فریبا نوری مجد صاحب امتیاز و مدیر مسئول اولین و تنها نشریه اسپرانتو زبان در ایران

فریبا نوری مجد صاحب امتیاز و مدیر مسئول اولین و تنها نشریه اسپرانتو زبان در ایران

فریبا نوری مجد، صاحب‌امتیاز و مدیرمسئول اولین و تنها نشریه اسپرانتو زبان در ایران است که از سال ١٣٨٠ تا ١٣٨٧ تحت نام «پیام سبزاندیشان» به‌صورت فصل‌نامه منتشرشده است.
آشنایی با اسپرانتو در نیمه دوم دهه هزار و سیصد و شصت توسط دکتر محمد پزشکی.
شرکت در کلاس‌های آقای عارف آذری.
کارمند سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی. ویراستار مرکز انتشارات دانشگاه آزاد.
آشنایی با سازمان جوانان اسپرانتودان در سال ١٣٧۴ و عضویت در هیئت‌مدیره آن.
عضویت در هیئت‌مدیره موسسه غیرانتفاعی سبزاندیشان ( ١٣٧۵).
درخواست مجوز انتشار مجله به وزارت ارشاد در سال ١٣٧۶.
دریافت مجوز انتشار ( اولین) مجله دوزبانه فارسی/ اسپرانتو در سال ١۳٨٠

اسپرانتو در ایران به روایت اسناد انجمن جهانی اسپرانتو ۱

با سپاس ویژه از Rob MOERBEEK مسئول وقت  کتابخانه هکتور هودلر که  مهرورزانه اسنادی را که نیاز داشتم برایم فراهم کرد.

انجمن جهانی اسپرانتو در سال ۱۹۰۷ میلادی (۱۲۸۷ هجری شمسی) به‌منظور سروسامان دادن به جنبش اسپرانتو در سراسر جهان، در کشور سوئیس تشکیل شد. این انجمن از آغاز بنیان‌گذاری، نمایندگانی در کشورهای مختلف داشته است که هرسال مشخصات آنان در کتاب سال ( Jarlibro) انجمن منتشر می‌شود.
با بررسی کتاب‌های منتشرشده، نگارنده نتیجهٔ موارد مربوط به ایران را در این مقاله آورده است.

لازم به یادآوری است که این مقاله از آغاز انتشار کتاب سال تا سال ۱۹۷۹ (۱۳۵۸) را موردبررسی قرار داده است.

۱۹۱۱ (۱۲۹۰) انتشار نخستین جلد کتاب سال: هیچ اشاره‌ای به ایران نشده است.

۱۹۱۲ (۱۲۹۱) صفحهٔ ۱۶۶، بخش مراکز بازرگانی. تبریز: آقای وارتان درزی وارتانیان، فروشگاه اسپرو، فروشگاه جدید کالاهای خارجی.
صفحهٔ ۱۲۷، (اولین) نمایندهٔ محلی UEA در ایران. تبریز: آرداش در هورهانیسیاس (کارمند بانک شاهی).

۱۹۱۳ (۱۲۹۲) صفحهٔ ۲۸۳، بخش خدمات. تبریز: هتل بوسفر، محلهٔ گجیل.

۱۹۱۴ (۱۲۹۳) صفحهٔ ۱۷۳، نمایندگی UEA در شهرهای قوچان و تبریز. صفحهٔ ۳۰۴ بخش خدمات. تبریز: هتل بوسفر، محلهٔ گجیل.

۱۹۱۶ (۱۲۹۵) صفحهٔ ۱۰۶ نمایندهٔ محلی UEA در ایران. تبربز: آرداش در هورهانیسیاس (کارمند بانک شاهی). صفحهٔ ۱۱۸ قوچان: بقراط میکائیلیان (کارمند دفتر بازرگانی).

۱۹۱۷ (۱۲۹۶) صفحهٔ ۲۶ در بخش گزارش سالانهٔ انجمن جهانی اسپرانتو خبری از تشکیل گروه‌های مختلف در ایران به چشم می‌خورد و از به سامان نبودن خدمات پستی گلایه می‌شودشود (!).

۱۹۱۹ (۱۲۹۸) صفحهٔ ۸۰ (اولین) نمایندگی در تهران: بهمن شیدانی (خبرنگار روزنامه رعد).

۱۹۲۰ (۱۲۹۹) صفحهٔ ۶۷، نمایندگی در تهران: بهمن شیدانی، جانشین: احمد یزدانی کسروی (کارمند دارایی شهرداری).
صفحهٔ ۱۰۸، نماینده در قزوین: محمد لبیب (دبیر مدرسهٔ توکلی) ‌.
صفحهٔ ۱۳۵، نماینده در تبریز: آرداش در هورهانیسیاس.

۱۹۲۱ (۱۳۰۰) صفحهٔ ۱۲۴، نماینده در تهران: بهمن شیدانی، جانشین: احمد یزدانی کسروی (کارمند دارایی شهرداری).

۱۹۲۳ (۱۳۰۲) صفحهٔ ۲۱۹، نماینده در انزلی: بوغدان هایراپتیان (کتاب‌دار).

رشت: ا. ربریک (تعاون‌گر).

تبریز: علی‌اکبر نمسه‌چی (تاجر فرش). (اولین انجمن اسپرانتوی ایرانی نیز در این صفحهٔ کتاب سال قید شده است: ستارهٔ اسپرانتوی تبریز Tabriza Esp. Stelo به نشانی نماینده.

تهران: نماینده در تهران: بهمن شیدانی، جانشین: احمد یزدانی کسروی (کارمند دارایی شهرداری).

۱۹۲۴ (۱۳۰۳) صفحه‌ی؟، تبریز: علی‌اکبر نمسه‌چی (تاجر فرش). ستارهٔ اسپرانتوی تبریز Tabriza Esp. Stelo به نشانی نماینده.

رشت: ا. ربریک (تعاون‌گر Kooperativisto).

تهران: نماینده در تهران: بهمن شیدانی، جانشین: احمد یزدانی کسروی (کارمند دارایی شهرداری).

۱۹۲۵ (۱۳۰۴) صفحهٔ ۳۲۹، تهران: بهمن شیدانی، جانشین: احمد یزدانی کسروی (کارمند دارایی شهرداری).

۱۹۲۶ (۱۳۰۵) صفحهٔ ۳۱۵، تبریز: علی‌اکبر نمسه‌چی (تاجر فرش). ستارهٔ اسپرانتو تبریز Tabriza Esp. Stelo به نشانی نماینده.

سلطان‌آباد (اراک) نماینده: رضا طاهری (تولیدکنندهٔ فرش)، جانشین: فضل‌الله خانن پرویز (حسابرس) نماینده بازرگانی: واغناک سرکیسیان.
صفحهٔ ۲۸۸، رشت: حاجی سید محمد روحانی (مزرعه‌دار- ملاک).

۱۹۲۹ (۱۳۰۸) صفحهٔ ۳۸۲، اصفهان: امیرقلی امینی (مزرعه‌دار).

رشت: حاجی سید محمد روحانی (مزرعه‌دار- ملاک).

تبریز: داریوش نمسه‌چی (تاجر). جامعه اسپرانتو تبریز Tabriza Esperanto. Societo.

تهران: بهمن شیدانی، جانشین: احمد یزدانی کسروی (کارمند دارایی شهرداری).

انزلی: نمایندگی اتحادیه بازرگانی اسپرانتویی در ایران Komercista Esperanto-Unio.

همچنین آگهی انتشار کتابچهٔ «کلید اسپرانتو» که توسط داریوش نمسه‌چی تهیه‌شده است در این شمارهٔ کتاب سال آمده است.

۱۹۳۱ (۱۳۱۰) صفحه‌یی ۳۴۷، تبریز: Tabriza Esperanto Societo.
تهران: بهمن شیدانی، جانشین: احمد یزدانی کسروی (کارمند دارایی شهرداری).

۱۹۳۲ (۱۳۱۱) صفحهٔ ۲۸۳، اصفهان: امیرقلی امینی (مزرعه‌دار).

مسجدسلیمان: حبیب‌اله طاهرزاده (منشی دپارتمان زمین‌شناسی).

رشت: میرزا محمود گلشنی (بازرگان).

سلطان‌آباد (اراک) نماینده: رضا طاهری (تولید کنندهٔ فرش)، جانشین: فضل‌الله خان پرویز (حسابرس) نماینده بازرگانی: واغناک سرکیسیان.

تبریز: داریوش نمسه‌چی (تاجر). جامعه اسپرانتو تبریز Tabriz Esperanto. Societo.

تهران: بهمن شیدانی، جانشین: احمد یزدانی کسروی (کارمند دارایی شهرداری).

۱۹۳۳ (۱۳۱۲) صفحه‌ی؟، اصفهان: امیرقلی امینی (مزرعه‌دار).

رشت: میرزا محمود گلشنی (بازرگان).

جامعه اسپرانتو تبریز TabrizEsperanto. Societo.

تهران: بهمن شیدانی، جانشین: احمد یزدانی کسروی (کارمند دارایی شهرداری).

۱۹۳۴ (۱۳۱۳) صفحهٔ ۲۹۰، بدون تغییر نسبت به ۱۹۳۳.
۱۹۳۵ (۱۳۱۴) صفحهٔ ۴۵، نمایندگان رشت و تبریز نیستند و فقط تهران بدون تغییر درج شده است.
۱۹۳۶ (۱۳۱۵) صفحهٔ ۱۵۷، تهران: بهمن شیدانی، جانشین: احمد یزدانی کسروی (کارمند دارایی شهرداری).
۱۹۳۸ (۱۳۱۷) صفحهٔ ۱۲۳، تهران: بهمن شیدانی، جانشین: احمد یزدانی کسروی (کارمند وزارت جنگ).

۱۹۳۹ (۱۳۱۸) صفحهٔ ۱۲۳، تهران: بهمن شیدانی، جانشین: احمد یزدانی کسروی (کارمند وزارت جنگ).

گنبد کاووس: علی مراد طالبی (توتون و گندم‌کار).

۱۹۴۰ (۱۳۱۹) صفحهٔ ۱۲۳، بدون تغییر نسبت به سال قبل.
۱۹۵۰ (۱۳۲۹) صفحهٔ ۱۷۳، تهران: بهمن شیدانی (وزارت دارایی).
۱۹۵۱ (۱۳۳۰) صفحهٔ ۱۷۳، بدون تغییر نسبت به سال قبل.
۱۹۵۷ (۱۳۳۶) صفحهٔ ۲۰۷، آبادان: ا. سجادیان (تکنسین پالایشگاه نفت). تهران: پ. زولین (عضو وزارت خارجه).
۱۹۵۸ (۱۳۳۷) صفحهٔ ۲۴۷، بدون تغییر نسبت به سال قبل.
۱۹۵۹ (۱۳۳۸) صفحهٔ ۳۴۷، بدون تغییر نسبت به سال قبل.
۱۹۶۶ (۱۳۴۵) صفحهٔ ۳۴۱، تهران: احمد یزدانی (بازنشسته وزارت دارایی).
۱۹۶۷ (۱۳۴۶) صفحهٔ ۲۹۱، بدون تغییر.
۱مسجدسلیمان۹۶۹ (۱۳۴۸) صفحهٔ ۲۸۱، تهران: احمد یزدانی (بازنشسته وزارت دارایی) جانشین: بدیع الله صمیمی (کارمند بانک).
۱۹۷۷ (۱۳۵۶) صفحهٔ ۲۱۹، تهران: بدیع الله صمیمی (مربی دانشگاه و کتابدار).
۱۹۷۹ (۱۳۵۸) صفحهٔ ۲۲۲، بدون تغییر نسبت به سال قبل.

شهرهایی که انجمن جهانی اسپرانتو در آن نمایندگی داشته است (به ترتیب درج در کتاب سال انجمن جهانی اسپرانتو):
۱. تبریز
۲. قوچان
۳. تهران
۴. قزوین
۵. رشت
۶. انزلی
۷. اراک (سلطان‌آباد)
۸. اصفهان
۹.
۱۰. گنبدکاووس
۱۱. آبادان
اشخاصی که به‌عنوان نمایندگان انجمن جهانی اسپرانتو در ایران نامشان در کتاب سال قیدشده است (به ترتیب سال درج در کتاب):
۱. وارتان درزی وارتانیان
۲. آرداش هورهانیسیاس
۳. بقراط میکائیلیان
۴. بهمن شیدانی
۵. احمد یزدانی کسروی
۶. محمد لبیب
۷. ا. ربریک
۸. باغدان هایراپتیان
۹. علی‌اکبر نمسه‌چی
۱۰. رضا طاهری
۱۱. فضل‌اله خان پرویز
۱۲. واغناک سرکیسیان
۱۳. حاجی سید محمد روحانی
۱۴. داریوش نمسه‌چی
۱۵. حبیب‌الله طاهرزاده
۱۶. میرزا محمود گلشنی
۱۷. علی مراد طالبی
۱۸. ا. سجایان
۱۹. پ. زولین
۲۰. بدیع الله صمیمی

چند نکتهٔ قابل تعمق:
· اولین نمایندگان انجمن جهانی اسپرانتو در ایران ارمنی و مسیحی هستند و این مؤید آن است که اسپرانتو از طریق مرزهای شمالی ایران و از طریق قفقاز در شمال غرب و خراسان در شمال شرق به ایران واردشده است.
اولین شهری که در آن نماینده اسپرانتو وجود داشته است شهر تبریز است که در آن زمان یکی از مراکز فرهنگی کشور نیز محسوب می‌شده است.
· اولین باشگاه اسپرانتوی ایران در شهر تبریز بوده است.
· تهران سومین شهری است که در آن نماینده انجمن جهانی معرفی‌شده است و شگفتا که قوچان دومین شهر بوده است (اما بعد‌ها هرگز از اسپرانتو و فعالیت‌های اسپرانتویی در قوچان خبری نشد).
· از میان ۲۰ نفری که از ۱۲۹۱ تا سال ۱۳۵۸ به‌عنوان نماینده سازمان جهانی اسپرانتو در ایران فعالیت داشته‌اند ۳ نفر از آنان اقدام به تألیف و انتشار کتاب نیز کرده‌اند، یعنی ۱۵ درصد نمایندگان:
۱. بهمن شیدانی ۲. داریوش نمسه‌چی ۳. بدیع الله صمیمی.
· پرسابقه‌ترین نمایندهٔ انجمن جهانی اسپرانتو در ایران بهمن شیدانی است که از سال ۱۲۹۸ تا ۱۳۳۰ به مدت ۳۲ سال بدون وقفه، در کتاب سال انجمن جهانی اسپرانتو حضورداشته است.
· علیرغم این‌که بهمن شیدانی در سال ۱۲۹۵ گزارشی منتشر کرده است و در آن موجودیت انجمن اسپرانتوی ایران را اعلام کرده است (روزنامه عصر جدید ۱۲ ذی‌الحجه ۱۳۳۴) اما در کتاب سال هیچ‌وقت به وجود چنین انجمنی اشاره‌ای نشده است.

*این مقاله در شماره ۹ فصل‌نامه پیام سبزاندیشان درج‌شده است

اسپرانتو در ایران (۱)  Esperanto en Irano

اسپرانتو در ایران (۱) Esperanto en Irano

آغاز اسپرانتو در ایران (۱)
علیرضا دولتشاهی

انقلاب مشروطیت به تعبیری حاصل برخورد انسان ایرانی با تمدن غرب بود. برخوردی که انسان ایرانی را به اندیشه در علل توسعه‌نیافتگی خویش واداشت و این به اندیشه شدن، ظهور و بروز تجددگرایی ایرانی را در پی داشت. از بن‌مایه‌های اصلی تجددگرایی ایرانی مسئله زبان است. روشنفکر ایرانی به‌درستی دریافته بود علت‌العلل واپس ماندگی ایران درتجلی مادی زبان یعنی خط نهفته است. ازاین‌رو بود که دست‌به‌کار اصلاح خط فارسی شد. روشنفکر ایرانی این نقطه عزیمت پیشرفت را برای دیگر ملل نیز چاره‌ساز دانست. 
فتحعلی آخوندزاده – پدر جنبش روشنفکری در ایران – تغییر خط ملت اسلام را خواستار شد و آن را به دولت عثمانی نیز پیشنهاد کرد. این جنبش چنان پیش رفت که یکی از چهره‌های درخشانش، یوسف مستشارالدوله –که بی‌شک از پیشگامان اندیشه جامعه مدنی محسوب می‌گردد- وجوب تغییر خط ملت اسلام را از علمای وقت استفتا کرد که شگفت آورانه پاسخی مثبت در پی داشت. 
وی در علل رویکرد به اندیشه اصلاح یا تغییر خط فارسی به نکته‌ای بس ارزشمند اشاره می‌کند: «هرگاه خط ما طوری اصلاح شود که در طبع کتب به اساس و صور اشکال آن‌ها تغییر عمده داده نشود ولی در تعلیم اطفال نوآموز ما و تحصیل طلاب تسهیل و ترقی علانیه ظاهر شود. مثلاً آلان که اطفال ما بعد از دو سال درس خواندن باز اکثراً قرآن مجید را نمی‌توانند صحیح و بی غلط بخوانند. اما بعدازآن اصلاح در خط که مقصود ماست در دو ماه، هم قرآن مجید را و هم سایر کتب و نوشتجات را در کمال صحت و درستی بدون غلط بخوانند و نیز کتب مطبوعه ما یعنی کتاب‌های باسمه و چاپی بدون یک غلط در کمال صحیحی و پاکیزگی و ارزانی بیرون بیاید و اطفال ما در ظرف چهار پنج سال مراسله را با اقسام چهارگانه حساب و ژغرافی و تاریخ و … از مقدمات سایر فنون و علوم نیز بهره‌یاب شوند.» اما اصلاح خط و دست یافتن به یک وسیله راحت‌تر ارتباطی تنها وسوسه و نیازی نبود که در این‌سوی خاک به آن احتیاج باشد. در آن‌سوی جهان در اروپا نیز بازار بحـث بـر سـر اصـلاح یـا پی فکندن زبانی ساده به‌عنوان ابـزاری جهـت ارتـباط گـرم بـود. درست است که فرمان مشـروطیت را ناصرالدین‌شاه امضا نکرد و محقق شدن آن در زمــان حکمرانــی فــرزندش مظفــرالدین شــاه بــود، اما عصر ناصری، عصـر شکل‌گیری اندیشه پیشرفت و توسـعه اسـت و عصـری کلـیدی نه‌تنها در ایران که در جهان هم به شمار می‌آید. 
زامـنهوف بنیان‌گذار جنــبش اســپرانتو، معاصـر بــا عصـــر ناصـــری اســـت و معاصـــر بـــا عصـــری کـــه مستشـارالدوله بـه تفکر درباره علل عقب‌افتادگی ایران و ایرانی پرداخت. 
در غرب همزمان با زامنهوف، دیگران نیز به آفریدن زبان‌هایی پرداختند. حتا پیش‌تر از وی اسقف یوهان مارتین اشلایر با پی افکندن ولاپوک در این راستا گام برداشته بود. حال از تجارب اندیشمند بزرگ قرن هفدهم اروپا، لایبنیتز دیگر سخن نمی‌گویم. از معاصران Giuseppe Peano به می‌توان زامنهوف ایتالیــــایی و یا حتــــــــــی Eliezer Ben Yehuda  که بنیادگر «عبری نو» است اشاره کرد. 

امـا نخسـتین بـرخورد ایـرانیان بـا اسپرانتو – که گرابوفسـکی آن را برتـرین دسـتاورد بشـر در قلمروی زبـان نامیده – با مقاله‌ای از مرحوم یوسف اعتصامی در نشــریه بهــار روی داد. هــرچند کــه در ایــن مقالــه، وی زامنهوف را چشم‌پزشکی روس دانسته است اما از آنجا که نخستین حضور اسپرانتو در زبان فارسی است، حائز اهمـیت اسـت. در این مقاله ترجمه سرودهای از زامنهوف به نام امید – سرود رسمی اسپرانتو – آمده است. 
سه سال پس از نشر این نخستین معرفی اسپرانتو، اولـین جلسـه عمومی اسپرانتو در تهران برگزار شد. این جلسـه کـه در تاریخ جمعه ۳۰ ذی‌القعده ۱۳۳۴ ق. برابر با ۳۰ ســپتامبر ۱۹۱۶ م. تشــکیل شــد، در مطــبوعات روز بازتـاب یافـت بـه طوری که در روزنامه عصر جدید مورخ شنبه ۱۲ ذی‌الحجه ۱۳۳۴ هجری قمری برابر با ۱۱ اکتبر ۱۹۱۶ میلادی می‌خوانیم: 
«اولین مجلس جشن اسپرانتو در تهران در خیابان یوسف آبـاد مـنعقد و برحسـب دعوتـی که قبلاً شده بود، جمعی حاضـر و چـند خطابـه و نطـق ایـراد و مجلـس نزدیک به غـروب خـتم شـد». خلاصه افتتاحـیه کـه از طرف پرنس بهمـن شـیدانی ایـراد شـده بـود در ادامه آن مطلب آمده است. 
 در ایـن مراسـم تأسیس انجمـن اسـپرانتو در ایـران نیز اعـلام گـردید کـه ریاسـت آن بر عهده بهمن شیدانی بود. شـیدانی در آن مراسـم درباره معرفـی اسپرانتو سخن گفـت و آمـاری ارائـه کرد. وی اشاره کرد تا سال ۱۹۱۰ تعـداد کـتب چاپ‌شده در موضوعات ادبی، اجتماعی و فلسـفی بـه زبـان جهانـی اسـپرانتو ۱۸۳۷ عنوان و تعداد جـراید ۹۴ بوده است و نیز تعداد مجامع اسپرانتو برگزار شده ۱۷۹۱ بوده است. 
    رویکـرد ایـرانیان به اسپرانتو رویکردی معطوف به دانایـی اسـت. جالب‌توجه است که فردی مانند سید رضا صـــدر- کـــه از زبـــان عربـــی در مطـــبوعات آن دوره ترجمه‌هایی دارد – در کـلاس اکابری در جنب زیارتگاه سـید ناصـرالدین تهـران بـه تـدریس رایگان زبان جهانی اسـپرانتو همت می‌نهد. در جایی که علاوه بر زبان جهانی اسـپرانتو زبان‌های روسی، انگلیسی و فرانسه نیز تدریس می‌شد. اما این تنها مدرسه اسپرانتو در تهران نبود، رضا صــدر یکــی از چــند معلــم زبــان جهانــی اســپرانتو بــود. 
می‌توان از دیگـر معلمـان زبـان جهانی اسپرانتو نیز نام آورد. بـرای نمـونه، میرزا احمدخان، موچـول مصور، بهمن شیدانی و ….

  •  ادامه دارد

این مقاله در صفحه ۵ شماره اول مجله پیام سبزاندیشان پاییز۱۳۸۱ چاپ شده است.

وقایع‌نگاری جنبش اسپرانتو در دهه ۱۳۷۰ در ایران

گاهشمار جنبش اسپرانتو در ایران از ۱۳۷۲ تا ۱۳۸۲ که در شماره ۴ مجله پیام سبزاندیشان منتشر شد نسخه منتشر نشده و اندکی متفاوت هم داشت که به علت معذوریت‌هایی چند، با رتوش همراه شده بود. اینک متن دیگری از آن گزارش که فقط دهه ۱۳۷۰ در آن به صورت تیتر گزارش شده است. 

آغاز دههٔ هفتاد شمسی:

  • محفلی از اسپرانتیست‌ها در تهران وجود دارد که سر نمایندهٔ انتصابی UEA در ایران سررشتهٔ فعالیت‌های آن را در دست دارد. هرگونه فعالیت خارج از این محفل با بایکوت و اتهام مواجه می‌شود. علیرغم تلاش‌های گاه و بیگاه دیگر اسپرانتودان ها، UEA قاطعانه از سر نمایندهٔ انتصابی خود دفاع کرده و گروه‌های دیگر را به رسمیت نمی‌شناسد. همه‌چیز دربارهٔ اسپرانتو در ایران به این محفل ختم می‌شود.
  • در بیست و سوم تیرماه ١٣٧٢ بنیادگذاری سازمان جوانان اسپرانتودان ایران بانام اختصاری IREJO توسط محمدرضا ترابی، عباس باغستانی، جمشید احمدی و عبداله حکیم‌نژاد با انتشار منشور بنیادگذاران سازمان جوانان اسپرانتودان ایران، اعلام می‌شود.
  • تقاضای عضویت سازمان جوانان اسپرانتودان ایران در مجمع جهانی جوانان اسپرانتودان ١٣٧٢
  • انتشار بولتن IREJO از تیرماه ١٣٧٢

  • سر نمایندهٔ وقت انجمن جهانی اسپرانتو در ایران با تأسیس سازمان جوانان به شدت ابراز مخالفت می‌کند+
  • برگزاری کلاس‌های اسپرانتو در دانشگاه تبریز توسط عبداله حکیم‌نژاد پاییز ١٣٧٢
  • اولین همایش IREJO در تیرماه ۱۳۷۳ در تهران.
  • پذیرش سازمان جوانان به‌عنوان شاخه کشوری ایران در کنگره پنجاهم جوانان اسپرانتودان در کره جنوبی ۱۳۷۳ در این کنگره حمزه شفیعی به‌عنوان نماینده IREJO شرکت می‌کند.
  • دومین همایش سراسری IREJO در آذرماه ۱۳۷۳ در تهران.
  • اسپرانتیست‌های قدیمی و پیشکسوت IREJO را می‌پذیرند ۱۳۷۴.
  • تشکیل گروه کاری برای ثبت انجمن اسپرانتوی ایران. وزارت کشور توصیه می‌کند که به‌صورت موسسهٔ ثبت‌شده، فعالیت‌ها انجام شود و از ثبت انجمن خودداری می‌کند.
  • چهارمین همایش سراسری IREJO در نوزدهم امرداد ماه ۱۳۷۴ و انجام اولین انتخابات هیئت رئیسه.
  • آغاز همکاری IREJO با استاد عارف آذری برای انتشار فرهنگ جامع اسپرانتو-فارسی.
  • کیهان صیادپور در پنجاه و دومین کنگره جهانی جوانان در آلمان به‌عنوان نماینده IREJO شرکت می‌کند و به عضویت کمیته مرکزی TEJO انتخاب می‌شود ۱۳۷۵.
  • با انتشار کاریکاتوری از محمود میربزرگی در شمارهٔ پانزدهم بولتن IREJO موجی از مخالفت‌ها برعلیه IREJO بر پا می‌شود+.
  • سر نماینده و دیگر نمایندگان UEA آن را تهدید به استعفای دسته‌جمعی در صورت ادامه فعالیت‌های IREJO  می‌کنند (اما هرگز این تهدید عملی نشد) UEA دچار تردید در استراتژی دیرپای خود شده است. رضا ترابی به خاطر اتهامات سنگینی که از سوی سرنماینده UEA به او نسبت داده شده است به بالاترین مرجع انجمن جهانی اسپرانتو رسما شکایت کرده و خواهان داوری آنان می‌شود. سرانجام در یک فرایند پر کش و قوس چهار ساله، انحمن حهانی اسپرانتو در واکنش به موضوع، مجبور به تدوین آیین‌نامهٔ جدیدی در چگونگی پذیرش سرنمایندگی خود می‌کند و بدین ترتیب ایران طبق آیین‌نامهٔ جدید، فاقد سر نمایندگی می‌شود چون سر نمایندگان منبعد باید انتخابی باشند و نه انتصابی.
  • با اعمال فشار از سوی محفل اسپرانتویی بر مدیریت فرهنگسرای بهمن، فعالیت‌های اسپرانتویی در آنجا محدود و سرانجام متوقف می‌شود (جمعی از اسپرانتیست‌ها مانع فعالیت اسپرانتیست‌های دیگر  می‌شوند!).
  • ثبت موسسه غیرانتفاعی سبزاندیشان در امرداد ماه ۱۳۷۵ باهدف گسترش و کاربرد زبان اسپرانتو در ایران. هیئت مؤسس عبارتند از: عباس باغستانی، رضا ترابی، عباس خسروآبادی، زهرا کریمی و فریبا نوری مجد.
  • بولتن IREJO از شمارهٔ شانزدهم به‌عنوان بولتن موسسهٔ غیرانتفاعی سبزاندیشان منتشر می‌شود!
  • IREJO شاخهٔ جوانان سبزاندیشان می‌شود.
  • سبزاندیشان به‌عنوان همکار منطقه‌ای انجمن جهانی اسپرانتو در ایران پذیرفته می‌شود ۱۳۷۵.
  • رضا ترابی به‌عنوان نمایندهٔ TEJO در دومین همایش جهانی سازمان‌های غیردولتی جوانان که در اتریش و در مقر سازمان ملل متحد برگزار می‌شود شرکت می‌کند ۱۳۷۵.
  • شروع فعالیت‌های گسترده IREJO در مراکز فرهنگی از جمله خانه‌های فرهنگ و فرهنگسراهای تهران ۱۳۷۵.
  • راه‌اندازی دوره‌های آموزش مکاتبه‌ای اسپرانتو.
  • تعداد نمایندگان UEA با ورود افراد جدید دو برابر می‌شود!
  • فریبا نوری مجد تقاضای امتیاز نشریهٔ پیام سبزاندیشان را می‌کند بهار ۱۳۷۶.
  • رضا ترابی با انتخاب اعضای مجمع جهانی جوانان، عضو کمیته مرکزی جوانان اسپرانتودان می‌شود ۱۳۷۶.
  • عباس باغستانی به‌عنوان نماینده و عضو کمیته مرکزی TEJO از سوی IREJO معرفی می‌شود ۱۳۷۶.
  • تیرماه ۱۳۷۶ شمارهٔ بیستم بولتن منتشر می‌شود. این آخرین شمارهٔ بولتن است.
  • در پنجاه و سومین کنگره جهانی جوانان اسپرانتودان در ایتالیا رضا ترابی به‌عنوان نایب رئیس سازمان جهانی جوانان اسپرانتودان انتخاب می‌شود. امرداد ماه ۱۳۷۷.
  • امرداد ماه ۱۳۷۶. همایش سالانهٔ IREJO در تهران. هیئت رئیسه جدید انتخاب می‌شود. مسئولیت انتشار بولتن را عباس باغستانی بر عهده می‌گیرد اما بولتن بعد از آن هرگز منتشر نمی‌شود.
  • راه‌اندازی دفتر موسسهٔ سبزاندیشان در شهریورماه ۱۳۷۶.
  • بنیادگذاری انجمن آموزگاران اسپرانتیست ایران IRLEI. هیئت مؤسس عبارت‌اند از: حمزه شفیعی، نازی صولت، رضا ترابی، سیمین عمرانی و فریبا نوری مجد.
  • پذیرش IRLEI به‌عنوان شاخهٔ کشوری اتحادیهٔ بین‌المللی آموزگاران اسپرانتو در ایران ۱۳۷۷.
  • فعالیت‌های سبزاندیشان به علت تعطیلی موقت دفتر، کند می‌شود ۱۳۷۸.
  • هیئت نظارت بر مطبوعات با تقاضای فریبا نوری مجد مبنی بر انتشار فصلنامهٔ دوزبانهٔ فارسی – اسپرانتو به نام پیام سبزاندیشان موافقت می‌کند. اسفند ۱۳۸۰.
  • انتشار اولین شمارهٔ مجلهٔ سبزاندیشان در پاییز ۱۳۸۱.

گاهشمار جنبش اسپرانتو در ایران از ۱۳۷۲ تا ۱۳۸۲

۱۳۷۲
در بیست و سوم تیرماه١٣٧٢بنیانگذاری سازمان جوانان اسپرانتودان ایران (اسپرانتو جوان) با نام اختصاری IREJO توسط محمدرضا ترابی، عباس باغستانی، جمشید احمدی و عبدالله حکیم‌نژاد.  تقاضای عضویت سازمان جوانان اسپرانتودان ایران در سازمان جهانی جوانان اسپرانتودان TEJO انتشار گاه‌نامه‌ی IREJO از تیرماه. برگزاری کلاس‌های اسپرانتو در دانشگاه تبریز توسط عبدالله حکیم‌نژاد پاییز.

۱۳۷۳
اولین گزارش دربارهٔ IREJO درشماره ۶۴ مجلهٔ tejo-tutmonde نشریهٔ سازمان جهانی جوانان اسپرانتیست منتشر می‌شود. اولین همایش IREJO در تیرماه، در تهران. پذیرش سازمان جوانان به‌عنوان بخشِ کشوری ایران در کنگره پنجاهم جوانان اسپرانتودان در کرهٔ جنوبی، در این کنگره حمزه شفیعی به عنوان نماینده‌ی IREJO شرکت می‌کند دومین همایش سراسری IREJO آذرماه در تهران. عبداله حکیم‌نژاد با مجلهٔ ادبی Riveroj چاپ ژاپن همکاری می‌کند.

۱۳۷۴
اسپرانتیست‌های قدیمی و پیشکسوت نیز شروع به همکاری با IREJO می‌نمایند. تشکیل گروه کاری برای ثبت نهادی برای اسپرانتوی ایران. چهارمین همایش سراسری IREJO در نوزدهم امرداد ماه.  انجام اولین انتخابات هیات رییسه.   “خدمات گذرنامه‌ای” Pasporta Servo در ایران گسترده می‌شود.. IREJO به عنوان سازماندهندهٔ خدمات گذرنامه‌أی عمل می‌کند. سرآغاز همکاری IREJO و استاد عارف آذری برای انتشار فرهنگ جامع اسپرانتو- فارسی.

۱۳۷۵
برگزاری گل‌گشت‌های اسپرانتویی: هدف از این برنامه‌ها ایجاد محیطی برای به کار گیری زبان می‌باشد.  کیهان صیاد‌پور در پنجاه و دومین همایشِ جهانی جوانان در آلمان به عنوان نمایندهٔ IREJO شرکت می‌کند و به عضویت هیأت مرکزی TEJO انتخاب می‌شود.  ثبت موسسهٔ غیر انتفاعی سبزاندیشان در امرداد ماه باهدف گسترش و کاربرد زبان اسپرانتو در ایران.  گاه‌نامهٔ IREJO از شمارهٔ شانزدهم به‌عنوان نشریهٔ موسسهٔ غیر انتفاعی سبزاندیشان منتشر می‌شود IREJO بخشی از جوانان سبزاندیشان می‌شود. سبزاندیشان به‌عنوان همکار منطقه‌ای سازمان جهانی اسپرانتو در ایران پذیرفته می‌شود.  رضا ترابی به‌عنوان نماینده‌یی TEJO در دومین همایش جهانی سازمان‌های غیر دولتی جوانان که در اتریش و در مقر سازمان ملل متحد برگزار می‌شود، شرکت می‌کند.  شروع فعالیت‌های گستردهٔ IREJO در مراکز فرهنگی ازجمله خانه‌های فرهنگ و فرهنگسراهای تهران. راه‌اندازی دوره‌های آموزش مکاتبه‌ای اسپرانتو  تعداد نمایندگان UEA در ایران با ورود افراد جدید دو برابر می‌شود!

۱۳۷۶
فریبا نوری مجد تقاضای امتیاز نشریهٔ پیام سبزاندیشان را می‌کند.  رضا ترابی با انتخاب اعضای سازمان جهانی جوانان عضو هیأت مرکزی جوانان اسپرانتودان می‌شود.  عباس باغستانی به‌عنوان نماینده و عضو هیأت مرکزی TEJO از سوی IREJO معرفی می‌شود.  تیرماه شمارهٔ بیستم گاه‌نامه منتشر می‌شود. این آخرین شمارهٔ گاه‌نامه است.  راه‌اندازی دفتر موسسهٔ سبزاندیشان در شهریورماه.

۱۳۷۷
در پنجاه و سومین همایش جهانی جوانان اسپرانتودان در ایتالیا رضا ترابی به عنوان جانشین سازمان جهانی جوانان اسپرانتودان انتخاب می‌شود+. همایش سالانهٔ IREJO در تهران. هیات رییسهٔ جدید انتخاب می‌شود.  بنیانگذاری انجمن آموزگاران اسپرانتیست ایران IRLEI هیات مؤسس عبارتند از: رضا ترابی، حمزه شفیعی، نازی صولت، سیمین عمرانی و فریبا نوری مجد.  پذیرش IRLEI به‌عنوان بخشِ کشوری اتحادیهٔ بین‌المللی آموزگاران اسپرانتو در ایران. مجله‌ی Esperanto اسپرانتو با رضا ترابی مصاحبه می‌کند، که در شمارهٔ ۱۱۰۵ آن منتشر می‌شود.  سبزاندیشان با سازمان جهانی اسپرانتو برای آماده‌سازی و چاپ کتاب‌های فرهنگ عربی – اسپرانتو – عربی و آموزش اسپرانتو برای عرب‌زبانان همکاری می‌کند.

۱۳۷۸
 فرهنگ اسپرانتو – فارسی استاد عارف آذری توسط سبزاندیشان منتشر می‌شود. مجلهٔ کنتاکتو (Kontakto) شمارهٔ ویژهٔ ایران منتشر می‌کند. حضور نوقلمان اسپرانتیست ایرانی در مطبوعات اسپرانتو زبان. سعید برهانی کلاس‌های آموزش اسپرانتو را در دانشگاه‌های مشهد برگزار می‌کند. او اسپرانتو را از طریق دورهٔ مکاتبه‌ای سبزاندیشان آموخته و عضو باانرژیِ IREJO است. رضا ترابی عضو هیئت مرکزی سازمان جهانی اسپرانتو می‌شود.

۱۳۷۹
کاروان ۱۴ نفرهٔ اسپرانتیست‌های ایرانی در اولین همایش اسپرانتویی دریای خزر در شهر باکو شرکت می‌کند.

۱۳۸۰
همایش اسپرانتو، گفتگوی تمدن‌ها و حفظ محیط زیست با همکاری شهرداری تهران در سالن همایش شهرداری منطقه ۱۵ تهران برگزار می‌شود.  به پیشنهاد سبزاندیشان و تأیید و تصویب هیأت مرکزی سازمان جهانی اسپرانتو استاد عارف آذری به‌عنوان عضو افتخاری UEA پذیرفته می‌شود. طرح رضا ترابی مبنی بر آموزش اسپرانتو برای مهاجران افغانی (طرح زبان سلام) در ایران مورد استقبال UEA قرار گرفته و موسسهٔ سبزاندیشان متولی آموزش می‌شود. بیش از ۲۶۰ نفر در ۶ دورهٔ آموزشی این طرح شرکت می‌کنند. حمزه شفیعی در تهران و سعید برهانی در مشهد مسئولیت کلاس‌ها را بر عهده دارند.  هیات نظارت بر مطبوعات با تقاضای فریبا نوری مجد مبنی بر انتشار فصلنامهٔ دوزبانهٔ فارسی – اسپرانتو به نام پیام سبزاندیشان موافقت می‌کند.

۱۳۸۱
نیره ابراهیم‌پور به‌عنوان نمایندهٔ سبزاندیشان در سومین کنگرهٔ آسیایی اسپرانتو در کرهٔ جنوبی شرکت می‌کند او مسئول بخشِ جوانان سبزاندیشان است. انتشار اولین شمارهٔ مجلهٔ سبزاندیشان در پاییز. زهرا کریمی در دانشگاه مازندران کلاس‌های اسپرانتو را با همکاری غلامرضا آذرهوشنگ برپا می‌کند. سعید سرداری کلاس آموزش اسپرانتو را در دانشگاه کرمان برگزار می‌کند.او اسپرانتو را از طریق دوره‌ی مکاتبه‌ای سبزاندیشان آموخته و عضو  IREJO است. افتتاح دفتر جدید موسسه در تهران  احمدرضا ممدوحی – اولین سرنمایندهٔ سازمان جهانی اسپرانتو در ایران – به جمع همکاران مجله سبزاندیشان می‌پیوندد.

۱۳۸۲
مجله پیام سبزاندیشان در دهمین جشنوارهٔ مطبوعات کشور شرکت می‌کند. زبان آموزان مهاجر افغانی در مشهد باشگاه اسپرانتیست‌های افغانی را بنیانگذاری می‌کنند. شیرین احمدنیا، شاعر و نویسندهٔ اسپرانتودان – اولین ایرانی عضو هیأت مرکزیِ سازمان جهانی جوانان اسپرانتودان – همکاریِ خود را با مجلهٔ سبزاندیشان آغاز می‌کند. 

* این مطلب در شماره ۴ مجله پیام سبزاندیشان منتشر شده است.

ترجمه قرآن کریم به زبان اسپرانتو؛ اثر ماندگار اسلام‌شناس ایتالیایی

گروه بین‌الملل: ترجمه قرآن کریم به زبان اسپرانتو اثر پروفسور «ایتالوچیوسی» اسلام‌شناس ایتالیایی است که حفظ امانت‌داری در ترجمه یکی از شاخصه‌های مهم این اثر به شمار می‌رود و به نظر برخی کارشناسان یکی از بهترین و وفادارترین ترجمه‌های این کتاب آسمانی نسبت به اصل آن است.

«محمدرضا ترابی» سردبیر فصل‌نامه «پیام سبزاندیشان» و عضو انجمن جهانی اسپرانتو در گفت‌وگوی تلفنی با خبرنگار بخش بین‌الملل خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا) درباره این اثر ماندگار گفت: ترجمه قرآن کریم به زبان اسپرانتو در سال ۱۹۶۹ توسط پروفسور «ایتالوچیوسی»، اسلام‌شناس ایتالیایی صورت گرفت که این ترجمه توسط یونسکو در دانمارک به چاپ رسید و تاکنون چندین بار تجدید چاپ‌شده است.

وی افزود: قرآن ترجمه‌شده به زبان اسپرانتو شامل مقدمه‌ای از چند صاحب‌نظر ازجمله «ظفرالله خان» قاضی شناخته‌شده و بین‌المللی پاکستان و نماینده وقت آن کشور در سازمان ملل متحد است؛ این قرآن که به‌صورت مقابله‌ای ـ در یک طرف صفحه نسخه اصل عربی و در طرف دیگر ترجمه اسپرانتو ـ به چاپ رسیده شامل توضیحاتی ازجمله گاه‌شمار اسلامی از تولد پیامبر (ص) تا امامت حضرت علی (ع) و توضیحاتی درباره برخی آیات و سوره‌ها است.

سردبیر فصل‌نامه پیام سبزاندیشان تصریح‌کرد: ترجمه قرآن به زبان اسپرانتو از شیوایی و بلاغت ادبی خاصی برخوردار است و با توجه به تسلط استادانه‌ای که مترجم به هر دو زبان عربی و اسپرانتو داشته، آن را در رده یکی از شیواترین ترجمه‌های قرآن قرار داده است.

«در سایه پیامبر (ص)»؛ اثر ماندگار مترجم قرآن کریم به زبان اسپرانتو

ترابی در ادامه به اثر ماندگار دیگری از پروفسور ایتالوچیوسی با عنوان «در سایه پیامبر (ص)» به زبان اسپرانتو اشاره و اظهارکرد: این کتاب در سال ۱۹۷۸ و در ۳۶۲ صفحه تألیف‌شد که به معرفی زندگی‌نامه پیامبر (ص) و سیر تحول و پیشرفت اسلام از ابتدا تا زمان رحلت ایشان می‌پردازد؛ این کتاب که چندین بار تجدید چاپ‌شده بیان شاعرانه و لطیفی دارد و ازنظر ادبی در شمار کتاب‌های برجسته ادبیات اسپرانتو قرارگرفته است.

وی تأکید کرد: ایتالوچیوسی که به زبان عربی و اسپرانتو تسلط کامل داشته،‌ در ترجمه خود از نظرات دیگر صاحب‌نظران و کارشناسان اسلامی نیز بهره‌های فراوان برده و در این راه از مساعدت همسر فرزانه خود برخوردار بوده است؛ این مترجم مسیحی بعد از ترجمه قرآن به زبان اسپرانتو و آشنایی بیشتر با مبانی اسلام و قرآن در دانشگاه الأزهر مسلمان شد؛ این مترجم قرآن کریم سرانجام در سال ۱۹۷۸ چشم از جهان فروبست.

وی ترجمه معرفی‌شده در پایگاه اطلاع‌رسانی «http://www.lernado.it/kurano/» در کشور ایتالیا را همان ترجمه اصلی پروفسور چیوسی عنوان‌کرد که توسط کمیسیون عربی و شمال آفریقایی انجمن جهانی اسپرانتو ـ در همکاری مشورتی با سازمان ملل متحد و یونسکو که مقر آن در کشور هلند قرار دارد ـ پشتیبانی می‌شود.

ترابی در پایان خاطرنشان‌کرد: در این پایگاه علاوه بر ترجمه قرآن کریم به زبان اسپرانتو توسط پرفسور ایتالوچیوسی، ترجمه‌های دو مترجم دیگر از جمله ترجمه نینوواسه‌لا (ایتالیایی) و موزتار عباسی (پاکستانی) قرار گرفته که فهرست موضوعی مندرج در سایت، جستجوی مطالب موضوعی قرآنی را برای بازدیدکنندگان میسرمی‌کند.

اسپرانتو؛ زبانی بی‌طرف که همه در استفاده از آن در روابط بین‌المللی از موقعیت یکسانی برخوردارند

یادآوری‌می‌شود زبان اسپرانتو در سال ۱۸۸۷ توسط «لودویک لازاروس زامنهوف» چشم‌پزشک لهستانی با هدف ایجاد ارتباط بین نا هم‌زبانان ابداع شد؛ زبانی بی‌طرف که همه در استفاده از آن در روابط بین‌المللی از موقعیت یکسانی برخوردار باشند و در استفاده از آن کسی را بر دیگری برتری نباشد.

مخاطبان این زبان تمام بشریت هستند؛ در حال حاضر تعداد کاربران و سخنگویان زبان اسپرانتو را حداقل دو میلیون و حداکثر ده میلیون نفر در سراسر جهان تخمین می‌زنند.

همچنین انجمن جهانی مسلمانان اسپرانتودان (Universala Islama Esperanto-Asocio) حدود ده سال پیش در پاکستان تأسیس شده که فعالیت‌های اخیر این انجمن بر معرفی اسلام به غیرمسمانان متمرکز است؛ این انجمن در کنگره جهانی اسپرانتو که هر سال در یکی کشورهای جهان برگزارمی‌شود (امسال از ۲۹ تیر تا ۱۵ مرداد در کشور هلند برگزار خواهد شد)، نشست‌هایی را به‌منظور معرفی اسلام برگزارمی‌کند.

بنیاد احمدیه نیز در دهه ۷۰ شعبه اسپرانتوی خود را در هلند تأسیس کرد که فعالیت‌های این بنیاد بر چاپ و انتشار کتاب‌هایی درباره اسلام و قرآن به زبان اسپرانتو متمرکز است؛ این بنیاد تاکنون کتاب‌های زیادی را در زمینه معرفی پیامبر (ص) و تفسیر برخی از آیات و سوره‌های قرآن به زبان اسپرانتو به چاپ رسانیده است.

منبع: ایکنا

تصویری از روی جلد قرآن به زبان اسپرانتو

قرآن به زبان اسپرانتو

+

اسپرانتو، زبانِ بى مرز

اشاره:
در تیرماه ۱۳۸۶ سایت ارجمند “جدید آنلاین” به‌منظور معرفی و انتشار مطلبی گزیده درباره زبان اسپرانتو برای مخاطبان خود ابراز علاقه‌مندی کرد. مصاحبه‌ای کوتاه با رضا ترابی و مطلبی درباره اسپرانتو از احمدرضا ممدوحی حاصل این اقدام بود که در  اینجا می‌توان به اصل آن مراجعه کرد. چون آرشیو این وبلاگ به‌هم‌ریخته است برای حفظ این مطلب و آرشیو مجددآن، بازنشر می‌شود.

اسپرانتو، زبانِ بى مرز

اسپرانتو، زبانِ بى مرز

احمدرضا ممدوحی، سرنماینده انجمن جهانی اسپرانتو در ایران
 هرچند داشتن یک زبان مشترک جهانی، آرزوی دیرینه بشر بوده، اما نیاز واقعی به چنین زبانی در زمان حاضر – که عصر ارتباطات و تماس‌های فراملی و بین‌المللی است – بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود.
وسایل ارتباط سریع، مانند مسافرت‌های هوایی، اینترنت، تلفن راه دور، تلویزیون‌های ماهواره‌ای و مانند آن، مدت زیادی نیست که در اختیار عموم مردم جهان قرار گرفته و تمامی این پدیده‌های جدید ارتباطی نیاز به زبانی مشترک در بین انسان‌ها را دوچندان ساخته است.
یکی از این زبان‌های اختراعی یا فراساخته، زبان اسپرانتو است که طرفداران و متکلمین میلیونی در سراسر جهان دارد و علاوه بر ترجمه شدن بسیاری از شاهکارهای علمی و ادبی جهان به آن زبان، ادبیات مستقل خود را نیز پیدا کرده است.
زبان اسپرانتو – که در ابتدا ” اینترناتسی‌آ لینگوو” یا زبان بین‌المللی نامیده می‌شد – در سال ۱۸۸۷ توسط دکتر لودویک زامنهوف ابداع شد. واژه‌ی “اسپرانتو” به معنی “امیدوار” نام مستعار دکتر زامنهوف در زمان انتشار خودآموز این زبان جدید بوده است. وی امیدوار بود که زبان فراساخته‌ی او هر چه زودتر به‌عنوان زبان مشترک در بین تمامی انسان‌های دنیا مورد استفاده قرار گیرد تا سبب ارتقای تفاهم و دوستی هرچه بیشتر در میان ایشان گردد.
در پاسخ به این سؤال که چرا زبان اسپرانتو از تمامی زبان‌های ابداع شده‌ی پیش و پس از خود موفق‌تر بوده، نظرات گوناگونی بیان شده، که احتمالاً هر یک از آن‌ها نمایانگر بخشی از علل واقعی این پدیده است. برخی، علت موفقیت اسپرانتو را در ساختار آسان و منطقی آن دیده‌اند، در حالی که برخی دیگر منش و رهبری دکتر زامنهوف را در نحوه‌ی پیشبرد این زبان در جهان مؤثر دانسته‌اند. گروهی نیز غنا و قدرت بیان علمی و ادبی آن را علت اصلی موفقیت آن دانسته‌اند.
در این ارتباط گفتنی است که ویلیام اولد (William Auld) نویسنده، روزنامه‌نگار و شاعر اسکاتلندی به خاطر نگارش بیش از ۵۰ کتاب به زبان اسپرانتو نامزد دریافت جایزه‌ی ادبی نوبل گردید. از جمله ترجمه‌های او به زبان اسپرانتو، می‌توان از سونات‌های ویلیام شکسپیر و ارباب حلقه‌های تالکین نام برد. وی اشعار خیام و حافظ را نیز با حفظ وزن به زبان اسپرانتو ترجمه کرده است.
در حال حاضر زبان اسپرانتو زبانی زنده و پویا به شمار می‌رود: انتشار صدها مجله و هزاران کتاب گوناگون به این زبان در سراسر دنیا، برگزاری سمینارها و همایش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی به این زبان و وجود میلیون‌ها صفحه‌ی اینترنتی، حاکی از این امر است.
انتشار فصل‌نامه‌ی “سبزاندیشان” به زبان اسپرانتو و فارسی در ایران و نیز خودآموز فارسی تحت عنوان “آسان‌ترین زبان دنیا”، نشان‌دهنده‌ی رشد این زبان در ایران است.
در زبان اسپرانتو هر کلمه دقیقاً همان‌طور نوشته می‌شود، که خوانده می‌شود، یعنی الفبای آن کاملاً آوائی یا فونتیک است.
قواعد دستوری این زبان نیز بسیار ساده و آسان است و هیچ یک از آن‌ها – برخلاف زبان‌های طبیعی – دارای استثنا نیست. هرچند دایره واژگان این زبان، از هر زبان دیگری وسیع‌تر است، اما فراگیری آن به‌مراتب آسان‌تر از یادگرفتن کلمات دیگر زبان‌هاست، چرا که در زبان اسپرانتو اکثریت قاطع واژه‌ها از تعداد محدودی ریشه‌ی کلمه، آوند و پایانه ساخته می‌شود. مانند تعداد بی‌نهایت زیاد اعداد که تنها با ده رقم صفر تا ۹ ساخته می‌شود. به این دلایل، فراگیری اولیه‌ی اسپرانتو در ظرف چند ماه، و تسلط کامل به آن در ظرف یک یا حداکثر دو سال میسر است.
برای دانلود مصاحبه رضا ترابی با جدید آنلاین روی تصویر کلیک کنید!

زبان سبز در خطهٔ سبز مازندران

گزارشی منتشر شده در مجله پیام سبزاندیشان شماره هفتم:

“در سال گذشته زبان اسپرانتو گسترهٔ تازه‌ای را در اثباتِ شایستگی‌اش برای آشنایی فرهنگ‌ها، ارتباط با افرادی از سراسرِ جهان، سهولت فراگیری، و موثر بودن به کارگیری آن در ارتباطاتِ بین المللی تجربه کرد. تنها با گذشت یک سال از اولین جلسهٔ معرفی و پرسش و پاسخ پیرامونِ زبان اسپرانتو که در تاریخ شانزدهم خردادماه ۱۳۸۲ از طرف کانون نیوشاک و با هم کاریِ ادارهٔ ارشاد اسلامی شهرستان بابلسر برگزار گردید، این شهر صحنهٔ استقبال و حضور علاقه مندان به یادگیری این زبان و نیز حضور مهمانانِ خارجی و برگزاری کلاس‌های آموزش اسپرانتو بوده است.
خانم دکتر زهرا کریمی و آقای غلامرضا آذرهوشنگ زوج اسپرانتودانِ ساکن بابلسر نقش عمده‌ای در این حرکت فرهنگی داشته‌اند و با همکاری جوانان و علاقه مندان بابلسری تاکنون د ه‌ها نفر در کلاس‌های اسپرانتو شرکت کرده‌اند. “

انجمن اسپرانتوی بابلسر

همچنین نگاه کنید به:

زبان اسپرانتو در گفتگو با علیرضا دولتشاهی و محمدرضا ترابی

اشاره: ۱۰۳ سال پیش بانوان ایرانی، زبان اسپرانتو را رایگان می آموختند.

زبان بین‌المللی اسپرانتو در سال ۱۸۸۷ میلادی (۱۲۶۶ خورشیدی) توسط نابغه لهستانی «لودویک لازار زامنهوف» ساخته شد. اسپرانتو به علت ساختار علمی و آسان خود خیلی سریع مورد توجه اندیشمندان و دانشمندان با ملیت‌های گوناگون قرار گرفت و به دلیل ویژگی‌های فراگیرش، سازمان ملل متحد (یونسکو) در سال ۱۹۵۴ به اتفاق آرا آن را به عنوان زبان بین المللی بیطرف به رسیمت شناخت و آموزش اسپرانتو را به اعضای خود سفارش کرد. این زبان همزمان با مشروطیت و تکاپوهای روشنفکرانه و تجددطلبانه به ایران وارد شد. علیرضا دولتشاهی از هواداران و محققان زبان اسپرانتو چندی است که تدوین تاریخ زبان اسپرانتو در ایران را آغاز کرده است. محمدرضا ترابی مدرس و سردبیر مجله پیام سبزاندیشان از سال ۷۲ به این سو در پژوهش و گسترش زبان اسپرانتو در ایران می کوشد. با دولتشاهی و ترابی درباره تاریخچه اسپرانتو در جهان و ایران به گفتگو نشسته‌ایم.

سولماز نراقی

* لطفاً پیش از هر چیز درباره زبان اسپرانتو کمی توضیح بدهید و بفرمایید چه ویژگی‌هایی در این زبان ساختگی وجود دارد که موجب پایداری آن برای بیش از صد سال شده است و در مقایسه با کوشش‌های دیگری که در این راستا وجود داشته موفقیت بیشتری را کسب کرده است؟
دولتشاهی: زبان اسپرانتو زبانی است که کاملاً بر پایه الگوهای ریاضی ساخته‌شده است. در اسپرانتو لهجه وجود ندارد به این دلیل که پرده های اصلی صوت که مشترک در بین تمام ملت‌ها است در آن لحاظ شده است، در حقیقت اسپرانتو عصاره ای از تمام زبان‌ها را در خود دارد و این راز ماندگاری اسپرانتو است. اما با واژه‌ای که به کار بردید چندان موافق نیستم. به اعتقاد ما همه زبان ها ساختگی هستند زیرا بر اساس یک قرارداد به وجود آمده اند…
* شکی نیست که زبان‌ها همه ساختگی هستند اما بین ساختن و ساخته‌شدن فرق بسیار است، وگرنه چه لزومی داشت که این گونه زبان‌ها را مصنوعی بنامیم، این طبیعت زبان است که در دامن جامعه به دست اقوام بشر و طی ادوار تاریخی ساخته می شود اما اسپرانتو چنین نیست. اینطور فکر نمی کنید؟
دولتشاهی: تنها فرقی که زبان اسپرانتو با زبان های دیگر دارد این است که توسط فرد ساخته‌شده نه جمع اما بعدها افراد آن را به کار برده اند. گرچه زامنهوف هم در زمان اختراع این زبان از مشاوره حلقه دوستان خود بهره می برده است اما واقعیت این است همه زبان ها ساختگی هستند. به‌علاوه اسپرانتو هم تاریخ خود را دارد. ما به آنچه شما ساختگی می نامید فرا ساختاری می گوییم. البته چون ترمینولوژی یا اصطلاح‌شناسی ما از نوع فراملی است می تواند وجه مشترکی با آنچه شما به کار می برید نداشته باشد، در نتیجه من برداشت شمارا مبنی بر اینکه این زبان ساختگی است قبول می کنم و واقفم که تاریخ اسپرانتو از نوع تاریخ زبان‌های دیگر نیست. گرچه این زبان هم برای خودش تاریخ دارد. ما در اسپرانتو حتی دورانی را داریم که به آن پیش اسپرانتو می گوییم. لودویک لازار زامنهوف در ابتدا زبان دیگری ساخت که با اسپرانتو بسیار متفاوت بود، بارها طرح‌های مختلف را امتحان کرد تا به زبان اسپرانتو رسید. یعنی آن پروسه‌ای را که زبان های دیگر در طول قرون متمادی طی کردند یک نابغه لهستانی با کوشش و خطاهای فراوان در طول عمر خود طی کرد. از سوی دیگر می دانید که اسپرانتو اولین کوشش برای به وجود آوردن یک زبان جهانی نبود و پیش از آن نیز کوشش های فراوانی شده بود که هیچ یک موفقیت لازم را به‌دست نیاوردند. درواقع پیش از اسپرانتو ۳۰۰۰ پروژه زبانی آزموده شده بود.
*آیا به‌مجرد این که یک زبان مصنوعی وارد جامعه کاربران زبان شد بازهم می توان از آن انتظار پایبندی به قوانین اولیه را داشت؟ آیا گرفتار تغییرات و دگرگونی‌های طبیعی نمی شود؟
دولتشاهی: زبان اسپرانتو را می توان به هندسه مانند کرد، حتی تغییرات و دگرگونی های این زبان هم بر پایه برنامه ریزی زبانی در فرهنگستانی متشکل از متخصصان و زبان شناسان و با مشارکت فکری کاربران اسپرانتو و پیشنهادات آنها رخ می دهد. آکادمی زبان اسپرانتو در آغاز، فهرست واژه های پیشنهادی خود را به اسپرانتیست ها ارائه می دهد و به مدت دو سال مطبوعات اسپرانتو و اهل قلم با این واژه ها کلنجار می روند تا اینکه آکادمی مجدداً بازخورد کلی این واژگان را در جهان اسپرانتو بررسی می کند، اگر واژه توانسته باشد موفقیت لازم را به دست آورد آن را تصویب می کند در غیر این صورت واژه دیگری انتخاب می شود. از یک سو ۱۶ قاعده اصلی ای که در زبان اسپرانتو وجود دارد برای هر تغییری پیش بینی‌های لازم را کرده است. این زبان در نهاد خود زایاست و به تغییرات پاسخ مثبت می دهد اما همه این تغییرات در یک چهارچوب معین اتفاق می افتد و این حسن زبان اسپرانتو است زیرا گرفتار آن اغتشاشی که هر یک از زبان‌های دیگر به نوعی به آن دچارند، نمی شود.
* زبانی که تا این حد قاعده مند است آیا می تواند به راستی دارای شعر باشد؟ این در حالی است که اسپرانتو شاعرانی همچون گرابوفسکی دارد و مدعی است که قابلیت آن را دارد که به درجه شعر برسد!
دولتشاهی: این دو منافاتی با هم ندارند. بگذارید من به این نکته اشاره کنم که همیشه بین تولد یک زبان و طلوع ادبیات آن فاصله‌ای هست. ولی اسپرانتو تولدش با ادبیاتش توامان است. زامنهوف برای نشان دادن قابلیت‌های این زبان خود به سرودن شعر پرداخت و حتی کتاب مقدس را ترجمه کرد. زیرا او زبان خود را به وسیله شعر تست می کرد و به عنوان مثال از بُعد موسیقایی آن را مورد سنجش قرار می داد. اما در زبان‌های دیگر این فاصله به هر حال وجود دارد!
* بعید است که چنین فاصله‌ای در زبان‌های غیرساختگی وجود داشته باشد. حتی برخی بر این باورند که شعر نسبت به زبان مقدم‌تر و بسیاری از لغاتی که ما امروز به کار می بریم ریشه در استعاره دارند. از آن گذشته «راز زایش هر زبانی در زایش شعر آن نهفته است …هر زبان آنگاه زاده می شود که اولین شاعرش پا به دنیا نهاده باشد و آنگاه می میرد که آخرین شاعرش مرده باشد.»
دولتشاهی: شاید از یک دید بتوان این مساله را مطرح ساخت اما حتی اگر چنین باشد توأمان بودن زبان و ادبیات اسپرانتو یک امتیاز برای آن است زیرا به‌هرحال در طرح جامعی که زامنهوف پی ریزی کرده این نکته هم لحاظ شده است.
اشلایر که پیش از زامنهوف اقدام به ساخت زبانی به نام ولاپوک کرد هرگز در روند آفرینش آن وارد حیطه ادبیات نشد.
زبان ملی آفرینش اش بر پایه یک طرح نیست اما زبان مصنوعی بر اساس نقشه پیش می رود. به علاوه آن چه شما فقدان روح ادبیات در اسپرانتو می نامید در اثر عدم شناخت و احاطه به این زبان است. تنها کسی می تواند ظرافت‌ها و قابلیت‌های ادبی این زبان را دریابد که با آن آشنا باشد.
یکی از مهم ترین آثار ادبی در زبان اسپرانتو «تبار کودکی» اثر ویلیام آولد است. این اثر به لحاظ تأثیر گذاری بر زبان همواره با سرزمین هرز الیوت مقایسه شده است. تونکین زبان‌شناس انگلیسی درباره آن می گوید که «شگردهای کلامی و ظرافت‌های زبانی این اثر غیرقابل ترجمه است.»
زبان اسپرانتو همچنان که فرهنگستان علوم فرانسه نامیده است: «شاهکار سادگی و منطق است.» این زبان بدون شک صاحب ادبیات هم هست.
*با توجه به روشنی و سادگی این زبان آیا فکر نمی‌کنید ادبیات اسپرانتو از مهمترین ویژگی اثر ادبی که پاسخگویی به انتشار و معنی است و لایه‌های متعددی از تأویل را در برابر ذهن خواننده به وجود می آورد بی بهره است؟
دولتشاهی: چنین نیست. ما در زبان اسپرانتو آوندهای متعددی داریم که فی نفسه فاقد معنی هستند. این آوندها در ترکیبات مختلف معانی مختلف می دهند و به همان نسبت در بافت کلام با معانی متعددی ظاهر می شوند. یک اثر ادبی اسپرانتو از این دید چیزی کم از آثار ادبی زبان های دیگر ندارد و می تواند به انتشار معنا پاسخ مثبت دهد.
*برای ساختن زبان اسپرانتو زامنهوف چه نکاتی را سنجیده و چه معیارهایی را در نظر گرفته بود؟ و اصولاً در نظر گرفتن چه معیارهایی برای چنین کاری ضروری است؟
ترابی: در اولین کتابی که زامنهوف منتشر کرد عمده ترین مسائلی را که برای زبان پیشنهادی خود در نظر گرفته بود مطرح ساخت: اول این که زبان باید بی نهایت آسان باشد، دوم آن که باید بسیار منطقی باشد و سوم این که واژه‌های مشترک در بین همه زبان‌های دیگر را به کار گیرد. زامنهوف حدود ۸۰۰ واژه‌ای را که در آغاز به کار برد حداقل بین ۱۴ -۱۵ ملت مشترک بودند.
به این ترتیب به نظر می رسد این سه نکته اصلی مهمترین عوامل تعیین کننده در موفقیت یک زبان بین المللی است که به منظور تسریع و تسهیل روابط انسانهایی با ملیت‌های متفاوت به وجود می آید.
دولتشاهی: و نکته جالب‌توجه این است که در مورد واژه‌گزینی زامنهوف به جز ۱۵-۱۶ زبان اروپایی به تمدنهای دیگر هم نظر داشت. به عنوان مثال ما در زبان اسپرانتو به «نفت» می گوییم nafto. زامنهوف بررسی کرده است که کدام واژه‌ها نخستین بار در کدام تمدن‌ها به کار رفته‌اند و کوشیده که آن واژه را از زبان همان اقوام بگیرد و در اسپرانتو به کار برد. اما در عوض واژه بنزین را که پدیده ای است محصول صنایع غربی از زبان انگلیسی گرفته و در نتیجه واژه petrol را استفاده می کند. در اسپرانتو دیگر شما به مشکل مترادف‌هایی که با یکدیگر مشتبه شوند و درک مفاهیم را با مشکل مواجه سازند نیز بر نمی خورید. سادگی و روشنی این زبان نیز یکی از نخستین ویژگی‌های آن است.
* تعداد زیاد مترادف‌ها و استثناهای هر زبان که یادگیری آن زبان را دشوار می کند ربط مستقیمی با طول عمر زبان دارد. در حقیقت این خاصیت سیر تطور زبان در میان کاربران آن است که زاد و مرگ یا زوال و دوام واژگان، قواعد و ساختارها را منجر می شود.زبان‌ها و به‌خصوص زبان‌های پر قدمت انباشتی هستند از عناصر فرسوده و حتی مرده که در عین حال که از دور خارج شده اند پایداری خود را حفظ کرده‌اند و خیلی وقت‌ها نه تنها حکم اخراجشان صادر نمی‌شود که به عنوان نمادهایی از تاریخ، سنت و هویت ملی آموخته یا توصیه می شوند. ممکن است ۱۰۰ سال از طول عمر یک زبان برای چنین قضاوتی زیاد نباشد اما کم هم نیست. آیا اسپرانتو نیز این پروسه را طی کرده است؟
دولتشاهی: من فکر نمی کنم که وجود واژگان مترادف، قواعد و استثناها در زبان ربطی به طول عمر آن داشته باشد. تمام مصیبت هایی که زبان دچارش می شود در اثر فقدان یک طرح جامع اولیه رخ می دهد. زبانی که بر اساس نقشه اولیه به وجود می آید مانند خانه ای است که با نظم و قاعده ساخته می شود و در آن پیش بینی های لازم نیز لحاظ می شود که به عنوان مثال اگر در آینده این خانه خواست تبدیل به یک عمارت شود امکان آن وجود داشته باشد و موجب به هم ریختگی در ساختار آن نشود. در اسپرانتو کلمات بسیاری وجود دارد که هر یک معانی شفاف و روشنی دارند و چون بر مبنای طرح اولیه ساخته شده‌اند در صورت لزوم تغییرات و اصلاحاتی در آنها صورت می گیرد و بر خلاف زبان‌های دیگر انباشتی از واژگان مرده و کم کاربرد نیست. اما این شفافیت‌ها به معنای بی مایه بودن زبان نیست. اسپرانتو به جایی می رسد که ترکیب واژگانی اش را نمی توان به هیچ زبانی ترجمه کرد. الان ما در دو سوی یک میز نشسته ایم و هر یک به جهانی تعلق داریم من می توانم از جهان شما آگاه شوم زیرا در آن زیسته‌ام اما شما نخواهید توانست به نکاتی که من درباره این زبان و به‌طور کلی جهان اسپرانتو می گویم پی ببرید. مادام که آن را نیاموخته‌اید تنها بر اساس شنیده هایتان قضاوت خواهید کرد.
ترابی: به خاطر ویژگی هایی که از اسپرانتو برشمردیم این زبان به‌مرور دچار تغییرات زیادی نمی شود و شما اگر یک مجله یا روزنامه مربوط به ۱۱۵ سال پیش را ورق بزنید هیچ مشکلی با درک آن نخواهید داشت. با وجود این که از ۱۰۰ سال پیش تا امروز واژگان زیادی وارد این زبان شده است اما در ساختار آن هیچ دگرگونی اساسی ای رخ نداده است. به هر حال فلسفه وجودی اسپرانتو یا هر زبان دیگری نظیر آن برقراری ارتباط میان انسان‌ها در عصر جهانی شدن است. اگر بپذیریم که جهان امروز به خاطر گسترش ارتباطات دهکده ای کوچک است باید به یک زبان جهانی هم بیندیشیم. زیرا انتخاب هر یک از زبان‌های ملی دنیا به منزله برتری دادن آن تمدن بر تمدن های دیگر است که در جهان امروز مورد پذیرش نیست. پس ما نیاز به یک زبان واسط بین المللی بی طرف داریم. اسپرانتو یکی از موفقیت آمیزترین این طرح‌ها بوده است اما این به آن معنا نیست که زبان کامل‌تر و بهتری نمی تواند وجود داشته باشد. اصل، باور داشتن به‌ضرورت وجودی یک زبان جهانی است که با کوشش های دیگر در نقاط دیگر جهان هم می توان به آن دست یافت.
* بهتر است کمی درباره تاریخ اسپرانتو در ایران سخن بگوییم. در ابتدا بفرمایید اسپرانتو در ایران چند سال قدمت دارد؟
دولتشاهی: قدمت اسپرانتو در ایران به ۱۰۳ سال پیش بر می گردد. زامنهوف بنیانگذار جنبش اسپرانتو، معاصر با عهد ناصری است و معاصر با عصری که مستشارالدوله به تفکر درباره علل عقب ماندگی ایران و ایرانی پرداخت و همراه با برخی دیگر ازجمله فتحعلی آخوندزاده به مسئله تغییر و اصلاح خط پرداخت. اسپرانتو در ایران حدود سال‌های ۱۹۱۳-۱۹۱۲ یعنی حول‌وحوش مشروطیت مطرح می شود. اما نخستین برخورد ایرانیان با اسپرانتو با مقاله ای از مرحوم یوسف اعتصامی در نشریه بهار روی داد. هر چند که در این مقاله، وی زامنهوف را چشم پزشکی روس دانسته است اما ازآنجا که نخستین حضور اسپرانتو در زبان فارسی است حائز اهمیت است. در این مقاله ترجمه سروده‌ای از زامنهوف به نام «امید»-سرود رسمی اسپرانتو-آمده است. سه سال پس از نشر این نخستین معرفی اسپرانتو اولین جلسه عمومی اسپرانتو در ایران برگزار شد. این جلسه که در تاریخ جمعه ۳ ذیقعده ۱۳۳۴ ق.برابر با ۳۰ سپتامبر ۱۹۱۶ م.تشکیل شد در مطبوعات روز بازتاب یافت. در این مراسم تأسیس انجمن اسپرانتو در ایران نیز اعلام گردید که ریاست آن بر عهده بهمن شیدانی بود.
* پس‌ازآن وضعیت تدریس اسپرانتو و استقبال ایرانیان از آن چگونه بود؟
دولتشاهی: رویکرد ایرانیان به اسپرانتو رویکردی معطوف به دانایی است. جالب توجه است که فردی مانند سید رضا صدر- که از زبان عربی در مطبوعات آن دوره ترجمه هایی دارد – در کلاس اکابری در جنب زیارتگاه سیدناصرالدین تهران به تدریس رایگان زبان جهانی اسپرانتو، همت می نهد. در جایی که علاوه بر اسپرانتو زبان‌های روسی، انگلیسی و فرانسه نیز تدریس می شد. اما این تنها مدرسه اسپرانتو در ایران نبود. از دیگر معلمان زبان اسپرانتو می توان به میرزا احمدخان، موچول مصور، بهمن شیدانی و… اشاره کرد.
پس از پیروزی نخستین جنبش مشروطیت، موج برپایی مدارس،انجمن‌ها و کتابخانه ها در ایران بالا گرفت. استقبال ایرانیان از زبان اسپرانتو از یک نیاز درونی سرچشمه می گرفت. ایرانیان در آن روزگار در پی یافتن وسیله‌ای بودند تا صدایی شوند در جهان صداهای آن روز. به یاد بیاوریم که در کشور همسایه ایران، ترکیه، جنبش زبان جهانی اسپرانتو قدمتی بیش از ایران دارد. در این کشور جنبش اسپرانتو هم‌زمان با کشورهای مصر و کلمبیا در سال ۱۹۱۲ یعنی ۴ سال زودتر از ایران شکل گرفت. اما این جنبش در ایران پیوسته‌تر، زنده تر و قدرتمندتر از تمامی کشورهای منطقه در طول حیات ۸۶ ساله خود بوده و هست.
* بعدها چه گروه‌هایی به اسپرانتیست های ایران اضافه شدند؟
دولتشاهی: آگهی های موجود در نشریات آن روز نشان می دهند که چندین گروه آموزشی به‌موازات یکدیگر فعالیت داشته‌اند، اما به نظر می رسد که از یکدیگر جدا و باهم بی ارتباط بوده اند. گروهی که در جنب زیارتگاه سیدناصرالدین تهران در کنار زبان‌های دیگر یک شب در هفته به آموزش رایگان زبان اسپرانتو می پرداختند متشکل از سید رضا صدر و سید ابراهیم صدر بودند. گروه دیگر متشکل از بهمن میرزا شیدانی، میرزا احمدخان و موچول خانم مصور رحمانی بودند. این گروه کلاس‌های متعددی در تهران برگزار می کردند. کلاس موچول خانم مصور رحمانی مخصوص بانوان و دختران بود که در عصر روزهای سه شنبه و جمعه تشکیل می شد. این کلاس زنانه آموزش اسپرانتو آن چنان که از شواهد برمی آید یگانه کلاس آموزش آزاد یک زبان غیرفارسی – دایر در تهران -برای بانوان بود. امروز ما از این افراد چیز زیادی نمی دانیم. این که آنها در کجا و از چه کسانی اسپرانتو را آموخته‌اند برای ما نامعلوم است. اما آنچه مسلم است این است که آنان از طریق زبانی دیگر اسپرانتو را آموخته‌اند.
* از دیگر روشنفکرانی که در آن دوران به زبان اسپرانتو آشنایی داشتند به چه کسانی می توان اشاره کرد؟
دولتشاهی: می دانید که اندیشه تجدد نخستین بار از سوی قفقاز به ایران راه یافت و آذربایجان بستر تجددگرایی ایرانی گشت. ارامنه ایران در این میان نقشی درخور توجه داشتند. در میان نخستین اسپرانتو دانان ایرانی روزنامه نگارانی نیز به چشم می خورند. به جز بهمن شیدانی که از کارکنان نشریه رعد بود می توان از الف. جاهد، مؤسس و مؤلف سالنامه پاریس و امیرقلی امینی، مدیر نشریه اخگر (چاپ اصفهان) نام برد.
*وضعیت زبان اسپرانتو در دوران پهلوی پدر و پسر چگونه بود؟
دولتشاهی: تاریخ اسپرانتو در ایران تاریخی شفاهی است و در جایی مکتوب و مدون نشده است به همین سبب پیگیری این جریان در طول تاریخ کار صعب و دشواری است. آن طور که از شنیده‌ها بر می آید دوران پهلوی به‌خصوص دوران رضاشاه با اسپرانتو به شدت مبارزه می شده است. ولی ما هیچ مدرکی دال بر این مخالفت‌ها نداریم. حتی در تمام دوران پهلوی اول یعنی بین سالهای ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰ جسته و گریخته اخباری از اسپرانتو در مطبوعات به چشم می خورد، اگر به راستی در حکومت پلیسی رضاشاه این زبان ممنوع بود قاعدتاً نمی بایست در روزنامه‌های رسمی اثری، اطلاعیه یا اعلانی از زبان اسپرانتو وجود داشته باشد در حالی که چنین نیست. یکی از دلایلی که دوران پهلوی اول را دوران مبارزه با اسپرانتو قلمداد می کنند این است که آلمان نازی که در آن دوران رابطه خوبی با دولت ایران داشت اسپرانتو ستیز بود و حتی اسپرانتیست ها را در کوره‌ها می سوزاند. اما آن چه از شواهد اندک ایران عهد رضاخان بر می آید نشان می دهد که کلاس‌های اسپرانتو و گروه‌های اسپرانتیست به شکل محفلی به فعالیت خود ادامه می داده اند. در دوران پهلوی دوم هم وضع به همین منوال پیش می رود تا اینکه در سال ۱۹۷۵ و در حدود سال‌های ۱۳۵۵ با حرکت دکتر ناصرالدین صاحب الزمانی دوره‌های کلاس‌های آزاد آموزش زبان اسپرانتو در دانشگاه‌ها و دیگر مراکز راه اندازی می شود.
* با توجه به اینکه دکتر صاحب الزمانی یکی از هواداران اصلی زبان اسپرانتو در دوران معاصر است می توانید کمی به فعالیت‌های ایشان اشاره‌ای کنید؟
دولتشاهی: بله، دکتر صاحب الزمانی در همان سالها با انتشار کتابی به نام زبان دوم که خودآموز زبان اسپرانتو در ۱۱ درس بود و فعالیت‌های پیوسته دیگر منجر به تولد دوباره جنبش اسپرانتو در ایران شد. وی تا سال ۵۷ کلاس‌های آزاد زبان اسپرانتو را در بخش معاونت فرهنگی دانشگاه تهران اداره می کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۵۷ باز هم اسپرانتو در برنامه ریزی های آموزش و پرورش مطرح می شود. در سال ۵۰۰ معلم آموزش و پرورش تحت تعلیم دکتر صاحب الزمانی در رشته های جامعه شناسی و زبان به تدریس اسپرانتو در مدارس اشتغال داشتند.
* زبان اسپرانتو در دوران پس از پیروزی انقلاب چه روندی را در پیش داشته است؟
دولتشاهی: پس از وقوع جنگ و طی حوادث دهه شصت اسپرانتو کم کم از رونق افتاد و محدود شد. اما در همین دوران نیز این سو و آن سو مراکز و موسساتی برای آموزش مکاتبه‌ای و حضوری در تهران و شهرستان‌ها از جمله در شیراز و مشهد به کار خود ادامه می دادند. به جز مرکز اسپرانتو که دکتر صاحب الزمانی آن را راه اندازی کرد دکتر حسین وحیدی مؤسسه آزما را برای آموزش مکاتبه ای زبان اسپرانتو بنیان گذاشت. در شیراز هم در سال ۶۴ کانون فرهنگی امید تشکیل شد. تا اینکه ۱۰ سال پیش موسسه سبزاندیشان فعالیت خود را شروع کرد این موسسه که تا پیش از آن تدریس اسپرانتو را در فرهنگسراها و مراکز دیگر دنبال می کرد از حالت محفلی خارج شد و مؤسسه‌ای را با فعالیت وسیع آغاز کرد و به راه‌اندازی مجله «پیام سبزاندیشان» اقدام کرد که تاکنون ۳ شماره از آن بیرون عرضه‌شده است و این اتفاق بسیار ارزشمندی است زیرا در هیچ جای دنیا مجلات اسپرانتو عرضه عمومی در دکه‌های مطبوعاتی ندارد.

 این مصاحبه در  شماره ۳۱۴۸ سه شنبه ۴ شهریور ۱۳۸۲ روزنامه همشهری نیز منتشر شده است.

هدف زبان بین‌المللی چیست؟

 در اول آذرماه ۱۳۸۰ سمیناری جهت آشنایی با زبان اسپرانتو در خانه فرهنگ مهرآباد برگزار شد که یکی از سحنرانان آن خانم فریبا نوری مجد صاحب‌امتیاز و مدیرمسئول مجله پیام سبراندیشان بود. اینک متن سخنرانی ایشان:

به نام خدا

 با سلام و خیرمقدم به همه حضار گرامی؛ سخنم را درباره ضرورت زبان بین‌المللی با دو سؤال آغاز می‌کنم که:

هدف زبان بین‌المللی چیست؟ و آیا ایجاد یک زبان بین‌المللی ضرورت دارد؟ پاسخ این دو سؤال کاملاً آشکار است. چرا که زبان بین‌المللی وسیله‌ای است که برای ارتباط افکار و احساسات بین مردم بکار می‌رود و همانند سایر وسایل ارتباط جمعی به‌عنوان ابزاری استفاده می‌شود که جای آن در زندگی اجتماعی جامعه متمدن بشری نمی‌تواند خالی باشد. هیچ‌کس نسبت به ضرورت وسایل ارتباط جمعی در برقراری ارتباط تردید ندارد. در نتیجه هیچ‌کس درباره ضرورت ایجاد یک زبان بین‌المللی نیز شک ندارد.
ولی برخی فکر می‌کنند زبان بین‌المللی غیرضروری است. زبانی بازدارنده است و به روح ملی خلل وارد می‌کند. شاید دلیل مخالفت آنها با زبان بین‌المللی این است که آرمان و ایده زبان بین‌المللی را درک نکرده‌اند. گاهی آنها تصور می‌کنند که آرمان نهایی زبان بین‌المللی این است که زبان‌های ملی و سرزمینی را از دور خارج کند و همه ساکنان کره زمین به یک زبان سخن بگویند و بنویسند. این یک سوءتفاهم است. ایده زبان بین‌المللی هرگز آن طور نیست. زبان بین‌المللی هرگز قصد ندارد مانع وسدی در برابر زبان‌های ملی و محلی باشد؛ بلکه برعکس هدف آن این است که به زبان‌های ملی یاری برساند. بشر به واسطه زبان است که تبادل افکار می‌کند. زبان بین‌المللی هرگز بر آن نیست که خود را بر زندگی داخلی مردم تحمیل کند. ازآنجا که زبان بین‌المللی بی‌طرف است هرگز خود را بر امور داخلی مردم تحمیل نمی‌کند و از آنجا که زبان کمکی است هرگز مانعی برای زبان ملی یا سرزمینی نخواهد بود. به‌طورکلی در دنیای جدید زبان بین‌المللی به هیچ وجه امر پیش پا افتاده‌ای نیست و بر اساس نیاز عصر پدید آمده است.
ارتباط بین‌المللی مردم در عصر حاضر آن چنان پیچیده است که هر شخصی به یادگیری چند زبان نیازمند است. زبان خارجی یکی از مواد اصلی دروس مدارس در کشورهای گوناگون شده است. در حال حاضر تسلط بر تنها یک زبان ملی خارجی امری بیهوده است. خواه‌ناخواه باید زبان دوم و سوم و حتی چهارم را نیز آموخت. البته به نظر یک فرد عادی آموختن تمام زبان‌های ملی الزامی نیست. اما برای آنها که از آموزش عالی بهره‌مند هستند یا کسانی که باید در عرصه‌های سیاست بین‌الملل یا تجارت بین‌الملل فعالیت نمایند؛ لازم است به چند زبان خارجی مسلط باشند. این بدان معناست که برای آنها فراگیری زبان‌های ملی اصلی جهان ضرورت دارد.
افراد یک کشور مدت مدیدی را وقف فراگیری زبان کشور دوم؛ سوم و حتی چهارم می‌کنند. درحالی‌که در همین هنگام افرادی از کشور دوم سال‌های بسیاری را برای آموزش زبان کشورهای دیگر هدر می‌دهند و مردمی از کشور سوم یا چهارم به ترتیب ناچارند سال‌های بسیاری را صرف یادگیری زبان‌های بیگانه نمایند. این موضوع ازنقطه‌نظر اقتصاد زمان عاقلانه نیست. در طول زندگی بشر اختراعات زیادی برای صرفه‌جویی در زمان انجام گرفته؛ ماشین‌ها اختراع شده‌اند که زمان را ذخیره کنند. راه‌آهن؛ کشتی؛ و وسایل این قبیل را بکار گرفته‌اند که در مسافرت صرفه‌جویی شود ولی موفق نشدند چاره‌ای بیندیشند تا از مدتی که صرف فراگیری زبان‌های گوناگون می‌شود کاسته شود. دقیقاً به دلیل چنین نیازی آرمان زبان بین‌المللی به وجود آمد. به بیان دیگر زبان بین‌المللی ابزاری است برای زندگی اجتماعی جدید به منظورصرفه جویی در زمان و کارایی مؤثرتر.
حالا باید ببینیم چه زبانی شایستگی دارد بین‌المللی شود؟ آیا می‌توان یک زبان ملی را به‌عنوان زبان بین‌المللی پذیرفت؟ ظاهراً درست‌ترین راه حل انتخاب یکی از زبان‌هایی است که بیشترین مردم از آن استفاده می‌کنند و سپس اطلاق زبان بین‌المللی به آن است. بر اساس این دیدگاه فقط زبان چینی شایستگی آن را دارد که بین‌المللی محسوب شود چون افزون بر یک میلیارد نفر به زبان چینی سخن می‌گویند که در مقایسه با آن سخنگویان زبان انگلیسی یا اسپانیولی خیلی کمتر است. اما فراگیری زبان چینی بسیار مشکل است؛ به‌طوری‌کهیک اروپایی حداقل به هفت یا هشت سال وقت نیاز دارد تا آن را کامل بیاموزد. در نتیجه زبان چینی شایستگی آن را ندارد که زبان بین‌المللی باشد. از زبان چینی که بیشترین کاربرد را دارد بگذریم آیا امکان دارد که زبان انگلیسی؛ فرانسوی؛ روسی یا اسپانیولی را به‌عنوان زبان بین‌المللی پذیرفت؟ اینک مشکل دیگری به وجود می‌آید. ازآنجاکه همیشه زبان با قدرت سرزمینی مربوط است؛ اگر یک زبان ملی به‌عنوان زبان بین‌المللی پذیرفته شود؛ سرزمینی که در آن به آن زبان سخن می‌گویند موقعیت مناسبی در زمینه فرهنگ جهانی به‌دست می‌آورد که برای ملت‌ها و سرزمین‌های دیگر اصلاً قابل‌تحمل نیست. اگر یک زبان ملی معین به‌عنوان زبان بین‌المللی پذیرفته شود ملت‌های دیگر با آن مخالفت می‌ورزند. همچنین هر زبان ملی حتی اگر به‌عنوان زبان بین‌المللی پذیرفته‌شده باشد؛ برای مردم سرزمین‌های دیگر به سختی قابل یادگیری است. می‌توان گفت که پذیرفتن هریک از زبان‌های ملی موجود به‌عنوان زبان بین‌المللی کاملاً غیر دمکراتیک است.
اولین شرط زبان بین‌المللی سادگی و آسانی یادگیری آن است. زبانی که یادگیری‌اش مشکل باشد هرگز نمی‌تواند در سراسر جهان گسترش یابد. درحالی‌که هر زبان قومی بر اساس عادات ملی گسترش‌یافته و
بی‌قاعده و غیرمنطقی است بنابراین به‌آسانی قابل یادگیری نیست. تنها زبان فرا ساخته واجد ویژگی‌های سادگی و آسانی آموزش است. پس می‌توان نتیجه گرفت که زبان فرا ساخته شایسته است که زبان بین‌المللی شود.

حال کدام زبان فرا ساخته می‌تواند بین‌المللی شود؟ کاملاً روشن است. آن زبانی می‌تواند پذیرفته شود که به بهترین صورت به‌عنوان زبان بین‌المللی گسترش‌یافته باشد.
طی چند دهه گذشته طرح‌های بسیاری در زمینه زبان بین‌المللی به وجود آمده‌اند که اکثر آنها هرگز مورد استفاده واقع نشدند و بعضی از آنها پس از اندک مدتی به کار بردن از میان رفتند. فقط این اسپرانتو است که توسط میلیون‌ها نفر طی چند دهه گذشته عملاً مورد بهره‌برداری قرارگرفته است. در نتیجه اسپرانتو یگانه زبان بین‌المللی مناسب است و پذیرفتن اسپرانتو به‌عنوان زبان بین‌المللی تنها راه حل مشکل زبان بین‌المللی است.
زبان اسپرانتو در دوران جوانی یک انسان آفریده شد. مخترع آن کهلودویکلازارزامنهوف نام داشت نخستین طرح زبان جهانی را در سن ۱۹ سالگی و اولین کتابچه مربوط به آن را به نام زبان بین‌المللی در ۲۸ سالگی با نام مستعار دکتر اسپرانتو منتشر ساخت. وی در دوران طفولیت با چندین زبان مختلف آشنا شد ولی از همان ابتدا مسئله تعدد زبان‌ها؛ احساسات او را جریحه‌دار نمود. زامنهوف در شهر بیالیستوک لهستان به دنیا آمد شهری که در آن ۴ قوم روس-لهستانی-آلمانی و کلیمی سکونت داشتند و هر قوم به زبان خود سخن می‌گفت و با اقوام دیگر روابط خصمانه‌ای داشتند. او احساس می‌کرد در چنین شهری بیش از هرجای دیگری به دلیل تنوع زبان‌ها در فشار قرار گرفته و فکر می‌کرد این تنوع و کثرت زبانی یکی از پایه‌های عمده اختلاف و نزاع در بین اقوام است. و از همین جا طرح زبان بین‌المللی واحد به ذهن او رسید.
علت اینکه اسپرانتو بر از مرحله آزمون به در آمد و در سراسر گسترده شد به علت ساختار منطقی آن است. به ساری متقاعد شدند که پدیده اسپرانتو یکی از عجایبی است که در عصر جدید به وقوع پیوسته است. هرچند زامنهوف زبان‌شناس نبود بلکه چشم پزشک بوده ولی بر اساس نبوغ زبانشناسی خود طرح بسیار کاملی را برای اسپرانتو ریخته است. برتری اسپرانتو به خاطر منطقی بودنش است و به این خاطر یادگیری آن بهتر و راحت‌تر و کاربرد آن امکان‌پذیر می‌شود. یکی از خصوصیات آن آسانی و تغییرناپذیر بودن تکلم آن است.
چرا ساده؟ ازآنجاکه هر کلمه بی‌استثنا همان‌طور که به صدا درمی‌آید نوشته می‌شود.
قواعد پیچیده ندارد و استثنایی در آن به چشم نمی‌خورد؛ همچنین به دلیل وجود پساوندها و پیشاوندها ساخت کلمات جدید راحت تراست بنابراین تعداد لغت‌ها هم کمتر می‌شود. دلایل دیگری نیز برای اثبات سادگی این زبان وجود دارد که هنگام یادگیری با این زبان خود شاهد آن خواهید بود.
با صرف کمتر از ۱۰۰ ساعت می‌توان در سطح قابل قبولی این زبان را فراگرفت و برای آموزش آن به سال‌ها وقت و صرف هزینه‌های گزاف نیاز نیست. کسی که اسپرانتو می‌آموزد زبان‌های دیگر را بهتر یاد می‌گیرد. استفاده از اسپرانتو باعث می‌شود که ما بتوانیم با ملت‌های مختلف و فرهنگ‌های آنان آشنا شویم و به راحتی با آنها ارتباط برقرار کنیم. و با خدمات و امکاناتی که در اختیار ما قرار می‌گیرد مسافرت‌های راحت‌تر و کم هزینه‌تری داشته باشیم.
در اینجا لازم است این را نیز بگویم که در سال‌های ۱۹۵۴ تا ۱۹۵۸ تحت نظر یونسکو ۲ سری تحقیقات در مورد ارزش آموزشی اسپرانتو در کشورهای اروپایی انجام شده که در آن تحقیقات ثابت‌شده یادگیری اسپرانتو ۱۰ برابر آسان‌تر از هر زبان دیگر است.
به لطف یک سلسله اقدامات منظم و با بسیج گرایش‌های مختلف فکری اسپرانتو توانسته است تاکنون نظر برخی محافل رسمی و سازمان‌های معتبر بین‌المللی را به خود جلب کند. ازجمله: سازمان علمی – فرهنگی و آموزشی یونسکو در سال ۱۹۵۴ عریضه‌ای در جهت دفاع از منافع اسپرانتو دریافت کرد که توسط انجمن و سازمان‌های مختلف و شخصیت‌های برجسته که بین آنها زبان‌شناس‌های بسیاری هم بود امضا شده بود. این سازمان پس از بررسی‌های کامل و وقوف به کارایی‌های اسپرانتو با اکثریت مطلق آرا قطعنامه‌ای را در جهت اشاعه این زبان صادر کرد و همکاری خود را با انجمن جهانی اسپرانتو اعلام نمود. چرا که نتایج حاصل از توسعه زبان بین‌المللی با اهداف و آرمان‌های یونسکو هماهنگی کامل دارد.
اسپرانتو امروزه در همه کشورهای اروپایی و بسیاری از دیگر کشورهای جهان نظیر ژاپن؛ کره؛ چین – کانادا- کوبا-برزیل –استرالیا-آمریکا و غیره پدیده‌ای کاملاً شناخته‌شده است و در سطحی وسیع تدریس می‌شود ولی متأسفانه باآنکه هزاران اثر ارزشمند علمی و ادبی به اسپرانتو تألیف یا ترجمه شده است و صدها مجله و نشریه در زمینه‌های گوناگون به این زبان ترجمه می‌شود و ده‌ها فرستنده رادیویی در این سو و آن سوی جهان به اسپرانتو برنامه پخش می‌کنند؛ این پدیده هنوز در ایران برای همگان شناخته شده نیست. با این حال با توجه به کمبود امکانات آموزشی و کتاب‌های درسی اسپرانتو از سالیان پیش بسیاری افراد به یادگیری این زبان پرداختند و از میان آنه
ا برخی کوشیدند این زبان را به دیگر ایرانیان معرفی کنند. در سال‌های اخیر روند آشنایی با اسپرانتو و گسترش آن در کشورمان از شتاب امیدوارکننده‌ای برخوردار شده است.

در پایان جا دارد جملاتی را از روح بلند ملت هند – گاندی – بیان کنم:
“من شایسته می‌دانم که هرکس در زادگاه خود پول بومی خویش را خرج کند؛ طبق تقویم سنتی خود گاه‌شماری کند و به زبان مادری خود سخن بگوید. ولی در روابط میان ملت‌ها من طرفدار یک پول بین‌المللی – یک تقویم بین‌المللی و یک زبان بین‌المللی همانند اسپرانتو هستم. من اسپرانتو را خوانده‌ام آن را بسیار آسان یافته‌ام. اسپرانتو به خاطر هدفی نجیب و انسانی بنیان‌گذاری شده است و شایسته رویارویی با مهربانی و لطف است.”

فریبا نوری مجد صاحب‌امتیاز و مدیرمسئول مجله پیام سبراندیشان