اسپرانتو در ایران (۳) Esperanto en Irano

علیرضا دولتشاهی

دانستیم نخستین آشنایی ایرانیان با زبان جهانی اسپرانتو به همت زنده‌یاد یوسف اعتصامی انجام گرفت. وی در مقاله‌ای نسبتاً کوتاه در مجله بهار (۱٢ جمادی‌الآخر ۱۳٢۸ ق.) به معرفی زبان جهانی اسپرانتو و پدیدآورندهٔ آن دکتر زامنهوف پرداخت.
اما از زمان انتشار این مقاله، تا نخستین باهمآد اسپرانتو در تهران (۳۰ ذیقعده ۱۳۳۴ ق) آیا ایرانیان برخوردی یا اسپرانتو داشته‌اند؟ برخورد ایرانیان غیر اسپرانتودان با این زبان جهانی پیش از نخستین باهماد اسپرانتو در تهران چگونه بوده است؟
یحیی دولت‌آبادی (۱۳۱۸-۱٢۴۱) که از اعضای حلقه اصفهان انقلاب مشروطیت شمرده می‌شود، پنج سال پیش از برپایی نخستین باهمآد اسپرانتو در تهران و پنج سال پس از پیروزی انقلاب مشروطیت در پی دعوتی به تاریخ اول فوریه ۱۹۱۰ (۱۳٢۸ ق) در نخستین کنگره [ضد تبعیض] نژادی، در لندن (ژوئیه ۱۹۱۱) شرکت کرد. در جلسهٔ سه شنبه ۱۸ ژوئیه وی آرای خویش را در خصوص علل اختلاف ملل چنین بیان می‌دارد:
اصول اختلافات ملل چند چیز است: خط و زبان، اخلاق و عادات، عقاید مذهبی حدود سیاسی. اما خط و زبان البته هیچ قوم ترک خط و زبان خود نمی‌گوید و به زبان قوم دیگر بگوید و بنویسد ولی ایجاد یک خط و زبان بین‌المللی چنانکه پیش از ما هم به خیالش بوده‌اند بهتر چیزی هست که می‌تواند در مقابل این اختلاف به حسن رابطه ملل خدمت نماید خاصه که جزو تعلیمات اجباری مدارس عمومی هم بگردد (حیات یحیی، ج ۳، ص ۱۷٢) وی در این کنگرهٔ جهانی، نخست بار کاربرد زبان جهانی اسپرانتو را به چشم می‌بیند، وی در خاطرات خود که بعد از درگذشتش منتشر شد، دراین‌باره نوشته است:
یکی از آمریکایی‌ها که نماینده ملیون آمریکایی بود، سرودی بدو زبان خواند که یکی از آن‌ها به زبان اسپرانتو بود (حیات یحیی، ج ۳، ص ۱۸۷)
باوجوداین در تاریخ جنبش زبان جهانی اسپرانتو در ایران، یحیی دولت‌آبادی هیچ‌گاه یک اسپرانتودان به شمار نمی‌آید، وی تنها یکی از حامیان اندیشه زبان جهانی است ولی ازآن‌رو که یک ایرانی در سال‌های نخستین سدهٔ پیشین، در یک گردهمایی جهانی به طرح وجوب یک زبان بی‌طرف جهانی می‌پردازد، برای جنبش زبان جهانی اسپرانتو ایران مایهٔ افتخار است.
از سوی دیگر می‌دانیم که اندیشهٔ تجدد نخست بار از سوی قفقاز به ایران راهی یافت و آذربایجان بستر تجددگرایی ایرانی گشت. ارامنهٔ ایران در این میان نقشی درخور توجه داشتند. در نشریات ارمنی زبان آن دوره – دورهٔ پیش از برگزاری نخستین باهماد اسپرانتو در تهران – می‌توان نوشته‌هایی دربارهٔ زبان جهانی اسپرانتو را باز یافت. نقش ارامنه در جنبش زبان جهانی اسپرانتو در ایران خود بحث دیگری ست. ما در جای خود به این مهم خواهیم پرداخت. اما در این فرصت تنها به یاد بیاوریم که احمد کسروی با دوستانی ارمنی در شهر تبریز انجمنی برای زبان جهانی اسپرانتو بنیاد کرده بودند. چنان‌که خود می‌گوید:
پس از بازگشت از تهران با یکی از ارمنیان که از اسپرانتیست‌های دیرین می‌بوده آشنا گردیدم، و چنانکه گفتم به همراهی او و دیگران انجمنی بر پا گردانیدیم (احمد کسروی، زندگانی من چ٢، تهران ۱۳۳۵ ص ۱٢۳)
ولی متأسفانه کسروی از ذکر نام خودداری کرده است، خواه از روی سهو یا عمد، ولی می‌توان پرسید که آیا اسپرانتودان فعالی چون واغیناک سرکیسیان با وی همکاری داشته است؟
پیش‌تر این پرسش را طرح کردیم که نخستین آموزگاران ایرانی اسپرانتو در کجا و چگونه خود اسپرانتو آموخته‌اند؟ برای پاسخ دادن به این پرسش در صدد آشنایی بیشتر با این نخستین اسپرانتودانان ایرانی برمی‌آییم.
از نامهٔ مورخ ۱۹ امرداد ماه ۱۳۰۸ خورشیدی سرکیسیان به بهمن شیدانی که در مقدمهٔ چاپ دوم کتاب «لسان عمومی اسپرانتو» تألیف بهمن شیدانی (تهران ۱۳۰۸) درج‌شده، می‌دانیم که وی – سرکیسیان – در سال ۱۹۱۱ میلادی یعنی پنج سال پیش از برگزاری باهمآد اسپرانتو در تهران و هم‌زمان با برپایی نخستین کنگرهٔ ضد تبعیض نژادی در لندن– در شهر تبریز در یک نشریه چاپ قفقاز آگهی مربوط به انتشار خودآموز زبان جهانی اسپرانتو را مشاهده کرده و به آموختن آن علاقه‌مند گشته، آن کتاب را تهیه و در طی ده روز زبان جهانی اسپرانتو را آموخته و نشریهٔ «اسپرانتیست قفقاز» را آبونه شده است. خود وی باقی ماجرا را چنین شرح داده است:
بعد از مطالعه اولین شماره با روحیات زبان اسپرانتو به‌اندازه‌ای نزدیک شدم که افسانهٔ ایرانی سرود عشق AMKANTO را به زبان جدیدالتحصیل تألیف و با امضای وارسارو VASARO به اداره مجله مذکور فرستادم و جریده مزبور به‌محض وصول آن را طبع و منتشر نمود (لسان عمومی اسپرانتو، چ ۲، ص xix)
از نامه فوق درمی‌یابیم که وی در تاریخ نگارش نامه، ساکن اراک (عراق) بوده است. می‌دانیم که یکی از آموزگاران زبان جهانی اسپرانتو در کلاس‌های گروه شیدانی یا همان PEA، میرزا احمدخان یزدانی بود که شب‌های یکشنبه و چهارشنبه به تدریس می‌پرداخت. امروزه آنچه دربارهٔ وی می‌دانیم اندک است. وی از افسران شهربانی بوده است و توسط بهمن شیدانی با زبان جهانی اسپرانتو آشنا گشته و آن را آموخته است؛ خود دراین‌باره می‌گوید:
نظر به دوستی خالصی که فی‌مابین ایشان (شیدانی) و این بنده و چند نفر دیگر بود ما را نیز به این نعمت کبری مفتخر داشته لسان اسپرانتو را بما آموختند و نگارنده این سطور که فقط زبان فرانسه را می‌دانست پس از یک ماه تحصیل که به‌طور تفریح بدان اشتغال داشت توانست به مکاتبه و مکالمه شروع نماید و در سنه ۱۲۹۸ (خورشیدی) که به اروپا مسافرت نمودم در بسیاری از مجامع و محافل به این لسان کنفرانس دادم (لسان عمومی اسپرانتو، بهمن شیدانی، ص VII، V I)
نام وی به همراه بهمن شیدانی و احمد کسروی جزء نخستین نمایندگان سازمان جهانی اسپرانتو UEA در تهران آمده است.
از دوستان میرزا احمدخان یزدانی می‌توان به روحانی رشتی اشاره کرد نامبرده باواسطهٔ احمد یزدانی در سال ۱۳۰۱ خورشیدی با زبان جهانی اسپرانتو آشنا شد و به آموختن آن پرداخت. وی در سال ۱۹٢۵ میلادی به نمایندگی UEA در شهر رشت نائل شد و در سال ۱۹٢۸ میلادی به همراه احمد یزدانی در بیستمین کنگرهٔ اسپرانتو در شهر آنترپن بلژیک شرکت کرد.
روحانی رشتی در خصوص چگونگی آموختن اسپرانتو می‌گوید: پس از مراجعت به رشت دو کتاب اسپرانتو به فرانسه به‌دست‌آمده و پس از ترجمه فرانسه این کتاب به فارسی مشغول تحصیل شد. سه ماه بدون معلم به تحصیل کامل این لسان موفق گشته (لسان عمومی اسپرانتو، بهمن شیدانی، ص XXI)
در میان نخستین اسپرانتودان‌های ایرانی، روزنامه‌نگارانی نیز به چشم می‌خورند. به‌جز بهمن شیدانی که از کارکنان نشریهٔ رعد بود می‌توان از الف جاهد مؤسس و مؤلف سالنامه پاریس و امیر قلی امینی، مدیر نشریه اخگر (چاپ اصفهان) نام آورد.
امینی که نماینده UEA در اصفهان نیز بود، از یک پا و یک طرف بدن فلج بود و تمام وظایف روزنامه‌نگاری خویش را از درون تخت خواب انجام می‌داد. وی بر اثر خواندن مقاله‌ای از بهمن شیدانی در نشریهٔ ستاره ایران (۱۳۰۰ خورشیدی) مصمم به آموختن زبان جهانی اسپرانتو شد. اما پس از گذشت چند سال موفق به انجام این مهم گشت. خود دراین‌باره می‌گوید: در فاصله بیست روز باموختن این زبان از روی همان کتاب دوست عزیزم آقای شیدانی موفق آمدم. خوب به خاطر دارم که به‌محض اتمام بیستمین درس خود شروع به ترجمه یک قطعه شعری که دریکی از جراید اسپرانتو درج‌شده و ورق‌پاره‌ای از آن روزنامه به ترتیباتی به‌دست من رسیده بود نموده و برای درج در مجله صحت منطبعه اصفهان فرستادم، ترجمه این قطعه و انتشار آن در یک مجله برای من که تازه بیست روز بود این زبان را آموخته بودم چنان ایجاد عشق و حرارتی در من نسبت به این زبان سهل و ساده نمود که از همان وقت به بعد غالباً «وقت خود را صرف قرائت کتب و مجلات مختلفه اسپرانتو نموده و قسمت‌های زیادی از مقالات آن‌ها را ترجمه و در جراید و مجلات فارسی و مخصوصاً» از روزنامه اخگر انتشار دادم (لسان عمومی اسپرانتو، بهمن شیدانی، ص XVI)
در سال ۱۳۰۷ خورشیدی میرزا فتح ا… خان وزیرزاده مدیریت و مسئولیت نشریهٔ اخگر را به امیر قلی امینی واگذار کرد. نشریهٔ اخگر که پیش‌تر به‌طور هفتگی منتشر می‌شد از آبان‌ماه همان سال در قطعی کوچک‌تر و سه شماره در هفته انتشار یافت و از آذرماه همان سال به‌صورت روزنامه -هرروز یک شماره- به چاپ رسید. از فروردین‌ماه سال ۱۳۰۸ در قطعی بزرگ‌تر انتشار یافت. نشریه اخگر از شهریورماه ۱۳۰۸ دارای چاپخانه‌ای مستقل شد.

ادامه دارد.

این مقاله در صفحه ۳ شماره سوم مجله پیام سبزاندیشان بهار۱۳۸٢ چاپ شده است.