم در سایه تشویقات قولی و عملی بزرگان با درایت ایران ما هم موفق شویم یک خشتی از برای سعادت آتیه بشر و اتحاد امم بر روی این بنای مهم کار گذاریم و نیز امیدوارم مدیران معظم جراید امروزه مساعدت قلمی خودشان را دریغ ندارند زیرا جنگ خونخوارانه امروز زمینه صلح پایدار آتیه را تهیه نموده و اسپرانتو یکی از وسایل مهم آن بشمار می‌رود و نشر این زبان خدمت به عالم انسانیت است. بهمن شیدانی *** مقاله مفصل دیگری در همین موضع به قلم آقای ابولقاسم خان رستگار به اداره رسیده است که به‌واسطه ضیق صفحات از درج آن در این شماره معذوریم. عصر جدید * [عصر جدید س ۳، ش ۱۶، ۴ شنبه ۱۲ ذیحجه الحرام ۱۳۳۴ ق مطابق با ۱۱ اکتبر ۱۹۱۶ ص ۵ و ۶]

ادامه دارد

این مقاله در صفحه ۲۳ شماره دهم  مجله پیام سبزاندیشان زمستان ۱۳۸۳ چاپ شده است.

اسپرانتو در ایران (۴) Esperanto en Irano

علیرضا دولتشاهی

نیمهٔ دوم سدهٔ نوزدهم میلادی برای ایران و انسان ایرانی نیز سال‌های تحول بود. سال‌های برخورد سینه به سینه با جهان غرب. در آغازین سال‌های سده بیستم، ثمرهٔ این دگرگونی ذهنی به بار نشست: انقلاب مشروطیت.
در نخستین سال‌های سده سیزدهم قمری – یا دقیق‌تر سال ۱۳۰۵ ق. – بود که نخستین مدارس نوین در ایران پا گرفت. جنبشی که با پای‌مردی زنده‌یاد حسن رشدیه پیر معارف شکل گرفت. با کمی دقت در می‌یابیم که سال ۱۳۰۵ ق.‌‌ همان سالی‌ست که زبان جهانی اسپرانتو به جهانیان عرضه شد. یعنی سال ۱۸۸۷ میلادی. آیا در این هم‌زمانی چیزی نهفته است؟ این هم‌زمانی، هم‌زمانی در گشوده شدن روزنه‌هایی نوین بر مردمان است. انسان ایرانی روزنی گشوده یافت بر جهان دانش روز، و بشریت نیز روزنه‌ای یافت گشوده بر هم‌زیستی، بر دوستی: اسپرانتو.
نقش مدارس نوین در پرورش انسانی جدید، با دیدگاه‌هایی نوین در ایران بر همگان آشکار است. آن مدارس بودند که زمینه ایجاد دارالفنون را مهیا ساختند، و دارالفنون نیز بستری گشت تا اندک زمانی بعد‌تر دانشگاه تهران بنیاد گیرد. امروزه بسیاری از دانش‌آموختگان آن مدارس – خواه مدارس رشدیه، خواه دارالفنون- را به نام می‌شناسیم. اما نقش مدارس اسپرانتو ایران در شکل دادن انسان ایرانی چیست؟
تاکنون با چند تن از بنیادگران این مدارس آشنا شدیم، اما در مورد اسپرانتو آموزان این مدارس چه می‌دانیم؟ چند تن از آن‌ها را فقط در حد نامشان می‌شناسیم؟
اسپرانتو آموزان، در آن سال‌های نخستین جنبش اسپرانتوی ایران، نیز چون امروزه روز، به ترجمه و نگارش از اسپرانتو و دربارهٔ اسپرانتو، دست می‌زدند. از نکته‌های قابل‌توجه در آن نگارش‌ها این است که در کنار نام مترجمان و یا نویسندگان، صفاتی از قبیل محصل اسپرانتو، و یا اسپرانتیست، به‌کار می‌رفت. با پرسه در مطبوعات آن دوره می‌توان این دست نوشتار‌ها را باز جست.
از جریان‌های رایج مطبوعات آن دوره می‌توان به مسابقه‌های قطعات ادبی خاص اشاره کرد. بدین معنا که مثلاً نگارش متنی بی‌نقطه یا بدون یکی از حروف الفبا را برای علاقه‌مندان، به مسابقه می‌گذاشتند. منظور از نگارش متن بی‌نقطه آن نیست که از به کار بردن نقطه بر یا زیر حروف پرهیز کرد، که بدین معناست که از واژگان مترادف، آن را که فاقد نقطه است، به کار برد. یکی از نخستین اسپرانتوآموزانی که در مطبوعات آن دوره نامش دیده می‌شود، فاطمه ملک معظم – محصل اسپرانتو است. او در مسابقه نگارش متن بی‌الفِ نشریه عصر جدید شرکت کرده است. متنی که وی نگارش کرده است در صفحه ۷ شمارهٔ ۵۴ آن نشریه مورخ‌ی، ۲۸ ربیع الاول ۱۳۳۵ ق. برابر با ۲۳ ژانویه ۱۹۱۷ میلادی چاپ‌شده است.
از دیگر اسپرانتوآموزانی که در مطبوعات آن دوره نامش آمده، می‌توان به اشراقیه اشاره کرد. فردی که حتی نمی‌دانیم زن است یا مرد! در نشریهٔ عصر جدید (شماره ۷۱ مورخ ۱۰ جمادی الاول ۱۳۳۵ برابر ۳ مارس ۱۹۱۷) ترجمه‌ای از وی – از زبان جهانی اسپرانتو- با عنوان دموستن درج‌شده است. این ترجمه، شاید نخستین برگردان متنی از اسپرانتو، اما نه دربارهٔ اسپرانتو، در مطبوعات ایران باشد. برای نمونه می‌توان از ترجمه‌هایی دربارهٔ اسپرانتو و از زبان اسپرانتو که پیش‌تر در مطبوعات آن دوره نشر یافته بود، به ترجمه‌ای از موچول خانم مصور اسپرانتیست اشاره کرد. این ترجمه با عنوان احصاییه لسان‌های مهم دنیا در‌‌ همان عصر جدید (شمارهٔ ۴۱ مورخ ۲۵ صفر ۱۳۳۵ برابر ۲۱ دسامبر ۱۹۱) درج شده است. این مقاله از سالنامه رسمی اسپرانتو (Jarlibro) به فارسی برگردانیده شده است.

ترجمه از اسپرانتو توسط فاطمه ملک معظم

ترجمه از اسپرانتو توسط فاطمه ملک معظم

ترجمه از اسپرانتو توسط موچول مصور

ترجمه از اسپرانتو توسط موچول مصور

یکی از جریان‌های فکری که در آن دوران در مطبوعات ایران شکل می‌گرفت، مسئله هویت ملی با نگاه به ایران باستان بود. در میان کوشندگان این خط فکری نمی‌توان از ابوالقاسم آزاد مراغه‌ای نام نیاورد. وی به تاریخ ۱۷ شعبان ۱۳۳۴ نخستین شمارهٔ نشریه خود را به نام نامه پارسی در تهران منتشر کرد. نامه پارسی دوهفته‌نامه‌ای بود که می‌توان آن را نخستین نشریه ایرانی دانست که به زبان فارسی سره منتشر می‌شد. شعار نامه پارسی چنین بود: نگهبان کشور زبان کشور است. مقالات درج‌شده در این نشریه، بیانگر شوری ناسیونالیستی بود. اما ناسیونالیسمی که رنگی رومانتیک دارد و حسرت از یاد رفتن شکوه باستانی ایران و رجعت به آن را درمان و چاره‌ای بر عقب‌ماندگی ایران آن عصر می‌داند. آزاد مراغه‌ای، بر آن است که زبان فارسی نه تنها بر جهان تأثیر گذاشته است، بلکه شاید تنها زبانی است که می‌تواند و باید جهانی شود. هرچند وی اصولاً به جهانی شدن زبانی امیدوار نیست.
در یکی از شماره‌های نشریهٔ نامه پارسی (ش۶، ۱۶ شهریور ۵۱۳۵ باستانی برابر با ۳ ذیقعده ۱۳۳۴ تازی)، نامه‌ای از یک اسپرانتودان ایرانی منتشرشده. نام وی ف. عبدالله‌زاده است. آنچه در بارهٔ این نامه مهم است، تاریخ آن است. نامه در شماره مورخ ۳ ذیقعده درج‌شده است. به یاد بیاوریم که نخستین باهمآد اسپرانتو در تهران، به تاریخ ۳۰ ذیقعده‌‌ همان سال برپاگشته بود. یعنی نامه مزبور ۲۷ روز پیش‌تر از برپایی آن باهمآد منتشر گشته است. پس ف. عبدالله‌زاده را باید یکی از نخستین کوشندگان زبان جهانی اسپرانتو در ایران بدانیم. اما، او به راستی کیست؟ نگارنده در هیچ یک از منابع اسپرانتو، نامی از وی نیافته است.
در آن نامه عبدالله‌زاده پس از اشاره به کوشش‌های آزاد مراغه‌ای در یافتن برابرهایی برای واژگانی از قبیل: تلگراف، اتوموبیل، سیگار، … می‌نویسد که» بهتر است بزرگان و دانشمندان یک زبان خوب و رسا را از میان زبان‌های ملی به‌عنوان زبان جهانی برگزینند تا همگان آن را آموخته و به کار برند «. اما در پایان نامه‌اش- که با واژگان دساتیری به کار گرفته توسط آزاد مراغه‌ای نگاشته شده است – می‌نویسد: «اگر از سودهای زبان فراسنداجان (بین‌المللی) آگاه باشید و برنایشتی (تعصب) نژادی را به کنار گُزاشته زاکان و بربست (قاعده و قانون) اسپرانتو را بدانید بی‌درنگ شما هم از اسپرانتو خواهان می‌شوید. امیدوارم که این نگارش بنده را با پاسخش در نامه نامی بگنجانید».
آزاد مراغه‌ای در‌‌ همان شماره پاسخ این نامه را داده است. پاسخی که در جای خود قابل تأمل است: «که این کار ما با روایش دادن زبان فرسنداجان هیچ گونه دشمیزی (منافات) ندارد چنانکه خود ایشان هم در میان گفتار خود پذیرفته‌اند آری اگر چه ما در شماره دوم درباره زبان فرسنداجان به خوبی نوسیره (بحث) نموده و گفته‌ایم که این کارهای نشدنی است و نایکسانی زبان را خداوند دانا و توانا برای خوبی وبهبودی جهانیان هال (قرار) داده با همه آن‌ها ما با اندیشه‌ای یگانه دانشمند کیهان دکتر زامنهوف همراهی داریم و تا یک اندازه برای جهانیان سودمندش می‌پنداریم. اگر نگارنده گویش (مقاله) بالا خود را بما بشناسانند و گفتگو نمایند خواهند دید که ما هم از برادران و همراهان ایشان هستیم.»

عصر جدید (شماره ۷۱ مورخ ۱۰ جمادی الاول ۱۳۳۵ برابر ۳ مارس ۱۹۱۷) اولین ترجمه از اسپرانتو به فارسی؟

عصر جدید (شماره ۷۱ مورخ ۱۰ جمادی الاول ۱۳۳۵ برابر ۳ مارس ۱۹۱۷) اولین ترجمه از اسپرانتو به فارسی؟

ادامه دارد

این مقاله در صفحه ۱۷ شماره چهارم  مجله پیام سبزاندیشان تابستان ۱۳۸٢ چاپ شده است.