اولین هیئت رئیسه سازمان جوانان اسپرانتودان ایران

اولین انتخابات هیئت رئیسه سازمان جوانان اسپرانتودان ایران در  سال ۱۳۷۴ برگزار شد که هیئت رئیسه انتخابی عبارت بودند از:

رضا ترابی (رئیس) ، فریبا نوری مجد (جانشین)، حمزه شفیعی (روابط عمومی)، عباس باغستانی (صندوقدار)، جمشید احمدی (روابط خارجی)

اولین هیئت رئیسه سازمان جوانان اسپرانتودان ایران

اولین هیئت رئیسه سازمان جوانان اسپرانتودان ایران: رضا ترابی، فریبا نوری مجد، حمزه شفیعی، عباس باغستانی، جمشید احمدی

اسپرانتو در ایران به روایت اسناد انجمن جهانی اسپرانتو ۲

بخش دوم بررسی ما پس از انقلاب ۵۷ تا اعلام رسمی انجمن اسپرانتوی ایران در سال ۱۳۸۴ را شامل می‌شود

دههٔ ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ دوران شکوفایی و بالندگی اسپرانتو از نظر کیفی و کمی در ایران است. سند این ادعا رشد شبکهٔ نمایندگان سازمان جهانی اسپرانتو (UEA) – دارای روابط رسمی با سازمان ملل متحد و یونسکو – در ایران است. در بیست سال انتهایی قرن بیستم ایرانیان تا رده‌های اجرایی جنبش جهانی اسپرانتو گام برداشتند و به تعامل و مشارکتی پویا در جنبه‌های گوناگون با سازمان جهانی اسپرانتو پرداختند، کاری که نسل‌های پیشین ایشان هرگز بدان نپرداخته بودند. همان‌گونه که در بخش نخستین این مطلب ذکر شد، در مدت ۶۸ سال سازمان جهانی اسپرانتو ۲۰ نماینده از ۱۱ شهر ایران را تجربه کرده بود اما از سال ۱۳۵۹ به بعد تعداد نمایندگان و شهرهای دارای نمایندگی رو به فزونی گذاشت. برای اولین بار سازمان جهانی اسپرانتو در ایران سر نماینده معرفی می‌کند و از ایران عضوهای افتخاری برمی‌گزیند. کمیتهٔ مرکزی سازمان از اعضای ایرانی برخوردار می‌شود و برخی نیز تا رده‌های اجرایی شاخهٔ جوانانِ سازمان جهانی اسپرانتو پیش می‌روند. همهٔ این دگرگونی‌ها نشان از پویایی اسپرانتو در ایران دارد. پیدایش نمایندگان متخصص و تنوع رشته‌ها نیز نشانهٔ دیگری از عمق پیدا کردن اسپرانتو در ایران است.
نکته‌ای که نگارنده لازم می‌داند در این‌جا بدان اشاره کند پیدایش بانوانِ اسپرانتودان ایرانی در دهه‌یی ۱۹۸۰ است و این‌که تا قبل از آن ما جز نامی، هیچ‌شناختی از بانوان اسپرانتودان ایرانی نداشته‌ایم اما در این بیست سال اخیر ایشان با ظهور خود ۳۱% از صفوف فعالان اسپرانتو را (در رابطه با سازمان جهانی اسپرانتو از آغاز تا به یایان سال ۲۰۰۴) تشکیل داده‌اند. اینک ادامهٔ مطلب از سال ۱۹۸۰ تا پایان سال ۱۹۹۸ میلادی را ملاحظه می‌کنید.
تعاریف و توضیحات:
– هر عضو سازمان جهانی اسپرانتو حداقل پس از یک سال از تاریخ عضویت می‌تواند تقاضای نمایندگی کند.
سر نماینده کسی است که از طرف انجمن کشوری اسپرانتو به سازمان جهانی اسپرانتو معرفی می‌شود و پس از تأیید سازمان جهانی به رتق‌وفتق امور سازمان در کشور موردنظر می‌پردازد و بخشی از کارهای دفتر مرکزی سازمان جهانی را انجام می‌دهد.
ـ نماینده کسی است که به دیگر اعضا خدمات عمومی، مانند اطلاعات بومی و منطقه‌ای، ارائه می‌دهد.
ـ نمایندهٔ متخصص کسی است که در رشته یا رشته‌هایی که برمی‌گزیند (حداکثر ۳ مورد) به دیگر اعضا در سراسر جهان اطلاعات ارائه می‌دهد.
ـ نمایندهٔ جوان شخصی است که حداقل ۱۶ و حداکثر ۲۹ سال سن دارد و به امور جوانان می‌پردازد.
ـ تمامی فعالیت‌های نمایندگی در همهٔ رده‌ها داوطلبانه و افتخاری است.
ـ در هر کشور تنها یک سر نماینده و در هر شهر تنها یک نماینده و نمایندهٔ جوان می‌تواند وجود داشته باشد. برای تعداد نمایندگی‌های تخصصی هیچ محدودیتی وجود ندارد جز اینکه از هر رشته فقط یک نماینده در هر شهر می‌تواند وجود داشته باشد.
عضو افتخاری سازمان جهانی اسپرانتو کسی است که فعالیت‌های ارزشمندی را برای گسترش اسپرانتو انجام داده است و از طرف کمیتهٔ مرکزی سازمان جهانی اسپرانتو انتخاب می‌شود.
ـ عضو کمیتهٔ مرکزی سازمان کسی است که: به‌عنوان نمایندهٔ اعضا انتخاب‌شده است یا به‌عنوان نمایندهٔ انجمن کشوری معرفی‌شده است. و یا به‌عنوان عضو کمیسیون کاری از طرف دیگر اعضای کمیتهٔ مرکزی (با رعایت اصول جاری) انتخاب‌شده است.
ـ همکار مالی کشوری شخص یا سازمانی است که امور مربوط به پرداخت‌ها را از اشخاص (اعضا) به پول محلی دریافت و به سازمان جهانی منتقل می‌کند.

۱۹۸۰ (۱۳۵۹) صفحهٔ ۲۶۸، تهران: بدیع الله صمیمی: مربی دانشگاه و کتابدار.

۱۹۸۱ (۱۳۶۰) صفحهٔ ۲۴۰، تهران: بدیع الله صمیمی: مربی دانشگاه و کتابدار.

۱۹۸۲ (۱۳۶۱) صفحهٔ ۲۶۸، بهشهر: مسلم گرجی‌پور: معلم. تهران: بدیع الله صمیمی: مربی دانشگاه و کتابدار.

۱۹۸۳ (۱۳۶۲): صفحهٔ ۲۳۳، بهشهر: مسلم گرجی‌پور، معلم. تهران:بدیع الله صمیمی: مربی دانشگاه و کتابدار.

۱۹۸۴ (۱۳۶۳): صفحهٔ ۱۴، اعضای افتخاری سازمان جهانی اسپرانتو: (اولین عضو ایرانی) دکتر م. ح. صاحب زمانی
صفحهٔ ۲۴۴، (اولین) سر نماینده (ی سازمان جهانی اسپرانتو در ایران): احمدرضا ممدوحی
بهشهر: مسلم گرجی‌پور، آموزگار.
قلهک: بیژن پورمتراحی، آرشیتکت.
شیراز: محمد سامانی‌پور، معلم ادبیات دبیرستان.
تهران: صفحهٔ ۲۴۵، بدیع الله صمیمی (مربی دانشگاه و کتابدار). (اولین نمایندهٔ جوان از ایران): سروش محمدزاده، دانشجو.
(اولین نمایندگان تخصصی): مولود ثقفیان: معلم دبیرستان (امور آموزشی)، شیرین احمدنیا: دانشجو (مکاتبات بین‌المللی)، گیتی احمدنیا: دانشجو (امور دانشجویی)، حشمت فرجی- یالچین: آموزگار (جهانگردی).

۱۹۸۵ (۱۳۶۴): صفحهٔ ۲۲۰، سر نماینده: احمدرضا ممدوحی
قلهک: بیژن پورمتراحی، آرشیتکت (دوره‌های مکاتبه‌ای اسپرانتو).
شیراز: محمد سامانی‌پور: معلم ادبیات دبیرستان.
تجریش: نماینده جوان: فریفته سعیدی: دانشجوی الکترونیک.
تهران: جواد رفیع‌زاده شاهی، معلم زبان. نماینده جوان: سروش محمدزاده، دانشجو.
نمایندگان تخصصی: علی اکبر همتی، حسابدار (اقتصاد)، فاطمه اوتاد: پرستار (پرستاری)، مولود ثقفیان: معلم دبیرستان (امور آموزشی)، شیرین احمدنیا: دانشجو (مکاتبات بین‌المللی)، اسکندر عبدالله‌پور: ارزیاب (ارزیابی) فاطمه فرجی: دفتردار شهرداری (کارهای اجتماعی)، گیتی احمدنیا: دانشجو (امور دانشجویی)، منیره فهمی: بازنشسته (مخابرات)، حشمت فرجی- یالچین: آموزگار (جهانگردی).

۱۹۸۶ (۱۳۶۵): صفحهٔ ۲۳۰، سر نماینده: خانم صاحب زمانی (ژیلا صدیقی)
قلهک: بیژن پورمتراحی: آرشیتکت (دوره‌های مکاتبه‌ای اسپرانتو).
شیراز: محمد سامانی‌پور: معلم ادبیات دبیرستان.
تجریش: نمایندهٔ جوان: فریفته سعیدی، دانشجوی الکترونیک.
نماینده تهران: جواد رفیع‌زاده شاهی، معلم زبان. نماینده جوان: سروش محمدزاده: دانشجو.
نمایندگان تخصصی: علی‌اکبر همتی: حسابدار (اقتصاد)، فاطمه اوتاد: پرستار (پرستاری)، مولود ثقفیان: معلم دبیرستان (امور آموزشی)، شیرین احمدنیا: دانشجو (مکاتبات بین‌المللی)، اسکندر عبدالله‌پور: ارزیاب (ارزیابی) فاطمه فرجی: دفتردار شهرداری (کارهای اجتماعی)، گیتی احمدنیا: دانشجو (امور دانشجویی)، منیره فهمی: بازنشسته (مخابرات)، حشمت فرجی- یالچین: آموزگار (جهانگردی).

۱۹۸۷ (۱۳۶۶): صفحه‌یی ۹-۲۶۸، سرنماینده: خانم ژ. ص. صاحب‌زمانی
قلهک: بیژن پورمتراحی: آرشیتکت (دوره‌های مکاتبه‌ای اسپرانتو).
شیراز: محمد سامانی‌پور: معلم ادبیات دبیرستان.
تجریش: نمایندهٔ جوان: فریفته سعیدی، دانشجوی الکترونیک.
نماینده تهران: جواد رفیع‌زاده شاهی، معلم زبان.
نماینده جوان: سروش محمدزاده: دانشجو.
نمایندگان تخصصی: پرینوش صنیعی: مدیر برنامه‌ریزی پژوهش (مدیریت)، محمد کرام‌الدینی: دبیر زیست‌شناسی (زیست‌شناسی)، علی اکبر همتی، حسابدار (اقتصاد)، بهروز عطایی: مهندس مکانیک (نشر)، فاطمه اوتاد: پرستار (پرستاری)، کامبیز قدیری، تکنسین داروسازی (عکاسی)، ژاله صدیقی نویدی: معلم جغرافیا (جغرافیا)، مولود ثقفیان: معلم دبیرستان (امور آموزشی)، م. ر. خیرخواه: روزنامه نگار (روزنامه‌نگاری)، احمد پورزاده: شیمیدان (شیمی)، علی خوش‌مشربان: بازرگان (بازرگانی)، شیرین احمدنیا: دانشجو (مکاتبات بین‌المللی)، اسکندر عبدالله‌پور: ارزیاب (ارزیابی) فاطمه فرجی: دفتردار شهرداری (کارهای اجتماعی)، گیتی احمدنیا: دانشجو (امور دانشجویی)، منیره فهمی: بازنشسته (مخابرات)، حشمت فرجی- یالچین: آموزگار (جهانگردی).
تهرانسر: بتول صمدی.

۱۹۸۸ (۱۳۶۷): صفحه‌یی ۵-۲۶۴، سر نماینده: خانم ژ. ص. صاحب زمانی
شیراز: محمد سامانی‌پور: معلم ادبیات دبیرستان.
نماینده تهران: جواد رفیع‌زاده شاهی، معلم زبان. نماینده جوان: سروش محمدزاده: دانشجو.
نمایندگان تخصصی: پرینوش صنیعی: مدیر برنامه‌ریزی پژوهش (مدیریت)، محمد کرام‌الدینی: دبیر زیست‌شناسی (زیست‌شناسی)، علی‌اکبر همتی، حسابدار (اقتصاد)، بهروز عطایی: مهندس مکانیک (نشر)، فاطمه اوتاد: پرستار (پرستاری)، کامبیز قدیری، تکنسین داروسازی (عکاسی)، ژاله صدیقی نویدی: معلم جغرافیا (جغرافیا)، مولود ثقفیان: معلم دبیرستان (امور آموزشی)، م. ر. خیرخواه: روزنامه‌نگارروزنامه‌نگاری)، احمد پورزاده: شیمیدان (شیمی)، علی خوش‌مشربان: بازرگان (بازرگانی)، احمد ساسانی: کامپیوترکار (کامپیو‌تر)، شیرین احمدنیا: دانشجو (مکاتبات بین‌المللی)، اسکندر عبدالله‌پور: ارزیاب (ارزیابی) فاطمه فرجی: دفتردار شهرداری (کارهای اجتماعی)، منیره فهمی: بازنشسته (مخابرات)، حشمت فرجی- یالچین: آموزگار (جهانگردی).
تهرانسر: بتول صمدی.

۱۹۸۹ (۱۳۶۸): صفحهٔ ۸-۲۶۶، سر نماینده: خانم ژ. ص. صاحب زمانی
شیراز: محمد سامانی‌پور: معلم ادبیات دبیرستان.
تجریش: نمایندهٔ جوان: فریفته سعیدی، دانشجوی الکترونیک.
نماینده تهران: جواد رفیع‌زاده شاهی، معلم زبان. نماینده جوان: سروش محمدزاده: دانشجو.
نمایندگان تخصصی: پرینوش صنیعی: مدیر برنامه‌ریزی پژوهش (مدیریت)، محمد کرام‌الدینی: دبیر زیست‌شناسی (زیست‌شناسی)، بهروز عطایی: مهندس مکانیک (نشر)، فاطمه اوتاد: پرستار (پرستاری)، کامبیز قدیری، تکنسین داروسازی (عکاسی)، ژاله صدیقی نویدی: معلم جغرافیا (جغرافیا)، م. ر. خیرخواه: روزنامه‌نگارروزنامه‌نگاری)، احمد پورزاده: شیمیدان (شیمی)، علی خوش‌مشربان: بازرگان (بازرگانی)، احمد ساسانی: کامپیوترکار (کامپیو‌تر)، شیرین احمدنیا: دانشجو (مکاتبات بین‌المللی)، اسکندر عبدالله‌پور: ارزیاب (ارزیابی)، فاطمه فرجی: دفتردار شهرداری (کارهای اجتماعی)، منیره فهمی: بازنشسته (مخابرات).
تهرانسر: بتول صمدی.
۱۹۹۰ (۱۳۶۹): صفحهٔ ۶-۲۶۵، سر نماینده: خانم ژ. ص. صاحب زمانی
شیراز: محمد سامانی‌پور: معلم ادبیات دبیرستان.
تجریش: نمایندهٔ جوان: فریفته سعیدی، دانشجوی الکترونیک.
نمایندگان تخصصی: پرینوش صنیعی: مدیر برنامه‌ریزی پژوهش (مدیریت)، محمد کرام‌الدینی: دبیر زیست‌شناسی (زیست‌شناسی)، بهروز عطایی: مهندس مکانیک (نشر)، فاطمه اوتاد: پرستار (پرستاری)، کامبیز قدیری، تکنسین داروسازی (عکاسی)، ژاله صدیقی نویدی: معلم جغرافیا (جغرافیا)، م. ر. خیرخواه: روزنامه‌نگارنگار (روزنامه‌نگاری)، علی خوش‌مشربان: بازرگان (بازرگانی)، شیرین احمدنیا: دانشجو (مکاتبات بین‌المللی)، اسکندر عبدالله‌پور: ارزیاب (ارزیابی)، فاطمه فرجی زنوز: دفتردار شهرداری (کارهای اجتماعی)، منیره فهمی: بازنشسته (مخابرات).
تهرانسر: بتول صمدی.

۱۹۹۱ (۱۳۷۰): صفحهٔ ۱۸، کمیتهٔ مرکزی سازمان جهانی اسپرانتو: (اولین ایرانی) خانم ژ. ص. صاحب زمانی
صفحهٔ ۷-۲۶۶، سرنماینده: خانم ژ. ص. صاحب زمانی
شیراز: محمد سامانی‌پور: معلم ادبیات دبیرستان.
تجریش: نمایندهٔ جوان: فریفته سعیدی، دانشجوی الکترونیک.
نمایندگان تخصصی: پرینوش صنیعی: مدیر برنامه‌ریزی پژوهش (مدیریت)، محمد کرام‌الدینی: دبیر زیست‌شناسی (زیست‌شناسی)، بهروز عطایی: مهندس مکانیک (نشر)، فاطمه اوتاد: پرستار (پرستاری)، کامبیز قدیری، تکنسین داروسازی (عکاسی)، ژاله صدیقی نویدی: معلم جغرافیا (جغرافیا)، م. ر. خیرخواه: روزنامه‌نگار (روزنامه‌نگاری)، علی خوش‌مشربان: بازرگان (بازرگانی)، اسکندر عبدالله‌پور: ارزیاب (ارزیابی)، فاطمه فرجی زنوز: دفتردار شهرداری (کارهای اجتماعی)، منیره فهمی: بازنشسته (مخابرات).
تهرانسر: بتول صمدی.

۱۹۹۲ (۱۳۷۱): صفحهٔ ۵۰-۲۴۹، سر نماینده: خانم ژ. ص. صاحب زمانی
شیراز: محمد سامانی‌پور: معلم ادبیات دبیرستان.
تهران: نمایندهٔ جوان: فریفته سعیدی، دانشجوی الکترونیک.
نمایندگان تخصصی: پرینوش صنیعی: مدیر برنامه‌ریزی پژوهش (مدیریت)، محمد کرام‌الدینی: دبیر زیست‌شناسی (زیست‌شناسی)، بهروز عطایی: مهندس مکانیک (نشر)، فاطمه اوتاد: پرستار (پرستاری)، کامبیز قدیری، تکنسین داروسازی (عکاسی)، ژاله صدیقی نویدی: معلم جغرافیا (جغرافیا)، م. ر. خیرخواه: روزنامه‌نگارنگار (روزنامه‌نگاری)، علی خوش‌مشربان: بازرگان (بازرگانی)، اسکندر عبدالله‌پور: ارزیاب (ارزیابی)، فاطمه فرجی زنوز: دفتردار شهرداری (کارهای اجتماعی)، منیره فهمی: بازنشسته (مخابرات).
تهرانسر: بتول صمدی.

۱۹۹۳ (۱۳۷۲): صفحهٔ ۱۷، کمیتهٔ مرکزی سازمان جهانی اسپرانتو: خانم ژ. ص. صاحب‌زمانی.
صفحهٔ ۲۱۳، سر نماینده: خانم ژ. ص. صاحب زمانی
مشهد: جواد کمالی: دانشجو (زبان‌های فرانسه و فارسی)، دکتر کیهان صیادپور: پزشک (پزشکی).
رضوانشهر چوکا: فاضل تیموری: آموزگار (زبان انگلیسی).
شیراز: محمد سامانی‌پور: معلم ادبیات دبیرستان.
تجریش: فریفته سعیدی، مهندس الکترونیک (الکترونیک).
تهران: نمایندهٔ جوان: دره درخشان.
نمایندگان تخصصی: پرینوش صنیعی: مدیر برنامه‌ریزی پژوهش (مدیریت)، محمد کرام‌الدینی: دبیر زیست‌شناسی (زیست‌شناسی)، بهروز عطایی: مهندس مکانیک (نشر)، فاطمه اوتاد: پرستار (پرستاری)، کامبیز قدیری، تکنسین داروسازی (عکاسی)، علی خوش‌مشربان: بازرگان (بازرگانی)، اسکندر عبدالله‌پور: ارزیاب (ارزیابی)، فاطمه فرجی زنوز: دفتردار شهرداری (کارهای اجتماعی)، منیره فهمی: بازنشسته (مخابرات).
تهرانسر: بتول صمدی.

۱۹۹۴ (۱۳۷۳): صفحهٔ ۱۶، کمیتهٔ مرکزی سازمان جهانی اسپرانتو: خانم ژ. ص. صاحب‌زمانی.
صفحهٔ ۵۵، بخش جوانان: سازمان جوانان اسپرانتودان ایران.
صفحهٔ ۲۰۵، سر نماینده: خانم ژ. ص. صاحب زمانی
مشهد: دکتر کیهان صیادپور: پزشک (پزشکی).
شیراز: محمد سامانی‌پور: معلم ادبیات دبیرستان.
تجریش: فریفته سعیدی، مهندس الکترونیک (الکترونیک).
تهران: نمایندهٔ جوان: دره درخشان.
نمایندگان تخصصی: پرینوش صنیعی: مدیر برنامه‌ریزی پژوهش (مدیریت)، محمد کرام‌الدینی: دبیر زیست‌شناسی (زیست‌شناسی)، بهروز عطایی: مهندس مکانیک (نشر)، فاطمه اوتاد: پرستار (پرستاری)، کامبیز قدیری، تکنسین داروسازی (عکاسی)، علی خوش‌مشربان: بازرگان (بازرگانی)، فاطمه فرجی زنوز: دفتردار شهرداری (کارهای اجتماعی)، منیره فهمی: بازنشسته (مخابرات).
تهرانسر: بتول صمدی.

۱۹۹۵ (۱۳۷۴): صفحهٔ ۱۶، کمیتهٔ مرکزی سازمان جهانی اسپرانتو: خانم ژ. ص. صاحب زمانی.
صفحهٔ ۳۱، واسطهٔ کشوری: انتشارات عطایی
صفحهٔ ۵۳، بخش جوانان: سازمان جوانان اسپرانتودان ایران
صفحه‌یی ۲۰۰- ۱۹۹، سر نماینده: خانم ژ. ص. صاحب زمانی
مشهد: جواد کمالی: دانشجو (زبان‌های فرانسه و فارسی)، دکتر کیهان صیادپور: پزشک (پزشکی).
رضوانشهر چوکا: فاضل تیموری: آموزگار (زبان انگلیسی).
شیراز: محمد سامانی‌پور: معلم ادبیات دبیرستان.
تجریش: فریفته سعیدی، مهندس الکترونیک (الکترونیک).
نمایندگان تخصصی: پرینوش صنیعی: مدیر برنامه‌ریزی پژوهش (مدیریت)، محمد کرام‌الدینی: دبیر زیست‌شناسی (زیست‌شناسی)، بهروز عطایی: مهندس مکانیک (نشر)، فاطمه اوتاد: پرستار (پرستاری)، کامبیز قدیری، تکنسین داروسازی (عکاسی)، ژاله صدیقی نویدی: معلم جغرافیا (جغرافیا)، علی خوش‌مشربان: بازرگان (بازرگانی)، فاطمه فرجی زنوز: دفتردار شهرداری (کارهای اجتماعی)، منیره فهمی: بازنشسته (مخابرات).
تهرانسر: بتول صمدی.

۱۹۹۶ (۱۳۷۵): صفحهٔ ۵۰، اعضای کمیته مرکزی سازمان جهانی جوانان اسپرانتودان: م. ر. ترابی
صفحهٔ ۳۳، همکار مالی کشوری: انتشارات عطایی
صفحهٔ ۵۲، بخش جوانان: سازمان جوانان اسپرانتودان ایران.
صفحه‌یی ۱۹۶، مشهد: نماینده: جواد کمالی: دانشجو (زبان‌های فرانسه و فارسی)، دکتر کیهان صیادپور: پزشک (پزشکی).
رشت: فاضل تیموری: آموزگار (زبان انگلیسی).
شیراز: محمد سامانی‌پور: معلم ادبیات دبیرستان.
تهران: نماینده جوان: پریسا رضایی
نمایندگان تخصصی: محمد کرام‌الدینی: دبیر زیست‌شناسی (زیست‌شناسی)، حمزه شفیعی: مهندس مخابرات (روش تدریس اسپرانتو، مخابرات، میهمانی با پاسپورت)، بهروز عطایی: مهندس مکانیک (نشر)، پرینوش صنیعی: مدیر برنامه‌ریزی پژوهش (مدیریت)، فاطمه اوتاد: پرستار (پرستاری)، کامبیز قدیری، تکنسین داروسازی (عکاسی)، ژاله صدیقی نویدی: معلم جغرافیا (جغرافیا)، علی خوش‌مشربان: بازرگان (بازرگانی)، فریفته سعیدی ربیعی: مهندس الکترونیک (کامپیو‌تر)، آذر فرجی زنوز: حسابدار (حسابداری دوبل)، مریم نظامی: آموزگار موسیقی (موسیقی کلاسیک، ادبیات اسپرانتو، نقاشی)، سید نواب مظفری: مدیر (حسابداری و دفترداری)، فاطمه فرجی زنوز: دفتردار شهرداری (کارهای اجتماعی).
تهرانسر: بتول صمدی.

۱۹۹۷ (۱۳۷۶): صفحهٔ ۵۱، اعضای کمیته مرکزی سازمان جهانی جوانان اسپرانتودان: کیهان صیادپور، م. رضا ترابی
صفحهٔ ۳۳، همکارهای مالی کشوری: انتشارات عطایی
صفحهٔ ۵۵، بخش جوانان: سازمان جوانان اسپرانتودان ایران.
صفحه‌یی ۲۰۱، مشهد: نماینده: جواد کمالی: دانشجو (زبان‌های فرانسه و فارسی)، دکتر کیهان صیادپور: پزشک (پزشکی).
رشت: فاضل تیموری: آموزگار (زبان انگلیسی).
شیراز: محمد سامانی‌پور: معلم ادبیات دبیرستان.
تهران: نماینده: ژیلا صدیقی
تهران: نماینده جوان: پریسا رضایی
نمایندگان تخصصی: عباس خسروآبادی (مهندسی صنایع، فعالیت‌های اسپرانتویی)، م. رضا ترابی: دانشجو (جوانان، اسلام، جهانگردی)، محمد کرام‌الدینی: دبیر زیست‌شناسی (زیست‌شناسی)، حمزه شفیعی: مهندس مخابرات (روش تدریس اسپرانتو، مخابرات، میهمانی با پاسپورت)، زهرا کریمی موغاری: استاد دانشگاه (اقتصاد، ترجمه: انگلیسی- اسپرانتو)، بهروز عطایی: مهندس مکانیک (نشر)، پرینوش صنیعی: مدیر برنامه‌ریزی پژوهش (مدیریت)، عبداله حکیم‌نژاد: کارمند (فلسفه)، فاطمه اوتاد: پرستار (پرستاری، موسیقی)، کامبیز قدیری، تکنسین داروسازی (عکاسی، داروسازی)، ژاله صدیقی نویدی: معلم جغرافیا (جغرافیا، تاریخ)، علی خوش‌مشربان: بازرگان (بازرگانی)، فریفته سعیدی ربیعی: مهندس الکترونیک (کامپیو‌تر)، آذر فرجی زنوز: حسابدار (حسابداری دوبل)، فریبا نوری مجد (ادبیات فارسی، امور زنان)، مریم نظامی: آموزگار موسیقی (موسیقی کلاسیک، ادبیات اسپرانتو، نقاشی)، مرتضی حبیب‌پور: نقاش (نقاشی)، سید نواب مظفری: مدیر (حسابداری و دفترداری)، فاطمه فرجی زنوز: دفتردار شهرداری (کارهای اجتماعی)، غلامرضا آذرهوشنگ: ماساژ-درمانگردرمانگر (یومی‌هو تراپی، ادبیات، روزنامه‌نگاری).

۱۹۹۸ (۱۳۷۷): صفحهٔ ۵۴، اعضای کمیته مرکزی سازمان جهانی جوانان اسپرانتودان: م. رضا ترابی (عضو هیات رییسه سازمان جهانی جوانان اسپرانتودان)
صفحهٔ ۳۶، همکارهای مالی کشوری: انتشارات عطایی، کانون اسپرانتو ایران (سبزاندیشان)
صفحهٔ ۵۷، بخش جوانان: سازمان جوانان اسپرانتودان ایران.
صفحه‌یی ۴-۲۰۲، کنگاور: نماینده: نماینده جوان: علی‌اصغر کوثری (آموزش، مذهب: اسلام)
مشهد: نماینده: جواد کمالی: دانشجو (زبان‌های فرانسه و فارسی)، دکتر کیهان صیادپور: پزشک (پزشکی).
قزوین: فاضل تیموری: آموزگار (زبان انگلیسی).
شیراز: نماینده: محمد سامانی‌پور: معلم ادبیات دبیرستان.
تهران: نماینده: ژیلا صدیقی
تهران: نماینده جوان: پریسا رضایی
نمایندگان تخصصی: محمد کرام‌الدینی: دبیر زیست‌شناسی (زیست‌شناسی)، حمزه شفیعی: مهندس مخابرات (روش تدریس اسپرانتو، مخابرات، میهمانی با پاسپورت)، زهرا کریمی موغاری: استاد دانشگاه (اقتصاد، ترجمه: انگلیسی- اسپرانتو)، بهروز عطایی: مهندس مکانیک (نشر)، پرینوش صنیعی: مدیر برنامه‌ریزی پژوهش (مدیریت)، عبداله حکیم‌نژاد: کارمند (فلسفه)، فاطمه اوتاد: پرستار (پرستاری، موسیقی)، کامبیز قدیری، تکنسین داروسازی (عکاسی، داروسازی)، ژاله صدیقی نویدی: معلم جغرافیا (جغرافیا، تاریخ)، عباس خسروآبادی: فعال اسپرانتو (مهندسی صنایع، فعالیت‌های اسپرانتویی)، م. رضا ترابی: مدیر، آموزگار اسپرانتو (جوانان، اسلام، جهانگردی)، علی خوش‌مشربان: بازرگان (بازرگانی)، فریفته سعیدی ربیعی: مهندس الکترونیک (کامپیو‌تر)، عباس باغستانی: مهندس کامپیو‌تر (برنامه‌نویسی کامپیو‌تر، حروفچینی)، آذر فرجی زنوز: حسابدار (حسابداری دوبل)، فریبا نوری مجد (ادبیات فارسی، امور زنان)، مریم نظامی: آموزگار موسیقی (موسیقی کلاسیک، ادبیات اسپرانتو، نقاشی)، مرتضی حبیب‌پور: نقاش (نقاشی)، سید نواب مظفری: مدیر (حسابداری و دفترداری)، فاطمه فرجی زنوز: دفتردار شهرداری (کارهای اجتماعی)، غلامرضا آذرهوشنگ: ماساژ- درمانگر (یومی‌هو تراپی، ادبیات، روزنامه‌نگاری).
دفتر اسپرانتو در تهران: کانون اسپرانتو ایران (سبزاندیشان).

۱۹۹۹ (۱۳۷۸): صفحهٔ ۱۶، اعضای افتخاری سازمان جهانی اسپرانتو: دکتر م. صاحب زمانی.
صفحهٔ ۲۰، اعضای کمیته مرکزی سازمان جهانی اسپرانتو: م. رضا ترابی
صفحهٔ ۵۱، اعضای کمیته مرکزی سازمان جهانی جوانان اسپرانتودان: عباس باغستانی
صفحهٔ ۵۳، اعضای هیئت رئیسهٔ سازمان جهانی جوانان اسپرانتودان: م. رضا ترابی
صفحهٔ ۵۶، بخش جوانان: سازمان جوانان اسپرانتودان ایران.
صفحه‌یی ۵-۲۰۴، کنگاور: نماینده: نماینده جوان: علی‌اصغر کوثری (آموزش، مذهب: اسلام)
کرج: نماینده: سروش محمدزاده: برنامه‌نویس کامپیو‌تر (کامپیو‌تر، حسابداری) معاون نماینده: حمید شاعری: کارمند بانک (عکاسی، زبان، فرهنگ)
مشهد: نماینده: جواد کمالی: دانشجو (زبان‌های فرانسه و فارسی)، دکتر کیهان صیادپور: پزشک (پزشکی). باشگاه محلی: هر ماه همایش محلی برقرار است.
قزوین: نماینده: فاضل تیموری: آموزگار (زبان انگلیسی).
شیراز: نماینده: محمد سامانی‌پورپور (جهانگردی، کوه‌نوردی، کامپیو‌تر).
تهران: نماینده: ژیلا صدیقی
تهران: نماینده جوان: پریسا رضایی
نمایندگان تخصصی: محمد کرام‌الدینی: دبیر زیست‌شناسی (زیست‌شناسی)، بهروز عطایی: مهندس مکانیک (نشر)، پرینوش صنیعی: مدیر برنامه‌ریزی پژوهش (مدیریت)، عبداله حکیم‌نژاد: کارمند (فلسفه)، فاطمه اوتاد: پرستار (پرستاری، موسیقی)، کامبیز قدیری، تکنسین داروسازی (عکاسی، داروسازی)، ژاله صدیقی نویدی: معلم جغرافیا (جغرافیا، تاریخ)، م. رضا ترابی: مدیر، آموزگار اسپرانتو (جوانان، اسلام، جهانگردی)، آذر فرجی زنوز: حسابدار (حسابداری دوبل)، فریبا نوری مجد:؟ (ادبیات فارسی، امور زنان)، مرتضی حبیب‌پور: نقاش (نقاشی)، سید نواب مظفری: مدیر (حسابداری و دفترداری)، فاطمه حاجی صولت: مهندس پلیمر (پلیمر، جهانگردی، آموزش).
دفتر اسپرانتو در تهران: کانون اسپرانتو ایران.

۲۰۰۰ (۱۳۷۹): صفحهٔ ۱۷، اعضای افتخاری سازمان جهانی اسپرانتو: دکتر م. صاحب‌زمانی.
صفحهٔ ۲۲، اعضای کمیته مرکزی سازمان جهانی اسپرانتو: م. رضا ترابی
صفحهٔ ۳۶، همکارهای مالی کشوری: کانون اسپرانتو ایران، انتشارات عطایی
صفحهٔ ۵۸، بخش جوانان: سازمان جوانان اسپرانتودان ایران.
صفحه‌یی ۱-۲۰۰، کنگاور: نماینده: نماینده جوان: علی‌اصغر کوثری (آموزش، اسلام)
کرج: نماینده: سروش محمدزاده: برنامه‌نویس کامپیو‌تر (کامپیو‌تر، حسابداری) معاون نماینده: حمید شاعری: کارمند بانک (عکاسی، زبان، فرهنگ)
مشهد: نماینده: جواد کمالی: استاد دانشگاه (زبان‌های فرانسه و فارسی)، دکتر کیهان صیادپور: پزشک (پزشکی). باشگاه محلی: هر ماه همایش محلی برقرار است.
قزوین: نماینده: سید فاضل تیموری: آموزگار (زبان انگلیسی).
شیراز: نماینده: محمد سامانی‌پورپور (جهانگردی، کوه‌نوردی، کامپیو‌تر).
تهران: نماینده: ژیلا صدیقی
تهران: نماینده جوان: پریسا رضایی
نمایندگان تخصصی: محمد کرام‌الدینی: دبیر زیست‌شناسی (زیست‌شناسی)، حمزه شفیعی: مهندس مخابرات (روش تدریس اسپرانتو، مخابرات، میهمانی با پاسپورت)، بهروز عطایی: مهندس مکانیک (نشر)، پرینوش صنیعی: مدیر برنامه‌ریزی پژوهش (مدیریت)، عبداله حکیم‌نژاد: کارمند (فلسفه)، فاطمه اوتاد: پرستار (پرستاری، موسیقی)، کامبیز قدیری، تکنسین داروسازی (عکاسی، داروسازی)، ژاله صدیقی نویدی: معلم جغرافیا (جغرافیا، تاریخ)، م. رضا ترابی: مدیر، آموزگار اسپرانتو (جوانان، اسلام، جهانگردی)، آذر فرجی زنوز: حسابدار (حسابداری دوبل)، فریبا نوری مجد:؟ (ادبیات فارسی، امور زنان)، مرتضی حبیب‌پور: نقاش (نقاشی)، سید نواب مظفری: مدیر (حسابداری و دفترداری)، فاطمه حاجی صولت: مهندس پلیمر (پلیمر، جهانگردی، آموزش).
دفتر اسپرانتو در تهران: کانون اسپرانتو ایران.

۲۰۰۱ (۱۳۸۰): صفحهٔ ۱۸، اعضای افتخاری سازمان جهانی اسپرانتو: دکترم. صاحب‌زمانی.
صفحهٔ ۳۵، همکارهای مالی کشوری: کانون اسپرانتو ایران، انتشارات عطایی
صفحهٔ ۵۸، بخش جوانان: سازمان جوانان اسپرانتودان ایران.
صفحه‌یی ۲۰۰-۱۹۹، بانه: نماینده: نماینده جوان: هیوا کریمی (سرمایه‌گذاری، ترجمه، جهانگردی)
کنگاور: نماینده: نماینده جوان: علی‌اصغر کوثری (آموزش، اسلام) کرج: نماینده: سروش محمدزاده: برنامه‌نویس کامپیو‌تر (کامپیو‌تر، حسابداری) معاون نماینده: حمید شاعری: کارمند بانک (عکاسی، زبان، فرهنگ)
مشهد: نماینده: جواد کمالی: استاد دانشگاه (زبان‌های فرانسه و فارسی)، دکتر کیهان صیادپور: پزشک (پزشکی). نماینده جوان: سعید برهانی. باشگاه محلی: هر ماه همایش محلی برقرار است.
قزوین: نماینده: سید فاضل تیموری: آموزگار (زبان انگلیسی).
شیراز: نماینده: محمد سامانی‌پورپور (جهانگردی، کوه‌نوردی، کامپیو‌تر).
تهران: نماینده: ژیلا صدیقی
نمایندگان تخصصی: محمد کرام‌الدینی: دبیر زیست‌شناسی (زیست‌شناسی)، حمزه شفیعی: مهندس مخابرات (روش تدریس اسپرانتو، مخابرات، میهمانی با پاسپورت)، بهروز عطایی: مهندس مکانیک (نشر)، عبدالله حکیم‌نژاد: کارمند (فلسفه)، فاطمه اوتاد: پرستار (پرستاری، موسیقی)، کامبیز قدیری، تکنسین داروسازی (عکاسی، داروسازی)، ژاله صدیقی نویدی: معلم جغرافیا (جغرافیا، تاریخ)، م. رضا ترابی: مدیر، آموزگار اسپرانتو (جوانان، اسلام، جهانگردی)، آذر فرجی زنوز: حسابدار (حسابداری دوبل)، فریبا نوری مجد:؟ (ادبیات فارسی، امور زنان)، مرتضی حبیب‌پور: نقاش (نقاشی)، سید نواب مظفری: مدیر (حسابداری و دفترداری)، فاطمه حاجی صولت: مهندس پلیمر (پلیمر، جهانگردی، آموزش).
دفتر اسپرانتو در تهران: کانون اسپرانتو ایران.

۲۰۰۲ (۱۳۸۱): صفحهٔ ۱۶، اعضای افتخاری سازمان جهانی اسپرانتو: (دومین ایرانی) عارف آذری، دکتر م. صاحب‌زمانی.
صفحهٔ ۲۹، همکارهای مالی کشوری: کانون اسپرانتو ایران، انتشارات عطایی
صفحهٔ ۵۰، بخش جوانان: سازمان جوانان اسپرانتودان ایران.
صفحه‌یی ۱۸۴-۱۸۲، بانه: نماینده: نماینده جوان: هیوا کریمی
کنگاور: نماینده: نماینده جوان: علی‌اصغر کوثری (آموزش، اسلام)
کرج: نماینده: سروش محمدزاده: برنامه‌نویس کامپیو‌تر (کامپیو‌تر، حسابداری) معاون نماینده: حمید شاعری: کارمند بانک (عکاسی، زبان، فرهنگ)
مشهد: نماینده: جواد کمالی: استاد دانشگاه (زبان‌های فرانسه و فارسی)، دکتر کیهان صیادپور: پزشک (پزشکی). نماینده جوان: سعید برهانی. باشگاه محلی: هر ماه همایش محلی برقرار است.
قزوین: نماینده: سید فاضل تیموری: آموزگار (زبان انگلیسی).
شیراز: نماینده: محمد سامانی‌پورپور (جهانگردی، کوه‌نوردی، کامپیو‌تر).
تهران: نماینده: ژیلا صدیقی
نمایندگان تخصصی: محمد کرام‌الدینی: دبیر زیست‌شناسی (زیست‌شناسی)، بهروز عطایی: مهندس مکانیک (نشر)، عبداله حکیم‌نژاد: کارمند (فلسفه)، فاطمه اوتاد: پرستار (پرستاری، موسیقی)، کامبیز قدیری، تکنسین داروسازی (عکاسی، داروسازی)، ژاله صدیقی نویدی: معلم جغرافیا (جغرافیا، تاریخ)، حمزه شفیعی: مهندس مخابرات (روش تدریس اسپرانتو، مخابرات، میهمانی با پاسپورت)، م. رضا ترابی: مدیر، آموزگار اسپرانتو (جوانان، صلح، جهانگردی)، آذر فرجی زنوز: حسابدار (حسابداری دوبل)، فریبا نوری مجد:؟ (ادبیات فارسی، امور زنان)، مرتضی حبیب‌پور: نقاش (نقاشی)، سید نواب مظفری: مدیر (حسابداری و دفترداری)، فاطمه حاجی صولت: مهندس پلیمر (پلیمر، جهانگردی، آموزش).
دفتر اسپرانتو در تهران: کانون اسپرانتو ایران.

۲۰۰۳ (۱۳۸۲): صفحهٔ ۱۴، اعضای افتخاری سازمان جهانی اسپرانتو: عارف آذری، دکتر م. صاحب‌زمانی.
صفحهٔ ۲۹، همکارهای مالی کشوری: کانون اسپرانتو ایران، انتشارات عطایی
صفحهٔ ۴۸، بخش جوانان: سازمان جوانان اسپرانتودان ایران.
صفحه‌یی ۸-۱۷۷، بانه: نماینده: نماینده جوان: هیوا کریمی
کنگاور: نماینده: نماینده جوان: علی‌اصغر کوثری (آموزش، اسلام)
کرج: نماینده: سروش محمدزاده: برنامه‌نویس کامپیو‌تر (کامپیو‌تر، حسابداری) معاون نماینده: حمید شاعری: کارمند بانک (عکاسی، زبان، فرهنگ)
مشهد: نماینده: جواد کمالی: استاد دانشگاه (زبان‌های فرانسه و فارسی)، نماینده جوان: سعید برهانی. باشگاه محلی: هر ماه همایش محلی برقرار است.
قزوین: نماینده: سید فاضل تیموری: آموزگار (زبان انگلیسی).
شیراز: نماینده: محمد سامانی‌پورپور (جهانگردی، کوه‌نوردی، کامپیو‌تر).
تهران: نماینده: ژیلا صدیقی
نمایندگان تخصصی: محمد کرام‌الدینی: دبیر زیست‌شناسی (زیست‌شناسی)، بهروز عطایی: مهندس مکانیک (نشر)، عبداله حکیم‌نژاد: کارمند (فلسفه)، فاطمه اوتاد: پرستار (پرستاری، موسیقی)، کامبیز قدیری، تکنسین داروسازی (عکاسی، داروسازی)، ژاله صدیقی نویدی: معلم جغرافیا (جغرافیا، تاریخ)، حمزه شفیعی: مهندس مخابرات (روش تدریس اسپرانتو، مخابرات، میهمانی با پاسپورت)، م. رضا ترابی: مدیر، آموزگار اسپرانتو (جوانان، صلح، جهانگردی)، آذر فرجی زنوز: حسابدار (حسابداری دوبل)، فریبا نوری مجد:؟ (ادبیات فارسی، امور زنان)، دکتر کیهان صیادپور: پزشک (پزشکی)، مرتضی حبیب‌پور: نقاش (نقاشی)، سید نواب مظفری: مدیر (حسابداری و دفترداری)، فاطمه حاجی صولت: مهندس پلیمر (پلیمر، جهانگردی، آموزش).
دفتر اسپرانتو در تهران: کانون اسپرانتو ایران.

۲۰۰۴ (۱۳۸۳): صفحهٔ ۱۶، اعضای افتخاری سازمان جهانی اسپرانتو: عارف آذری، دکتر م. صاحب‌زمانی.
صفحهٔ ۳۴، همکارهای مالی کشوری: کانون اسپرانتو ایران، انتشارات عطایی
صفحهٔ ۵۶، بخش جوانان: سازمان جوانان اسپرانتودان ایران.
صفحه‌یی ۶-۱۸۴، بانه: نماینده: نماینده جوان: هیوا کریمی
کنگاور: نماینده: نماینده جوان: علی‌اصغر کوثری (آموزش، اسلام)
کرج: معاون نماینده: حمید شاعری: کارمند بانک (عکاسی، زبان، فرهنگ)
مشهد: نماینده: جواد کمالی: استاد دانشگاه (زبان‌های فرانسه و فارسی)، نماینده جوان: سعید برهانی. باشگاه محلی: هر ماه همایش محلی برقرار است.
قزوین: نماینده: سید فاضل تیموری: آموزگار (زبان انگلیسی).
شیراز: نماینده: محمد سامانی‌پورپور (جهانگردی، کوه‌نوردی، کامپیو‌تر).
تهران: محمد کرام‌الدینی: دبیر زیست‌شناسی (زیست‌شناسی)، بهروز عطایی: مهندس مکانیک (نشر)، عبدالله حکیم‌نژاد: کارمند (فلسفه)، فاطمه اوتاد: پرستار (پرستاری، موسیقی)، کامبیز قدیری، تکنسین داروسازی (عکاسی، داروسازی)، ژاله صدیقی نویدی: معلم جغرافیا (جغرافیا، تاریخ)، حمزه شفیعی: مهندس مخابرات (روش تدریس اسپرانتو، مخابرات، میهمانی با پاسپورت)، م. رضا ترابی: مدیر، آموزگار اسپرانتو (جوانان، صلح، جهانگردی)، آذر فرجی زنوز: حسابدار (حسابداری دوبل)، فریبا نوری مجد:؟ (ادبیات فارسی، امور زنان)، دکتر کیهان صیادپور: پزشک (پزشکی)، مرتضی حبیب‌پور: نقاش (نقاشی)، سید نواب مظفری: مدیر (حسابداری و دفترداری)، فاطمه حاجی صولت: مهندس پلیمر (پلیمر، جهانگردی، آموزش).
دفتر اسپرانتو در تهران: کانون اسپرانتو ایران.

ادامهٔ شهر‌ها و نقاط جدید:
۱۳. بهشهر ۱۴. قلهک ۱۵. شیراز ۱۶. تجریش ۱۷. تهرانسر ۱۸. مشهد ۱۹. رضوانشهر چوکا ۲۰. کنگاور ۲۱. بانه

ادامهٔ لیست نمایندگان:
۲۱. مسلم گرجی‌پور ۲۲. بیژن پورمتراهی ۲۳. محمد (ابراهیم) سامانی‌پور ۲۴. سروش محمدزاده ۲۵. مولود ثقفیان ۲۶. شیرین احمدنیا ۲۷. گیتی احمدنیا ۲۸. حشمت فرجی (یالچین) ۲۹. فریفته سعیدی ۳۰. جواد رفیع‌زاده ۳۱. علی‌اکبر همتی ۳۲. فاطمه اوتاد ۳۳. اسکندر عبداله‌پور ۳۴. فاطمه فرجی ۳۵. منیره فهمی ۳۶ پرینوش صنیعی ۳۷. محمد کرام‌الدینی ۳۸. بهروز عطایی ۳۹. کامبیز قدیری ۴۰. ژاله صدیقی نویدی ۴۱. م. ر. خیرخواه ۴۲. احمد پورزاده ۴۳. علی خوش‌مشربان ۴۴. بتول صمدی ۴۵. احمد ساسانی ۴۶. کیهان صیادپور ۴۷. درًه درخشان ۴۸. جواد کمالی ۴۹. فاضل تیموری ۵۰. ژاله صدیقی نویدی ۵۱. پریسا رضایی ۵۲. حمزه شفیعی ۵۳. آذر فرجی زنوز ۵۴. مریم نظامی ۵۵. سید نواب مظفری ۵۶. عباس خسروآبادی ۵۷. م. رضا ترابی ۵۸. زهرا کریمی موغاری ۵۹. عبداله حکیم‌نژاد ۶۰. فریبا نوری مجد ۶۱. مرتضی حبیب‌پور ۶۲. غلامرضا آذرهوشنگ ۶۳. علی اصغر کوثری ۶۴. عباس باغستانی ۶۵. فاطمه حاجی صولت ۶۶. حمید شاعری ۶۷. هیوا کریمی ۶۸. سعید برهانی.

اعضای افتخاری سازمان جهانی اسپرانتو از ایران:
۱. دکترم. ح. صاحب زمانی ۲. عارف آذری

سر نماینده‌های ایرانی سازمان جهانی اسپرانتو:
۱. احمدرضا ممدوحی ۲. ژیلا صدیقی (صاحب زمانی)

اعضای ایرانی کمیتهٔ مرکزی سازمان جهانی اسپرانتو:
۱. ژیلا صدیقی (صاحب زمانی) ۲. م. رضا ترابی

عضو ایرانی هیات رییسهٔ سازمان جهانی جوانان اسپرانتودان: م. رضا ترابی

اعضای ایرانی کمیتهٔ مرکزی سازمان جهانی جوانان اسپرانتودان: ۱. کیهان صیادپور ۲. م. رضا ترابی ۳. عباس باغستانی.

نماینده‌های جوان ایرانی سازمان جهانی اسپرانتو:
۱. سروش محمدزاده ۲. فریفته سعیدی ۳. دره درخشان ۵. پریسا رضایی ۶. علی‌اصغر کوثری ۷. هیوا کریمی ۸. سعید برهانی.

بانوان ایرانی که نامشان در کتاب سال درج‌شده است (به ترتیب درج):
۱. مولود ثقفیان ۲. شیرین احمدنیا ۳. گیتی احمدنیا ۴. حشمت فرجی ۵. فریفته سعیدی ۶. فاطمه اوتاد ۷. فاطمه فرجی ۸. منیره فهمی ۹. ژیلا صدیقی ۱۰. پرینوش صنیعی ۱۱. ژاله صدیقی نویدی ۱۲. بتول صمدی ۱۳. دره درخشان ۱۴. پریسا رضایی ۱۵. زهرا کریمی موغاری ۱۶. فریبا نوری مجد ۱۷. مریم نظامی ۱۸. فاطمه حاجی صولت.

*این مقاله در شماره  ۱۱و ۱۲  فصل‌نامه پیام سبزاندیشان درج شده است.

وقایع‌نگاری جنبش اسپرانتو در دهه ۱۳۷۰ در ایران

گاهشمار جنبش اسپرانتو در ایران از ۱۳۷۲ تا ۱۳۸۲ که در شماره ۴ مجله پیام سبزاندیشان منتشر شد نسخه منتشر نشده و اندکی متفاوت هم داشت که به علت معذوریت‌هایی چند، با رتوش همراه شده بود. اینک متن دیگری از آن گزارش که فقط دهه ۱۳۷۰ در آن به صورت تیتر گزارش شده است. 

آغاز دههٔ هفتاد شمسی:

  • محفلی از اسپرانتیست‌ها در تهران وجود دارد که سر نمایندهٔ انتصابی UEA در ایران سررشتهٔ فعالیت‌های آن را در دست دارد. هرگونه فعالیت خارج از این محفل با بایکوت و اتهام مواجه می‌شود. علیرغم تلاش‌های گاه و بیگاه دیگر اسپرانتودان ها، UEA قاطعانه از سر نمایندهٔ انتصابی خود دفاع کرده و گروه‌های دیگر را به رسمیت نمی‌شناسد. همه‌چیز دربارهٔ اسپرانتو در ایران به این محفل ختم می‌شود.
  • در بیست و سوم تیرماه ١٣٧٢ بنیادگذاری سازمان جوانان اسپرانتودان ایران بانام اختصاری IREJO توسط محمدرضا ترابی، عباس باغستانی، جمشید احمدی و عبداله حکیم‌نژاد با انتشار منشور بنیادگذاران سازمان جوانان اسپرانتودان ایران، اعلام می‌شود.
  • تقاضای عضویت سازمان جوانان اسپرانتودان ایران در مجمع جهانی جوانان اسپرانتودان ١٣٧٢
  • انتشار بولتن IREJO از تیرماه ١٣٧٢

  • سر نمایندهٔ وقت انجمن جهانی اسپرانتو در ایران با تأسیس سازمان جوانان به شدت ابراز مخالفت می‌کند+
  • برگزاری کلاس‌های اسپرانتو در دانشگاه تبریز توسط عبداله حکیم‌نژاد پاییز ١٣٧٢
  • اولین همایش IREJO در تیرماه ۱۳۷۳ در تهران.
  • پذیرش سازمان جوانان به‌عنوان شاخه کشوری ایران در کنگره پنجاهم جوانان اسپرانتودان در کره جنوبی ۱۳۷۳ در این کنگره حمزه شفیعی به‌عنوان نماینده IREJO شرکت می‌کند.
  • دومین همایش سراسری IREJO در آذرماه ۱۳۷۳ در تهران.
  • اسپرانتیست‌های قدیمی و پیشکسوت IREJO را می‌پذیرند ۱۳۷۴.
  • تشکیل گروه کاری برای ثبت انجمن اسپرانتوی ایران. وزارت کشور توصیه می‌کند که به‌صورت موسسهٔ ثبت‌شده، فعالیت‌ها انجام شود و از ثبت انجمن خودداری می‌کند.
  • چهارمین همایش سراسری IREJO در نوزدهم امرداد ماه ۱۳۷۴ و انجام اولین انتخابات هیئت رئیسه.
  • آغاز همکاری IREJO با استاد عارف آذری برای انتشار فرهنگ جامع اسپرانتو-فارسی.
  • کیهان صیادپور در پنجاه و دومین کنگره جهانی جوانان در آلمان به‌عنوان نماینده IREJO شرکت می‌کند و به عضویت کمیته مرکزی TEJO انتخاب می‌شود ۱۳۷۵.
  • با انتشار کاریکاتوری از محمود میربزرگی در شمارهٔ پانزدهم بولتن IREJO موجی از مخالفت‌ها برعلیه IREJO بر پا می‌شود+.
  • سر نماینده و دیگر نمایندگان UEA آن را تهدید به استعفای دسته‌جمعی در صورت ادامه فعالیت‌های IREJO  می‌کنند (اما هرگز این تهدید عملی نشد) UEA دچار تردید در استراتژی دیرپای خود شده است. رضا ترابی به خاطر اتهامات سنگینی که از سوی سرنماینده UEA به او نسبت داده شده است به بالاترین مرجع انجمن جهانی اسپرانتو رسما شکایت کرده و خواهان داوری آنان می‌شود. سرانجام در یک فرایند پر کش و قوس چهار ساله، انحمن حهانی اسپرانتو در واکنش به موضوع، مجبور به تدوین آیین‌نامهٔ جدیدی در چگونگی پذیرش سرنمایندگی خود می‌کند و بدین ترتیب ایران طبق آیین‌نامهٔ جدید، فاقد سر نمایندگی می‌شود چون سر نمایندگان منبعد باید انتخابی باشند و نه انتصابی.
  • با اعمال فشار از سوی محفل اسپرانتویی بر مدیریت فرهنگسرای بهمن، فعالیت‌های اسپرانتویی در آنجا محدود و سرانجام متوقف می‌شود (جمعی از اسپرانتیست‌ها مانع فعالیت اسپرانتیست‌های دیگر  می‌شوند!).
  • ثبت موسسه غیرانتفاعی سبزاندیشان در امرداد ماه ۱۳۷۵ باهدف گسترش و کاربرد زبان اسپرانتو در ایران. هیئت مؤسس عبارتند از: عباس باغستانی، رضا ترابی، عباس خسروآبادی، زهرا کریمی و فریبا نوری مجد.
  • بولتن IREJO از شمارهٔ شانزدهم به‌عنوان بولتن موسسهٔ غیرانتفاعی سبزاندیشان منتشر می‌شود!
  • IREJO شاخهٔ جوانان سبزاندیشان می‌شود.
  • سبزاندیشان به‌عنوان همکار منطقه‌ای انجمن جهانی اسپرانتو در ایران پذیرفته می‌شود ۱۳۷۵.
  • رضا ترابی به‌عنوان نمایندهٔ TEJO در دومین همایش جهانی سازمان‌های غیردولتی جوانان که در اتریش و در مقر سازمان ملل متحد برگزار می‌شود شرکت می‌کند ۱۳۷۵.
  • شروع فعالیت‌های گسترده IREJO در مراکز فرهنگی از جمله خانه‌های فرهنگ و فرهنگسراهای تهران ۱۳۷۵.
  • راه‌اندازی دوره‌های آموزش مکاتبه‌ای اسپرانتو.
  • تعداد نمایندگان UEA با ورود افراد جدید دو برابر می‌شود!
  • فریبا نوری مجد تقاضای امتیاز نشریهٔ پیام سبزاندیشان را می‌کند بهار ۱۳۷۶.
  • رضا ترابی با انتخاب اعضای مجمع جهانی جوانان، عضو کمیته مرکزی جوانان اسپرانتودان می‌شود ۱۳۷۶.
  • عباس باغستانی به‌عنوان نماینده و عضو کمیته مرکزی TEJO از سوی IREJO معرفی می‌شود ۱۳۷۶.
  • تیرماه ۱۳۷۶ شمارهٔ بیستم بولتن منتشر می‌شود. این آخرین شمارهٔ بولتن است.
  • در پنجاه و سومین کنگره جهانی جوانان اسپرانتودان در ایتالیا رضا ترابی به‌عنوان نایب رئیس سازمان جهانی جوانان اسپرانتودان انتخاب می‌شود. امرداد ماه ۱۳۷۷.
  • امرداد ماه ۱۳۷۶. همایش سالانهٔ IREJO در تهران. هیئت رئیسه جدید انتخاب می‌شود. مسئولیت انتشار بولتن را عباس باغستانی بر عهده می‌گیرد اما بولتن بعد از آن هرگز منتشر نمی‌شود.
  • راه‌اندازی دفتر موسسهٔ سبزاندیشان در شهریورماه ۱۳۷۶.
  • بنیادگذاری انجمن آموزگاران اسپرانتیست ایران IRLEI. هیئت مؤسس عبارت‌اند از: حمزه شفیعی، نازی صولت، رضا ترابی، سیمین عمرانی و فریبا نوری مجد.
  • پذیرش IRLEI به‌عنوان شاخهٔ کشوری اتحادیهٔ بین‌المللی آموزگاران اسپرانتو در ایران ۱۳۷۷.
  • فعالیت‌های سبزاندیشان به علت تعطیلی موقت دفتر، کند می‌شود ۱۳۷۸.
  • هیئت نظارت بر مطبوعات با تقاضای فریبا نوری مجد مبنی بر انتشار فصلنامهٔ دوزبانهٔ فارسی – اسپرانتو به نام پیام سبزاندیشان موافقت می‌کند. اسفند ۱۳۸۰.
  • انتشار اولین شمارهٔ مجلهٔ سبزاندیشان در پاییز ۱۳۸۱.

گاهشمار جنبش اسپرانتو در ایران از ۱۳۷۲ تا ۱۳۸۲

۱۳۷۲
در بیست و سوم تیرماه١٣٧٢بنیانگذاری سازمان جوانان اسپرانتودان ایران (اسپرانتو جوان) با نام اختصاری IREJO توسط محمدرضا ترابی، عباس باغستانی، جمشید احمدی و عبدالله حکیم‌نژاد.  تقاضای عضویت سازمان جوانان اسپرانتودان ایران در سازمان جهانی جوانان اسپرانتودان TEJO انتشار گاه‌نامه‌ی IREJO از تیرماه. برگزاری کلاس‌های اسپرانتو در دانشگاه تبریز توسط عبدالله حکیم‌نژاد پاییز.

۱۳۷۳
اولین گزارش دربارهٔ IREJO درشماره ۶۴ مجلهٔ tejo-tutmonde نشریهٔ سازمان جهانی جوانان اسپرانتیست منتشر می‌شود. اولین همایش IREJO در تیرماه، در تهران. پذیرش سازمان جوانان به‌عنوان بخشِ کشوری ایران در کنگره پنجاهم جوانان اسپرانتودان در کرهٔ جنوبی، در این کنگره حمزه شفیعی به عنوان نماینده‌ی IREJO شرکت می‌کند دومین همایش سراسری IREJO آذرماه در تهران. عبداله حکیم‌نژاد با مجلهٔ ادبی Riveroj چاپ ژاپن همکاری می‌کند.

۱۳۷۴
اسپرانتیست‌های قدیمی و پیشکسوت نیز شروع به همکاری با IREJO می‌نمایند. تشکیل گروه کاری برای ثبت نهادی برای اسپرانتوی ایران. چهارمین همایش سراسری IREJO در نوزدهم امرداد ماه.  انجام اولین انتخابات هیات رییسه.   “خدمات گذرنامه‌ای” Pasporta Servo در ایران گسترده می‌شود.. IREJO به عنوان سازماندهندهٔ خدمات گذرنامه‌أی عمل می‌کند. سرآغاز همکاری IREJO و استاد عارف آذری برای انتشار فرهنگ جامع اسپرانتو- فارسی.

۱۳۷۵
برگزاری گل‌گشت‌های اسپرانتویی: هدف از این برنامه‌ها ایجاد محیطی برای به کار گیری زبان می‌باشد.  کیهان صیاد‌پور در پنجاه و دومین همایشِ جهانی جوانان در آلمان به عنوان نمایندهٔ IREJO شرکت می‌کند و به عضویت هیأت مرکزی TEJO انتخاب می‌شود.  ثبت موسسهٔ غیر انتفاعی سبزاندیشان در امرداد ماه باهدف گسترش و کاربرد زبان اسپرانتو در ایران.  گاه‌نامهٔ IREJO از شمارهٔ شانزدهم به‌عنوان نشریهٔ موسسهٔ غیر انتفاعی سبزاندیشان منتشر می‌شود IREJO بخشی از جوانان سبزاندیشان می‌شود. سبزاندیشان به‌عنوان همکار منطقه‌ای سازمان جهانی اسپرانتو در ایران پذیرفته می‌شود.  رضا ترابی به‌عنوان نماینده‌یی TEJO در دومین همایش جهانی سازمان‌های غیر دولتی جوانان که در اتریش و در مقر سازمان ملل متحد برگزار می‌شود، شرکت می‌کند.  شروع فعالیت‌های گستردهٔ IREJO در مراکز فرهنگی ازجمله خانه‌های فرهنگ و فرهنگسراهای تهران. راه‌اندازی دوره‌های آموزش مکاتبه‌ای اسپرانتو  تعداد نمایندگان UEA در ایران با ورود افراد جدید دو برابر می‌شود!

۱۳۷۶
فریبا نوری مجد تقاضای امتیاز نشریهٔ پیام سبزاندیشان را می‌کند.  رضا ترابی با انتخاب اعضای سازمان جهانی جوانان عضو هیأت مرکزی جوانان اسپرانتودان می‌شود.  عباس باغستانی به‌عنوان نماینده و عضو هیأت مرکزی TEJO از سوی IREJO معرفی می‌شود.  تیرماه شمارهٔ بیستم گاه‌نامه منتشر می‌شود. این آخرین شمارهٔ گاه‌نامه است.  راه‌اندازی دفتر موسسهٔ سبزاندیشان در شهریورماه.

۱۳۷۷
در پنجاه و سومین همایش جهانی جوانان اسپرانتودان در ایتالیا رضا ترابی به عنوان جانشین سازمان جهانی جوانان اسپرانتودان انتخاب می‌شود+. همایش سالانهٔ IREJO در تهران. هیات رییسهٔ جدید انتخاب می‌شود.  بنیانگذاری انجمن آموزگاران اسپرانتیست ایران IRLEI هیات مؤسس عبارتند از: رضا ترابی، حمزه شفیعی، نازی صولت، سیمین عمرانی و فریبا نوری مجد.  پذیرش IRLEI به‌عنوان بخشِ کشوری اتحادیهٔ بین‌المللی آموزگاران اسپرانتو در ایران. مجله‌ی Esperanto اسپرانتو با رضا ترابی مصاحبه می‌کند، که در شمارهٔ ۱۱۰۵ آن منتشر می‌شود.  سبزاندیشان با سازمان جهانی اسپرانتو برای آماده‌سازی و چاپ کتاب‌های فرهنگ عربی – اسپرانتو – عربی و آموزش اسپرانتو برای عرب‌زبانان همکاری می‌کند.

۱۳۷۸
 فرهنگ اسپرانتو – فارسی استاد عارف آذری توسط سبزاندیشان منتشر می‌شود. مجلهٔ کنتاکتو (Kontakto) شمارهٔ ویژهٔ ایران منتشر می‌کند. حضور نوقلمان اسپرانتیست ایرانی در مطبوعات اسپرانتو زبان. سعید برهانی کلاس‌های آموزش اسپرانتو را در دانشگاه‌های مشهد برگزار می‌کند. او اسپرانتو را از طریق دورهٔ مکاتبه‌ای سبزاندیشان آموخته و عضو باانرژیِ IREJO است. رضا ترابی عضو هیئت مرکزی سازمان جهانی اسپرانتو می‌شود.

۱۳۷۹
کاروان ۱۴ نفرهٔ اسپرانتیست‌های ایرانی در اولین همایش اسپرانتویی دریای خزر در شهر باکو شرکت می‌کند.

۱۳۸۰
همایش اسپرانتو، گفتگوی تمدن‌ها و حفظ محیط زیست با همکاری شهرداری تهران در سالن همایش شهرداری منطقه ۱۵ تهران برگزار می‌شود.  به پیشنهاد سبزاندیشان و تأیید و تصویب هیأت مرکزی سازمان جهانی اسپرانتو استاد عارف آذری به‌عنوان عضو افتخاری UEA پذیرفته می‌شود. طرح رضا ترابی مبنی بر آموزش اسپرانتو برای مهاجران افغانی (طرح زبان سلام) در ایران مورد استقبال UEA قرار گرفته و موسسهٔ سبزاندیشان متولی آموزش می‌شود. بیش از ۲۶۰ نفر در ۶ دورهٔ آموزشی این طرح شرکت می‌کنند. حمزه شفیعی در تهران و سعید برهانی در مشهد مسئولیت کلاس‌ها را بر عهده دارند.  هیات نظارت بر مطبوعات با تقاضای فریبا نوری مجد مبنی بر انتشار فصلنامهٔ دوزبانهٔ فارسی – اسپرانتو به نام پیام سبزاندیشان موافقت می‌کند.

۱۳۸۱
نیره ابراهیم‌پور به‌عنوان نمایندهٔ سبزاندیشان در سومین کنگرهٔ آسیایی اسپرانتو در کرهٔ جنوبی شرکت می‌کند او مسئول بخشِ جوانان سبزاندیشان است. انتشار اولین شمارهٔ مجلهٔ سبزاندیشان در پاییز. زهرا کریمی در دانشگاه مازندران کلاس‌های اسپرانتو را با همکاری غلامرضا آذرهوشنگ برپا می‌کند. سعید سرداری کلاس آموزش اسپرانتو را در دانشگاه کرمان برگزار می‌کند.او اسپرانتو را از طریق دوره‌ی مکاتبه‌ای سبزاندیشان آموخته و عضو  IREJO است. افتتاح دفتر جدید موسسه در تهران  احمدرضا ممدوحی – اولین سرنمایندهٔ سازمان جهانی اسپرانتو در ایران – به جمع همکاران مجله سبزاندیشان می‌پیوندد.

۱۳۸۲
مجله پیام سبزاندیشان در دهمین جشنوارهٔ مطبوعات کشور شرکت می‌کند. زبان آموزان مهاجر افغانی در مشهد باشگاه اسپرانتیست‌های افغانی را بنیانگذاری می‌کنند. شیرین احمدنیا، شاعر و نویسندهٔ اسپرانتودان – اولین ایرانی عضو هیأت مرکزیِ سازمان جهانی جوانان اسپرانتودان – همکاریِ خود را با مجلهٔ سبزاندیشان آغاز می‌کند. 

* این مطلب در شماره ۴ مجله پیام سبزاندیشان منتشر شده است.

گپ و گفتگوی رضا ترابی و علیرضا دولتشاهی با استاد عارف آذری مولف فرهنگ جامع اسپرانتو – فارسی

آقای آذری: اصولاً کسانی که به چندین زبان آشنا بودند آن‌ها مسائل اشکالات زبانی را بهتر متوجه می‌شوند. تصور می‌کنم آشنایی به چند زبان احتیاج تأمین نمی‌شود. من ازنظر فامیل ترک‌زبان هستم و در یک محیط غیرفارسی بزرگ شدم و بعدازآن شروع کردم به یادگرفتن زبان فارسی پس تحصیلم را در مدرسه فرانسوی‌ها ادامه دادم ۴ سال در مدرسه آلیانس ارسال‌های ۱۳۱۷-۱۳۱۴ بعد از آن زمان انگلیسی را شروع کردم به‌صورت خصوصی و خانوادگی بعد از آن با هنرسرای آلمانی‌ها که در خیابان ۳۰ تیر دایر شد آلمانی را یاد بگیرم.
در همین زمان برادر بزرگ‌ترم کتابی از زبان اسپرانتو را به منزل آورد و من با زبان آشنا شدم و بعد برادرم به امریکا رفت من آمدم و مشغول مطالعه شدم.
در روزنامه خواندم که دانشگاه تهران کلاس‌های آزاد گذاشته در سال‌ها ۱۳۵۶ خیابان ۱۶ آذر و در قسمت اداری دانشگاه.
بعد دوستانم به من گفتند که چون تو به چند زبان آشنا هستی بهتر است که واژه‌نامه‌ای تألیف کنی در اوقات آزادم این کار را شروع کردم و ۱۸-۱۷ سال تلاش کردم هم خودم باید یاد می‌گرفتم و واژه‌ها حلاجی می‌کردم. در زبان‌های انگلیسی یا فرانسه و یا غیره متریال زیاد است انسان وقتی واژه‌ای را می‌خواند برای درک بهتر به چندین کتاب مراجعه می‌کند ولی در اسپرانتو چنین نبود. از اروپا کتاب لاتین گرفتم.

آیا شما لاتین را می‌دانید؟
جمله‌سازی و صحبت نه، برای جمله‌بندی مراجعه کردم. اسپرانتو بر اساس لاتین است و یا زبان‌های مشتق از لاتین بنابراین کتاب (لاتین) را گرفتم و توانستم چیزی ارائه دهم این بود آشنایی من با زبان اسپرانتو.

آیا شما در کلاس‌های دانشگاه دکتر صاحب‌الزمانی شرکت کرده بودید؟
بله

در آنجا چه کتابی را می‌خواندید؟
ابتدا ۱۰ جلد feriis بود من کتاب‌هایی به سبک کلاسیک را بیشتر متوجه می‌شوم بعد کتاب دکتر سیلاجی تدریس کنند البته موقعی که دکتر صاحب‌الزمانی فرئیس را در ۳ جلد درس می‌دادند من ۱۰ جلد را تمام کرده بودم. بعد از سیلاجی نوبت به libroservo و کتاب‌های دیگر بود. این‌گونه شروع شد و چیزی ارائه دادم، الآن می‌خواهم فارسی به اسپرانتو را تألیف کنم و باید زبان فارسی و واژه‌ها را حلاجی کنم.

 آیا از هم‌دوره‌ای‌های شما هنوز هم کسی اسپرانتیست باقی‌مانده؟ مثلاً دکتر وحیدی، سمیعی؟ یادم نیست دکتر وحیدی در دانشگاه بودند یا نه ولی بقیه هم چند نفری هستند که هم کنار گذاشته‌اند. اسم آن‌ها را می‌فرمایید؟
خانم فردافشان، خانم فریدنیا، آقای دکتر پزشکی و عده‌ای دیگر که الآن حضور ذهن ندارم. سابقه اسپرانتو نشان داده کسانی که اسپرانتو یاد می‌گیرند دورهم نمی‌توانند جمع شوند این است که انسان یادش می‌رود که از آن زمان ۲۷-۲۶ سال می‌گذرد.

برادرتان چه؟ آیا ایشان اسپرانتو را ادامه دادند؟
خیر او ادامه نداد او به آمریکا رفت و دوره روزنامه‌نویسی را خواند و کتاب تاریخ تمدن را ترجمه کرد.

فکر می‌کنم سال ۵۸-۵۷ که VERDA DOMO که در خیابان انقلاب، خیابان پروفسور براون، در امیرآباد تأسیس‌شده بود، شما از کدام محل با دکتر به آنجا آمدید؟
من ابتدا در کلاس‌های آزاد دانشگاه شرکت کردم بعد کلاس‌ها منتقل شد به دانشکده فنی بعد از آن قرار شد ۳ نفر تدریس کنند من، دکتر صاحب الزمانی و خانم صدیقی.
یک کلاس تشکیل شد که خانم صدیقی تدریس می‌کردند و زیاد دوام نیاورد، دیدند که اشتباه کرده‌اند و اطلاع‌رسانی درستی نشده بوده است. از اسپرانتیست‌ها خانم ملت‌خواه خیلی فعال بود.

کلاس‌ها در یک مدرسه که گیاهخوار بودند تشکیل شد؟
من ارتباط بین گیاهخواران را دیدم یادم نیست ادامه‌اش، یادم نیست. خود باشگاه گیاهخواران ناموفق بود.

پیش از انقلاب یا بعد از آن کلاس‌های اسپرانتو یک مدتی در منزل آقای خمینی برای دختر و دامادش با حضور دکتر صاحب زمانی تشکیل می‌شد آیا شما اطلاعی دارید؟
خیر چیزی در این مورد نمی‌دانم. من از نظر اطلاعات در مورد تاریخچه اسپرانتو، فعالیت‌ها، عده‌ای که شرکت می‌کردند اطلاع زیادی ندارم در بدو آشنایی من بیشتر با کتاب سر و کار داشتم.

 شما در verda domo از چه سالی تشریف بردید؟
از بعد از انقلاب بود درست یادم نیست.

آقای کهن را می‌شناسید؟
بله ایشان را می‌شناسم. برای همین کتاب بنا به پیشنهاد من کمیسیونی در یک جلسه تشکیل شد. آقای دکتر گفتند به من که عده‌ای را تعیین کنم و من گفتم که باید بایگانی درست کنم، سازمان بدهیم بعد عده‌ای بررسی کنند و روالی که برای همه فرهنگ‌ها هست. بعد همه قبول کردند کمسیونی تشکیل شد که یا به علت عدم آشنایی اعضای آن‌ها، یا به دلیل گرفتاری‌ها یک مقدار اشکالاتی درست شد.
آقایان کهن، خانم صدیقی، خانم عمرانی، خانم ثقفی، آقای ممدوحی، خواهرها شیرین احمدنیا و گیتی احمدنیا، که آن دو کنار می‌نشستند و گوش می‌دادند.

این کمیسیون چه قدر فعالیت کرد؟
شاید ۲ یا ۳ ماه. هفتگی تشکیل می‌شد هفته‌ای یک جلسه بود در محل خیابان پروفسور براون.

آیا شما هم کلاسی برگزار کردید؟
به علت عدم اطلاع‌رسانی نادرست چون عده زیادی نبودند آگهی درست ندادند و کلاس‌ها دوام نیاورد. بعد من در کلاس‌های دیگری شرکت کردم که تدریس می‌کردم در دروازه شمیران. آقای دکتر و خانم صدیقی هم تدریس می‌کردند بعد کلاس‌های خصوصی تدریس کردم و بعد کلاس‌های متفرقه که در مطب دکتر پزشکی بود.

شاگردانتان چه کسانی بودند؟ آیا اسپرانتیست باقی ماندند؟
خانم مجد یکی از شاگردانم بودند و یک خانم ارمنی بودند ۴ نفر بودند در آن کلاس. من بیشتر افکارم روی کتاب (vortaro) بود وقایع زیادی در زندگی به وجود آمد.

لااقل یکی از شاگردان شما (خانم مجد) صاحب‌امتیاز یک مجله اسپرانتویی در ایران است.بعد از اینکه آقای ممدوحی از آقای دکتر جدا شد اگر درست بگویم قرار شد که فرهنگ شما را تا حرف (ش) منتشر کنند.
آمدند اینجا سه‌نفری، خانم صولت باهم کنترل می‌کردیم، کلاس نبود، برای کنترل واژه‌نامه بود. واژه نویسی احتیاج به تمرکز دارد برای من این‌طور بوده که خودم موفق می‌بودم تا از دیگری کمک بگیرم در فرهنگ فارسی-اسپرانتو احتیاج به همکاری بیشتری هست که این اشخاص که واژه‌های فارسی را حلاجی کنند، در دسترسم نیست. اسپرانتو به نظر من هیچ‌وقت سازمانی نداشته که انسان بتواند روی آن حسابی باز کند. علت آن چیست؟ چرا یک عده دورهم جمع می‌شوند و بعد پراکنده می‌شوند؟ من خودم را کوچک‌ترین می‌دانم که اظهارنظر کنم ولی به نظر بنده انسان وقتی زبانی یاد می‌گیرد این زبان را برای آینده مورداستفاده قرار گیرد مثلاً برای تحصیل، فیلم‌های آن زبان را گوش می‌کند ولی سازمان UEA به نظر من غفلت می‌کند و هیچ‌وقت چیزهای قابل‌استفاده در دسترس نگذاشته. یک‌زمان گفتند که این زبان برای مهمان‌دارها، کشتی‌ها و هواپیماهای تمام دنیایی شود که نکردند بعد دوباره اظهار شد که زبان (interpol) می‌شود و بازهم فراموش شد از همه این‌ها مهم‌تر این‌که نقل کردند که دانشگاه به نام کمینیوس تشکیل می‌شود در دنیا که مرکزش در اروپا باشد ولی آموزش در تمام دنیا در منزل اشخاص که خودشان بخوانند و آن‌ها مواد درسی را در اختیارشان بگذارند و آن‌ها خود بخوانند مثلاً یک دانشجو در تهران درس بخواند بعد برای مشورت با استادش در بیروت مشورت کند یا درد هلی، یا در کراچی که یک دوره خاص دیگری استادها در محل دیگری که نزدیک به محل زندگی دانشجو باشد که آن دوره هم مسکوت گذاشته حالا شما ببینید و مقایسه کنید کسانی که زبان دیگری یاد می‌گیرند دلایل دیگری دارند که به دردشان می‌خورد ولی اسپرانتو همچنین مورداستفاده‌ای نداشته کششی نداشته. اگر از من بپرسید اسپرانتو همیشه این‌طور بوده آن سازمان‌هایی که جهانی بوده روی تشریفات کارکردند تا اینکه بیایند و استادانی آماده کنند برای تعلیمات وسیع‌تر و مسائل را عمومیت ببخشد. من با آقای ترابی که صحبت می‌کنم تکیه‌ام به آموزش اسپرانتو است در وهله اول آموزش مهم است من نمی‌دانم متریالی هست یا نه؟ آیا قدمی برداشته‌شده که کسانی که دانشگاه می‌روند خودشان را آماده می‌کنند که در دانشگاه بدردشان بخورد؟ شنیدم در اروپای شرقی دانشگاهی است که عمومت ندارد، جهانی نیست.
وقتی دانشجو می‌گوید چه‌کار کنم و به چه درد می‌خورد؟ ما جوابی نداریم به او بدهیم. سازمان جهانی اسپرانتو این مسئله را مسکوت گذاشته جواب درستی نمی‌دهد البته ازنظر تشکیلات و کنگره‌ها خیلی باشکوه است نطق‌های جالبی می‌کنند، مجلاتی دارند ولی ازنظر آموزش هیچ است البته من در مجله‌ای خواندم که اتحادیه اروپا لازم دارد یک زبان مشترکی انتخاب کند ۱۰-۲۰ نفر بعد ۳۰- ۴۰ نفر به اسپرانتو علاقه داشتند که الآن حدود ۱۳۵ نفر هستند وقتی عده اسپرانتیست‌ها باید به انبوه برسد و زیاد شود و آن‌ها تصمیم بگیرند شما به u.e.a مراجعه کنید و بپرسید آیا شما آموزش دانشگاهی را شروع کرده‌اید مقدماتی چیده‌اید آئین‌نامه‌ای دارید من چنین سؤالی را نپرسیدم ولی سعی کردم با شخصیت‌های آن‌ها تماس بگیرم ولی آن‌ها جواب درستی به من ندادند ربط دادند به زبان مهر و محبت و درستی البته من آدم معمولی هستم و عقاید خودم را می‌گویم. قرار بود در قرن گذشته در قرن ۲۰ دانشگاهی در کن تشکیل شود که رئیس آن پروفسوری سوئدی بود در ریاضیات که قرار بود تکنولوژی و اقتصاد را تدریس کنند به اسپرانتو ولی بعد خبری نشد … .

استاد عارف آذری
استاد عارف آذری

این گفتگو توسط رضا ترابی و علیرضا دولتشاهی در سال ۱۳۸۲ در منزل شادروان عارف آذری انجام‌شده است که بدون دخل و تصرف و صرفاً جهت ثبت حافظه تاریخی بخشی از جنبش اسپرانتو در ایران منتشرشده است.

درباره کمیسیون بین‌المللی آزمون زبان اسپرانتو و برگزاری آزمون رسمی اسپرانتو در ایران

آزمون بین‌المللی زبان اسپرانتو که تحت نظر کمیسیون بین‌المللی آزمون اسپرانتو متشکل از اعضای سازمان جهانی اسپرانتو و اتحادیه آموزگاران اسپرانتو است، در مدت زمان کنگره‌های بین‌المللی اسپرانتو و دیگر همایش‌های بین‌المللی ده برگزار می‌شود و داوطلبان آزمون اقدام به شرکت و سنجش دانش اسپرانتوی خود می‌کنند.
در سال ۱۳۸۵ رضا ترابی به‌عنوان عضو این کمیسیون – که از سال ۱۹۹۸ در لیست ممتحنین نیز قرار داشت – که عهده‌دار منشیگری آن بود، نسبت به برگزاری آزمون در سطح منطقه‌ای/کشوری ابراز علاقه کرد. برای چنین کاری ابتدا بایستی حداقل ۳ نفر دارای صلاحیت و به‌عنوان ممتحن برگزاری آزمون وجود می‌داشتند (که در این باره، صلاحیت آنها را اعضای کمیسیون بین‌المللی آزمون اسپرانتو تأیید می‌کنند). مراحل برگزاری آزمون هم روند مشخصی دارد که در همه‌جا یکسان اجرا می‌شود.
مهندس حمزه شفیعی
خانم سیمین عمرانی
مهندس احمدرضا ممدوحی
و دکتر کیهان صیادپور
کسانی بودند که صلاحیت آنها توسط کمیسیون بین‌المللی آزمون اسپرانتو تأیید شد و راه برای برگزاری آزمون به‌صورت رسمی فراهم شد. انجمن اسپرانتوی ایران به عنوان متولی و برگزار کننده آزمون از کمیسیون تاییدیه گرفت و اولین آزمون در آذرماه ۱۳۸۵ در تهران برگزار شد. برگزاری این آزمون دستاورد بزرگی برای اسپرانتو در ایران بود چراکه شرکت در چنین آزمون‌هایی فقط با شرکت در کنگره‌های بین‌المللی که مستلزم صرف وقت و هزینه گزاف است، امکان‌پذیر بود اما با مقدمات فراهم‌شده شرایط نسبتاً بهتری برای علاقه‌مندان در ایران و منطقه ایجاد شد.

اولین آزمون بین‌المللی اسپرانتو در ایران

اولین آزمون استاندارد و بین‌المللی اسپرانتو در ایران در سطح پایه، روز جمعه ۲۳ آذرماه ۱۳۸۶ در تهران برگزار شد. در این آزمون ۱۵ نفر در شرکت کردند که ۵ نفر در مرحلهٔ مقدماتی انصراف دادند و در نهایت ۱۰ نفر در آزمون شرکت کردند که ۶ نفر موفق به اخذ امتیازهای لازم و شایستهٔ دریافتِ دیپلم شدند. ضمن تبریک به همهٔ شرکت کنندگان که برای اولین بار خود را در بوتهٔ آزمایش قرار دادند و به ویژه به کسانی که در این آزمون پیروز شدند، به عبارتی این ۶ نفر اولین کسانی هستند که دارای مدرکِ تعیینِ سطحِ اسپرانتو در ایران هستند.
نام کسانی که موفق شدند از این قرار است:
۱- فریبا نوری‌مجد
۲- علی‌اصغر کوثری
۳- فرشیده عربشاهی
۴- حدیثه اکبری
۵- قوام زمانی
۶- مهدی زرگری‌پور

+

اعلام موجودیت انجمن اسپرانتوی ایران

با انجام انتخابات در فروردین ماه گذشته و انتخاب اولین هیات رییسه توسط کمیته مرکزی، انجمن اسپرانتوی ایران اعلام موجودیت کرد.
هیات رییسه انجمن عبارتند از:
رییس: مهندس احمدرضا ممدوحی
جانشین و صندوقدار: مهندس حمزه شفیعی
منشی: مهندس نازی صولت

طبق اساسنامه دوره مسئولیت هیات رییسه ۳ سال می‌باشد.

اعضای کمیته مرکزی انجمن عبارتند از:
۱- دکتر شیرین احمدنیا
۲- دکتر کیهان صیادپور
۳- محمدرضا ترابی
۴- فریبا نوری مجد
۵- نیره ابراهیم پور
۶- سعید برهانی

+

تأسیس باشگاه اسپرانتیست های مهاجر افغانی در مشهد

روز دوشنبه همزمان با میلاد پیامبر اسلام گروهی از زبان آموزان مهاجر افغانی مقیم مشهد اقدام به تأسیس باشگاه اسپرانتو مهاجران افغانی کردند.
در مراسم افتتاحیه، فریبا نوری مجد به‌عنوان نماینده سازمان جهانی اسپرانتو و موسسه سبزاندیشان از تهران شرکت نموده و پیام دوستی و آرزوی موفقیت برای جوانان اسپرانتیست افغانی نمود.
مراسم در ساعت ۱۷: ۵۰ با تلاوت آیاتی از قرآن مجید شروع شد و دیانا کریمی- یکی از بنیان‌گذاران– به معرفی اهداف باشگاه و انگیزه‌ی تأسیس آن پرداخت. تنی چند از حاضران نیز به سخنوری پرداختند. مراسم در ساعت ۱۹ پایان یافت. در این مراسم  ۴۰ نفر شرکت داشتند. +

دکتر حیدر رشیدی همراه با جوانان اسپرانتودان افعانستانی
دکتر حیدر رشیدی همراه با جوانان اسپرانتودان افغانستانی

هدف زبان بین‌المللی چیست؟

 در اول آذرماه ۱۳۸۰ سمیناری جهت آشنایی با زبان اسپرانتو در خانه فرهنگ مهرآباد برگزار شد که یکی از سحنرانان آن خانم فریبا نوری مجد صاحب‌امتیاز و مدیرمسئول مجله پیام سبراندیشان بود. اینک متن سخنرانی ایشان:

به نام خدا

 با سلام و خیرمقدم به همه حضار گرامی؛ سخنم را درباره ضرورت زبان بین‌المللی با دو سؤال آغاز می‌کنم که:

هدف زبان بین‌المللی چیست؟ و آیا ایجاد یک زبان بین‌المللی ضرورت دارد؟ پاسخ این دو سؤال کاملاً آشکار است. چرا که زبان بین‌المللی وسیله‌ای است که برای ارتباط افکار و احساسات بین مردم بکار می‌رود و همانند سایر وسایل ارتباط جمعی به‌عنوان ابزاری استفاده می‌شود که جای آن در زندگی اجتماعی جامعه متمدن بشری نمی‌تواند خالی باشد. هیچ‌کس نسبت به ضرورت وسایل ارتباط جمعی در برقراری ارتباط تردید ندارد. در نتیجه هیچ‌کس درباره ضرورت ایجاد یک زبان بین‌المللی نیز شک ندارد.
ولی برخی فکر می‌کنند زبان بین‌المللی غیرضروری است. زبانی بازدارنده است و به روح ملی خلل وارد می‌کند. شاید دلیل مخالفت آنها با زبان بین‌المللی این است که آرمان و ایده زبان بین‌المللی را درک نکرده‌اند. گاهی آنها تصور می‌کنند که آرمان نهایی زبان بین‌المللی این است که زبان‌های ملی و سرزمینی را از دور خارج کند و همه ساکنان کره زمین به یک زبان سخن بگویند و بنویسند. این یک سوءتفاهم است. ایده زبان بین‌المللی هرگز آن طور نیست. زبان بین‌المللی هرگز قصد ندارد مانع وسدی در برابر زبان‌های ملی و محلی باشد؛ بلکه برعکس هدف آن این است که به زبان‌های ملی یاری برساند. بشر به واسطه زبان است که تبادل افکار می‌کند. زبان بین‌المللی هرگز بر آن نیست که خود را بر زندگی داخلی مردم تحمیل کند. ازآنجا که زبان بین‌المللی بی‌طرف است هرگز خود را بر امور داخلی مردم تحمیل نمی‌کند و از آنجا که زبان کمکی است هرگز مانعی برای زبان ملی یا سرزمینی نخواهد بود. به‌طورکلی در دنیای جدید زبان بین‌المللی به هیچ وجه امر پیش پا افتاده‌ای نیست و بر اساس نیاز عصر پدید آمده است.
ارتباط بین‌المللی مردم در عصر حاضر آن چنان پیچیده است که هر شخصی به یادگیری چند زبان نیازمند است. زبان خارجی یکی از مواد اصلی دروس مدارس در کشورهای گوناگون شده است. در حال حاضر تسلط بر تنها یک زبان ملی خارجی امری بیهوده است. خواه‌ناخواه باید زبان دوم و سوم و حتی چهارم را نیز آموخت. البته به نظر یک فرد عادی آموختن تمام زبان‌های ملی الزامی نیست. اما برای آنها که از آموزش عالی بهره‌مند هستند یا کسانی که باید در عرصه‌های سیاست بین‌الملل یا تجارت بین‌الملل فعالیت نمایند؛ لازم است به چند زبان خارجی مسلط باشند. این بدان معناست که برای آنها فراگیری زبان‌های ملی اصلی جهان ضرورت دارد.
افراد یک کشور مدت مدیدی را وقف فراگیری زبان کشور دوم؛ سوم و حتی چهارم می‌کنند. درحالی‌که در همین هنگام افرادی از کشور دوم سال‌های بسیاری را برای آموزش زبان کشورهای دیگر هدر می‌دهند و مردمی از کشور سوم یا چهارم به ترتیب ناچارند سال‌های بسیاری را صرف یادگیری زبان‌های بیگانه نمایند. این موضوع ازنقطه‌نظر اقتصاد زمان عاقلانه نیست. در طول زندگی بشر اختراعات زیادی برای صرفه‌جویی در زمان انجام گرفته؛ ماشین‌ها اختراع شده‌اند که زمان را ذخیره کنند. راه‌آهن؛ کشتی؛ و وسایل این قبیل را بکار گرفته‌اند که در مسافرت صرفه‌جویی شود ولی موفق نشدند چاره‌ای بیندیشند تا از مدتی که صرف فراگیری زبان‌های گوناگون می‌شود کاسته شود. دقیقاً به دلیل چنین نیازی آرمان زبان بین‌المللی به وجود آمد. به بیان دیگر زبان بین‌المللی ابزاری است برای زندگی اجتماعی جدید به منظورصرفه جویی در زمان و کارایی مؤثرتر.
حالا باید ببینیم چه زبانی شایستگی دارد بین‌المللی شود؟ آیا می‌توان یک زبان ملی را به‌عنوان زبان بین‌المللی پذیرفت؟ ظاهراً درست‌ترین راه حل انتخاب یکی از زبان‌هایی است که بیشترین مردم از آن استفاده می‌کنند و سپس اطلاق زبان بین‌المللی به آن است. بر اساس این دیدگاه فقط زبان چینی شایستگی آن را دارد که بین‌المللی محسوب شود چون افزون بر یک میلیارد نفر به زبان چینی سخن می‌گویند که در مقایسه با آن سخنگویان زبان انگلیسی یا اسپانیولی خیلی کمتر است. اما فراگیری زبان چینی بسیار مشکل است؛ به‌طوری‌کهیک اروپایی حداقل به هفت یا هشت سال وقت نیاز دارد تا آن را کامل بیاموزد. در نتیجه زبان چینی شایستگی آن را ندارد که زبان بین‌المللی باشد. از زبان چینی که بیشترین کاربرد را دارد بگذریم آیا امکان دارد که زبان انگلیسی؛ فرانسوی؛ روسی یا اسپانیولی را به‌عنوان زبان بین‌المللی پذیرفت؟ اینک مشکل دیگری به وجود می‌آید. ازآنجاکه همیشه زبان با قدرت سرزمینی مربوط است؛ اگر یک زبان ملی به‌عنوان زبان بین‌المللی پذیرفته شود؛ سرزمینی که در آن به آن زبان سخن می‌گویند موقعیت مناسبی در زمینه فرهنگ جهانی به‌دست می‌آورد که برای ملت‌ها و سرزمین‌های دیگر اصلاً قابل‌تحمل نیست. اگر یک زبان ملی معین به‌عنوان زبان بین‌المللی پذیرفته شود ملت‌های دیگر با آن مخالفت می‌ورزند. همچنین هر زبان ملی حتی اگر به‌عنوان زبان بین‌المللی پذیرفته‌شده باشد؛ برای مردم سرزمین‌های دیگر به سختی قابل یادگیری است. می‌توان گفت که پذیرفتن هریک از زبان‌های ملی موجود به‌عنوان زبان بین‌المللی کاملاً غیر دمکراتیک است.
اولین شرط زبان بین‌المللی سادگی و آسانی یادگیری آن است. زبانی که یادگیری‌اش مشکل باشد هرگز نمی‌تواند در سراسر جهان گسترش یابد. درحالی‌که هر زبان قومی بر اساس عادات ملی گسترش‌یافته و
بی‌قاعده و غیرمنطقی است بنابراین به‌آسانی قابل یادگیری نیست. تنها زبان فرا ساخته واجد ویژگی‌های سادگی و آسانی آموزش است. پس می‌توان نتیجه گرفت که زبان فرا ساخته شایسته است که زبان بین‌المللی شود.

حال کدام زبان فرا ساخته می‌تواند بین‌المللی شود؟ کاملاً روشن است. آن زبانی می‌تواند پذیرفته شود که به بهترین صورت به‌عنوان زبان بین‌المللی گسترش‌یافته باشد.
طی چند دهه گذشته طرح‌های بسیاری در زمینه زبان بین‌المللی به وجود آمده‌اند که اکثر آنها هرگز مورد استفاده واقع نشدند و بعضی از آنها پس از اندک مدتی به کار بردن از میان رفتند. فقط این اسپرانتو است که توسط میلیون‌ها نفر طی چند دهه گذشته عملاً مورد بهره‌برداری قرارگرفته است. در نتیجه اسپرانتو یگانه زبان بین‌المللی مناسب است و پذیرفتن اسپرانتو به‌عنوان زبان بین‌المللی تنها راه حل مشکل زبان بین‌المللی است.
زبان اسپرانتو در دوران جوانی یک انسان آفریده شد. مخترع آن کهلودویکلازارزامنهوف نام داشت نخستین طرح زبان جهانی را در سن ۱۹ سالگی و اولین کتابچه مربوط به آن را به نام زبان بین‌المللی در ۲۸ سالگی با نام مستعار دکتر اسپرانتو منتشر ساخت. وی در دوران طفولیت با چندین زبان مختلف آشنا شد ولی از همان ابتدا مسئله تعدد زبان‌ها؛ احساسات او را جریحه‌دار نمود. زامنهوف در شهر بیالیستوک لهستان به دنیا آمد شهری که در آن ۴ قوم روس-لهستانی-آلمانی و کلیمی سکونت داشتند و هر قوم به زبان خود سخن می‌گفت و با اقوام دیگر روابط خصمانه‌ای داشتند. او احساس می‌کرد در چنین شهری بیش از هرجای دیگری به دلیل تنوع زبان‌ها در فشار قرار گرفته و فکر می‌کرد این تنوع و کثرت زبانی یکی از پایه‌های عمده اختلاف و نزاع در بین اقوام است. و از همین جا طرح زبان بین‌المللی واحد به ذهن او رسید.
علت اینکه اسپرانتو بر از مرحله آزمون به در آمد و در سراسر گسترده شد به علت ساختار منطقی آن است. به ساری متقاعد شدند که پدیده اسپرانتو یکی از عجایبی است که در عصر جدید به وقوع پیوسته است. هرچند زامنهوف زبان‌شناس نبود بلکه چشم پزشک بوده ولی بر اساس نبوغ زبانشناسی خود طرح بسیار کاملی را برای اسپرانتو ریخته است. برتری اسپرانتو به خاطر منطقی بودنش است و به این خاطر یادگیری آن بهتر و راحت‌تر و کاربرد آن امکان‌پذیر می‌شود. یکی از خصوصیات آن آسانی و تغییرناپذیر بودن تکلم آن است.
چرا ساده؟ ازآنجاکه هر کلمه بی‌استثنا همان‌طور که به صدا درمی‌آید نوشته می‌شود.
قواعد پیچیده ندارد و استثنایی در آن به چشم نمی‌خورد؛ همچنین به دلیل وجود پساوندها و پیشاوندها ساخت کلمات جدید راحت تراست بنابراین تعداد لغت‌ها هم کمتر می‌شود. دلایل دیگری نیز برای اثبات سادگی این زبان وجود دارد که هنگام یادگیری با این زبان خود شاهد آن خواهید بود.
با صرف کمتر از ۱۰۰ ساعت می‌توان در سطح قابل قبولی این زبان را فراگرفت و برای آموزش آن به سال‌ها وقت و صرف هزینه‌های گزاف نیاز نیست. کسی که اسپرانتو می‌آموزد زبان‌های دیگر را بهتر یاد می‌گیرد. استفاده از اسپرانتو باعث می‌شود که ما بتوانیم با ملت‌های مختلف و فرهنگ‌های آنان آشنا شویم و به راحتی با آنها ارتباط برقرار کنیم. و با خدمات و امکاناتی که در اختیار ما قرار می‌گیرد مسافرت‌های راحت‌تر و کم هزینه‌تری داشته باشیم.
در اینجا لازم است این را نیز بگویم که در سال‌های ۱۹۵۴ تا ۱۹۵۸ تحت نظر یونسکو ۲ سری تحقیقات در مورد ارزش آموزشی اسپرانتو در کشورهای اروپایی انجام شده که در آن تحقیقات ثابت‌شده یادگیری اسپرانتو ۱۰ برابر آسان‌تر از هر زبان دیگر است.
به لطف یک سلسله اقدامات منظم و با بسیج گرایش‌های مختلف فکری اسپرانتو توانسته است تاکنون نظر برخی محافل رسمی و سازمان‌های معتبر بین‌المللی را به خود جلب کند. ازجمله: سازمان علمی – فرهنگی و آموزشی یونسکو در سال ۱۹۵۴ عریضه‌ای در جهت دفاع از منافع اسپرانتو دریافت کرد که توسط انجمن و سازمان‌های مختلف و شخصیت‌های برجسته که بین آنها زبان‌شناس‌های بسیاری هم بود امضا شده بود. این سازمان پس از بررسی‌های کامل و وقوف به کارایی‌های اسپرانتو با اکثریت مطلق آرا قطعنامه‌ای را در جهت اشاعه این زبان صادر کرد و همکاری خود را با انجمن جهانی اسپرانتو اعلام نمود. چرا که نتایج حاصل از توسعه زبان بین‌المللی با اهداف و آرمان‌های یونسکو هماهنگی کامل دارد.
اسپرانتو امروزه در همه کشورهای اروپایی و بسیاری از دیگر کشورهای جهان نظیر ژاپن؛ کره؛ چین – کانادا- کوبا-برزیل –استرالیا-آمریکا و غیره پدیده‌ای کاملاً شناخته‌شده است و در سطحی وسیع تدریس می‌شود ولی متأسفانه باآنکه هزاران اثر ارزشمند علمی و ادبی به اسپرانتو تألیف یا ترجمه شده است و صدها مجله و نشریه در زمینه‌های گوناگون به این زبان ترجمه می‌شود و ده‌ها فرستنده رادیویی در این سو و آن سوی جهان به اسپرانتو برنامه پخش می‌کنند؛ این پدیده هنوز در ایران برای همگان شناخته شده نیست. با این حال با توجه به کمبود امکانات آموزشی و کتاب‌های درسی اسپرانتو از سالیان پیش بسیاری افراد به یادگیری این زبان پرداختند و از میان آنه
ا برخی کوشیدند این زبان را به دیگر ایرانیان معرفی کنند. در سال‌های اخیر روند آشنایی با اسپرانتو و گسترش آن در کشورمان از شتاب امیدوارکننده‌ای برخوردار شده است.

در پایان جا دارد جملاتی را از روح بلند ملت هند – گاندی – بیان کنم:
“من شایسته می‌دانم که هرکس در زادگاه خود پول بومی خویش را خرج کند؛ طبق تقویم سنتی خود گاه‌شماری کند و به زبان مادری خود سخن بگوید. ولی در روابط میان ملت‌ها من طرفدار یک پول بین‌المللی – یک تقویم بین‌المللی و یک زبان بین‌المللی همانند اسپرانتو هستم. من اسپرانتو را خوانده‌ام آن را بسیار آسان یافته‌ام. اسپرانتو به خاطر هدفی نجیب و انسانی بنیان‌گذاری شده است و شایسته رویارویی با مهربانی و لطف است.”

فریبا نوری مجد صاحب‌امتیاز و مدیرمسئول مجله پیام سبراندیشان